نماز مسافر ووطن

نماز مسافر

  • 1) نماز چهار رکعتی در سفر باید به صورت قصر(دو رکعتی) خوانده شود.
  • 2) مسافت شرعی که موجب قصر نماز می‌شود، (به حسب تحقیقات انجام شده که موجب اطمینان است)، معادل با 41 کیلومتر در مسافت امتدادی و 20 کیلومتر  و نیم در مسافت تلفیقی است.
  • 3) در سفر تلفیقی مسیر رفتن نباید کمتر از چهار فرسخ باشد. بنابر این اگر سه فرسخ برود و پنج فرسخ برگردد، نمازش تمام است، اما اگر پنج فرسخ برود و سه فرسخ برگردد، نمازش قصر است. 
  • 4) اگر مسافت کمتر از چهار فرسخ (مثلاً یک فرسخ و نیم) را چندین بار رفت و آمد کند به طوری­که مجموع آن هشت فرسخ یا بیشتر شود نمازش قصر نمی­شود.
  • 5) ملاک محاسبه­ی مسافت شرعی فاصله­ی بین آخر شهر مبدأ و ابتدای شهر مقصد می­باشد.
  • 6) اگر مقصد فردی خود شهر نیست بلکه مکان خاص و مستقلی در اطراف شهر است؛ به گونه­ای که عرفا رسیدن به شهر، رسیدن به مقصد محسوب نمی­شود -یعنی شهر فقط طریقی برای رسیدن به مقصد ماست-، مانند برخی دانشگاه­ها، پادگان­ها یا بیمارستان­هایی که در کنار شهر است، در این صورت باید مسافت را تا آن مکان خاص محاسبه کرد.

شغل نبودن سفر ازشرایط قصرشدن نماز        

  • 7) از شرایط قصر نماز در سفر آن است که سفر حرفه و شغل نباشد و  برای تحقق شغل و حرفه سه چیز معتبر است:
  1. قصد حرفه قرار دادن آن عمل؛
  2. شروع در عمل؛
  3. قصد استمرار اشتغال؛
  • 8) برای تحقق سفر شغلی لازم نیست که سفر تکرار شود، بلکه با همان اولین سفری که با نیتِ اشتغال حرکت می‌کند، سفر شغلی حاصل می­شود و در همان سفر نماز تمام است.
  • 9) اگر سفر برای تحصیل علم، جزء حرفه و شغل باشد مثل آن‌که دوره‌ی آموزشی برای کارمند اداره قرار دهند و او برای گذراندن دوره به مسافرت برود، نمازش تمام است.
  • 10) در سفری که دانشجو و دانش آموز برای تحصیل علم می‌کند تا در آینده شغلی را اختیار کند، احتیاط واجب آن است که نمازش را به صورت جمع بين تمام و قصر بخواند و روزه‌ اش را بگیرد و بعداً نيز قضا کند.
  • 11) دانشجویان دانشگاه افسری که وقتی وارد دانشگاه می‌شوند بعد از گذراندن چند ماه تمرین و تعلیم، سردوشی می­گیرند و به آن­ها «افسر» گفته می­شود، این نوع تحصیل جزء حرفه محسوب شده و در سفر تحصیلی، نمازشان  تمام و روزه را باید بگیرند.
  • 12) کسی ­که سفر مقوم یا مقدمه­ی شغل اوست، اگر به سفر غیر شغلی برود، هر چند به محل شغلش باشد، نمازش قصر است.
  • 13) در فرض مسأله­ی قبل، چنانچه سفر غیر شغلی به محل شغلش باشد ولی تصمیم بگیرد که به خاطر شغل در آنجا بماند، نمازش در مدتی که آنجا توقف می­کند تا به سر کار برود و در برگشت تمام است.
  • 14) کسی که اشتغال به شغلی دارد که در سال یک بار به مدت مثلاً یک ماه طول می‌کشد مانند کاروان داران حج، چنانچه بنا دارد همه ساله به این کار اشتغال داشته باشد، نمازش حتی در اولین سفر تمام است. ولی اگر قصد استمرار ندارد، نماز قصر است.
  • 15) کسی که در فصلی از سال سفر شغلی دارد و قصد و عزم او استمرار همه ساله آن است، مانند شغل رانندگی در تابستان، سفرش حکم سفر شغلی را دارد و حتی در سفر اول نمازش تمام است.
  • 16) کسی که در فصلی از سال اشتغال به کاری دارد و قصد استمرار در سالهای آینده را ندارد، چنانچه بخواهد به مدت طولانی مثلاً حداقل سه ماه به طور متعارف و مستمر به آن اشتغال داشته باشد و تنها در ایامی که معمولاً تعطیل می‌کنند مانند ایام تعطیل وعزاداری تعطیل کند، سفرش حکم سفر شغلی را دارد و نمازش حتی در سفر اوّل تمام است و چنانچه مدت آن طولانی نباشد، حکم سفر شغلی را ندارد و نماز او قصر است.
  • 17) کسی که شغلش تردد به بیرون شهر به اندازه کمتر از مسافت شرعی است مانند بعضی از رانندگان تاکسی، اگر اتفاقاً در حدّ مسافت شرعی برای همان شغل مسافرت کند، حکم سفر شغلی را ندارد و نمازش قصر است.
  • 18) کسی که شغل او سفر است و وظیفه‌اش آن است که نماز را تمام بخواند و روزه‌اش را در سفر بگیرد ، چنانچه در وطن یا غیر وطن با نیت یا بدون نیت، ده روز بماند، در اولین سفری که بعد از این ده روز انجام می‌دهد، نمازش قصر است.
  • 19) اگر کسی که شغلش سفر یا در سفر است، ده روز در وطن یا غیر وطن اقامت کند و بعد از آن به سفر غیر کاری برود؛ مثلاً به سفرِ زیارتی برود، بعد از برگشت از سفر زیارتی، بخواهد به سفر کاری برود، بنابر احتیاط واجب در سفر کاری بعد از سفر زیارتی نمازش را هم به صورت قصر و هم تمام بخواند.
  • 20) اگر خودروی شخصی که شغلش رانندگی است در بین سفر شغلی خراب شود و برای تعمیر و خرید لوازم به محلّی که مسافت شرعی است سفر کند، این سفر نیز سفر شغلی محسوب شده و نمازش تمام است.
  • 21) در فرض مسأله ی قبل، اگر پیش از شروع به سفر شغلی، خودروی او خراب شود و برای تعمیر و مثلاً تهیه لوازم به محلی که مسافت شرعی است مسافرت کند، نمازش قصر است.
  • 22) کسی­که  سفر مقوم شغل یا مقدمه­ی آن است، اگر به سفر غیر شغلی برود – که نمازش قصر است- چنانچه در بازگشت به خاطر شغلش بخواهد به محل شغل برود، نمازش در برگشت تمام است.
  • 23) کسی که شغلش سفر یا در سفر است؛ چنانچه از سفر شغلی برگردد، در برگشت نمازش تمام است، ولی چنانچه چند روزی ( کمتر از ده روز ) برای غیر شغل مثل زیارت یا تفریح بماند و سپس مراجعت کند، احتیاط واجب در برگشت، جمع بین قصر و تمام است.
  • 24) کسی که سفرمقدمه­ی شغلش است؛ مانند معلمی که در شهر دیگر تدریس می­کند، چنانچه شغلش به پایان برسد، صدق عرفی سفر در هنگام برگشت از سفر آخر معلوم نبوده  و احتیاط آن  است که نماز را هم قصر و هم تمام بخواند.

رسیدن به حد ترخّص

  • 25) مسافری که از وطن خارج می‌شود، از زمانی نمازش قصر می­شود که به حد معینی برسد و همچنین در هنگام بازگشت نیز باید به آن حد برسد تا نماز را تمام بخواند، که به این حد، «حد ترخص» می‌گویند؛ گرچه احتیاط مستحب این است که در هنگاه بازگشت تا زمانی که به شهر داخل نشده است، نماز را به صورت جمع بین قصر و تمام بخواند.
  • 26) علامت و نشانه حدّ ترخص، آن است که به اندازه‌ای از وطن دور شود که صدای اذان متعارف و بدون بلندگو شنیده نشود.
  • 27) چنانچه مسافر به مقداری از وطن دور شود که در آنجا صدای اذان شنیده نمی‌شود ولی صداهای بلند دیگر مثل دعا و قرائت قرآن شنیده می‌شود، احتیاط آن است که اگر در آنجا نماز می‌خواند، به صورت جمع بخواند و الّا به اندازه‌ای دور شود که صدایی شنیده نشود.
  • 28) همانطور که برای رفتن، ملاک قصر حدّ ترخص است، هنگام بازگشت هم وقتی به حدّ ترخّص رسید، نمازش تمام است اگر چه احتیاط مستحب آن است که تا به شهر نرسیده است، نماز را به صورت جمع یعنی قصر و تمام بخواند.
  • 29) مسافری که بیش از سی روز در جایی بدون قصد اقامت ده روز مانده است و نماز را باید در آنجا تمام بخواند

چيزهايى كه سفر را قطع مى‏كند

  • 30) در موارد زير بايد نماز را تمام خواند و سفر پايان مى‏پذيرد:
  1. عبور از وطن
  2. قصد یا علم به اقامت ده روز یا بیشتر در یک مکان
  3. ماندن سی روز، مردّد و بدون قصد اقامت ده روز در یک مکان

 

احکام وطن

  • 31) وطن عبارت است از محلی که انسان در آن سکونت و استقرار داشته و محل زندگی­اش است. 
  • 32) وطن بر دو گونه است: وطن اصلی و وطن اتّخاذی.

 وطن اصلی

  • 33) وطنِ اصلی جایی است که انسان در ابتدای زندگی در آنجا رشد و نمو کرده و دوران کودکی و نوجوانی را در آنجا بزرگ شده است.
  • 34) لازم نیست انسان در وطن اصلی، متولد شده باشد، همچنین شرط نیست که وطن اصلی انسان، وطن والدینش باشد.
  • 35) مقدار زمان لازم برای تحقق وطن اصلی، موکول به نظر عرف است؛ مثلاً اگر حداقل ده سال اول زندگی را در جایی گذرانیده است وطن اصلی صدق می‌کند و اگر یکی دو سال مانده است، یقیناً صدق نمی‌کند.
  • 36) در تحقق وطن اصلی لازم نیست که انسان قصد داشته باشد برای همیشه یا مدت طولانی در آنجا زندگی کند و حتی اگر قصد نماندن در آنجا را داشته باشد، همچنان وطن اصلی صدق می­کند.

وطن اتخاذی

  • 37) وطن اتّخاذی جایی است که انسان بعد از آن‌که وطن اصلی را ترک کرده است، آنجا را برای تحصیل، کار یا شغل و امثال آن به عنوان وطن انتخاب کرده و محل سکونت قرار داده است. خواه از وطن اصلی إعراض کرده یا نکرده باشد.
  • 38) در تحقق وطن اتخاذی؛ تفاوت ندارد که در آنجا قصد زندگی دائم یا قصد زندگی بدون تعیین مدّت یا قصد زندگی به مدّت طولانی داشته باشد.
  • 39) اگر قصد دارد در جایی حدود ده سال بماند، بعید نیست عرفاً در صدق وطنیت کافی باشد.
  • 40) جایی را که انسان برای مدت یکی دو سال برای زندگی انتخاب می کند، عرفا وطن نیست ولی چون در آنجا مسافر بر او صدق نمی‌کند، حتی بدون قصد اقامت ده روز، نمازش تمام است.
  • 41) کسی که برای همیشه یا برای سالیان متمادی، سالی سه، چهار ماه در محلی زندگی می کند؛ مثل تابستان و ایام تعطیل، چنانچه در آن محل نیّت توطن کند و وسائل زندگی در وطن مانند خانه و امثال آن را فراهم آورد، آنجا عرفاً وطن دوم او محسوب می‌شود اما اگر صرفا برای ییلاق و امثال آن، بدون قصد توطن و بدون فراهم آوردن لوازم زندگی، آنجا می رود، تحقق وطن بعید است.
  • 42) برای صدق وطن اتخاذی علاوه بر قصد توطّن، لازم است کارهایی که معمولاً برای توطن در یک محل انجام می­شود را انجام دهد، مانند اینکه مدتی مثل یک، دو یا سه ماه را با همین قصد بماند، که در این صورت بعد از گذشت آن مدت، وطن صدق می­کند ، یا اگر در همان روز اول ورود، خانه‌ای خریداری یا اجاره کند، و یا محلی برای کسب و کار تهیه نماید، از همان روز وطن صدق می‌کند.
  • 43) اگر کسی به قصد توطن به مکانی برود و پیش از آنکه به مقداری که صدق وطن کند، یا پیش از انجام کارهایی که عرفاً با وطن سازگار است؛ مثل خرید خانه، ازدواج و مانند آن، برای ماندن در آنجا مردد شود، آن محل وطن او محسوب نشده و در صورتی­که قصد ماندن ده روزرا نداشته باشد، نمازش قصر است.
  • 44) اگر کسی به قصد توطن به جایی برود و مدتی؛ مانند یکی، دو ماه بماند که صدق وطن کند، یا کارهایی را که عرفاً با وطن سازگار است (مثل خرید خانه و ازدواج و مانند) انجام دهد و سپس مردّد شود که در آنجا بماند یا نه، در این صورت تردید موجب زوال حکم وطن نمی‌شود و مادامی که قصد اعراض نکرده و از آنجا خارج نشده است، حکم وطن ثابت است.
  • 45) اگر کسی خانه­ای در شهر دیگری؛ مانند مشهد الرضا (صلوات الله علیه) یا در منطقه­­ی ییلاقی تهیه کند و مکرر مثلا هر هفته جهت زیارت یا تفریح به آنجا برود، در صورتی­که مدت اقامت او در آن مکان به مقداری نباشد که عرفا آن مکان برای او محل استقرار و زندگی محسوب شود، نمازش در آنجا قصر بوده و روزه­اش صحیح نمی­باشد.
  • 46) عرفاً داشتن سه وطن بی اشکال است و بیشتر از آن محل اشکال است.
  • 47) کسی که بیش از یک وطن دارد، لازم نیست در همه آن محل­ها به یک اندازه بماند، بلکه اگر یک­جا مثلاً پنج ماه و جای دیگر هفت ماه، یا یک­جا چهار ماه و یک­جا پنج ماه و مکان سوم، سه ماه بماند، اشکالی ندارد.

تبعيّت در وطن

  • 48) تبعیت در وطن همانند خود وطن امر عرفی است. در نظر عرف فرزندی که با پدر و مادر زندگی می کند تابع آنهاست. و وطن آنها، وطن او هم محسوب می شود.
  • 49) اگر فرزند در وطن پدر و مادر (چه وطن اصلی یا اتخاذی) به اندازه­ای زندگی نکرده که وطنِ اصلیِ او شود؛ مثل این­که بعد از تولد به جهتی از پدر و مادر دور شده و  بعد از هفت، هشت سال نزد والدین برگشته است، در این صورت وطن والدینش، وطن اصلی او نیست، اما وقتی برگشت ولو وطنِ اصلی او نیست، لکن  به تبع زندگی با والدینش، وطن اتخاذی او می‌شود.
  • 50) در وطن اصلی تبعیت نقشی ندارد بلکه ملاک همان نشو و نما است.
  • 51) فرزندان بالغ مثل دختر یازده، دوازده ساله یا پسر شانزده، هفده ساله که از قصد توطن غافل می‌باشند و همراه پدر و مادر به محل و شهر جدیدی که پدر و مادر قصد توطن کرده‌اند، می‌روند، آنجا برای آنها هم حکم وطن خواهد داشت.
  • 52) اگر فرزندی همراه والدین به مکانی برود که آنها قصد توطن دارند در صورتی­که قصد عدم توطن داشته باشد آن مکان برای او حکم وطن را ندارد؛ هر چند که نان خور آنان محسوب شود.

اعراض از وطن

  • 53) اعراض از وطن مانند وطن بودن مکانی، امر عرفی است. بنابر این اگر فردی از شهری که در آنجا ساکن است، خارج شود و تصمیم بگیرد که برای زندگی، به آنجا برنگردد، در این­صورت دیگر آنجا وطنِ او نیست؛ هر چند وطنِ دیگری هم اتخاذ نکرده باشد و اگر بخواهد به آنجا برود، چنانچه قصد ده روز نکند، نمازش قصر است.
  • 54) برای تحقق اعراض، قصد و نیت لازم است، بنابر این اگر بدون قصد اعراض برای مدتی مثلاً چهار، پنج سال از آن مکان خارج شود، اعراض محقق نمی شود. البته اگر مدت طولانی؛ مثلا چهل، پنجاه سال از زمان خارج شدن فرد از وطن خود بگذرد و در ذهنش هم فکر برگشت نداشته باشد، بعید نیست دیگر آنجا وطن او محسوب نشود و در صورت سفر به آن مکان بدون قصد اقامت ده روز نمازش قصر است.
  • 55) کسی که از وطنش خارج شده و قصد ندارد که برنگردد، ولی می­داند یا اطمینان دارد که به آنجا برنخواهد گشت، بعید نیست که این اطمینان و علم هم در حکم اعراض باشد و با رفتن به آن­جا نمازش قصر است.

قصد اقامت ده روز

  • 56) اگر انسان قصد بر اقامت ده روز ندارد، ولی یقین یا اطمینان دارد که ده روز خواهد ماند، در این صورت نیز نماز تمام بر او واجب است. امّا اگر فقط گمان داردکه می­ماند؛ نمازش قصر است.
  • 57) در اقامت ده روز، مراد ده روز متعارف است نه ده شبانه روز. بنابر این شب اول و شب آخر، داخل در حساب ده روز نیست، پس اگر اول صبح وارد شده و قصد کرد که ده روز بماند، و پس از پایان روز دهم خارج شود، نمازش تمام است.
  • 58) ملاک در تعیین محدوده­ی روز در مواردی که شارع مقدس برای آن حدی مشخص نکرده است ، عرف می­باشد که در اینجا عرف از طلوع خورشید تا غروب آن را روز حساب می­کند.
  • 59) در قصد اقامت ده روز،  شبهای وسط، داخل در ده روز است، بنابر این نمی تواند شبها از آنجا خارج شود.
  • 60) در قصد اقامت، اگر بخواهد مقداری هرچند به اندازه­ی یک ساعت کمتر از ده روز بماند، کافی نیست.
  • 61)  اگر شخصی بعد از طلوع خورشید، وارد شهری شود، به هر اندازه­ای که از ابتدای طلوع خورشید، کسری دارد از روز یازدهم، باید جبران شود تا ده روز کامل گردد؛ مثلا اگر روز اول سه ساعت بعد از طلوع خورشید به شهری برسد، چنانچه قصدش این باشد که روز یازدهم تا سه ساعت بعد از طلوع خورشید آنجا بماند، نمازش کامل است.
  • 62) محل اقامت در ده روز باید عرفاً یک جا باشد و صرف اتصال مثلاً دو شهر یا دو روستا به یکدیگر تا وقتی که یک محل محسوب نشود، کفایت نمی‌کند.
  • 63) در صورت شک در وحدت مکان اقامت، نماز قصر است.
  • 64) اگر شهری که در آن قصد اقامت کرده، از شهرهای بزرگ بوده و دارای محلات به­هم پیوسته باشد، چنانچه بخواهد بین محلات آن تردّد کند، ضرری به وحدت مکان اقامت ندارد.
  • 65) کسی که از ابتدا قصد خروج از محل اقامت ده روز به مقدار کمتر از مسافت شرعی دارد، در صورتی که مثلاً دو سه بار بخواهد برود و حداکثر تا نصف روز برگردد، می تواند قصد اقامت کند و خروج او منافاتی با قصد اقامت ده روز ندارد، ولی قصد خارج شدن در یک دفعه به مدت 15 ساعت محل اشکال است.
  • 66) مسافری که قصد اقامت ده روز داشته باشد ولی پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی از قصدش برگردد یا مردّد شود، نمازش قصر است.
  • 67) کسی که قصد اقامت ده روز کرده است، پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی به صورت ادا، تا زمانی که در آن مکان است، نمازش تمام  بوده، حتی اگر از قصدش برگردد و نخواهد ده روز در آنجا بماند. اما اگر فقط نماز غیر چهار رکعتی (صبح یا مغرب) خوانده و سپس منصرف شود، نمازش قصر است.
  • 68) کسی که قصد اقامت ده روز کرده، پس از اتمام ده روز، تا زمانی که از آن مکان خارج نشده، همچنان نمازش تمام است و نیازی به قصد مجدد نمی­باشد.
  • 69) نمازهای نافله­ی یومیه که از مسافر ساقط است، برای فردی که قصد ماندن ده روز را دارد، مشروع و مستحب است. همچنین روزه­ی مستحبی نیز برای او مستحب می­باشد.

حکم نوافل در سفر

  • 70) انجام نوافل ظهر و عصر در سفر ولو به قصد رجاء جایز نیست.
  • 71) انجام نافله عشا (وتیره) در سفر به قصد رجاء و به امید ثواب اشکال ندارد.
  • 72) نمازهای نافله‌ی صبح مغرب و نافله‌ی شب از مسافر ساقط نیست.

حکم خواندن نماز تمام در جایی که وظیفه قصر است

  • 73) اگر شخصی می­داند نماز در سفر با وجود شرایطی قصر است و همچنین می­داند سفرش واجد آن شرایط است، با این حال نماز را تمام بخواند، نمازش باطل بوده و باید آن را در وقت یا خارج وقت به صورت قصر به­جا آورد.
  • 74) اگر مکلف نسبت به اصل حکم قصر در سفر، جاهل باشد و نماز را تمام بخواند، در صورتی که جاهل قاصر بوده؛ یعنی حکم را نمی­دانسته و توجه به جهل خود هم نداشته است، پس از فهمیدن حکم، اعاده‌ی آن در وقت و قضای آن در خارج وقت واجب نیست.
  • 75) اگر حکم یا موضوع را فراموش کند و نمازش را تمام بخواند، چنانچه در داخل وقت متذکر شود، باید نمازش را اعاده کند و اگر اعاده نکند، قضای آن بر او واجب است، ولی اگر بعد از وقت متوجه شود، نمازش قضا ندارد.

حکم خواندن نماز قصر در جایی که وظیفه تمام است

  • 76) مسافری که وظیفه‌اش نماز تمام است، چنانچه برخلاف وظیفه نماز را قصر بخواند، نمازش باطل است و در این حکم تفاوتی میان علم، عمد، نسیان، جهل به حکم و جهل به موضوع نیست؛

مسائل متفرقه

  • 77) 1-کسی که اول وقت حاضر بوده ولی نماز نخوانده و سپس به مسافرت رفته و بخواهد در سفر نماز را به جا آورد، وظیفه‌اش قصر است.
  • 78) 2-کسی که اول وقت مسافر بوده و سپس مثلاً به وطن رسیده و در آنجا بخواهد نمازش را به جا آورد، نمازش تمام است.
  • 79) 3-کسی که اول وقت مسافر بوده و نماز نخوانده؛ سپس مثلاً به وطن رسیده و نمازش فوت شده، باید آن را به صورت تمام قضا کند.
  • 80) 4-کسی که اول وقت نماز، حاضر بوده و سپس به سفر رفته و نمازش فوت شده، باید نمازش را به صورت قصر، قضا کند.
  • 81) 5-مسافر در اماکن چهارگانۀ تخییر (یعنی شهر مکه، مدینه، مسجد کوفه و حائر حسینی علیه السلام) بین قصر و تمام مخیّر است و تمام افضل بوده، ولی احتیاط مستحب قصر است.
  • 82) 6-حکم تخییر در تمامی شهر مکه و مدینه‌ی فعلی جاری است و مخصوص مسجد الحرام و مسجد النبی نیست، ولی احتیاط مستحب آن است که در این حکم به دو مسجد اکتفاء شود ولی درموردمسجدکوفه حکم تخییر اختصاص به مسجد کوفه دارد و نسبت به شهر کوفه، بنابر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، حکم تخییر جاری نیست وحکم تخییر در حائر حسینی(علیه السلام) اختصاص به تحت القبّه (زیرگنبد) و جایی که نزد قبر امام حسین (علیه السلام) صدق می‌کند، دارد و شمول آن نسبت به رواقها و صحن مطهّر محل تردید است.
  • 83) 7-حکم تخییر در اماکن چهارگانه‌ شامل روزه نمی‌شود، بنابراین مسافر نمی‌تواند در این اماکن روزه‌ی ماه مبارک رمضان را بگیرد.

 

 

احکام بیت المال(3)


2)احکام مجهول المالک
1-مصرف اموال مجهول المالک،درسازمان
س131)اموالی که در سازمان يافت مي شود و معلوم نيست متعلق به اشخاص است يا سازمان،حکمش چیست؟
ج) اموال موجود در سازمان تا زماني كه ثابت نشود كه متعلق به شخص است به مقتضي ذواليد بود ن سازمان، ملك سازمان است و سازمان حق تصرف در آن ها را دارد. مستفاد از اجوبه س1885
س132) اموال  مجهول المالكی که در سازمان بجا مي ماند و صاحب آن مشخص نيست حکمش چیست؟
ج) در صورت عدم امكان يا يأس از پيدا كردن صاحبان آن اموال، بنابر احتياط با اجازه حاكم شرع ازطرف صاحبان آن به فقير صدقه داده شود.
س133) حکم اموال  افراد که درسازمان یافت می شود چیست؟
ج) در صورت عدم امكان يا يأس از پيدا كردن صاحبان آن اموال، بنابر احتياط با اجازه حاكم شرع ازطرف صاحبان آن به فقير صدقه داده شود.
2-حکم مال پیداشده شبیه به مفقودشده
س134)اگر كسي وسيله اي را در محيط كار گم كند، و پس از مدتي مشابه آن را همان جا بيابد، و احتمال دهد كه  متعلق به کسی باشد که اشتباها مال  اورابرده  ومال خود را جا گذاشته ، آيا مجازاست آن را بردارد؟
ج) اگر بداند وسيله اي كه مانده مال كسي است كه وسيله ي او را برده، در صورتي كه از پيدا شدن صاحبش مأيوس و يا برايش مشقت داشته باشد، ميتواند به جاي وسيله ي خودش بردارد؛ ولي اگرقيمت آن از وسيله خودش بيشتر باشد، بايد هر وقت صاحب آن پيدا شد، زيادي قيمت را به او بدهد،و چنانچه از پيدا شدن صاحب آن نا اميد شود، زيادي قيمت را از طرف صاحبش صدقه بدهد، و اگراحتمال دهد وسيله اي كه مانده، مال كسي نيست كه وسيله ي او را برده، بايد از صاحبش تفحص كند، و چنانچه از پيدا كردن او مأيوس شود، از طرف او به فقير صدقه بدهد. (ليدر، احكام آرايشگران، س 284)
3-اموال رها شده کارکنان بدون اطلاع از مالکان آن
س135) اموال رها شده و بلاصاحب كه مربوط به كاركنان است و اطلاع دقيقي از مالك آنها در دست نيست، چه حکمی دارد؟
ج) اگراعراض ازاموال توسط صاحبان آن  محرزشود ، تصرف در آن مانع ندارد، ولي اگر اعراض مالكان احراز نشود، در صورت عدم امكان يا يأس از پيدا كردن صاحبان آن اموال، بنابر احتياط با اجازه حاكم شرع از طرف صاحبان آن به فقير صدقه داده شود.  
 
4 - هزینه حفظ ونگهداری اموال جامانده
س136)هزينه هاي حفظ و نگهداري اموال جا مانده در مراكز دولتي بر عهده چه كسي است؟
ج) به عهده مسئول سازمان است و چون يد سازمان، اماني است، پس از پيدا شدن صاحبان، مي توان هزينه هاي حفظ و نگهداري را از آنها مطالبه كرد.
 
 
س137) استفاده از منفعت اموال مجهول المالك در مقابل مخارج نگهداري آن ، مانند سوارشدن اتومبيل در مقابل هزينه هاي نگهداري آن؛ چه حكمي دارد؟
ج) از آنجايي كه اموال مجهول المالك نزد مسئول مربوطه امانت شرعيه است بايد به گونه اي كه معمول ومتعارف است، آن را نگهداري كند و هرگونه استفاده يا تصرف در آن، بدون اجازه مالك و صاحب اختيار آن ضمان آور است، مگر آنكه حفظ مال و امانت منوط به آن باشد و راه ديگري نداشته باشد. (رساله آموزشی،ج 2،ص305)
 
5- اطلاع رسانی نکردن ازاموال به جا مانده ازکارکنان
س138)افرادي كه اموالشان در مراكز تفريحي سپاه باقي مي ماند و براي دريافت آنها اقدامي نمي كنند چه حكمي دارد؟                                                                                                                                                 ج)وظيفه سازمان و يابندگان اموال به جا مانده اعلام و شناسايي صاحبان اموال است و در صورت شناختن مالكين، اعلام به آنها براي دريافت اموال آنها مي باشد؛ ودر صورت عدم مراجعه اشخاص و يأس از دسترسي به آنان، از طرف صاحبان پول بعنوان رد مظالم به فقرا صدقه داده شود.
6- اموال ومبالغ مانده ازشرکتها وکارخانجات  درحساب بنياد تعاون بدون دسترسی به مالکان
 
س139)حکم وجوهی که ازشرکتها وکارخانجات  درحساب بنياد تعاون بسيج مانده ودسترسی به مالكين آنها نبوده  ویا قابل شناسايي نباشند ،چه حکمی دارد؟                                                                                                                                                                              ج) اگر امكان شناسايي شركتها و كارخانجات كه با بنياد معامله كرده اند باشد، وجوه به آنان بازگردانده شود و در صورت عدم دسترسي و يأس از پيدا كردن آنان، بايد مبلغ به ستاد پيگيري فرامين حضرت امام(ره) واريزگردد.
3)اضافه کاری
1/3-معیاردرپرداخت ودریافت  اضافه کاری
س140)افراددرچه زمانی استحقاق دریافت اضافه کاری دارند؟                                                                               ج) زماني كه واقعاً طبق نياز و ضوابط سازماني خارج از وقت اداري اضافه كاري داشته باشند و چنانچه در مقابل كاري كه انجام نمي گيرد اضافه كاري داشته باشند جايز نيست و اگر گرفته اند بايد برگردانند .
 
س141) مبنای پرداخت اضافه کاری چیست ،اختلاف پرداخت درسازمان چه حکمی دارد؟                                         
ج) پرداخت اضافه‌كاري بايد براساس قوانين‌ومقررات صورت بگيرد و تخلّف ازآن جايز نيست.
 
س142)دریافت اضافه کاری متعددازدومحل بدون انجام کاراضافه چه حکمی دارد؟                                                 
ج) در فرض سؤال دريافت اضافه‌كاري حرام است.
 
س143)پس از انجام وظائف و امور محّوله در محل كار در صورت وجود وقت اضافي ، كاركردن در ديگر واحدهاي سپاه ودريافت حق الزحمه چه حكمي دارد؟                                                                                                                                                                               ج)همكاري با ديگر واحدها در ساعت اداري با تشخيص و سليقه شخصي جايز نيست و منوط به موافقت مسئول داراي اختيار است و دريافت حق الزحمه علاوه بر حقوق جايز نيست ، مگرآنكه مسئول واحددوم مجاز به اين پرداخت باشد.  
 
س144)اگر ضرورتي براي ماندن در محل كار و انجام اضافه كاري نباشد و افراد صرفاً به خاطر گرفتن اضافه كاري چنين اقدامي را انجام دهندچه حکمی دارد؟                                                                                                                                                                                 ج) درفرض سوال وجه شرعي ندارد و حقوق و مزايايي كه بابت آن دريافت مي شود حرام است؛ اما در صورتي كه مقررات يا دستور فرمانده بالاتر، حضور آنان را در محل كار اقتضاء كند، اشكال ندارد.
 
س145)نوشتن گزارش غير واقعي و گرفتن پول در برابر ساعات اضافه كاري كه در برابر آن كاري انجام نشده ، چه حکمی دارد؟     ج)جايز نيست و اگر شخصي بر اين اساس اضافه كاري دريافت كرد، واجب است پول هاي اضافي را كه مستحق دريافت آن نبوده برگرداند و بنا بر فرض سوال اضافه كاري وجه شرعي ندارد و وجوهي كه بابت آن دريافت كرده اشكال دارد.
س146)حکم افرادی که در وقت اضافه  كاري خود را درگير اموري از قبيل  ورزش ومانندآن می کنند و اضافه كاري دریافت می کنندچه حكمي داردنمایندچیست؟                                                                                        ج) پرداختن به امور ديگر در ساعت كار يا زمان اضافه كار، در حدّي كه شرائط كاري بيانگر اذن به كاركنان در آن مقدار است، اشكال ندارد و اضافه بر آن جایزنیست وضمان دارد.
 
س147) آيا شركت در مراسم عزاداري درساعات غيراداري را مي‌توان جزءِ اضافه‌كاري محسوب نمود واضافه کاری دریافت کرد؟                  ج) در صورتي كه شركت در اين‌گونه مراسم از سوي سازمان محل خدمت برنامه‌ريزي شده و اعزام شوند، مأموريت محسوب شده و مي‌توانند اضافه‌كاري دريافت نمايند، ولي در صورتيكه با تصميم فردي به صورت شخصي شركت نمايند، نمي‌توانند اضافه‌كار دريافت نمايند.
س148)دریافت اضافه کار بااین توجیه که درتایم کاری خودبه اندازه دونفرکارکرده ام ولذااستحقاق این حقوق رادارم؟                          ج)دريافت اضافه كار در مقابل انجام كار است ، لذا در صورتي كه در خارج وقت اداري كار اضافه انجام نشده باشد ، هر چند در وقت اداري بيشتر از عرف معمول كار كرده باشد ، دريافت اضافه كار جايز نيست.
س149 ) بعضي افرادبعدازوقت اداری برای اضافه کاری به‌طور ناقص  ميمانند ولی به شكل كامل و يا بيشتر مي‌گيرند؛ مسئوليت پرداخت‌كننده (فرمانده) و دريافت‌كننده در موارد يادشده چيست؟                                                                                                        ج) حقوق و اضافه‌كار افراد بايد مطابق قوانين‌ومقررات پرداخت شود و كساني‌كه به‌طور ناقص مي‌ايستند و به‌شكل كامل اضافه‌كاري دريافت مي‌كنند آن مبلغ اضافي را ضامن‌اند و بايد به بيت‌المال عودت دهند. فرماندهي نيز بايد بر‌اساس مقررات مربوط عمل نمايد، درغيراين‌صورت مسئول است.
 
س150)باتوجه به اينكه حقوقم، زندگي‌ام را تأمين نمي‌كند؛ لذا پس از وقت اداري به‌عنوان اضافه‌كار مي‌مانم ولي كار مفيدي انجام نمي‌دهم،آيا وجوه دريافتي ازاين‌بابت حلال است يا خير؟                                                                                                                           ج) بر فرض سؤال، اضافه‌كاري وجه شرعي ندارد و وجوهي كه بابت آن دريافت مي‌كنيد اشكال دارد.
 
س151)آيا ماندن در محل كار بابت اضافه كاري بدون انجام كار مفيد مجاز است؟                                                                                      ج)مجوز دريافت اضافه كاري، كار اضافه است نه اضافه حضور در محل خدمت، لذا حضور بدون دستور مسئول و يا حضور بدون انجام كار، مجوّز براي دريافت اضافه كار نيست.
س152)آيا گرفتن اضافه حقوق (اضافه كاري) براي كسي كه اضافه كاري نداشته جايز است؟
ج)گرفتن اضافه كاري بايد در برابر كار اضافه باشد و هرگونه اقدام صوري و غيرواقعي جايز نيست، مگر آنكه مسئول مافوق شرعاً اختياراتي نسبت به پرداخت وجه اضافه داشته باشد و اسم آن را اضافه كار بگذارد.  (مستفادسوال 1976 اجوبه)
 
س153)اگر كسي در وقت اداري به نحو احسن مسئوليت كار خود را انجام ندهد و بعد از وقت اداري انجام دهد، آيا اضافه‌كار به نامبرده تعلق مي‌گيرد؟                                                                                                                
  ج) اگر کار مورد سؤال در وقت اداری قابل انجام باشد، اضافه‌کاری تعلق نمی‌گیرد.                                                                           (استفتاءات جدید،احکام کاردرموسسات دولتی،سایت آی آر)
س154) درمواردی که سقف اضافه كار پرسنل سپاه به  بيش از يكصد و بيست ساعت مي‌رسد ،آيا مي‌توان به جاي هر 7 يا 8 ساعت اضافة پرداخت نشده از يك روز مرخصي استفاده شود؟                                                                                                                            ج) پرسنل فقط استحقاق دريافت وجه به ميزان ساعت اضافه كار را دارند و استفاده از مرخصي در عوض آن وجه قانوني ندارد.
س155)آيا مي‌توان‌اضافة پرداخت نشده را در ماه‌هاي ديگر كه اضافه كار به120 ساعت نمي‌رسد محاسبه و دريافت كرد؟                       ج)اضافه كار مربوط به هر ماه به ميزان همان ماه قابل پرداخت مي‌باشد.
س156) آیا با توجه به شرایط مشکل اقتصادی و نیاز به پول اضافه کاری، کسی کار خود را به شکلی انجام دهد که به ساعات اضافه کاری کشیده شود و یا با وجود نداشتن کار در اداره، تا آخر ساعت اداری بماند حکم شرعی آن چیست؟                                                            ج)کسی که کار برای اضافه کاری نداشته باشد یا عمدا کار را به تاخیر بیندازد تا اضافه کاری کند، جایز نیست. آنچه سازمان  اجازه داده ، در صورتی است که در اثر زیاد بودن کار نتواند در ساعت اداری کار را تمام کند . برای تمام کردن کار می تواند در غیر ساعت اداری اضافه کاری کند اما اگر کسی کاری نداشته باشد اما اضافه کاری بکند تا کسب در آمدی بیش تر داشته باشد یا در ساعات اداری عمدا کار را تمام نکند و کم کاری کند تا کار برای اضافه کاری داشته باشد، جایز نیست. حقوقی که در برابر این نوع اضافه کاری می گیرد ،حلال نمی باشد . به مقداری که حقوق اضافه کاری می گیرد ،نسبت به شرکت ضامن می باشد.   (مستفاداجوبه الاستفتاآت، سؤال 1976 .)
س157) شخصي در مرخصي، استراحت جانبازي يا نگهباني بسر مي برد و چون در مدت نبود كار اداريش باقي مي ماند آيا مي تواند در وقت اداري در محل كار حاضر و براي خود اضافه كاري ثبت و هزينه آن را دريافت دارد؟
ج ) اگر روز مرخصي جانبازي معين باشد و در آن روز با درخواست مسئولين براي انجام كار اضافه كسي اضافه بماند، مي تواند اضافه كار حساب نمايد.
س158) اضافه كاري ارائه شده از سوي افراد بعلت كمبود بودجه توسط مسئوليت يك دوم محاسبه و پرداخت مي شود و ذخيره نيز نمي شود بنابراين آيا افراد براي اينكه به حق خود برسند مي توانند ساعت را دو برابر ثبت نمايند؟                                                                      ج ) ثبت زمان اضافه كار در حقيقت اظهار كتبي خلاف واقع است و شرعاً جايز نيست و براي حلّ مشكل مذكور مسئولين بايد چاره انديشي نمايند.
 
2/3-دریافت اضافه کاری برای طی مسیر منزل تامحل کار
س159) آیاصرف وقت براي اياب و ذهاب به محل كار جزو وقت اداري اگرسازمان قول داده باشدکه مسکن مراتامین نماید ولی تامین ننموده ولذافاصله منزل تامحل کارم زیاداست ، آیا مجازم حدوددو، سه ساعتی را كه بين محل كار و خانه طی می کنم به عنوان اضافه كاري براي خود حساب كنم و پول آن را دريافت نمایم؟
ج)صرف وقت براي اياب و ذهاب به محل كار جزو وقت اداري و يا اضافه كاري محسوب نمي‌شود، مگر آنكه مسئول مربوط جهت جبران آن مبلغي را با عنواني كه قانوناً مجاز باشد براي او در نظر بگيرد.
3/3-نماز وصرف نهاردروقت اضافه کاری
س160) در ساعات اضافه كاري ، صرف نهار و چاي چه حکمی داردآیا بايد از ساعات اضافه کاری کسرگردد؟                                          ج) دريافت اضافه كار شرعاً بايد در مقابل كار اضافه باشد و جزئيات آن تابع ضوابط و مقررات است و هرگونه اقدام خارج از ضابطه جايز نيست.                                                                                                                                                                                                                                          درصورت عدم ضابطه خاص دراين مورد شرعاً بايد احتياط نموده وبه قدر متيقن كاراضافه، اضافه كار دريافت نمايد.
س161) خواندن نماز در وقت اضافه كار در حالي كه بعد از اتمام اضافه كاري هنوز وقت شرعي براي بجا آوردن نماز باقي مانده چه حكمي دارد؟                                                                                                                                                                                                       ج)اگر اقامه نماز در وقت اضافه كار، در خلال انجام كار صورت بگيرد، اشكال ندارد.
 
4/3-اضافه کاری وصرف نهار درمحل کار نه درمنزل
س162)اگرصرف نهارقانوناجزواضافه کاری محسوب شود آيا تعلق اضافه كار براي خوردن نهار فقط شامل صرف نهار در غذا خوري محل کار مي شود ؟ يا افرادي كه در منزل نهار ميل مي نمايند نيز مي توانند اين ساعت را به عنوان اضافه كار گزارش نمايند ؟
ج) ملاك محاسبه زمان و مدت اضافه كاري حضور در محل كار است مگر آنكه از مسئولين ذي ربط اخذ مجوز گردد.
   س163)در بعضي از جاها رايج است كه ساعات استراحت درخلال اضافه کاری هارا اضافه كاري محاسبه مي كنند، حکم این مسئله چیست؟ 
ج) استفاده از اضافه كار بدون انجام كار اضافه، صورت شرعي ندارد، مگر آنكه مسئول مربوط قانوناً مجاز به اعطاء چيزي به كاركنان به اسم، اضافه كار باشد. 
س164)چه افرادی مجازبه استفاده ازنهار محل کارهستند؟                                                                                                                 ج) كساني كه به خاطر نياز سازمان به انجام كار بيشتر مجبور به اضافه كاري مي باشند و لازم است بعد از وقت اداري كار اضافه انجام دهند مي توانند از غذاي سازمان استفاده كنند.
 
س165)درجاهایی که کارکنان که به علت مأموريت‌هاي متعدد سقف اضافه كار پرسنل بيش از مقدارمقرری است که سپاه اضافة آنرا پرداخت مي‌نمايد.
الف: آيا مي‌توان به جاي هر 7 يا 8 ساعت اضافة پرداخت نشده از يك روز مرخصي استفاده شود؟
ب: آيا مي‌توان‌اضافة پرداخت نشده را در ماه‌هاي ديگر كه اضافه كار به120 ساعت نمي‌رسد محاسبه و دريافت كرد؟
ج الف) پرسنل فقط استحقاق دريافت وجه به ميزان ساعت اضافه كار را دارند و استفاده از مرخصي در عوض آن وجه قانوني ندارد. 
ج ب) اضافه كار مربوط به هر ماه به ميزان همان ماه قابل پرداخت مي‌باشد.
يادآوري: با توجه به عنايت مقام معظم رهبري‌(مدظله‌العالي) مبني بر ضرورت رسيدگي بيشتر پاسداران به امور خانواده و تربيت فرزندان، واگذاري مأموريت و يا كار بيش از حد مصوب خلاف مصالح برادران خواهد بود.
 
س166)با توجه به كمبود منابع مالي جهت واريز اضافه كاري پرسنل، آيا مقام مافوق از لحاظ شرعي و قانوني مجاز است بجاي وجه ريالي، مرخصي تشويقي اعطا كند؟                                                                                                                                                                                                            ج) در صورت كمبود مالي مسئولين مربوط مي توانند با مرخصي تشويقي ايام اضافه‌كاري را جبران كنند.  (بند الف ماده 113 آئين نامه انضباطي)
س167)جديداً طبق ابلاغيه سپاه شخص حق ندارد بيش از 15 روز از مرخصي استحقاقي خود را ذخيره نمايد و در صورت عدم استقبال معادل ريالي آن هم پرداخت نمي گردد، در بعضي از موارد كه اين عدم استفاده به علت منع از مرخصي از طرف مسئول بوده است، اين وجه در قالب اضافه كار به او داده مي شود، مثلاً شخص كه 10 روز از مرخصي او مانده به علت منع مسئول، 80 ساعت اضافه كار به او مي دهند؛ آيا دريافت اين وجه اشكال شرعي ندارد؟ آيا مسئول رده يا مسئول سازمان حق چنين كاري را دارند؟                                               ج)این گونه اموربستگی به ضوابط ومقررات مربوطه داردو جايز نيست بر خلاف ضوابط و مقررات  اقدام شود.
س 168) آيا فرماندهان ، رؤسا و مديران مجازند براي تشويق كاركنان ساعات اضافه‌كاري آنان را بيش‌از مقدار واقعي منظور نمايند؟درصورت منفی بودن پاسخ،حکم اضافه کاری های قبلی چه می شود؟                                                                                           ج) محاسبة غيرواقعي و دريافت پول دربرابر ساعات اضافه‌كاري غيرواقعي جايز نيست و بايد پول‌هاي دريافت شده كه بيش‌از استحقاق فرد بوده، بازگردانده شود، مگراينكه قانوني وجود داشته باشد كه اين اختيار را به فرمانده يا مسئول داده باشد که ساعات اضافه كاري كارمندي را بیش ازمقدارواقعی منظورنماید
.س169)اگر فرمانده يا مسئول قسمت ميزان اضافه كاري فرد را افزايش دهد يعني مثلاً اگر فرد در يك مأموريت 5 ساعت اضافه كار انجام دهد ، 5 ساعت را 7 ساعت اعمال نماید حقوق و مزاياي فرد از نظر شرعي چه حكمي دارد؟
ج)پرداخت و دريافت اضافه كار بدون انجام كار اضافه ، جايز نيست مگر آنكه پرداخت كننده به طور خاص مجوز اعطاء چيزي به اسم اضافه كار داشته باشند.(مستفادسوال 1976 اجوبه)
س 170) اگر فرماندهي يا رده‌اي بدون حضور فرد در محل كار هر ماه مبلغي را براي پاداش يا اضافه‌كاري در نظر بگيرد چه حکمی دارد؟
 ج) پرداخت پاداش يا اضافه‌كاري بايد مطابق ضوابط و مقررات مربوطه باشد در غير اين صورت جايز نيست و موجب ضمان است.
س171)بعضی از همكاران در مناطقی خدمت مي كنند كه طبق قانون، مرخصي بيشتري به آنان تعلق مي گيرد اما به علت حجم مأموريت و حساسيت كار، فرماندهان اجازه استفاده از اين حق قانوني را به آنان نمي دهند آيا فرماندهان يا رده بالاتر، مي توانند در قالب اضافه كار يا حق مأموريت، جبران نمایند؟وآیا حق الناسی متوجه مسئولین می شود؟                                                                                        ج)اولا: پرداخت وجه به هر عنوان بايد مطابق ضوابط و مقررات و يا اختيارات قانوني باشد، و تنظيم سند صوري نيز به هيچ وجه جايز نيست.
وثانیا: اگر فرماندهان و مسئولين مجاز و مختار هستند كه در صورت ضرورت كار و مأموريت، مرخصي كاركنان را لغو كنند، شرعاً ضامن نيستند، ولي اگر مجاز نباشند شرعاً ضامن هستند و بايد شخصاً جبران نمايند، نه از پول سازمان.
5/3-تبدیل اضافه کاربه بن
س172)پرداخت اضافه كار نيروها به صورت بن خريد كالا از فروشگاه سپاه چه حکمی دارد؟                       ج)بطور كلي جابجائي حق و حقوق قانوني كاركنان مانند اضافه كار و امثال آن بدون مجوّز قانون و رضايت خود آنان جايز نيست.
 
6/3-استراحت یاخواب حین اضافه کاری
س173)كسي كه بعد از وقت اداري و به خاطر انجام كارهاي معوقه در سر كار مي ماند و اصطلاحاً اضافه كاري مي كند، اگر به دليل خستگي، مدت زماني را (در حد متعارف) استراحت نمايد آيا جایزاست؟
ج) دريافت اضافه كار در مقابل انجام كار است، لذا استراحت در خلال اضافه كار جايز نيست ،  ولی چنانچه خوابيدن به مقدار ضرورت و نياز در ساعات اضافه كاري منافات با مأموريت و وظيفه اداري نداشته باشد،  اشكال ندارد. 
س174) آيامداومت کاری برای کارکنان خارج ازوقت اداری درقالب اضافه کاری واجب است ؟مسئوليت سازمان در قبال اين امرچیست؟
ج)اگر مداومت كاري در خارج از وقت اداري از وظايف سازماني يا در راستاي اجراي دستورات مافوق باشد حضور واجب است و بر مسولان و فرماندهان نيز لازم است در حد وظيفه قانوني خود براي استيفاي حقوق نيروهاي تحت امر اقدام نمايند.
7/3-اضافه کاری بدون پرداخت حقوق                                 
س 175) احضار كاركنان در روزهاي تعطيل و درخواست براي اضافه‌كاري آنها پس از وقت اداري بدون پرداخت اضافه کاری و مزايا چه حكمي دارد؟
ج) اگر خدمت كاركنان به‌صورت شيفت باشد اضافه‌كار تعلق نمي‌گيرد هرچند در روزهاي تعطيل باشد؛ اما چنانچه خدمت همه‌روزه است، احضار كاركنان بايد با رعايت مقررات باشد كه اگر مصداق اضافه‌كار است حقّ اضافه‌كاري آنان پرداخت گردد.
8/3-اضافه کاری حین افسر جانشینی
س176) اگر فرد در زماني كه افسر جانشين يا افسر نگهبان است به اتاق خود مراجعه كند و امور اداري انجام دهد آيا مي تواند اضافه كاري دريافت كند؟
ج)گرفتن اضافه‌كاري تابع ضوابط و مقررات است، اگر در دستورالعمل اضافه‌كاري ماندن در محل كار بعنوان مسئول شب كار اضافه محسوب مي‌شود، دريافت اضافه كاري اشكال ندارد. از مسئولين مربوطه سؤال شود.
 
9/3-اضافه کاری بافرض انجام ندادن کاردروقت اداری
س7 17) بعضي از كاركنان، امور اداري را در ساعات كاري انجام نداده و به كار‌هاي شخصي خود مي‌پردازند و بعد از ساعات اداري به عنوان اضافه كار، امور محوله را انجام مي‌دهند آيا مبلغ اضافه كاري كه دريافت مي‌كند جایزاست؟
ج)كاركنان سازمان در ساعات اداري بايد مشغول كار اداري يا آمادة انجام آن باشند؛ لذا نسبت به ساعاتي كه به كار‌هاي شخصي پرداخته‌اند استحقاق حقوق را ندارند، و بايد به بيت‌المال عودت داده شود، مگر اينكه طبق قانون، مرخصي گرفته باشند.
س 178) اگركسي در وقت اداري به‌نحواحسن مسئوليت كار خود را انجام ندهد و پس‌از وقت اداري انجام دهد، آيا اضافه‌كار به نامبرده تعلق مي‌گيرد؟
 ج) كار‌نكردن در ساعت اداري جايز نيست واگر كار مورد سوال در وقت اداري قابل انجام باشد، دريافت اضافه كاري جايز نيست.
10/3-اضافه کاری برای اشخاص
س179)اگر فردي مثلاً راننده اي براي انجام امورات شخص ديگر كه كارهاي او كاملاً شخصي و هيچ ارتباطي به امورات اداري ندارد به وظيفه اي كه دارد عمل كند مي تواند اضافه كار دريافت كند يا خير؟
ج)اگر كسي غير مجاز اضافه كار انجام داده باشد ، نمي تواند از سازمان اضافه كاري مطالبه و دريافت نمايد و مي تواند از كسي كه به او كار شخصي محول نموده است اضافه كار و حقوق خود را مطالبه نمايد.
 
11/3-دریافت اضافه کاری بافرض استفاده ازمرخصی ساعتی دروقت اداری
س180) اگر فردي از كاركنان، در ساعات كاري به مرخصي كوتاه مدت برود و به همين خاطر، بخشي از كارهاي اداري اش انجام نشود يا ناتمام بماند و پس از پايان ساعت كار، به صورت اضافه كاري مبادرت به انجام يا اتمام آن كار نمايد، آيا مي تواند در چنين صورتي، مبلغي به عنوان اضافه كاري دريافت نمايد؟
ج)اگر، هم مرخصي ساعتي در زمان اداري و هم ماندن براي اضافه كاري را با اجازه مسئول مربوطه و طبق قانون انجام داده مانعي ندارد و مبلغ دريافتي حلال مي باشد.
س181)آيا شرعاً جايز است در اوقات رسمي اداري، از مرخصي ساعتي مجاز استفاده نمايم و كارهاي مانده را بعد از وقت اداري انجام داده و اضافه كاري دريافت كنم؟                                                                                   ج)استفاده ازمرخصي ساعتي با موافقت مسئول ذي ربط براي انجام كارهاي ضروري، اشكال ندارد و انجام امور درخارج از ساعات كار به منظور دريافت اضافه كار جايز نيست؛ مگر آنكه حجم كار زياد بوده و يا تسريع در امور با تشخيص مسئول مافوق ضرورت داشته باشد .
 
12/3-ثبت اضافه کاری به جای مرخصی ساعتی استفاده نشده       
س182) آيا افرادي كه از مرخصي ساعتي مجاز خود در ماه استفاده ننمايند مي توانند آن ساعات را براي خود اضافه كاري ثبت نمايند؟                                                                                                                                      ج ) ثبت اضافه كار در ساعات رسمي كار بجاي مرخصي جايز نيست.
 
13/3- بکارگیری نیرو به اضافه کاری ونپرداختن اضافه کاری توسط مسئول
س183)اگر مسئولي نيروي خود را به دليل نياز سازمان، بيش از سقف مجاز اضافه كاري به كارگيري كند و امكان پرداخت حق اضافه كاري بيش از سقف نباشد،آيا اين مسئول نسبت به عدم پرداخت اضافه كاري مازاد بر سقف ضامن است.                                                                                                                                                              ج) بر مسئولان و فرماندهان واجب است در حد وظيفه قانوني خود براي استيفاي حقوق نيرو هاي تحت امر خود اقدام نمايند و نيروها هم موظف هستند كه در امور اداري از دستورات مسئول مرتبط طبق مقررات دولت اسلامي اطاعت كنند و تَمرّد جايز نيست و چنانچه فرد يا افرادي خود را در باب حقوق و مزايا يا اضافه كاري طلبكار بداند بايد براي استيفاي آنها از مجاري قانوني پيگيري نمايد.
 
س184) آيا فرماندهان و مسئولين مي توانند فردي را به مأموريت و يا اضافه كار مجبور نمايند و حق مأموريت و يا اضافه كاري را پرداخت ننمايند و يا كمتر پرداخت نمايد؟                                                                                                                                                               ج)هيچ مسئول و يا فرماندهي بدون اختيار قانوني و خارج از ضوابط و مقررات سازمان نمي تواند افراد را به كاري مجبور نمايند و يا از حقوق قانوني آنان كسر نمايند مگر با رضايت و توافق خود افراد.
س185)اگرکارکنان بدانند که درصورت انجام کاراضافی ،اضافه کاری آنها پرداخت نمی شود،آیامجازندازحضوردرمحل کار امتناع نمایند؟                                                                                                                                                    ج)چنانچه حضور نيروها براي انجام امور سازماني ضرورت داشته باشد حضور لازم است و بر مسئولان و فرماندهان نيز واجب است در حد وظيفه قانوني خود براي استيفاي حقوق نيروهاي تحت امر خود اقدام كنند و چنانچه به علت كمبود بودجه تمام يا بخشي از حقوق يا اضافه كاري نيروها پرداخت نشد بايد در اولين فرصت با تأمين بودجه به آنان پرداخت گردد. 
 
14/3-دیرتر سرکارآمدن به جای دریافت نکردن اضافه کاری
س186)آيا مي توان ساعاتي را كه پايور اضافه كاري نموده به جاي ساعت اداري در نظر بگيرد مثلا امروز دو ساعت اضافه كاري كرده فردا دو ساعت ديرتر در محل كار حاضر  شود؟
ج)انجام كار در خارج از وقت اداري جبران كم كاري در وقت اداري را، نمي كند و بايد با گرفتن مرخصي ساعتي ، ساعت تأخير را جبران نماييد.
 س187)وقتي مافوق به علت نبود بودجه اضافه كاري پرداخت نکند و با مرخصي هم جبران ننماید، آيا فرد مي تواند معادل آن ديرتر سر كار بيايد بدون آنكه مقام مافوق متوجه شود؟
ج)جبران اضافه كاري با اقدام خودسرانه (ديرتر حاضر شدن)جايز نيست و استيفاي حقوق و مطالبات خود را بايد از مجاري و سلسله مراتب قانوني پيگيري كنيد.
    15 /3-دریافت اضافه کاری صوری                                                                                                                                                              1-گرفتن اضافه كاري بايد در برابر كار اضافه باشد و هرگونه اقدام صوري و غيرواقعي جايز نيست، مگر آنكه پرداخت كننده به طور خاص مجوز اعطاء چيزي به اسم اضافه كار داشته باشد.                                                                                                                                        2- انجام امور در خارج از ساعت كار بمنظور دريافت اضافه كار جايز نيست، مگر آنكه حجم كار زياد بوده يا تسريع در امور ضرورت داشته باشد. (با تشخيص مسئول مافوق)                                                                                                                                                          3-قاعده و مقررّات اين است كه كاركنان از اوّل ساعت تعيين شده تا پايان وقت در محل كار حضور داشته باشند و رفت و آمد جزء وقت كار و جزء اضافه كار محسوب نمي شود.                                                                                                                                                   4- فردی که می توانداز مرخصي جانبازي  استفاده کندوسرکارنیاید، اگردر وقت اداري در محل كار حاضر شود،چنانچه روز مرخصي جانبازي معين باشد و در آن روز با درخواست مسئولين براي انجام كار اضافه بماند، مي تواند اضافه كار حساب نمايد. 
  5-دريافت اضافه كار شرعاً بايد در مقابل كار اضافه باشد و درساعاتی که اضافه کاری می کند ،صرف ناهار ویااقدامات مشابه آن وهرنوع جزئيات امور، تابع ضوابط و مقررات است و هرگونه اقدام خارج از ضابطه جايز نيست.                                                                                                                                                                 6-پرسنل فقط استحقاق دريافت وجه به ميزان ساعت اضافه كار را دارند و استفاده از مرخصي در عوض آن وجه قانوني ندارد.
 
 
 
 
تهیه وتنظیم :محمدحسین منتظری

احکام بیت المال (2)


-اینترنت
س24) استفاده شخصی  از اینترنت بیت المال در وقت اداری چه حکمی دارد؟
ج) استفاده در ساعات رسمی کار به مقدار متعارفی که مورد ضرورت و نیاز است و شرایط کاری بیانگر اذن به کارمندان در این مقدار از استفاده است و يا با اذن كسي كه از نظر شرعي و قانوني حق اذن دارد، اشکال ندارد ،ودرخارج ازوقت اداری،بستگی به ضوابط و مقررات مربوطه دارد ، بهره‌برداري در چارچوب ضوابط  بلامانع است و در صورت ابهام نسبت به ضوابط، از متصديان مربوطه استعلام گردد.
 
س25)استفاده شخصی از بستر اتوماسیون اداری برای ارسال پیام های شخصی جهت اطلاع رسانی و مانند آن  چه حکمی دارد؟
ج) استفاده شخصي از وسايل بيت‌المال در غيرمواردي كه اجازه داده شده است در حكم غصب است مگر اینکه با اجازه قانوني مقام مسئول بالاتر صورت گيرد. (اجوبه الاستفتائات 1966)
15/1-استفاده ازرایانه بیت المال برای تهیه سخنرانی درسازمان وغیرسازمان
س26)استفاده از امکانات بیت المال در امور مشترک بین  شخص و سازمان مانند بهره برداری از رایانه سازمان جهت سخنرانی شخصی و سازمانی چه حکمی دارد ؟
ج) به مقدار متعارفي كه مورد ضرورت و نياز است و شرايط كاري بيانگر اذن به كارمندان در اين مقدار از استفاده است، ویا با اذن كسي كه از نظر شرعي و قانوني حق اذن دارد، بدون اشكال است. والا موجب ضمان است و بايد اجرت المثل استفاده از آن را به بيت المال بپردازد.
 
اموال ضایعاتی
س27)حكم استفاده شخصي از اموال بيت المال که جزء ضايعات شده،نظير كارتن،بنر و جعبه مهمات، چگونه است؟
ج) اگر احراز شود كه سازمان به اين اموال نياز ندارد و از آنها اعراض كرده، استفاده شخصي اشكال ندارد،در غير اين صورت، جواز استفاده منوط به اذن كسي است كه از نظر شرعي و قانوني حق اذن دارد.     (مستفاد اجوبه سوال 1956)
 
س28) استفاده شخصي از موارد و اقلام  مستهلک ، تاريخ مصرف گذشته و بلا استفاده در سازمان نظير بنر، پوستر، روزنامه و غيره، شرعاً چه حكمي دارد؟
ج) چنانچه جزو ضایعاتی باشدکه قابل فروش است ، استفاده شخصی جایز نیست؛ ولی چنانچه جزو ضایعاتی باشد که قابل فروش نیست با اذن مسئول بالاتری که حق اذن قانونی و شرعی دارد، استفاده شخصی جایز است.
 
س29) استفاده از وسایل و تجهیزات بیت المال  که بدون استفاده مانده است چه حکمی دارد؟
ج) بستگی به ضوابط و مقررات مربوطه و نیز منوط به  اذن مسئول بالاتری است  که شرعاً و قانوناً حق اذن دارد.
 
س30)حکم استفاده شخصی ازاوراق بیت المال که یک طرف آن برای مثل امتحان ونظائر استفاده شده ومستعمل می باشد چیست؟
ج) اگر امکان استفاده از آن در جهت نیازهای دیگر بیت المال وجود دارد و یا بتوان آنها را فروخت و برای بیت المال هزینه کرد، استفاده شخصی جائز نیست.  (لیدر   شماره استفتاء: 855741    تاریخ استفتاء: 1397/01/14)
س31) اوراق شخصی افراد که مقالاتی را تهیه نموده اند بعد از داوری ، نزد داوران می ماند در حالی که یک طرف آن اوراق سفید و قابل استفاده می باشد. حکم استفاده کردن از این اوراق توسط داوران و ناظران چیست؟
ج) در صورتي كه اوراق مذكور متعلق به اشخاص مذكور در سوال مي باشد ، استفاده شخصي از آنها اشكال ندارد، تشخيص آن به عهده مكلف مي باشد . ولي چنانچه متعلق به بيت المال باشد ، اگر امكان استفاده از آن در جهت نياز هاي ديگر بيت المال وجود دارد و يا بتوان آنها را فروخت و براي بيت المال هزينه كرد، استفاده شخصي جايز نيست.                      ( استفتائات كد استفتاء 855741)
 
-استفاده بیجاوغیر متعارف
س32) استفاده از امکانات بیت المال مانند کاغذ سفید، پوشه و نظائر آن ، به عنوان سفره موقع صرف غذا چه حکمی دارد؟
ج) جایز نیست.
 
س33) استفاده کردن از امکانات بیت المال در غیر مواردی که اجازه داده شده است ( مانند استفاده از مایع دست شویی برای شستشوی لباس و یا ماشین و نظایر آن) چه حکمی دارد؟
ج) امكاناتي كه مورد مصرف آن مشخص شده است فقط در موارد تعيين شده جايز است مصرف شود و الا موجب ضمان است.
س34) مصرف نمودن بودجه ای که برای مورد خاصی منظورشده است ویا اموال وامکانات بیت المال در غیر مواردی که اجازه داده شده است،چه حکمی دارد؟                                                                                                                                                                  ج)جایزنیست ؛در حکم غصب است و موجب ضمان می باشد، مگر آنکه با اجازه قانونی مقام مسئول بالاتر صورت بگیرد.   
س35) استفاده شخصی از امکانات بیت المال برای همکاران،میهمانان و بستگان فردی که در سازمان مشغول به کار است و امکانات را در اختیار دارد چه حکمی دارد؟
ج) بطور كلّي، استفاده از هر آنچه كه جزو بيت‌المال و اموال عمومي است، فقط در آن موردي كه اين اموال براساس ضوابط و مقررات قانوني براي آن منظور شده است، مجاز است و در غير آن موارد،برای هیچکس جايز نيست.
 
-تقاص ازبیت المال
س36)اگر فردی باوسیله شخصی خود به انجام كار های تشكيلاتی اقدام نماید ومتحمل خسارات مالي شود،آیا مجاز به استفاده از خودرو ی سازمانی برای امورشخصی خود می باشد؟                                                                                                            
ج) استفاده از امكانات بيت المال در مقابل استفاده از امكانات شخصي خود براي سازمان به عنوان تقاص جايز نيست،مگر با اجازة مسئول بالاتر که حق اذن شرعی وقانونی داشته باشد.
س36) اگر شخصی مقداری حقوق یا مزایای خاصی که به طور قانونی به او اعطا شده از سازمان طلب داشته باشد، ولی دلائل قانونی برای اثبات حق خود در اختیار نداشته باشد و یا قادر بر مطالبه آن نباشد، آیا جایز است به مقدار حق خود از اموال بیت المال که در اختیار دارد به عنوان تقاص بردارد؟
ج) جائز نيست اموال سازمان را كه به عنوان امانت در اختيار و تحت تصرف فرداست به قصد تقاص براي خود بردارد، در نتيجه اگر مال يا حقي از  سازمان طلب دارد و مي خواهد آنرا بگيرد براي اثبات ومطالبه آن بايد از راه هاي قانوني اقدام نمايد.             
استفاده از امكانات بيت المال براي مراسم  غیرسازمانی
س37)آيا استفاده از امكانات بيت المال براي مراسم غير سازماني نظير مراسم مذهبي، ملی و راهپيماييهامجاز است يا خير؟
ج) بطوركلي استفاده از هرآنچه كه جزو بيت المال و اموال عمومي است فقط در آن مواردي كه اين اموال براساس ضوابط و مقررات قانوني براي آن منظور شده است مجاز است و در غير آن مواردجايز نيست.  
س38)آيا استفاده از امكانات بيت المال براي مراسم ولادت و شهادت ائمه اطهار )عليهم السلم( وسوگواري حضرت اباعبدالله الحسين )عليه السلام( كه در خارج از مجموعه برگزار مي شود، جايزاست؟
ج) در صورتي كه مراسم خارج از مراكز سپاه برگزار مي شود،لازم است استفاده از امكانات سپاه در مراسم، طبق دستور العمل هاي مربوط و با هماهنگي مسئولان ذي ربط و صاحب اختيار و در حدمتعارف با رعايت مسائل شرعي مربوط به امانت انجام گيرد.
 س39) برگزاری مراسم زیارت عاشورا که در طول سال در یکی از روزهای هفته در سپاه اجرا می شود و با هزینه بیت المال پذیرایی صورت می گیرد چه حکمی دارد؟
ج) برگزاري  زيارت عاشورا در ساعت اداري و پذيرائي با هزينه بيت المال اگر در قالب برنامه هاي مصوب و طبق ضوابط و مقررات ابلاغي انجام گيرد، اشكالي ندارد، در غير اينصورت لازم است از مقامات ذي صلاح و صاحب اختيار كسب مجوز شود.
 
-استفاده از امكانات سازمان در امور عام المنفعه
س40)استفاده از امكانات اداري در امور عام المنفعه و خدمت رساني به مردم چه حكمي دارد؟
ج) استفاده از اموال دولتي برخلاف  مقررات  مربوطه و يا بدون اذن كسي كه از نظر شرعي وقانوني حق اذن دارد،جایزنیست وموجب ضمان خواهد بود.
 استفاده از  بودجه بیت المال جهت تأمین نیازمندی های مستمندان
س41) حکم استفاده از  بودجه بیت المال جهت تأمین نیازمندی های مستمندان چه حکمی دارد؟
ج) مصرف نمودن اموال دولتی در غیر مواردی که اجازه داده شده، در حکم غصب است و موجب ضمان می باشد، مگر آنکه با اجازه قانونی مقام مسئول بالاتر صورت بگیرد.(اجوبه،س 1966 )
 
11-درمعرض آسیب قراردادن اموال بیت المال
س42)نگهداري اموال بيت المال چنانچه منجر به آسيب ديدن و از حيّز انتفاع افتادن آنها شود، چه حکمی دارد؟                                                                                                                                                             
  ج)جايز نيست و موجب ضمان است
 
آسیب دیدن اموال بیت المال به خاطر استفاده تدریجی ازآنها
س43) در مواردی که بخاطر استفاده تدریجی از اموال بیت المال ، موارد تحویلی زمان طولانی می ماند و احیاناً دچار آسیب می شود مانند خودکارهایی که  باید به تدریج مورد استفاده قرارگیرد ولذا جوهر آن خشک و از حیز انتفاع می افتد تکلیف چیست؟
ج) در فرض سوال لازم است به مقدار نیاز تهیه و در اختیار قرارگیرد و در فرض اضافه امدن قبل از فاسد شدن  به مراکز مربوطه عودت داده شود و یا با اذن مسول صاحب اذن شرعی و قانونی خریداری نموده و پول آن در اختیار مرکز مربوطه قرار گیرد.
 
13-عوض وبدل ،تغییر وتعویض کردن اموال بیت المال
س44(هزینه کردن از امکانات بیت المال در تغییر و تعویض ها مانند: تغییر دکوراسیون یا تعویض میز و صندلی ها چه حکمی دارد؟
ج) چنانچه وسایل و امکانات قابل استفاده باشد و تغییر و تعویض آنها موجب تحمیل هزینه بر سازمان شود ، این نوع اقدامات اسراف محسوب می شود و جایز نیست. مگر مقررات خاصی وجود داشته باشد که در این صورت تکلیف عمل به مقررات است.
استفاده ازبودجه سازمان برای ساختن مهر به اسم کارکنان برای امورسازمانی                                         
     س45)استفاده از بودجه سازمان براي ساخت مهر اسم كاركنان(مثلا سرهنگ پاسدار...) كه فقط براي استفاده و امورات سازمان است چه حكمي دارد؟                                                                                                                                                                              ج) هزينه ساخت مهر هاي اسمي مسئولين كه استفاده از آنها در سازمان كاربرد دارد وضروري است ، به عهده سازمان مي باشد ؛ ولي مهر هايي كه براي استفاده شخصي درست شده  به عهده خود اشخاص مي باشد.
 
15-ضمان وحکم خسارت به اموال و امكانات بيت المال
1/10- منظورازضمان
س46) منظورازضمان چیست وچه اموری موجب ضمان می شود؟
ج)منظور از ضمان ،لزوم جبران خسارت وارده به بيت المال به ميزان خسارت است كه اگر عين موجود باشد بايد برگردانده شود واگر  تلف شده باشد بايد عوض آن داده شود و درصورتي كه اجرت المثل  داشته باشد بايد به بيت المال برگردد .                                          استفاده ازبیت المال  بطور غير متعارف و يا بدون اذن مسئول صاحب اذن  ونیز خسارت عمدی واردکردن به بیت المال  موجب ضمان می شود و بايد جبران گردد.  
2/10-موارد ومصادیق ضامن وضمان
س47)خرابیهایی که درساخت وسازهای سازمان جهت تغییر مدیران ومسئولان صورت می گیرد، ضمانش به عهده کیست؟
ج) هراقدامی که موجب خسارت عمدی به بیت المال شود حرام وموجب ضمان خواهدشد وضمان به عهده کسی است که باعث خسارت شده است.
س48)دربین راه سنگی اززیرماشین قبلی دررفت وبه ماشین پشت سری که متعلق به بیت المال بود خساراتی واردساخت ،جبران خسارت به عهده چه کسی است؟
ج)در مورد سؤال اگر راننده ماشین دولتی تقصیری در این جهت نداشته، تکلیفی متوجه او نیست.(همان،   شماره استفتاء: 818495    تاریخ استفتاء: 1396/08/21)
س49) خسارت جزئي مانند خش انداختن روي وسائل، نصب پوستر غير ضروري با استفاده از ميخ، چه حکمی دارد؟
ج) استفاده غير متعارف از امكانات بيت المال جايز نيست و موجب ضمان است هر چند اندك و جزئي باشد.  ( مستفاد از اجوبه س1956)
3/10-احکام خسارات
س50)آیامسئولین مجازند خسارات وارده به بیت المال توسط کارکنان راببخشند ویاازبیت المال پرداخت نمایند؟
ج) بذل و بخشش غيرقانوني در اموال بيت‌المال جايز نيست وموجب ضمان خواهدبود،مگر آنکه  بخشش ازاختیارات کسی باشد که شرعا وقانونا حق بخشش وادن جبران ازبیت المال رادارد.
 
س51)درمواردی که خسارت به بیت المال واردشده ولی خسارت زننده مشخص نیست،تکلیف چیست؟
ج) چنانچه تحویل گیرنده در حفظ،نگهداري و مراقبت از اموال بيت المال كوتاهي نموده باشد ضامن است وباید جبران نماید.
 
س52)خساراتی که به خاطرجابجایی وسائل بیت المال به اموال وارد می شود، به عهده کیست؟
ج)اگر نقل وانتقال دهندگان،درانجام کار کوتاهی وسهل انگاری نکرده باشند،  چیزی به عهده آنهانیست والا ضامن‌اند و بايد خسارت را بپردازند.
 
س53)درمواردی که بطور غیر عمدخسارتی به بیت المال وارد می شودمانند کپی اشتباه گرفتن از اوراقی ازبیت المال ،ویاتایپ سهوی واشتباهی متن نامه و پرينت گرفتن ازآن ونظائرآن؛ تکلیف چیست؟
ج)درفرض سوال که  خسارات وارده ازروی افراط و تفريط نبوده است،افرادضامن نيستند ولی درصورت سهل انگاری وبی دقتی باید خسارات وارده راجبران نمایند.
 
س54)درمواردی که ناخواسته از جانب افراد خسارت به اموال بیت المال وارد می شود ،مثل گیرکردن پابه سیم دستگاه وسقوط آن  ووارد شدن خسارت به آن،تکلیف چیست؟
ج) درفرض سوال که فرد بعنوان امين و مسئول مربوطه، بطور ناخواسته باعث ضرر رسيدن به بيت‌المال شده‌، به شرط اينكه در حفظ و نگهداري آن كوشا بوده و تعدّيِ و تفريط نکرده باشد، ضامن نيست ولی اگرخسارت وارده براثر بی دقتی صورت گرفته باشد،باید جبران نماید.
 
س55)درمواردی که کارکنان ازروی عمد یا سهوموجب خساراتی به بیت المال می شوند ،وظیفه فرماندهان چیست؟
ج)باید ضرروزیان وارده به بیت المال راطبق مقررات استیفاء نموده وحق گدشت ونادیده گرفتن آن راندارند.
 
س56)درجاهایی که خسارات وارده به بیت المال  توسط کارکنان ،مستند به فرماندهان باشد،مثل اینکه براثر بی تدبیری مدیران ، نيروها بدون آموزش اوليه به‌كاري گمارده شوند كه باعث خسارت شوند، حكمش چيست؟
ج) اگر ايراد خسارات ،به خاطر بي‌تدبيري مديران باشد، مطابق مقررات ضامن‌اند و بايد خسارت وارده را جبران نمایند.
 
س57) درمواردی که منشاخسارات وارده، نداشتن تخصص لازم در اقداماتی مانند تعمیر وسائل بیت المال است،تکلیف چیست؟
ج) دخالت غيرمتخصّص در امور تخصصي جايز نيست و در صورت ورود خسارت ضامن است وباید جبران نماید.
 
س58)ا گر فرمانده يا مدير معاونتي در انتصابات، مقررات سازماني را رعايت نكند و موجب خسارت به سازمان گردد وظيفه چيست؟
ج)چنانچه انتصاب افراد در جايگاه هاي سازماني برخلاف ضوابط و مقررات موجب خسارت سازمان شود ، خسارت زننده ضامن است و بايد جبران نمايد.
 
س59) تصمیم گیریهایی که باعث خسارات به بیت المال شود چه حکمی دارد؟   
ج)درصورتی که ازروی عمد ویاسهل انگاری  باشد،جایزنیست.      
 
س60)خسارات وارده به بیت المال به خاطر عدم دريافت مجوزهاي قانوني لازم (ازشهرداري و سازمان هاي مرتبط ) وعدم رعایت ضوابط اداری والزامات فنی  که درساخت وساز لازم الاجراء می باشد،چه حکمی دارد؟                                                                                                                                                 ج) آنچه از ضوابط اداري و الزامات فني كه قوانين و مقررات و دستگاههاي مسئول در ساخت و ساز لازم‌الاجراء دانسته‌اند، شرعاً بايد رعايت شود، و در صورت عدم رعايت و بروز خسارت، فرد مقصّر ضامن است.
             
س61)به سرقت رفتن وسائلی که تحویل افراد بوده ومفقودشده ،چه حکمی دارد؟   
ج)  وسائلی که به عنوان امانت دراختیار نگهبان وانباردار قرارگرفته است،اگر کوتاهی وسهل انگاری درحفاظت وصیانت از آنها نموده باشد ضامن است وباید جبران نماید،والاضامن نیست.
 
س62) چنانچه جبران خسارات به لحاظ بالا بودن قیمت امکانات  برای افراد ناممکن باشد،تکلیف چیست؟ 
ج) صرف ناتوانی درپرداخت، خسارت زننده رابریء الذمه نمی کند  وکسی که خسارت واردکرده ضامن است وباید جبران نماید؛ودرصورتی که به‌صورت يك‌جا نتواند پرداخت کند،بدهی اش  تقسيط گردد و درصورتي‌که معسر بودنش محرزگردید، بایدخسارت  متناسب با توان و مقدورات آنان تقسيط گردد ودرفرض ناتوانی درپرداخت اقساطی، خسارت از بيت‌المال تأمين شود.
 
س63) اگر سربازي به وسيله‌اي خسارت عمدي وارد ساخت و طبق نظر محاكم رسيدگي كننده مجرم شناخته شد؛ اما به سبب عسر و حرج، قدرت پرداخت خسارت را ندارد چه بايد كرد؟
ج) بستگي به حكم قاضي شرع دارد.
 
4/10-سهل انگاری درحفظ بیت المال وورود خسارت
س64)در پروژه هاي بزرگ كه امكانات و اموال سازمان بصورت گسترده در آن پراكنده است اگر قسمتي از اين اموال بر اثر كوتاهي از بين برود آيا فقط كساني كه اين اموال به آنها تحويل شده است مسئولند؟ وظيفه شرعي ديگران كه پروژه حضور دارند و شاهد وارد شدن خسارت به بيت المال هستند چيست؟ 
ج)اگر فردی که امکانات واموال به عنوان امانت دراختیارش بوده است ،درحفظ امانت کوتاهی کرده باشد،ضامن است وباید جبران نماید؛اما افراد ی که شاهدواردشدن خسارات هستند درصورت امکان باید جلوی خسارات رابگیرند والا گزارش دهند.
 
س65) وسائل وامکاناتی که بخاطر بی دقتی افراد آسیب می بیند مانند کامپیوترداخل اتاقها که بخاطر تمیزنکردن ویاروغن کاری نکردن خراب می شود،چه حکمی دارد؟
ج)اگر خرابي دستگاه‌هاي اداري مستند به عدم رسيدگي كاركنان باشد، فرد مقصر، ضامن است.
 
س66)چنانچه سهل انگارى و عدم مراقبت كافى از امكانات بيت المال، باعث واردآمدن خسارت به آنها شود، چه حكمى دارد؟
ج)بافرض امانی بودن امکانات بیت المال درفرض سوال موجب ضمان است وباید جبران شود.
 
5/10-پیدا شدن مورد خسارتی بعداز پرداخت خسارت
س67)اگر بعد از پرداخت خسارت، شيء مفقودشده پيدا شود، نسبت مالكيت آن چگونه است و به چه كسي تعلق دارد؟ به شخص پرداخت‌كنندة قيمت يا به سازمان ؟
ج)در فرض پيداشدن، ملكيت خودرو كماكان متعلق به سازمان است و عوضي كه ضامن به سازمان پرداخت نموده، حكم �بدل حيلوله� دارد كه در فرض پيدا شدن مال، بايد به صاحبش (ضامن) برگردد.
 
6/10-ازرده خارج کردن اموال بیت المال،قبل ازموعدمقرر
س68) از رده خارج كردن تجهيزات اداري و غير اداري پيش از موعد مقرر آن چه حكمي دارد؟
ج) چنانچه قابل استفاده و برخلاف ضوابط و مقررات باشد جايز نيست.
 
7/10- جبران دیون به بیت المال
س69) افرادی که احياناً استفاده غير مجاز از بيت‌المال نموده باشد، راه جبران آن كه وی رابريء‌الذمه نمايد چيست؟
الف :اگر آن‌چه که از اموال بيت‏المال نزد شماست، از اموال دولتى مختص به اداره خاصى از اداره‏هاى دولتى باشد بايد در صورت امکان به همان اداره برگردانيد و الا بايد به خزانه عمومى دولت تحويل بدهيد.(همان،س 1955)
ب: اگر از اموال بيت‏المال استفاده غير متعارف کرده باشد و يا بدون اذن کسى که حق اذن دارد، بيشتر از مقدار متعارف استفاده  نمايد، ضامن است و بايد عين آن را اگر موجود باشد به بيت‏المال برگرداند و اگر تلف شده باشد، بايد عوض آن را بدهد و همچنين بايد اجرة‌المثل استفاده از آن را هم در صورتى که اجرت داشته باشد به بيت‏المال بپردا زد.
 
س70) اگر فردی مدیون به سازمان ازنظر حقوقی ویا خسارات باشد،آیامجازاست بدهی مذکور راصرف ساختمانی بعنوان مکان قرآنی ومانندآن  ویااقداماتی مشابه بنمایدویابایدبدهی خودرا به حساب سپاه واریز نماید؟
ج)اگر كسي از اموال و امكانات سازمان و بيت المال بدون مجوز مرجع ذي صلاح استفاده شخصي كرده باشد، بايد عين آن، يا مثل آن و يا قيمت ان را به همان سازمان برگرداند،ودرصورتی که امکان نداشته باشدکه به همان سازمان عودت دهدباید به حسابی که برای این امورمنظورشده است ،واریزنماید؛لذا هزينه نمودن بدهي در امور خير ديگر،جبران ضمان به سازمان را نمي كند.
البته اگر يقين به استفاده شخصي از بيت المال نداشته و فقط يك دغدغه كلّي باشد، استغفار نموده و شرعاً بدهكار نيست.
 
س71) آيا كم كاري هاي سهوي يا عمدي جهت انجام امور شخصي با اضافه كاري قابل جبران مي باشد يا خير؟
ج) دریافت نکردن اضافه کاری ویا صرف نظر نمودن ازمزایا،جبران کم کاری رانمی کند وباید به مقداری که یقین به کم کاری دارد،معادل ریالی آن رابه سازمان عودت نماید.
 
س72)اگرچیزی ازبیت المال که دراختیار فرداست مانند خودرو ،مفقودشودویابه سرقت برودوحکمی مبنی برپرداخت خسارت صادرشود،به قیمت چه روزی باید پرداخت شود؟یوم السرقه یاروزصدورحکم ویایوم الاداء؟
ج)در فرض ثبوت اصل ضمان، خودرو نو، مثلي بوده و ضامن، بايد مثل آن را پرداخت كند و اگر نوبت به پرداخت قيمت برسد، ميزان قيمت يوم الاداء است و خودرو مستعمل و استهلاك يافته عرفاً قيمي محسوب است و ميزان قيمت يوم السرقة است.
 
س73) اگرکسی سالها قبل به سازمان مدیون بوده وبخواهد جبران نماید،باتوجه به افزایش تورم وکاهش پول ملی ،چه مبلغی راباید پرداخت نماید؟
جواب: ملاك، قيمت زمان پرداخت است.
 
8/10-حکم دیون فراموش شده
س74) کسی که از بيت المال در سالهاي مختلف و در مكانها و موارد مختلف استفاده جزيي نموده است ولی ازکم وکیف آن اطلاعی ندارد ،الان وظیفه اش چیست؟
ج) اگر زايد بر مقدار متعارف كه مقررات اجازه مي دهد و يا بدون اذن كسي كه حق اذن دارد تصرف كرده باشد، به مقداري كه يقين دارد بايد از عهده آن برآيد و به اركان مذكور بپردازد. البته چنانچه امكان دارد به همان مكان كه تصرف كرده است برگرداند والا به حساب عمومي سپاه تحويل دهيد. (اجوبه س 1955و1956)
9/10-محل واریزنمودن دیون
س75)اگرفردی  براي اطمينان قلبي در مقابل آنچه قصور و كوتاهي در دوران خدمت داشته مصمم باشد وسیله ای را به سازمان اهدا نمايد،چگونه پرداخت کندتا بريء‌الذمه شود؟
ج)درهرصورت چه اطمینان داشته باشد که مدیون است وچه بخواهدازباب احتیاط پرداخت کند  ، بايد به همان مركزي كه مديون است بپردازد .
س76)اگرفردی بداند مدیون است ولی چون جاهای مختلفی مشغول بوده نداندبدهی متعلق به کدام قسمت است ،آیاحکم مجهول المالک پیدا می کند وباید ردمظالم نماید؟
ج)ردمظالم مربوط به اموال مجهول المالک  مردمی است ودرموردبیت المال موضوعیت ندارد.ودرفرض سوال،مبلغ مذكور از اموال مجهول المالك نيست بلكه دين است و ديون بايد حتماً به حساب همان اداره واريز گردد و در صورت عدم امكان يا عسر و حرج بودن رساندن به حساب همان اداره، بايد به حساب عمومي بيت المال واريز شود.
 
10/10-دیون سازمانها
س77) آيا پرداخت پولي كه يك مؤسسه دولتي از مؤسسه دولتي ديگر قرض مي گيرد واجب است؟
ج) در وجوب پرداخت، حكم ساير ديون را دارد.
 
15-احکام اسراف و زياده روي
1/15-اسراف در مصرف بيت المال
س78)برخي مسئولين در مصرف بيت المال زياده روي مي كنند مثلا از تابلوهاي قيمتي در اتاق استفاده مي كنند يا در همايش ها، بر بيت المال هزينه هاي غير ضروري تحميل مي كنند، میزان مجازدر مصرف بیت المال چه مقداراست؟
ج) از آنجايي كه مصرف نمودن اموال دولتي در غير مواردي كه اجازه داده شده، در حكم غصب است،ميزان مجاز در مصرف بيت المال، مقررات و قانون نهاد مربوطه است.
 
س79)اسراف و زياده روي در مصرف بيت المال مانند هزينه كردن بيت المال در همايش ها و جلسات غيرضروري يا تزئين غير متعارف اتاق ها چه حكمي دارد؟
ج) اسراف و تبذير، شرعاجايز نيست و بيت المال بايد فقط در مصارفي كه قانون تعيين كرده، هزينه شود؛و از آن جائي كه اموال دولتي در غير مورد مجاز مصرف شده، در حكم غصب است و موجب ضمان مي باشد.
 
س80)حکم استفاده از اشیاء وامکاناتی که باعث می شود هزینه  زیادی برسازمان تحمیل شود؛مانند استفاده از دیوارکوب یاکف پوش به جای نقاشی ساختمان چیست؟
ج) با توجه به متداول نبودن اين كار در صورتي كه عرفاً از مصاديق اسراف و تجمل باشد جايز نيست و متصدیان امر موظفند علاوه بر رعايت بيت المال و نهايت دقت در آن، مصالح سازمان و ضوابط و مقررات را نيز در نظر بگيرند و در صورت تداعي فرهنگ تجمل گرايي  اقدام نامطلوبی است وتفاوتی ندارد هزينه از بيت المال  باشد يا توسط فرد خيّر
 
س81)برگزاري همايش‌ها در مناطق خوش آب‌و‌هوا و تفريحي باگردآوری افرادازسراسرکشور که هزينه‌هاي سنگينی رادرپی دارد چه حكمي دارد؟
ج) همايش‌ها و جلسات و نشست‌ها بايد به‌گونه‌اي برنامه‌ريزي و اجرا شود كه با كمترين هزينه، بيشترين بهره و نتيجه را داشته باشد،ودرهرصورت  اسراف و تبذير جايز نيست وموجب ضمان خواهدبود.
 
2/15- حکم مصرف بی رویه به خاطر بی دقتی
س82) گاهی فرد بعد از پايان ساعت كاري فراموش می كند لامپ اتاق يا رايانه يا بخاري را خاموش نماید،حکم آن چیست؟
ج)اقدام به موارد فوق  ومشابه آن ازروی عمد ، از مصاديق اسراف و باعث تحميل هزينه به بيت المال است و جايز نيست و موجب ضمان خواهد شد؛ ولي اگرعمدی نباشد ودرآن افراط وتفریط صورت نگیرد ، ضماني ندارد .  
 
س83) درمواردی كاركنان جهت كارازاتاق کارخارج و به معاونت ديگري مراجعه مي كنند ولي كولر و لامپ هاي محل كار خود را خاموش نمي كنند حكم شرعي اين مسئله چيست ؟  
ج) این نوع عادتها مطلوب نیست وچنانچه مدت زمان زيادی طول بكشد كه عرفاً اسراف محسوب شود، علاوه بر حرمت موجب ضمان خواهدشد.
3/15-اقدامات منجر به اسراف در امکانات بیت المال
س84)عدم رعايت اقداماتی كه منجر به مصارف بيشتر امکانات بیت المال ویا امکانات شخصی مانند آب ، برق و گاز وامثال آنها  شود، چه حکمی دارد؟
ج)درصورتی که ضروری نباشد، ازمصادیق اسراف بوده،موجب ضمان است.
س85)با توجه به راه اندازي اتوماسيون اداري، آیااسکن نامه هاي اداري قبل از اتوماسيون که نوعی اسراف تلقی می شود، جایز است؟
ج) مصرف هر چيز بيشتر از مقدار نياز اسراف محسوب مي شود، بنابراين درفرض سوال در صورتي كه نياز به اين كار نباشد كه قبل از اتوماسيون تايپ و سپس بعد از امضاء اتوماسيون گردد، اسراف محسوب می شود وموجب ضمان خواهد بود.
س86) باتوجه به ابلاغ صرفه جويي در مصرف آب و برق،روشن کردن لامپ درمثل اتاق جلسات ونمازخانه هاباوجودداشتن نورگیرچه حکمی دارد؟
ج) درصورتی که ازمصادیق اسراف باشد،جایزنیست وموجب ضمان خواهدبود.
س87)حکم افرادی که اموالی از بیت المال را به واسطه اسراف یا سهل انگاری حین خدمت مستهلک می سازند، چیست ؟                     ج) هر کسی که کوتاهی کرده، باید قیمت خسارت وارد شده را محاسبه و به سازمان مذکور پرداخت کند.
(لیدر،   شماره استفتاء: 945934    تاریخ استفتاء:10/11/1397).
4/15- اقدامات انتشاراتی غیر مفید ویا بیش ازحدنیاز وضرورت
س89) اقدام به نشر مطالب وموضوعات بیش ازحدنیاز ویاغیر ضروری ومفید  چه حکمی دارد؟
ج) ازمصادیق بارزاسراف وتبذیر است ولذاجایزنیست وموجب ضمان خواهد شد.
 
16-احکام تودیع ومعارفه
س96)دعوت ازمردم واستفاده ازبیت المال درمراسم تودیع ومعارفه مسئولان وفرماندهان  چه حکمی دارد                                               ج)بستگی به ضوابط ومقررات مربوطه  دارد وبطورکلی  استفاده از بيت‌المال، مخصوص مواردي است كه در قوانين و مقررات، بيت‌المال براي آن منظور شده است و صرف آن در موارد ديگر جايز نيست و موجب ضمان است.
س97)بعدازمعارفه افراد،احیانامسئولین شهرویامردم جهت تبریک درمحل کار فردمعرفی شده حضور یافته وپذیرایی می شوند،آیاهزینه پذیرایی هاازبیت المال چه حکمی دارد؟                                                                         
ج)این گونه اموربستگی به مقررات دارد وچنانچه این نوع پذیرایی ها ازبرنامه های عرفی کاری محسوب شود،درحداختیارات قانونی هزینه ازبیت المال مانعی ندارد.
 
17-تسلیت وتبریک ازبیت المال
س98) پیام تسلیت یاتبریک توسط مسئولین ومدیران درنشریات سازمان ویانصب بنروپوستر درمراسم ها چه حکمی دارد؟
ج) اقدام به امورفوق الذکر ومانندآن، اگر جزو برنامه هاي مصوب مجاز باشد، جایزاست والا هزینه بیت المال دراین گونه امور جایزنیست وموجب ضمان خواهدبود.
س99) نصب بنر ویاپوستربابودجه بیت المال برای پرسنلی که اززیارتگاهها مراجعت نموده اند چه حکمی دارد؟
ج) چنانچه اعتبارات لازم برای آن،دربرنامه وبودجه سازمان پیش بینی شده باشد،اشکالی ندارد والا جایزنیست وموجب ضمان خواهدبود.
س100) رفتن به مجالس ختم ویا دیدارازافراد،توسط نیروهای تحت امر دروقت اداری وباوسائل سازمان چه حکمی دارد؟
ج)اگرازمبادی ذی ربط اعلام شده باشد،مانعی ندارد والابااذن مسئولی که دارای اذن شرعی وقانونی است ویااخذ مرخصی ساعتی اقدام گردد.
 
18-استفاده ازنیرووامکانات بیت المال برای مراسم ختم
س101)استفاده ازکارکنان درمراسم ختم اقوام مسئولین جهت خدمت رسانی به شرکت کنندگان مانند توزیع آب وشربت چه حکمی دارد؟
ج)با رعایت ضوابط ومقررات مربوطه واذن مسئول بالاتر که دارای اذن شرعی وقانونی است ،اشکال ندارد والا تصرف در بيت‌المال (نيرو، وقت، امكانات)جایز نیست وموجب ضمان خواهد بود.
 
19-امانت دادن بیت المال
س 102) امانت دادن امکانات سازمان به کارکنان جهت استفاده شخصی چه حکمی دارد؟
ج)بستگی به ضوابط ومقررات دارد وبطور کلی استفاده ازبودجه ویاامکانات سازمان درغیر مواردی که اجازه داده شده است درحکم غصب است وموجب ضمان خواهد بود وباید جبران گردد.
تبصره: استفاده‌هاي جزئي درحدّ متعارف كه مورد ضرورت و نياز است و شرايط كاري بيانگر اذن به كارمندان دراين‌مقدارازاستفاده  است اشكال ندارد.
 
20-احکام هدایا
1)هدیه ازبیت المال
س103) هدیه دادن ازاموال بیت المال چه حکمی دارد؟
ج) هديه دادن از بيت المال، تابع ضوابط و مقررات و اختيارات فرماندهي است و بايد طبق آن عمل شود و تخلف از آن جايز نیست. (سایت لیدر خاص،شماره استفتاء: 886806    تاریخ استفتاء: 1397/04/04
 
2)حکم هدایای اهدایی درمراسم وهمایش ها
س104) آیا لوازم التحریرو دیگر وسایل که در مراسم وهمایش ها به افراد داده می شود در ملکیت افراد قرار می گیرد؟
ج) در فرض سوال اقلام مذكور در تملك افراد قرار مي گيرد و مي توانند استفاده شخصي نمایند.
 
3)دریافت وقبول هدایا ازمراجعین
س105)حکم دادن هدیه توسط مراجعین وگرفتن آن توسط کارکنان چیست؟
ج) هديه در محيط كار و از جانب ارباب رجوع ، يكي از خطرناك ترين چيزهاست و هرچه بيشتر از آن اجتناب كنيد به نفع دنيا و آخرت شما خواهد بود فقط در يك صورت ، دريافت آن جايز است و آن اين است كه هديه دهنده ، با اصرار زياد و با امتناع مأمور از قبول ، بالاخره به نحوي آن را اهداء كند ، آن هم بعد از انجام كار و بدون مذاكره و حتي توقع قبلي    (اجوبه – س1244  )
س106)چنانچه ارباب رجوع، هدیه ای را به مدیر سازمان بدهد تا از طرف او به کارمند خاصی بدهد (و احتمالا نیت ناسالمی در این کار داشته باشد)؛ تکلیف مدیر سازمان چیست (آیا می تواند هدیه را انتقال دهد)؟ تکلیف کارمند چیست (آیا می تواند هدیه را قبول کند)؟                                                                                                                                                                   ج) قبول هديه هم براي مدير و هم برای کارمند جايز نيست.  (لیدر،  شماره استفتاء: 377766    تاریخ استفتاء: 1392/06/23)
 
 4)دریافت وقبول هدایا ازادارات  وموسسات
س107) بعضي از ادارات و مؤسسات به مناسبت‌هاي مختلف هدايايي را به كارمندان خود مي دهند كه جهت آن معلوم نيست، آيا جايز است كارمندان آن را گرفته و در آن تصرّف كنند؟
 ج)در صورتي كه هديه دهنده بر اساس مقرّرات دولتي صلاحيت و اختيار آن را داشته باشد، دادن هديه از اموال دولتي مانعي ندارد واگر دريافت كننده احتمال قابل توجهي بدهد كه هديه دهنده اين صلاحيت و اختيار را دارد، اشكال ندارد كه آن را از او بگيرد. (اجوبه،س1755)
س108)بعضي از مسئولين در ادارات و مؤسسات به مناسبت‌هاي مختلف به كارمندان خود هدايايي مي‌دهند. آيا تصرف در آنها جايز است؟                                                                                                                                                           ج)در صورتي كه هديه دهنده طبق قوانين و مقررات صلاحيت و اختيار اين امور را داشته باشد، هديه دادن و دريافت آن مانعي ندارد و حتي اگر احتمال قابل توجهي داده شود كه هديه دهنده صلاحيت چنين كاري را دارد گرفتن هديه اشكال ندارد.
 
5)دریافت هدایای روی دست صاحبان مانده
س109)دریافت هدایادرمواردی که جنسی دردست مالکش مانده ،مانند اشیای ممنوعه که نمی تواند به هواپیما ببردودرگیت بازرسی به ماموران هدیه می دهد،چه حکمی دارد؟
ج) اگر در این خصوص از جانب مسئولین مربوطه، منعی نشده و مفسده ای نداشته باشد، فی نفسه منعی ندارد.
6)جابجایی هدایا
س110) هر سال جهت سركشي از خانواده هاي شهداء كارت هديه اي داده مي شود از آنجايي كه پدران و مادران شهداء سنشان زياد و توان استفاده از كارت هديه را ندارند آيا مجاز به برداشتن وجه از كارت و همان مبلغ را هديه و كارت هديه را نزد خود نگه داريم؟  
ج)اگر خانواده معظم شهداء راضي به تعويض كارت هديه با پول نقد باشند و منع قانوني در اين جهت وجود نداشته باشد اشكال ندارد.
 
7)مصرف هدایا درغیر مورد معین
س111) آیا هدایایی که به کارمندان برای موردخاصی مانند زیارت مشهد مقدس داده می شود،جایز است درموارددیگری غیراز موردخاص مصرف نمود؟
جواب: این گونه اموربستگی به ضوابط ومقررات مربوطه دارد،درصورت منع بايد در همان مورد مصرف گردد.
 
8)هدایادرمراسم تودیع ومعارفه
س112)دادن هديه يا تشويقي در توديع و معارفه‌هاي سازماني ،از بودجه‌هايي كه اختصاص به سپاه يا بسيج دارد، چه حكمي دارد؟                                                                                                                                                            ج) استفاده از بيت المال به مواردي اختصاص دارد كه در قوانين و مقررات تعريف شده و صرف آن در موارد ديگر جايز نيست و موجب ضمان است مگر در مواردي كه براي اين هدايا در برنامه و بودجه سازمان پيش بيني و توسط مراجع ذي صلاح مصوب شده باشد.
 
9)تهیه هدایای تودیع ومعارفه ازبودجه فرهنگی
س113) تهیه هدیه جهت مراسم تودیع ومعارفه،ازبودجه فرهنگی ناحیه درحدمتعارف چه حکمی دارد؟                                                               ج) استفاده از بودجه بيت المال فقط در مواردي جايز است كه براساس ضوابط و مقررات بودجه و اعتبار براي آن منظور شده است و در غير آن موارد جايز نيست، مگر بااذن کسی باشد که شرعا وقانونا حق اذن داشته باشد.
 
10) هدایای همکاران درمراسم تودیع ومعارفه
س114)هدایایی که درمراسم تودیع ومعارفه باپول همکاران تهیه وبه مسئول اهداء می شود چه حکمی دارد؟
ج)درفرض سوال جایز است ودرتملک دریافت کننده قرارمی  گیرد.
 
11)مالکیت هدایا
س115) هدایایی که توسط ادارات ویاافراد درمناسبتهای مختلف به مسئولین ومدیران اهداء می گردد متعلق به آنهاست ویاباید به سازمان تحویل دهند؟                                                                                                                                                                                ج) متعلق به افراداست ،مگر قرینه یاضابطه ای باشد که بیانگراین باشد که باید تحویل سازمان شود.
 
س116) دربازدیدبعضی ازکارکنان ازکارخانه ای مدیر آنجا هدایایی رابه بازدیدکنندگان اهداء می کند ،حکم این نوع هدایا چیست؟آیادرتملک بازدیدکنندگان قرارمی گیرد ویامتعلق به سازمان است؟                                                                                                                          ج) در فرض مذكور ،در تملک بازديدكنندگان  قرارمی گیرد،مگر آن که قبل از  بازديد با بازديدكنندگان شرط شود كه در صورت اعطاء هدايا، آن را در اختيار فرماندهي قرار دهند تا به مصرف عمومي برساند ،که دراین صورت حکم دیگری پیدا می کند.
س117)اگر کارمندی در یک روز تعطیل و در وقت شخصی به نمایشگاهی مراجعه نماید و در حین بازدید یکی از غرفه داران که از پیمانکاران اسبق اداره یا صنعت و یا شرکت بوده و مدت کوتاهی با وی همکار بوده است ، هدیه ایی به ایشان بدهد ، آیا این هدیه به صورت نمونه کالا ( اشانتیون ) محاسبه شده و فردی که آن را گرفته است در آن حق تصرف داشته و می تواند از آن استفاده نماید ، یا اینکه مشکل شرعی دارد؟                                                                                                                                                ج) در فرض مرقوم اگر دادن هدیه جهت طرح توقعات در محیط اداره نباشد، گرفتن و استفاده از آن اشکال ندارد. (  لیدر، شماره استفتاء: 586604   تاریخ استفتاء: 1394/07/06 )  
 
  س118)هديه‌اي كه به عناوين مختلف به اعضاي خانواده داده مي‌شود، مانند هدية قبولي آخر سال يا هدية روز زن، آيا مي‌توان آن را در مخارج خانه مصرف كرد يا اينكه بايستي به زن و فرزند داد؟
ج) اگر قرينة خاصي دالّ بر ملكيت فرد خاصي باشد، متعلق به اوست؛ و گرنه به سرپرست خانواده تعلق دارد.
 
س119) كتاب‌ها و هدايايي كه از سوي سازمان به مسئولان و كاركنان اهدا يا ارسال مي‌شود، چه حكمي دارد؟
 ج) اگر اظهارات ارائه‌كنندگان با قراين و شواهد، حاكي از اهدا به خود افراد است نه به سازمان و جايگاه، مجاز به تصرف و تملك‌اند. درغيراين‌صورت بايد اموال سازمان محسوب شود.
 
س120) از طرف خدمات كاركنان سپاه به فرزندان شاغلين كه به عنوان دانشجو پذيرفته مي شوند هديه اي تعلق گرفته و به آنان اهداء مي شود، اگر دانشجويي پذيرفته شودو هديه دریافت نمایدولی  به دلايلي انصراف  ازتحصیل دهد و سال بعد در كنكور شركت كند و قبول شود، آيا مجدداً به او هديه تعلق مي گيردیانه؟                                                                                                                                                           ج)علي القاعده هديه دانشجوئي به هر دانشجو فقط يكبار تعلّق مي گيرد، لذا در صورت دريافت مكرّر، دوّمي را بايد به سازمان برگرداند.
 
12)دریافت هدایا ازمراکز سپاه به افراد
س121)اگردر مراكز آموزشي سپاه، نيروهاي فراگير (آموزشي) براي مربيان و كاركنان مركز آموزش سوغات يا هديه ای آوردند،دریافت آن چه حکمی دارد؟                                                                                                                                                                                        ج) اگر منجر به تبعيض، تضييع حقوق ديگران يا مفاسد ديگر باشد، جايز نيست؛ ولي اگر از باب محبت بين نيروهاي آموزشي و مربيان و كارمندان باشد، اشكال ندارد.
 
س122)درملاقات وسرکشی ازهمکاران،هرینه بیت المال جهت تهیه شیرینی وامثال چه حکمی دارد؟
ج)اگر در قالب برنامه هاي مصوب سازمان و تحت يكي از عناوين برنامه اي باشد ،اشكال ندارد.
 
س123)مبالغی راکه فرمانده حوزه مقاومت در مناسبتهاي مختلف مانند هفته بسيج  ومانندآن به اعضاي کارکنان پرداخت مي‌نمايد چه حكمي دارد ؟                                                                                                                                      ج) تصرف در وجوه بيت‌المال تابع مقررات مربوط است، بنابراين چنانچه اين اقدام مطابق مقرّرات باشد جايز است.
 
س124)هدایایی که توسط فرماندهان، رؤسا و مديران در سازمان،براي قدرداني از افراد خارج از سازمان اهداء می شود،چه حکمی دارد؟                                                                                                                                                      ج)مصرف نمودن اموال بیت المال درغیرمواردی که اجازه داده شده درحکم غصب  است و موجب ضمان می باشد، مگرآن که بااجازه قانونی مقام مسئول بالاترصورت گیرد ویا در برنامه و بودجة سازمان پيش‌بيني و توسط مراجع ذي‌صلاح مصوّب شده باشد.
 
13- پرداخت هدايا با عناوين ویامناسبتهای مختلف 
س125) پرداخت هدايا با عناوين مختلفی مانند: استاد نمونه، پاسدار نمونه، فرزندان ممتاز پاسداران و نظائرآن ، چه حكمي دارد ؟                                                                                                                                                  ج) بستگی به ضوابط و مقررات مربوطه دارد وفرماندهان و مسئولان مي‌توانند درحدود اختيارات قانوني خود عمل نمايند.
 
س126)هدایایی که در سازمان،به مناسبتهای مختلف وباعناوین گوناگون به افرادداده می شود،چه حکمی دارد؟                                                                                                                                                                    ج)1-هدايايي كه به جمع پاسداران تعلق مي‌گيرد مثل هداياي روز زن بلااشكال است.
2- هدايايي كه به عموم شركت‌كنندگان در يك گردهمايي يا مانور ومانندآن ، اعطاء مي‌شود بلااشكال  است.
3- هدايايي كه عموماً زمان توديع به مسؤولين و فرماندهان اعطاء مي‌شود برحسب تدابير مقام معظم رهبري و ابلاغيه ستاد فرماندهي كل قوا ممنوع مي‌باشد.
4- هدايايي مثل لوح يادبود و يا قاب عكس ومانندآن  که به مسؤولين اعطاء مي‌شود بلااشكال  است..
5- هدايايي كه عموماً به هيأت‌هاي بازرسي و يا فرمانده يا مسؤول يك رده از زير مجموعه خود داده مي‌شود جايز نيست.
6- اعطاي جوايز در چارچوب آيين‌نامه انضباطي كه در واقع تشويق پرسنل و كمك در جهت ترويج اقدامات شايسته مي‌باشد بلااشكال مي‌باشد.
  7- اقلامی كه در جلسات و سمينارها يا در محل كار به عموم افراد و شركت كنندگان داده مي شود، اهدايي محسوب شده و متعلق به افراد است، مگر آنكه قرينه و شواهد غير از اين را نشان دهد.
8- هدایایی که  از مسئولان يگان بازرسي‌شونده در عمليات بازرسي اهداء می شود، جایزنیست.
9-هدايایی که در محيط كار و از جانب ارباب رجوع، به مسئولان ومدیران داده می شود ،اقدام خطرناك  ولازم الاجتناب ازجانب همگان است که دوری ازآن، به صرفه دنيا و آخرت  افرادخواهدبود، مگر درصورتی  كه هديه‌دهنده بااصرار بعد از انجام كار و بدون مذاكره و حتي توقع قبلي  وامتناع دریافت کننده اهداء می کند،که درلین صورت،جایز است.
 14-هدایای تحویل نشده به افراد
س127)اگربرای افرادی که شایستگی تشویق دارند، هدایایی تهیه شود اما به لحاظ عدم دسترسی به آنهاهدایابماند، تکلیف چیست؟                                                                                                                                                   
    ج) درفرض سوال، به بيت المال عودت داده شود.
س128)دربرخی مسابقات قرانی ،افرادی درآزمون حفظ قرآن برنده شده واستحقاق دریافت هدایایی مانند ربع سکه راپیداکرده امابه دلائل مختلفی مانند دراختیارنداشتن شماره تماس ویاآدرس آنهاهدایا درمراکزمربوطه مانده است،تکلیف چیست؟
ج)درفرض سوال درملکیت سازمان باقی وباید به سازمان عودت داده شود.
 
س129) بارها اتفاق افتاده است که كالاهايي به نام افراد بازنشسته سپاه به كانون بازنشستگان تحويل گردیده که احیانا فاسدشدنی است، ولي امکان دستیابی  به تعدادي از افراد وجودندارد و موجب فاسد شدن و يا خارج شدن اقلام از رده مي شود ، تکلیف چیست؟                                                                                                                                              ج)در صورت عدم مراجعه افراد در زمان مقرر ، به مسئولين بالاتر اعلام ، و قبل از فاسد شدن عودت داده شود و طبق ضوابط و مقررات عمل شود.
 
15-دريافت هدايا برای افراد غائب
س130)دریافت هدایا برای افرادی که درمراسم حضورنداشته اند توسط همکاران باارائه دعوتنامه  چه حکمی دارد؟
ج)اگر هديه مشروط به حضور در جلسه باشد، گرفتن هديه براي كسي كه در جلسه حضور ندارد اشكال دارد. (مستفاد رساله آموزشی،ج... ص288
 

احکام بیت المال(1)


بسم الله الرحمن الرحیم
احکام اموال وامکانات بیت المال
مقدمه:
بيت المال، در نظام اقتصادي اسلام، بيشترين مباحث را به خود اختصاص داده و از جايگاهي ويژه برخوردار است.            اموال،امکاناتبیت المال وحتی مسئولیتها درنظام اسلامی امانتی است دراختیارمدیران  که به حکم فطرت و عقل و شریعت، مراعات ازآن واجب وصیانت و حفاظت از آن لازم وضروری است؛وخیانت درآن از نظر عقل و شرع مذموم  وبرای آن مجازات سختی منظورشده است  قرآن کریم  رعایت امانت  ودوری ازخیانت درامانت راازجمله صفات مومنان دانسته ،می فرماید:� وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ �(مؤمنون، آیه 8)                                                                                                        
  ورسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم خشم وغضب الهی  ولعن همه انبیاء راثمره بهره برداری نابجا ازبیت المال می داند � امام باقر عليه السلام از رسول اكرم صلي الله عليه و آله نقل مى فرماید كه: �خَمْسَةٌ لَعَنْتُهُمْ ـ وَكُلُّ نَبيٍّ مُجابٍ- ...وَ الْـمُسْتَأثِرُ بِالفَيْئ المُسْتَحِلُّ لَهُ. � (کافی/2/293)                                                                                                             
        پنج كس اند كه من و هرپيامبر مستجاب الدعوه اى، آنان را لعنت كرده است: ...ازجمله كسى كه اموال عمومى را، به خود منحصر سازد و تصرّف در آن را به نفع خود حلال شمارد.
توصیه ،تاکید وسفارت گوناگونی درامرحفظ وحراست وصیانت ازبیت المال درآموزه ای دینی وکلمات نورانی امیرمومنان درنهج البلاغه  به چشم می خورد که جملگی حاکی ازاهمیت وضرورت اهتمام  به بیت المال ازناحیه فرماندهان ومدیران ومتصدیان امر دارد که به پاره ای ازآنها اشاره می شود:                                                                                1)سفارش به صرفه جویی درمصرف وبکارگیری اموال وامکانات ازبیت المال، نظیر توصیه های امام علیه السلام  به كارگزارانش : �  أدِقُّوا أقْلامَكُمْ وَ قارِبُوا بَيْنَ سُطوركُمْ وَ أحْذِفُوا عَنّي فُضُولَكُمْ وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعاني، وَ إيّاكُمْ وَالإكْثار؛ فَإنَّ أمْوالُ الْمُسْلِمينَ لا تَحْتَمِلُ الاْضْرَارَ� )بحارالأنوار، ج 76، ص49 )                                                                                 قلم هاى خود را نازك كنيد و سطرها را نزديك به هم گيريد و زيادتى كلمات را حذف كنيد و مقاصد و منظورها را در نظر بگيريد! بر حذر مى دارم شما را از پرحرفى و پر نويسى؛ زيرا، اموال مسلمانان نمى تواند اين گونه خسارت ها را تحمل كند.
2)سفارش به دوری ازویژه سازی و اختصاص به خوددادن بیت المال ؛ نظیر توصیه به مالک اشتر که فرمود:� إيّاكَ وَ الاستئثارَ بِمَا الناسُ فيهِ أُسْوَه�بپرهيز از ويژه سازى (انحصار طلبى) در چيزهايى كه همه مردم در آنها برابرند.                                                                                                                                                            بدیهی است یکی ازخطراتی که درمورد بیت المال وجوددارد استفاده های شخصی ازآنها توسط مدیران ومتصدیان امر است لذا امام حتی هنگام شهادت اظهارنگرانی می فرماید ازاینکه حاکمانی زمام امورمسلمین رابه دست گیرند واموال وامکانات بیت المال را بخوداختصاص دهند درنامه 62 نهج البلاغه فرمود:�وَلكِنَّني آسى أنْ يَلِيَ أمْرَ هذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهاؤها وَ فُجّارُها فَيَتَّخِذُوا مالَ اللّه دُوَلاً ... �از اين اندوهناكم كه سرپرستى حكومت اين امّت به دست بى خردان و نابكاران افتد، بيت المال را به انحصار در آورند
3) استرداد بیت المال                                                                                                                                          از جمله روشهای امام علی علیه السلام نسبت به بیت المال، برگرداندن چیزهایی است که از بیت المال، به غارت رفته است. در خطبه پانزدهم، در باره بیت المال تاراج شده می فرماید:�وَاللّه ِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النساءُ وَ مُلِكَ بِهِ الإماءُ لَرَدَدْتُهُ ... � (نهج البلاغه، خطبه 15.)                                                                                                       به خدا سوگند! بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم، به صاحبان اصلی آن باز می گردانم، گرچه با آن، ازدواج کرده و یا کنیزانی خریده باشند.
 4)برخوردشدید بامتخلفان نسبت به بیت المال
 حضرت به يكى از كارگزاران اش نوشت :� فَقَدْ بَلَغَنِى عَنْكَ أمْرٌ، إنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَيْتَ إمامَكَ، وَ أخْزَيْتَ أمَانَتَكَ. بَلَغَنِي أَنَّكَ جَرَّدْتَ الْأرْضَ فَأخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَيْكَ، وَ أكَلْتَ ما تَحْتَ يَدَيْكَ. فَارْفَعْ إليَّ حِسابَكَ! وَ اعْلَمْ أنَّ حِسابَ اللّه ِ أعْظَمُ مِنْ حِسابِ النّاسِ. (نهج البلاغه، نامه 40.)
درباره ى تو به من خبرى رسيده است، اگر چنين كرده باشى، همانا كه خداى خويش را به خشم آورده و از فرمان پيشواى خود سرباز زده و در امانت، كار به رسوايى كشانده اى                                                                                    مرا گفته اند كه به ستم، زمين از بار و بر، تهى ساخته اى و باغ و بستان مردمان گرفته اى و كيسه ها از اندوخته ها پرداخته اى. اينك، حساب خود را نزد من فرست و بدان كه حساب خواهى خدا، از حساب رسى آدميان، دشوارتر است.
 ودر نامه اى به يكى از كارگزاران خودمرقوم فرمود:� وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأمَانَةِ، وَ رَتَعَ فِى الْخِيَانَةِ وَ لَمْ يُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا، فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُلَّ وَ الْخِزْيَ فِي الدُنْيا وَ هُوَ في الاْخِرَةِ أذَلُّ وَ أخْزَى. وَ إنَّ أعْظَمَ الخِيانَةِ، خِيَانَةُ الأُمَّةِ، وَ أفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الأئِمَّةِ �(نهج البلاغه، نامه ى 26.)
آن كس كه امانت دارى را خوار انگارد و در اموال مردم، به خيانت چرا كند و روان و آيين خويش را از خيانت كارى، پاكيزه نگرداند، همانا در اين سرا، خوارى و ذلت بر خود روا داشته است و در آن سرا، خوارتر و ذليل تر از اين سرا باشد. آرى، بزرگ ترين خيانت، خيانت به ملت است و زشت ترين دغل كارى، دغل كارى با پيشوايان.
ونیزخطاب به زیادبن ابیه هشداردادکه�وَ اِنّىِ أُقْسِمُ بِاللّه ِ قَسَما صَادِقا، لَئِنْ بَلَغَني أنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيءِ الْمُسْلِمينَ شَيْئا صَغيرا أوْ كَبيرا، لَأشُدَّنَّ عَلَيْكَ شِدَّةً تَدَعُكَ قَليلَ الْوَفْرِ، ثَقيلَ الظهْرِ، ضَئيلَ الاْمْرِ�  ( نهج البلاغه، نامه ى 20.)
به خداى سوگند، سوگندى راست! كه اگر آگاه گردم كه در مال مسلمانان به كم و بيش خيانت ورزيده اى، چنان بر تو سخت گيرم كه اندك مال گردى و گران پشت از فاقه؛ و خوار مايه گردى.
  امام رضا علیه السلام برائت از ويژه سازان اموال عمومى مسلمانان بر خود راازجمله شرايط اسلام راستين دانسته ،می فرماید:� وَالْبَراءَةُ مِنَ الَذينَ ظَلَمُوا آلَ مُحَمَّدٍ عليهم السلام... والْبَراءَةُ مِنَ الناكِثينَ وَ القاسطينَ وَ الْمارِقين ... وَالْبَراءَةُ مِنْ أهْلِ الاْسْتِئثار ... . �(عيون أخبار الرضا، ج 2، ص 126)
بيزارى از كسانى كه به آل محمّد عليهم السلام ظلم روا داشتند ... و برائت از پيمان شكنان و منحرفان و مرتدان ... و برائت از ويژه سازان اموال عمومى مسلمانان بر خود، ... از شرايط اسلام راستين است.
 عبداللّه بن زمعة ـ كه شيعه ى مولا على عليه السلام بود ـ هنگام خلافت حضرت، به خدمتش رفت و مالى از او درخواست كرد. حضرت در پاسخ فرمود: إنَّ هذَا الْمَالَ لَيْسَ لى وَ لالَكَ، وَ إنَّما هُوَ فيء لِلْمُسْلِمينَ، وَ جَلْبُ أسْيَافِهِمْ. فَإنْ شَرِكْتَهُمْ فى حَرْبِهِمْ، كانَ لَكَ مِثْلُ حَظِّهِمْ، وَ إلاّ فَجَناةُ أيْدِيهمْ، لا تَكُونُ لِغَيْرِ أفْواهِهِمْ�
(نهج البلاغه، خطبه 232.)
اين مال، نه از آنِ من است و نه از آنِ تو؛ بلكه آن، غنيمت مسلمانان است. اين، مالى است كه به ضرب شمشير آنان، فراهم گرديده است. پس اگر در نبرد آنان شركت داشته اى، سهمى به اندازه ى بهره ى آنان دارى؛ اگر نه، ميوه ى چيده شده به دست آنان، لقمه اى براى دهان هاى ديگران نيست.
5)برخوردبانزدیکان خود وعدم مماشات باآنها درامربیت المال
امام علیه السلام درمورد درخواست بیجای برادرش عقیل ازبیت المال مسلمین می فرماید:� وَ اللَّهِ لَقَدْ رَأَيْتُ عَقِيلًا وَ قَدْ أَمْلَقَ حَتَّى اسْتَمَاحَنِي مِنْ بُرِّكُمْ صَاعاً وَ رَأَيْتُ صِبْيَانَهُ شُعْثَ الشُّعُورِ غُبْرَ الْأَلْوَانِ مِنْ فَقْرِهِمْ كَأَنَّمَا سُوِّدَتْ وُجُوهُهُمْ بِالْعِظْلِمِ وَ عَاوَدَنِي مُؤَكِّداً وَ كَرَّرَ عَلَيَّ الْقَوْلَ مُرَدِّداً فَأَصْغَيْتُ إِلَيْهِ سَمْعِي فَظَنَّ أَنِّي أَبِيعُهُ دِينِي وَ أَتَّبِعُ قِيَادَهُ مُفَارِقاً طَرِيقَتِي فَأَحْمَيْتُ لَهُ حَدِيدَةً ثُمَّ أَدْنَيْتُهَا مِنْ جِسْمِهِ لِيَعْتَبِرَ بِهَا فَضَجَّ ضَجِيجَ ذِي دَنَفٍ مِنْ أَلَمِهَا وَ كَادَ أَنْ يَحْتَرِقَ مِنْ مِيسَمِهَا فَقُلْتُ لَهُ ثَكِلَتْكَ الثَّوَاكِلُ يَا عَقِيلُ أَ تَئِنُّ مِنْ حَدِيدَةٍ أَحْمَاهَا إِنْسَانُهَا لِلَعِبِهِ وَ تَجُرُّنِي إِلَى نَارٍ سَجَرَهَا جَبَّارُهَا لِغَضَبِهِ أَ تَئِنُّ مِنَ الْأَذَى وَ لَا أَئِنُّ مِنْ لَظَى(خ 224)به خدا قسم عقيل را در اوج فقر ديدم كه يك من گندم از بيت المال شما را از من درخواست داشت، و كودكانش را از پريشانى فقر با موهاى غبار آلود و رنگهاى تيره ديده‏ كه گويى صورتشان را با نيل سياه كرده بودند، عقيل به درخواستش اصرار، و سخنش را تكرار مى‏كرد، من به گفتارش توجه مى‏كردم، و او خيال مى‏كرد كه دينم را به او فروخته، و از راه و روشم دست برداشته و به خواسته‏اش تن مى‏دهم، در اين اثنا آهن پاره‏اى را گداخته و به بدن او نزديك كردم تا مايه عبرتش شود، ناگهان چون ناله بيمار از حرارت آن آهن پاره ناله زد، و نزديك بود از آن آهن گداخته بسوزد، به او گفتم: مادران داغدار بر تو بگريند اى عقيل، آيا تو در برابر آهن پاره‏اى كه انسانى آن را به شوخى و بازى بر افروخته ناله مى‏زنى، ولى مرا به جانب آتشى كه خداوند قهّار به جهت خشم خود افروخته مى‏كشانى آيا تو از اين درد اندك ناله بزنى، و من از آتش سوزنده جهنم ناله نزنم.
6)مصرف بجا وبموقع ازبیت المال
دراهتمام امام نسبت به بیت المال واردشده است که�  إنَّ عليا كان يَكنِسُ بيت المال كُلّ يَومِ جُمُعَةٍ ثُمَّ ينضَحُهُ بالماء، ثُمّ يُصَلّى فيه ركعَتين، ثُمَّ يقول: تَشْهدانِ لى يَوْمَ الْقِيامَة. �( وسائل الشيعة، ج 11، ص 83.)
حضرت روزهاى جمعه، بيت المال را جارو مى زد و در آن آب مى پاشيد و دو ركعت نماز مى گزاردو مى فرمود: اين �دو ركعت نماز� شاهدند [كه من، بيت المال را به موقع، در ميان مسلمانان تقسيم كردم].
7)بیان  آثار خیانت در بیت المال                                                                                                                            هر گناه، یک اثر وضعی و یک اثر تکلیفی دارد. خیانت و غارت بیت المال نیز، افزون بر حرمت تکلیفی و عذاب قیامت، آثار وضعی ویژه ای در همین دنیا دارد. برخی از آثار وضعی خیانت به بیت المال از نگاه امام علی علیه السلام عبارتنداز:           
7/1-رسوایی در دنیا                                                                                                                                                                                         امام علیه السلام در نامه بیست و ششم، ضمن بیان برخی از توصیه ها و سفارشها برای مأموران مالیاتی، خیانت به بیت المال را، مساوی با خیانت به امت اسلامی دانسته ،می فرماید؛  وَ إنَّ أعْظَمَ الخِيانَةِ، خِيَانَةُ الأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ  همانا، بزرگترین خیانت، خیانت به ملت، و رسواترین دغلکاری، دغلبازی با امامان است و در ارتباط با آثار و پیامدهای خیانت به بیت المال گوشزد می کند که:     وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ رَتَعَ فِي الْخِيَانَةِ وَ لَمْ يُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا، فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَى
کسی که امانت (بیت المال) الهی را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند و خود و دین خویش را پاک نسازد، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.
7/2- ذلت در پیشگاه الهی و پستی در آخرت                                                                                                    
 در خطبه 126 درپاسخ به كسانى كه از سر دلسوزى، خدمت امام عليه السلام عرض كردند: سزاوار است اموال بيت المال را در آغاز حكومت خود در ميان رؤسا و اشراف و سران قبائل و افرادى كه مى توانند ضرباتى بر پايه حكومت وارد كنند، تقسيم كنى و آنها را نسبت به ديگران سهم بيشترى دهى تا پايه هاى حكومتت محكم شود، امام عليه السلام در پاسخ آنها فرمود: لَوْ کَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ، فَکَيْفَ وَإنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللهِ اگر اموال (بیت المال) از خودم بود، به گونه ای مساوی، در میان مردم تقسیم می کردم، تا چه رسد که جزء اموال خداست!                                                                                                                                                   
   آنگاه به بيان مفاسد اين کار (تبعيض و جور و ستم و تقسيم ناعادلانه بيت المال) پرداخته،چنين مى فرمايد :              
أَلاَ وَإنَّ إعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَإسْرَافٌ، وَهُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَيَضَعُهُ فِي الآخِرَةِ، وَيُکْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَيُهِينُهُ عِنْدَ اللهِ
آگاه باشيد! بخشيدن مال در غير موردش، تبذير و اسراف است هر چند ممکن است اين کار در دنيا سبب سربلندى کسى که آن را انجام داده است شود، ولى در آخرت، موجب سرافکندگى وى خواهد گشت، اين کار او را (چند روزى) در ميان مردم (دنياپرست) گرامى مى دارد ولى در پيشگاه خدا به زمينش مى افکند.                                              
  وقتی به امام علیه السلام خبردادند که شریح قاضی منزلی به هشتاد دينار خريدارى كرده است. وى را فرا خواند و فرمود:  يَا شُرَيْحُ! لاَ تَكُونُ ابْتَعْتَ هذِهِ الدارَ مِنْ غَيْرِ مَالِكَ، أوْ نَقَدْتَ الَثمَنَ مِنْ غَيْرِ حَلالِكَ ؛ فَإذَنْ أَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دَارَ الدُنْيَا وَ دَارَ الاْخِرَةِ.
(نهج البلاغه، نامه ى 3.)                                                                                                                          
  اى شريح! مباد كه اين خانه را جز با مال خويش خريده باشى و بهاى آن، جز از مال حلال خود پرداخته باشى. و گرنه، هم در اين سرا و هم در آن سرا، زيان كرده اى  
7/3- سلب اعتماد وازچشم افتادن                                                                                                                    
  امام علی علیه السلام منذَر، پسر جارود عبدی، را که از قبیله عبدالقیس بود، به بخشداری منطقه ای از کشور اسلامی، منصوب کرد و لکن او، به بیت المال خیانت کرد و با بذل و بخششهای بی حساب و کتاب به دوستان و خویشان، بیت المال را غارت کرد. این خبر به امام علی علیه السلام می رسد. آن حضرت در نامه ای تند، ضمن توبیخ و عزل، او را احضار می کند.
 حضرت بعد از خيانت منذر بن جارود و بذل و بخششهای بی حساب و کتاب به دوستان و خویشانش در ولايت فارس، به وى نگاشت: وَ لَئِنْ كَانَ مَا بَلَغَني عَنْكَ حَقّا، لَجَمَلُ أهْلِكَ وَ شِسْعُ نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ
    اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانه ات و بند کفش تو، از تو، باارزش تر است.
وَ مَنْ كَانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ أَوْ يُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ أَوْ يُعْلَى لَهُ قَدْرٌ أَوْ يُشْرَكَ فِي أَمَانَةٍ أَوْ يُؤْمَنَ عَلَى جِبَايَةٍ. فَأَقْبِلْ إِلَيَّ حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا.
کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه می تواند کاری را به انجام رساند، یا ارزش او، بالا رود، یا شریک در امانت باشد و یا از خیانتی دور ماند. پس چون این نامه به دست تو رسد، نزد من بیا.  
7/4-برخورددرحد اعدام                                                                                                                                     
  امام علیه السلام در نامه41 که در مقام توبیخ و نکوهش شدید از خیانتکاران به بیت المال، صادر شده ـ پس از بیزاری و نفرین بر خیانتکاران بیت المال، ضمن دعوت آنان به خداترسی و برگرداندن اموال به غارت رفته می فرماید:   فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ، فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْكَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَى اللَّهِ فِيكَ وَ لَأَضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِي الَّذِي مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ
اگر اموال به غارت رفته بیت المال را برنگردانی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفری خواهم کرد که نزد خدا، عذرخواه من باشد و با شمشیری تو را می زنم که به هر کس زدم، وارد دوزخ گشت.
7/5- تباه سازی ارزشها ومعنویت                                                                                                                        
   بی توجهی به  بيت‌المال آنچنان تباهی وتیرگی رابه دنبال دارد  كه حتي نور شهادت را تیره  مي‌سازد. مِدعَم از خدمتكاران پيامبر صلي الله عليه و آله در يكى از جنگ ها، همراه وى بود. او، در آن جنگ، به تير دشمن شهيد گشت. مسلمانان، كنار پيكر او گرد آمده، مى گفتند: بهشت بر تو گوارا باد! ولى پيامبر صلي الله عليه و آله سخنى نمى فرمود و خشمناك به نظر مى رسيد. حاضران، علت خشم را نمى دانستند كه ناگهان پيامبر فرمود :
كَلاّ، وَالذى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! اِنَّ شَمْلَتَه الآنَ لَتُحتَرَقُ عَلَيْهِ فِي النارِ، كانَ غَلّها مِنْ فيء المُسْلمينَ يَوْمَ خِيبَرٍ
(سيره ى ابن هشام، ج 3، ص 354.)                                                                                                                                       
    سوگند به خداوندى كه جان محمّد در دست اوست! روپوش او هم اكنون وى را در ميان آتش شعله ور خود مى سوزاند؛ چون، او، آن روپوش را از بيت المال مسلمانان (بدون رعايت مقررات) و از روى خيانت برداشته بود.
   1-اموال وامکانات بیت المال
1/1-استفاده شخصی
س1)استفاده شخصی  ازبیت المال چه حکمی  دارد؟
ج) استفاده در ساعات رسمی کار به مقدار متعارفی که مورد ضرورت و نیاز است و شرایط کاری بیانگر اذن به کارمندان در این مقدار از استفاده است و يا با اذن كسي كه از نظر شرعي و قانوني حق اذن دارد، اشکال ندارد . (اجوبه الاستفتاءات، س 1956)
س2)منظوراز مسئول بالاتری که حق اذن داردکیست؟                                                                                                                    ج)مسئولی که ازحیث سلسله مراتب درجایگاه بالاتری قرارگرفته وازنظر اختیاراتی که دارد می تواند اذن دراستفاده به دیگران بدهد ویا از مقام بالاترازخودش دراذن دادن ماذون باشد.
 س3) استفاده از امکانات و نیروی انسانی  سازمان برای امور شخصی مانند تعمیر وسایل  برقی و غیره چه حکمی دارد؟                        ج) استفاده شخصي از امكانات دولتي و نیز و به کارگیری نیروی انسانی برای امور شخصی جایز نیست مگر در چارچوب مقررات.
س4)شستن لباس يا استحمام در محل كار، چه حكمي دارد؟                                                                                                                       ج) اگر بيش از حد متعارف وضرورت باشد، يا بدون اذن باشد، استفاده جائز نيست وموجب  ضمان است.
 س5)شستشوي خودروي شخصي در محل كار چه حكمي دارد؟
ج) اشكال دارد مگر اينكه استفاده با اذن مسئول داراي اذن شرعي وقانوني باشد.
 س6)حكم استفاده از وسائل گرمايشي يا سرمايشي اضافي در محل كارچيست؟
ج) در صورت عدم كفايت وسائل موجود و نياز ضروري به وسيله ديگر، اشكال نداردوالابدون اذن  مسئول داراي اذن شرعي و قانوني جایز نیست.
س7)استفاده از ابزار آلات سازمان جهت تعمير وسايل شخصي مانند خودرو  ياتعمير ساختمان چه حکمی دارد؟
ج) استفاده كاركنان از ابزار آلات سازمان جهت امور شخصي، استفاده متعارف مورد ضرورت و نياز به شمار نمي آيد ولذا جايز نيست، مگر اينكه با اذن كسي باشد كه از نظر شرعي و قانوني حق اذن دارد.
س8) حکم نگهداری احشام و دام شخصی(مانند گوسفندومرغ و امثال آن )در محل کار و تغذیه آنان از علوفه بیت المال چیست؟
ج) هم نگهداري و هم تغذيه حيوانات اگر برخلاف ضوابط و مقررات باشد، جايز نيست .
 
2/1-وسائل نقلیه
س8) استفاده از خودروي سازمان در هنگام مأموريت براي اقدامات شخصي،مانند خريد و گرفتن نوبت دكتر و مانندآن ،چه حکمی دارد؟ ج) استفاده از خودروي سازمان در هنگام مأموريت براي  امورشخصی چنانچه درچهارچوب ضوابط ومقررات مربوطه وبا اجازه فرمانده و مسئول رده باشد و اخلال در مأموريت ايجاد نكند اشكال ندارد؛ در غير اينصورت استفاده كننده ضامن بوده و بايد هزينه استفاده از خودروي سازمان را به رده بدهد.                                       (مستفاد از اجوبه الاستفتائات ، سوال 1956 )
س9)درمواردی که افراد كار اداري شخصي از قبيل بيمه، كار بانكي و امثال آن دارند و با ماشين خود نمي توانند وارد طرح ترافيك شوند از ماشين سپاه براي اين امور استفاده مي نمايند،حکمش چیست؟                                                                                                              ج)استفاده از خودرو ، راننده و ساير امكانات سپاه فقط در چارچوب ضوابط و مقررات جايز است ، و يا با اذن كسي كه شرعاً و قانوناً حق اذن دارد ، و در غير اين صورت جايز نيست.
س10)بعضي از مسئولين براي سركشي از زيرمجموعه هاي تحت امر با خودرو سازماني و حكم به مأموريت مي روند ولي در مسير مأموريت با والدين و يا بستگان خود ديدار و گفتگو مي كنند ،حکم اين نوع  اقدامات جانبي چیست؟                                                        ج)صله ارحام و پرداختن به امور شخصي در سفر مأموريتي اگر مستلزم ماندن اضافه در سفر بنام مأموريت نباشد و همچنين سبب لطمه خوردن به انجام مأموريت نشود نياز به مرخصي ندارد و نيز در استفاده از خودرو اگر استفاده شخصي محسوب نشود و بقدري جزئي باشد كه شرائط بيانگر اذن در اين مقدار به كاركنان است اشكال ندارد ولي استفاده بيشتر بايد با اذن كسي كه حق اذن دارد باشد.
س11) رفتن به مجالس ترحیم  در وقت اداري با ماشين سازمانی چه حکمی دارد؟                                                                                      ج) استفاده از امكانات وسايل نقيله بيت المال فقط در همان مواردي كه براي آن مقرر شده  مجاز است مگر آنكه بااذن كسي كه از نظر شرعي و قانوني حق اذن دارد ، استفاده نمايد. (مستفاد از اجوبه، س 1956)
س12)استفاده از خودرو و موتورسيكلت سازمان جهت تمرين و آموزش رانندگي چه حكمي دارد؟                                                               ج) خودرو و هر آنچه كه جزو اموال عمومي و بيت المال است بايد در همان جهتي كه براي آن تهيه شده است و قانونامقرر شده است استفاده شود، از اين رو تمرين رانندگي با خودروي بيت المال جايزنيست.
س13)استفاده از وسائل نقليه بيت المال در امور شخصي مثل مسافرت و رفت و آمد خانوادگي، از نظرشرعي چه حكمي دارد؟                      ج) جايز نيست مديران و مسئولين و ساير كارمندان در هيچ يك از اموال دولتي تصرفات شخصي كنندمگر آنكه با اجازه قانوني نهاد مربوطه باشد. (اجوبه، س 1965)
س14)وسيله‌اي كه از بيت‌المال در اختيار ماست بدون اجازه در اختيار همكاران ديگر گذاشتن چه حكمي دارد؟                                        ج)درفرض سوال جایزنیست.
س15)آيا كارمندان مي توانند از خودروي سازمان، در صورت تأمين هزينه ي مصرفي آن مانند سوخت وغيره از پول خود ، استفاده شخصي نمايند؟                                                                                                                                                                                                       ج)استفاده شخصي از اموال بيت المال جايز نيست و موجب ضمان است، مگر آنكه با اذن مسئولي باشدكه ازنظرشرعی وقانونی چنين حقي دارد.
س16)كمك كردن به ديگران در مسير جاده‌ها يا داخل شهر با خودروي سازمان  مانند بكسل كردن، سوخت دادن و یارساندن آنها درمسیرراه  چه حكمي دارد؟                                                                                                                                                                      ج)بستگی به ضوابط ومقررات مربوطه دارد، وچنانچه منع قانوني و سازماني داشته باشد ویابدون اجازه از مسئولين دارای اذن قانونی وشرعی باشد، جائز نيست.
 س17) کمک رسانی به افرادی كه به دلائلی مانند بارش برف و باران در مسير مانده اند باخودرووسائل سازمانی، چه حکمی دارد؟              ج)اگر در معرض خطر باشند، نجات آنها بامراعات ضوابط ومقررات مربوطه،واجب است.
س18)آیا ازوسائل بیت المال می توان برای خانواده مسئولین مانند سرویس مدارس آنها استفاده نمود؟
ج) هر گونه تصرف و استفاده از امكانات سازمان و بيت المال تابع ضوابط و مقررات مربوطه است و تخلف از آن در حكم غصب و  موجب ضمان است.
س19)استفاده از لوازم اصلى خودروهاى سازمانى فرسوده و خارج از رده و تعويض آنها با لوازم خودروى شخصى چه حكمى دارد؟              ج) تصرف در اموال دولتي بدون اذن قانوني جايز نيست؛ البته پس از دور ريختن و اعراض سازمان اشكالي ندارد.
س20) جريمه‌اي كه به علت تخلفات رانندگی صورت گرفته است، بعهده کیست؟                                                                                      ج)اگر راننده مقصربوده است، جریمه بعهده وی است و پرداخت آن از بودجه سازمان جايز نيست.                                                          امااگر انجام تخلف به دستور مافوق باشد وارتکاب تخلف  امری ضروری ، ارتكاب آن جايز و جريمه بر عهده سازمان است؛ ولي اگر ارتکاب تخلف ضروری نباشد ، از آنجائي كه هيچ مسئولي نمي تواند از كارمند تقاضاي انجام كاري خلاف قانون بنمايد و نظر مسئول در اين رابطه اثري ندارد،بنابراين ارتكاب تخلف جايز نيست و پرداخت آن بر عهده راننده مي باشد.
 
س21)استفاده از وسيله نقليه در مواردي كه کارکنان در محذور شديد اخلاقي قرار گرفته اند چه حكمي دارد؟ مثل اینکه مهمان به منزل می‌آيد و متوقع است به مقصد  رسانده شود که عدم اقدام موجب تبعات نامطلوب واحیانا غیبت شود ویا اختلافاتی درپی داشته باشد؟
ج) بطورکلی استفاده از خودروي دولتي، برخلاف مقررات و بدون اجازه جايز نيست  وبراي موارد اضطراري  مانند فرض سوال،بايد از مقام مسئول اجازه گرفت و نسبت به كراية وسيلة نقليه بيت‌المال نيز مطابق مقررات عمل نمود.
 
س22)استفاده شخصي كاركنان از ماشين آلات سازمان مانند لودر، بولدوزر، بيل مكانيكي جهت تسطيح زمين كشاورزي و يا پر كردن حياط منزل يا پي ريزي اسكلت ساختمان چه حكمي دارد؟
ج) آنچه جز اموال عمومي و بيت المال است بايد از آن در همان جهتي كه براي آن تهيه و قانونا مقررشده است استفاده شود، استفاده خصوصي و شخصي از اين گونه اموال جايز نيست.
 
س23)در مقر هاي سپاه سايه بانهایی براي خودروهاي سپاه ساخته شده تا زمستان و تابستان خودروها در آنجا باشند استفاده كردن خودروي شخصي از اين فضا ها چه حكمي دارد؟
ج)اگر مخصوص خودروهاي سازماني تهيه شده باشد، استفاده خصوصي جايز نيست.
 
 

احکام خمس (مطابق بافتوای مقام معظم رهبری مدظله العالی)


خمس
هر گاه انسان از راه فعالیتهای اقتصادی از قبیل تجارت، صنعت، کارگری، کارمندی و مانند آن، مالی به دست آورد، چنانچه از مخارج سال او و افراد تحت سرپرستی­اش زیاد بیاید، باید خمس مقدار زائد را بپردازد.1) پولی که بابت بیمه‌ی عمر یا نقص عضو به فرد بیمه‌گذار پرداخت می‌کنند درآمد محسوب می‌شود، لکن پولی که بعد از فوت او به بازماندگان داده می‌شود، نوعی احسان به آنان است و درآمد کسب نیست و خمس ندارد. 2) مبالغی که بابت درمان و مانند آن از درآمد پرداخت می‌شود و بعد مثلاً شرکت بیمه آن را برمی‌گرداند، درآمد جدید نیست، بلکه کاهش دادن هزینه است و احکام خمس در آن جاری است. 3) پولی که شرکت‌های بیمه جهت جبران خسارت به بیمه‌گذار پرداخت می‌کنند؛ مانند بیمه بدنه خودرو، آتش سوزی، محصولات کشاورزی و امثال آن، جزو درآمد کسب است و چنانچه تا سر سال خمسی صرف در هزینه نشود، پرداخت خمس آن واجب است.4) ابزار و آلات کار حکم سرمایه را دارد؛ بنابر این اگر از درآمد کسب تهیه شود به آن خمس تعلق می‌گیرد.5) فردی که با درآمد بین سال خانه‌ی چند طبقه ساخته یا تهیه کرده تا بعضی از طبقات آن را اجاره دهد و اجاره‌ی آن را صرف هزینه‌های زندگی کند، باید سر سال خمسی، خمس ارزش طبقات اضافی را بپردازد. 6) خمس فقط بر مکلَف و شخص حقیقی واجب است و بر شخصیت‌های حقوقی از قبیل نهادها‌ واجب نیست، بنابراین اگر مؤسسه‌ای منفعتی ببرد لازم نیست بعد از کسری مخارج سالانه، خمس منافع را بپردازد.  7) اگر شخصی، ملک یا سکه‌ی طلا را به قصد فروش، از در آمد بین سال خریداری کرده باشد و آن مال را با اینکه خریدار دارد نفروشد، باید خمس آن را بر اساس ارزشش در سر سال خمسی بپردازد.
 
موارد استثنای از خمس8) مواردی که خمس به آنها تعلق نمی­گیرد، عبارت است از: ارث  2. مهریه 3. بخشش و هبه 4. نفقه 5. مال بدست آمده از راه وقف 6. دیه 7. مال مخمس 8. دین وقرض 9) هر پول یا کالا یا ملکی که به انسان هدیه گردد، خمس ندارد، هر چند احتیاط مستحب این است که اگر از مخارج سال زیاد بیاید، خمس آن پرداخت شود.10) آنچه که بنیاد شهید یا بنیاد جانبازان به خانواده‌های عزیز شهدا و جانبازان پرداخت می‌کند هدیه است و خمس ندارد. 11) کمک هزینه‌ی تحصیلی که به دانشجویان پرداخت می‌شود، خمس ندارد، ولی کسانی که بورسیه می­شوند و در دوران دانشجویی حقوق می­گیرند، به حقوق آنها خمس تعلق می‌گیرد. 12) یارانه­ هدیه بوده و خمس ندارد، ولی اگر کسی آن را سپرده گذاری کند و سود ی به آن تعلق بگیرد، چانچه آن سود تا سر سال باقی بماند، خمس دارد.13) دادن خمس عیدی و پاداش کارمندان واجب نیست، هرچند تا سرسال باقی بماند.14) نفقه­ای که زن از شوهر، فرزند از پدر یا والدین از فرزند می­گیرند، چنانچه چیزی از آن در سر سال خمسی اضافه بیاید، خمس ندارد.15) دیه خمس ندارد.16) پولی که در حوادث رانندگی، فرد خسارت زننده و یا شرکت بیمه از طرف او، جهت جبران خسارت به فرد خسارت دیده پرداخت می‌کند(بیمه شخص ثالث)، درآمد کسب نبوده و خمس ندارد.17) مالی که یک بار خمس آن داده شده، دیگر خمس به آن تعلق نمی‌گیرد.18) مالی که قرض گرفته می‌شود خمس ندارد، مگر آن مقدار که اقساط آن تا سر سال خمسی از منفعت کسب پرداخت شده و آن مال، موجود یا تبدیل به سرمایه شده باشد.
مؤونه و احکام آن19) مؤونه مخارجی است که فرد برای امور زندگی خود و خانواده­ی تحت تکفل خویش؛ مانند خوراک، پوشاک، مسکن، اثاث خانه، وسیله‌ی نقلیه، کتاب، مسافرت‌های متداول، صدقات، جوایز، نذورات، کفارات، مهمانی‌ها هزینه می‌کند و همچنین مخارجی که برای فعایت اقتصادی، مانند حمل و نقل، خسارت وارده، اجرت کارگر، اجاره­ی مغازه، هزینه­ی آب و برق و مالیات، مصرف می­کند. 20) اگر از منفعت کسب پیش از دادن خمس، اثاثیه‌ای برای منزل بخرد و در بین سال احتیاجش از آن برطرف شود، واجب است که خمس آن را بدهد.21) مبالغی که انسان برای امور خیریه، کمک به مدارس، آسیب‌دیدگان از سیل و مانند آن انفاق می‌کند، از مخارج سال حساب می‌شود و خمس ندارد.22) کالاهایی که مورد نیاز نیست و یا اسراف و تبذیر محسوب می‌شود و هزینه‌ی خرید وسایل حرام، مثل انگشتر طلای مردانه، آلات لهو و لعب، ابزار قمار و مانند آن جزء مؤونه محسوب نمی‌شود و خمس دارد.23) هدیه دادن چیزی که بیشتر از حدّ شأن عرفی هدیه دهنده باشد، مؤونه‌ی او محسوب نمی‌شود و باید خمس آن را بپردازد.24) طلایی که شوهر از درآمد بین سال خمسی برای همسرش می‌خرد و به او می‌دهد، اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، از مؤونه محسوب می‌شود و خمس ندارد. 25) بخشش صوری و به قصد فرار از خمس، موجب سقوط خمس نمی‌شود، 26) اگر شخصی از درآمد بین سال برای آینده‌ی فرزندانش مثلاً اقدام به تهیه‌ی مسکن کند، در صورتی که مسکن تهیه شده از مخارج متناسب با شأن عرفی او محسوب شود، خمس ندارد.27) وسیله‌ی نقلیه‌ای که جزو مؤونه بوده و از مؤونه بودن خارج شده، اگر پس از گذشت سال خمسی بفروش برسد، پول فروش آن خمس ندارد.28) اگر از درآمد بین سال به دیگری هدیه دهد و بعد از سال خمسی از هبه‌ی خود رجوع کند، به مجرد رجوع از هبه، باید خمس آن را بپردازد.29) کالاهایی از قبیل قند، شکر، برنج، روغن و مانند آن که در احتیاجات روزانه‌ی زندگی مصرف می‌شود اگر از درآمد سال به منظور مصرف سالانه‌ خریداری شود و به مصرف برسد، مؤونه به حساب می‌آید و خمس ندارد و هر مقدار از آن که تا انتهای سال مصرف نشود مؤونه نبوده و باید خمس ارزش آن سر سال خمسی پرداخت شود. 30) چیزهایی از قبیل خانه‌ی مسکونی، لوازم خانگی، اتومبیل شخصی، زیورآلات زنانه و مانند آن که هنگام استفاده عین آنها باقی می‌ماند و به عنوان نیاز زندگی از درآمد بین سال خریداری و استفاده می‌شود، خمس ندارد.31) کتاب‌های چند جلدی اگر مجموع آن مورد نیاز باشد و یا خرید جلدی که به آن احتیاج است متوقف بر خرید دوره‌ی کامل آن باشد خمس ندارد و در غیر این صورت باید خمس جلدهایی که الآن مورد نیاز نیست پرداخت شود. 32) شخصی که خانه‌ای برای سکونت ندارد، ولی مالک زمینی است که سال خمسی بر آن گذشته، چنانچه زمین را برای ساخت مسکن مورد نیاز، از درآمد بین سال خریده باشد خمس آن واجب نیست، ولی اگر آن را از درآمد سال به قصد فروش و مصرف پول آن برای ساخت خانه خریده باشد، پرداخت خمس آن واجب است. 33) فردی که خانه‌ی ملکی برای سکونت ندارد و از درآمد بین سال زمینی خریده تا در آن خانه‌ای برای خودش بسازد، چنانچه شروع به ساختن کند ولی قبل از اتمام آن، سال خمسی برسد زمین و مصالح ساختمان خمس ندارد. 34) اگر شخصی منزلی که مورد نیاز و در شأن او باشد تهیه کند، مونه محسوب می‌شود و خمس ندارد، هر چند به عللی نتواند در آن سکونت کند و یا پس از مدتی از سکونت در آن منصرف شود.
خمس مطالبات35) حقوق معوّقه و اجرت اضافه‌کاری‌که سر سال خمسی قابل دریافت نباشد، جزو درآمد سالِ دریافت آن محسوب می شود که اگر در همان سالِ دریافت در مؤونه مصرف شود، خمس ندارد امّا اگر سرِ سالِ خمسی قابل دریافت باشد، پرداخت خمس آن واجب است، هرچند هنوز آن را نگرفته باشد.36) حق سنوات  و آنچه  بر اساس قرارداد  پرداخت می شود، جزو درآمد سال دریافت محسوب می شود که اگر تا پایان سال خمسی در مؤونه صرف نشود باید خمس آن پرداخت شود ولی پاداش وعیدی خمس ندارد .37) پرداخت خمس حقوق بازنشستگی و پولی که به خاطر مرخصّیِ استفاده نشده پرداخت می‌شود، اگر تا سر سال خمسی باقی بماند، واجب است.38) مبالغی که تحت عنوان صندوق پس انداز، قانون تسرّی، صندوق تأمین آتیه و... از حقوق و مزایا کسر و در پایان مدت خدمت هنگام بازنشستگی به صورت یکجا پرداخت میگردد، دو صورت دارد :اگر این مبالغ بدون اختیار از حقوق کسر می‌شود، جزو درآمد سال وصول است که اگر تا سر سال خمسی (سال وصول) در مؤونه صرف نشود، خمس دارد.اگر با توافق از حقوق کسر می‌شود و قابل دریافت است، باید در پایان هر سالِ خمسی، خمس آن پرداخت شود، اما اگر قابل دریافت نیست، زمانی که پرداخت شد باید بلافاصله خمس مقداری که قبلاً سال بر آن گذشته است پرداخت شود و مقداری که مربوط به سال اخیر بوده و هنوز سال خمسی آن نرسیده، جزو درآمد سال وصول است.39) اگر از درآمد بین سال مالی را به کسی قرض دهد، چنانچه بتواند تا آخر سال قرضش را از او بگیرد، واجب است سر سال، خمس آن را بپردازد، و لی اگر نتواند قرض خود را تا پایان سال بگیرد، می تواند هر وقت آن را وصول کرد خمس آن را فوراً بپردازد.40) پول پیش که مستأجر به موجر قرض می‌دهد، اگر از منفعت کسب مستأجر باشد بعد از گذشت سال خمس دارد و هر وقت مستأجر بتواند آن را از موجر بگیرد باید خمس آن را بپردازد. مگر اینکه به این پول برای اجاره منزل نیاز داشته باشد که در این صورت می تواند تا زمان رفع نیاز، پرداخت خمس را به تأخیر بیندازد.
سال خمسی ، محاسبه و پرداخت آن41) ابتداى سال براى پرداخت خمس زمانی است كه انسان اوّلين درآمد را به دست مى‏آورد، بنابراین ابتدای سال خمسی افرادی مانند کارگران و کارمندان از اولین روزی است که امکان دریافت اولین درآمد از درآمدهای کار و کارمندی را داشته باشند و سال خمسی تجار و مغازه‌داران با امکان حصول اولین سود خرید و فروش است و سال خمسی باغداران و کشاورزان از برداشت اولین محصول شروع می‌شود. 42) تأخیر در پرداخت خمس به مقداری که عرفاً صرف مال در آن، مثل صرف در مؤونه سال محسوب شود، اشکال ندارد، مثلاً امروز سال خمسی فرد فرا رسیده و او نیاز دارد وسیله‌ای برای مایحتاج زندگی خود تهیه کند، یا اینکه دین خود را پرداخت کند؛ در این صورت مجاز است قبل از دادن خمس، آن وسیله را خریداری کرده یا دین خود را بدهد.43) اگر فردی در بین سال فوت كند، با اینکه دارای سال خمسی است، اما هنگام مرگ، آخر سال او حساب شده و باید خمس آنچه که از درآمد سال فوت، صرف مؤونه نشده، پرداخت شود .44) هرگاه به مال کودکان خمس تعلق بگیرد، بر ولیّ شرعی او پرداخت آن واجب است؛ مگر خمس سود حاصل از تجارت با اموال او یا منافع کسبش که پرداخت آن بر ولی واجب نیست، البته در صورتی که سود به دست آمده تا رسیدن طفل به سن تکلیف باقی بماند، ادای خمس آن بنابر احتیاط واجب بر عهده­ی طفل است. 45) تأخیر پرداخت خمس از سال خمسی به سال دیگر جایز نیست، البته هر وقت آن را بپردازند ادای بدهی محسوب می‌شود و در صورت کاهش ارزش پول، مقدار تنزّل نیز باید پرداخت شود و اگر مقدار تنزّل معلوم نباشد، باید با حاکم شرع مصالحه شود. 46) زن و شوهری که درآمد خود را به طور مشترک در مؤونه مصرف می‌کنند واجب است هریک سال خمسی داشته باشند و خمس باقی مانده‌ی درآمد سالانه‌ی خود را در پایان سال خمسی بپردازند و جایز است یکی از آنان با اجازه‌ی دیگری محاسبه کرده و خمس را بپردازد.47) سال خمسی را می‌توان قمری یا شمسی قرار داد و مکلف در انتخاب آن آزاد است.48) خمس قطعی، قابل بخشش یا مصالحه نیست.
مصرف خمس49) پرداخت خمس به کسی که می دانیم وکیل ولی امر مسلمین در گرفتن خمس می­باشد، جایز است، ولی اگر وکالت او احراز نشده باشد، دادن خمس به او جایز نیست و در صورت پرداخت، موجب یقین به برائت ذمه نمی­شود. 50) صرف خمس (خواه سهم امام «عليه السلام» و خواه سهم سادات) در هر امری؛ مانند حوزه­های علمیه، تهیه و توزیع کتاب‌های مفید و لازم دینی، ازدواج سادات نیازمند و پرداخت بدهی آنان باید با اجازه­ی از ولی امر مسلمین یا نماینده­ی ایشان در این زمینه، باشد.. 51) زن سیده‌ای که شوهرش بر اثر فقر نمی‌تواند نفقه‌ی او را بدهد و او هم شرعاً فقیر باشد می‌تواند برای رفع نیازش سهم سادات بگیرد و آن را برای خود و فرزندان و حتی شوهرش (هر چند از سادات نباشد) مصرف کند. 52) گرچه منتسبین به پیامبر اکرم(صلی الله علیهم و آله) از طرف مادر هم از اولاد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) محسوب می‌شوند، ولی ملاک ترتّب آثار و احکام شرعی سیادت، با انتساب از طرف پدر است.
مسایل متفرقه‌ی خمس53) خوردن غذای کسی که اهل خمس نیست اشکال ندارد.54) اگر سرپرست خانواده خمس اموال خود را نپردازد، گر چه مرتکب معصیت شده است، لکن تصرف اعضای خانواده در آن اموال اشکال ندارد.
کیفیت محاسبه خمس سهام55) کیفیت محاسبه خمس سهام در صور ذیل، متفاوت است :
1ـ سهامی که به قصد تجارت خریده شده، دو صورت دارد:الف) با درآمد بین سال خریده شده:در این صورت در سررسید سال خمسی اول باید به قیمت روز، محاسبه و خمس آن پرداخت شود و در سررسید سال های بعد، اصل آن خمس ندارد ولی ارزش افزوده آن پس از کسر مقدار تورم، خمس دارد .ب) با پولی که متعلق خمس نیست ـ مثل هدیه، ارث، مهریه یا درآمدی که خمس آن پرداخت شده ـ خریده شده:در این صورت در سررسید هر سال خمسی، اصل آن خمس ندارد ولی ارزش افزوده آن، پس از کسر مقدار تورم، خمس دارد.
2- سهامی که به قصد حفظ ارزش پول یا استفاده از سود سالیانه آن (نه به قصد تجارت) خریده شده، دو صورت دارد:الف) با درآمد بین سال خریده شده: در این صورت در سررسید سال خمسی، باید به قیمت روز محاسبه و خمس آن پرداخت شود و در سال های بعد تا زمانی که فروخته نشده، خمس ندارد اما پس از فروش ارزش افزوده آن (با کسر مقدار تورم) جزء درآمد سال فروش است که اگر تا پایان سال خمسی در امور زندگی مصرف نشود، خمس دارد.ب) با پولی که متعلق خمس نیست ـ مثل هدیه، ارث، مهریه یا درآمدی که خمس آن پرداخت شده ـ خریده شده: در این صورت تا زمانی که فروخته نشده، خمس ندارد اما پس از فروش، ارزش افزوده آن (با کسر مقدار تورم) جزء درآمد سال فروش است که اگر تا پایان سال خمسی در امور زندگی مصرف نشود، خمس دارد.تذکر: موارد گذشته مربوط به اصل سهام است، اما سود سالیانه سهام اگر تا پایان سال خمسی در امور زندگی مصرف نشده باشد، در هر صورت خمس دارد
3/1)نماز مسافر 56) نماز چهار رکعتی در سفر باید به صورت قصر(دو رکعتی) خوانده شود. 57) مسافت شرعی که موجب قصر نماز می‌شود، (به حسب تحقیقات انجام شده که موجب اطمینان است)، معادل با 41 کیلومتر در مسافت امتدادی و 20 کیلومتر  و نیم در مسافت تلفیقی است.58) در سفر تلفیقی مسیر رفتن نباید کمتر از چهار فرسخ باشد. بنابر این اگر سه فرسخ برود و پنج فرسخ برگردد، نمازش تمام است، اما اگر پنج فرسخ برود و سه فرسخ برگردد، نمازش قصر است.  59) اگر مسافت کمتر از چهار فرسخ (مثلاً یک فرسخ و نیم) را چندین بار رفت و آمد کند به طوری­که مجموع آن هشت فرسخ یا بیشتر شود نمازش قصر نمی­شود.60) ملاک محاسبه­ی مسافت شرعی فاصله­ی بین آخر شهر مبدأ و ابتدای شهر مقصد می­باشد.61) اگر مقصد فردی خود شهر نیست بلکه مکان خاص و مستقلی در اطراف شهر است؛ به گونه­ای که عرفا رسیدن به شهر، رسیدن به مقصد محسوب نمی­شود -یعنی شهر فقط طریقی برای رسیدن به مقصد ماست-، مانند برخی دانشگاه­ها، پادگان­ها یا بیمارستان­هایی که در کنار شهر است، در این صورت باید مسافت را تا آن مکان خاص محاسبه کرد.
شغل نبودن سفر ازشرایط قصرشدن نماز         62) از شرایط قصر نماز در سفر آن است که سفر حرفه و شغل نباشد و  برای تحقق شغل و حرفه سه چیز معتبر است: قصد حرفه قرار دادن آن عمل؛ شروع در عمل؛ قصد استمرار اشتغال؛63) برای تحقق سفر شغلی لازم نیست که سفر تکرار شود، بلکه با همان اولین سفری که با نیتِ اشتغال حرکت می‌کند، سفر شغلی حاصل می­شود و در همان سفر نماز تمام است. 64) اگر سفر برای تحصیل علم، جزء حرفه و شغل باشد مثل آن‌که دوره‌ی آموزشی برای کارمند اداره قرار دهند و او برای گذراندن دوره به مسافرت برود، نمازش تمام است.65) در سفری که دانشجو و دانش آموز برای تحصیل علم می‌کند تا در آینده شغلی را اختیار کند، احتیاط واجب آن است که نمازش را به صورت جمع بين تمام و قصر بخواند و روزه‌ اش را بگیرد و بعداً نيز قضا کند.66) دانشجویان دانشگاه افسری که وقتی وارد دانشگاه می‌شوند بعد از گذراندن چند ماه تمرین و تعلیم، سردوشی می­گیرند و به آن­ها «افسر» گفته می­شود، این نوع تحصیل جزء حرفه محسوب شده و در سفر تحصیلی، نمازشان  تمام و روزه را باید بگیرند.67) کسی ­که سفر مقوم یا مقدمه­ی شغل اوست، اگر به سفر غیر شغلی برود، هر چند به محل شغلش باشد، نمازش قصر است.68) در فرض مسأله­ی قبل، چنانچه سفر غیر شغلی به محل شغلش باشد ولی تصمیم بگیرد که به خاطر شغل در آنجا بماند، نمازش در مدتی که آنجا توقف می­کند تا به سر کار برود و در برگشت تمام است.69) کسی که اشتغال به شغلی دارد که در سال یک بار به مدت مثلاً یک ماه طول می‌کشد مانند کاروان داران حج، چنانچه بنا دارد همه ساله به این کار اشتغال داشته باشد، نمازش حتی در اولین سفر تمام است. ولی اگر قصد استمرار ندارد، نماز قصر است.70) کسی که در فصلی از سال سفر شغلی دارد و قصد و عزم او استمرار همه ساله آن است، مانند شغل رانندگی در تابستان، سفرش حکم سفر شغلی را دارد و حتی در سفر اول نمازش تمام است.71) کسی که در فصلی از سال اشتغال به کاری دارد و قصد استمرار در سالهای آینده را ندارد، چنانچه بخواهد به مدت طولانی مثلاً حداقل سه ماه به طور متعارف و مستمر به آن اشتغال داشته باشد و تنها در ایامی که معمولاً تعطیل می‌کنند مانند ایام تعطیل وعزاداری تعطیل کند، سفرش حکم سفر شغلی را دارد و نمازش حتی در سفر اوّل تمام است و چنانچه مدت آن طولانی نباشد، حکم سفر شغلی را ندارد و نماز او قصر است.72) کسی که شغلش تردد به بیرون شهر به اندازه کمتر از مسافت شرعی است مانند بعضی از رانندگان تاکسی، اگر اتفاقاً در حدّ مسافت شرعی برای همان شغل مسافرت کند، حکم سفر شغلی را ندارد و نمازش قصر است.73) کسی که شغل او سفر است و وظیفه‌اش آن است که نماز را تمام بخواند و روزه‌اش را در سفر بگیرد ، چنانچه در وطن یا غیر وطن با نیت یا بدون نیت، ده روز بماند، در اولین سفری که بعد از این ده روز انجام می‌دهد، نمازش قصر است.74) اگر کسی که شغلش سفر یا در سفر است، ده روز در وطن یا غیر وطن اقامت کند و بعد از آن به سفر غیر کاری برود؛ مثلاً به سفرِ زیارتی برود، بعد از برگشت از سفر زیارتی، بخواهد به سفر کاری برود، بنابر احتیاط واجب در سفر کاری بعد از سفر زیارتی نمازش را هم به صورت قصر و هم تمام بخواند. 75) اگر خودروی شخصی که شغلش رانندگی است در بین سفر شغلی خراب شود و برای تعمیر و خرید لوازم به محلّی که مسافت شرعی است سفر کند، این سفر نیز سفر شغلی محسوب شده و نمازش تمام است.76) در فرض مسأله ی قبل، اگر پیش از شروع به سفر شغلی، خودروی او خراب شود و برای تعمیر و مثلاً تهیه لوازم به محلی که مسافت شرعی است مسافرت کند، نمازش قصر است.77) کسی­که  سفر مقوم شغل یا مقدمه­ی آن است، اگر به سفر غیر شغلی برود – که نمازش قصر است- چنانچه در بازگشت به خاطر شغلش بخواهد به محل شغل برود، نمازش در برگشت تمام است.78) کسی که شغلش سفر یا در سفر است؛ چنانچه از سفر شغلی برگردد، در برگشت نمازش تمام است، ولی چنانچه چند روزی ( کمتر از ده روز ) برای غیر شغل مثل زیارت یا تفریح بماند و سپس مراجعت کند، احتیاط واجب در برگشت، جمع بین قصر و تمام است. 79) کسی که سفرمقدمه­ی شغلش است؛ مانند معلمی که در شهر دیگر تدریس می­کند، چنانچه شغلش به پایان برسد، صدق عرفی سفر در هنگام برگشت از سفر آخر معلوم نبوده  و احتیاط آن  است که نماز را هم قصر و هم تمام بخواند.
رسیدن به حد ترخّص 80) مسافری که از وطن خارج می‌شود، از زمانی نمازش قصر می­شود که به حد معینی برسد و همچنین در هنگام بازگشت نیز باید به آن حد برسد تا نماز را تمام بخواند، که به این حد، «حد ترخص» می‌گویند؛ گرچه احتیاط مستحب این است که در هنگاه بازگشت تا زمانی که به شهر داخل نشده است، نماز را به صورت جمع بین قصر و تمام بخواند.81) علامت و نشانه حدّ ترخص، آن است که به اندازه‌ای از وطن دور شود که صدای اذان متعارف و بدون بلندگو شنیده نشود. 82) چنانچه مسافر به مقداری از وطن دور شود که در آنجا صدای اذان شنیده نمی‌شود ولی صداهای بلند دیگر مثل دعا و قرائت قرآن شنیده می‌شود، احتیاط آن است که اگر در آنجا نماز می‌خواند، به صورت جمع بخواند و الّا به اندازه‌ای دور شود که صدایی شنیده نشود.83) همانطور که برای رفتن، ملاک قصر حدّ ترخص است، هنگام بازگشت هم وقتی به حدّ ترخّص رسید، نمازش تمام است اگر چه احتیاط مستحب آن است که تا به شهر نرسیده است، نماز را به صورت جمع یعنی قصر و تمام بخواند.84) مسافری که بیش از سی روز در جایی بدون قصد اقامت ده روز مانده است و نماز را باید در آنجا تمام بخواند
چيزهايى كه سفر را قطع مى‏كند85) در موارد زير بايد نماز را تمام خواند و سفر پايان مى‏پذيرد:عبور از وطن قصد یا علم به اقامت ده روز یا بیشتر در یک مکان ماندن سی روز، مردّد و بدون قصد اقامت ده روز در یک مکان
 
احکام وطن86) وطن عبارت است از محلی که انسان در آن سکونت و استقرار داشته و محل زندگی­اش است.  87) وطن بر دو گونه است: وطن اصلی و وطن اتّخاذی.
 وطن اصلی88) وطنِ اصلی جایی است که انسان در ابتدای زندگی در آنجا رشد و نمو کرده و دوران کودکی و نوجوانی را در آنجا بزرگ شده است.89) لازم نیست انسان در وطن اصلی، متولد شده باشد، همچنین شرط نیست که وطن اصلی انسان، وطن والدینش باشد.90) مقدار زمان لازم برای تحقق وطن اصلی، موکول به نظر عرف است؛ مثلاً اگر حداقل ده سال اول زندگی را در جایی گذرانیده است وطن اصلی صدق می‌کند و اگر یکی دو سال مانده است، یقیناً صدق نمی‌کند. 91) در تحقق وطن اصلی لازم نیست که انسان قصد داشته باشد برای همیشه یا مدت طولانی در آنجا زندگی کند و حتی اگر قصد نماندن در آنجا را داشته باشد، همچنان وطن اصلی صدق می­کند.
وطن اتخاذی92) وطن اتّخاذی جایی است که انسان بعد از آن‌که وطن اصلی را ترک کرده است، آنجا را برای تحصیل، کار یا شغل و امثال آن به عنوان وطن انتخاب کرده و محل سکونت قرار داده است. خواه از وطن اصلی إعراض کرده یا نکرده باشد.93) در تحقق وطن اتخاذی؛ تفاوت ندارد که در آنجا قصد زندگی دائم یا قصد زندگی بدون تعیین مدّت یا قصد زندگی به مدّت طولانی داشته باشد.94) اگر قصد دارد در جایی حدود ده سال بماند، بعید نیست عرفاً در صدق وطنیت کافی باشد.95) جایی را که انسان برای مدت یکی دو سال برای زندگی انتخاب می کند، عرفا وطن نیست ولی چون در آنجا مسافر بر او صدق نمی‌کند، حتی بدون قصد اقامت ده روز، نمازش تمام است.96) کسی که برای همیشه یا برای سالیان متمادی، سالی سه، چهار ماه در محلی زندگی می کند؛ مثل تابستان و ایام تعطیل، چنانچه در آن محل نیّت توطن کند و وسائل زندگی در وطن مانند خانه و امثال آن را فراهم آورد، آنجا عرفاً وطن دوم او محسوب می‌شود اما اگر صرفا برای ییلاق و امثال آن، بدون قصد توطن و بدون فراهم آوردن لوازم زندگی، آنجا می رود، تحقق وطن بعید است.97) برای صدق وطن اتخاذی علاوه بر قصد توطّن، لازم است کارهایی که معمولاً برای توطن در یک محل انجام می­شود را انجام دهد، مانند اینکه مدتی مثل یک، دو یا سه ماه را با همین قصد بماند، که در این صورت بعد از گذشت آن مدت، وطن صدق می­کند ، یا اگر در همان روز اول ورود، خانه‌ای خریداری یا اجاره کند، و یا محلی برای کسب و کار تهیه نماید، از همان روز وطن صدق می‌کند.98) اگر کسی به قصد توطن به مکانی برود و پیش از آنکه به مقداری که صدق وطن کند، یا پیش از انجام کارهایی که عرفاً با وطن سازگار است؛ مثل خرید خانه، ازدواج و مانند آن، برای ماندن در آنجا مردد شود، آن محل وطن او محسوب نشده و در صورتی­که قصد ماندن ده روزرا نداشته باشد، نمازش قصر است.99) اگر کسی به قصد توطن به جایی برود و مدتی؛ مانند یکی، دو ماه بماند که صدق وطن کند، یا کارهایی را که عرفاً با وطن سازگار است (مثل خرید خانه و ازدواج و مانند) انجام دهد و سپس مردّد شود که در آنجا بماند یا نه، در این صورت تردید موجب زوال حکم وطن نمی‌شود و مادامی که قصد اعراض نکرده و از آنجا خارج نشده است، حکم وطن ثابت است.100) اگر کسی خانه­ای در شهر دیگری؛ مانند مشهد الرضا (صلوات الله علیه) یا در منطقه­­ی ییلاقی تهیه کند و مکرر مثلا هر هفته جهت زیارت یا تفریح به آنجا برود، در صورتی­که مدت اقامت او در آن مکان به مقداری نباشد که عرفا آن مکان برای او محل استقرار و زندگی محسوب شود، نمازش در آنجا قصر بوده و روزه­اش صحیح نمی­باشد.101) عرفاً داشتن سه وطن بی اشکال است و بیشتر از آن محل اشکال است.102) کسی که بیش از یک وطن دارد، لازم نیست در همه آن محل­ها به یک اندازه بماند، بلکه اگر یک­جا مثلاً پنج ماه و جای دیگر هفت ماه، یا یک­جا چهار ماه و یک­جا پنج ماه و مکان سوم، سه ماه بماند، اشکالی ندارد.
تبعيّت در وطن103) تبعیت در وطن همانند خود وطن امر عرفی است. در نظر عرف فرزندی که با پدر و مادر زندگی می کند تابع آنهاست. و وطن آنها، وطن او هم محسوب می شود. 104) اگر فرزند در وطن پدر و مادر (چه وطن اصلی یا اتخاذی) به اندازه­ای زندگی نکرده که وطنِ اصلیِ او شود؛ مثل این­که بعد از تولد به جهتی از پدر و مادر دور شده و  بعد از هفت، هشت سال نزد والدین برگشته است، در این صورت وطن والدینش، وطن اصلی او نیست، اما وقتی برگشت ولو وطنِ اصلی او نیست، لکن  به تبع زندگی با والدینش، وطن اتخاذی او می‌شود.105) در وطن اصلی تبعیت نقشی ندارد بلکه ملاک همان نشو و نما است.106) فرزندان بالغ مثل دختر یازده، دوازده ساله یا پسر شانزده، هفده ساله که از قصد توطن غافل می‌باشند و همراه پدر و مادر به محل و شهر جدیدی که پدر و مادر قصد توطن کرده‌اند، می‌روند، آنجا برای آنها هم حکم وطن خواهد داشت.107) اگر فرزندی همراه والدین به مکانی برود که آنها قصد توطن دارند در صورتی­که قصد عدم توطن داشته باشد آن مکان برای او حکم وطن را ندارد؛ هر چند که نان خور آنان محسوب شود.
اعراض از وطن108) اعراض از وطن مانند وطن بودن مکانی، امر عرفی است. بنابر این اگر فردی از شهری که در آنجا ساکن است، خارج شود و تصمیم بگیرد که برای زندگی، به آنجا برنگردد، در این­صورت دیگر آنجا وطنِ او نیست؛ هر چند وطنِ دیگری هم اتخاذ نکرده باشد و اگر بخواهد به آنجا برود، چنانچه قصد ده روز نکند، نمازش قصر است.109) برای تحقق اعراض، قصد و نیت لازم است، بنابر این اگر بدون قصد اعراض برای مدتی مثلاً چهار، پنج سال از آن مکان خارج شود، اعراض محقق نمی شود. البته اگر مدت طولانی؛ مثلا چهل، پنجاه سال از زمان خارج شدن فرد از وطن خود بگذرد و در ذهنش هم فکر برگشت نداشته باشد، بعید نیست دیگر آنجا وطن او محسوب نشود و در صورت سفر به آن مکان بدون قصد اقامت ده روز نمازش قصر است.110) کسی که از وطنش خارج شده و قصد ندارد که برنگردد، ولی می­داند یا اطمینان دارد که به آنجا برنخواهد گشت، بعید نیست که این اطمینان و علم هم در حکم اعراض باشد و با رفتن به آن­جا نمازش قصر است.
قصد اقامت ده روز 111) اگر انسان قصد بر اقامت ده روز ندارد، ولی یقین یا اطمینان دارد که ده روز خواهد ماند، در این صورت نیز نماز تمام بر او واجب است. امّا اگر فقط گمان داردکه می­ماند؛ نمازش قصر است.112) در اقامت ده روز، مراد ده روز متعارف است نه ده شبانه روز. بنابر این شب اول و شب آخر، داخل در حساب ده روز نیست، پس اگر اول صبح وارد شده و قصد کرد که ده روز بماند، و پس از پایان روز دهم خارج شود، نمازش تمام است.113) ملاک در تعیین محدوده­ی روز در مواردی که شارع مقدس برای آن حدی مشخص نکرده است ، عرف می­باشد که در اینجا عرف از طلوع خورشید تا غروب آن را روز حساب می­کند. 114) در قصد اقامت ده روز،  شبهای وسط، داخل در ده روز است، بنابر این نمی تواند شبها از آنجا خارج شود. 115) در قصد اقامت، اگر بخواهد مقداری هرچند به اندازه­ی یک ساعت کمتر از ده روز بماند، کافی نیست.116)  اگر شخصی بعد از طلوع خورشید، وارد شهری شود، به هر اندازه­ای که از ابتدای طلوع خورشید، کسری دارد از روز یازدهم، باید جبران شود تا ده روز کامل گردد؛ مثلا اگر روز اول سه ساعت بعد از طلوع خورشید به شهری برسد، چنانچه قصدش این باشد که روز یازدهم تا سه ساعت بعد از طلوع خورشید آنجا بماند، نمازش کامل است.117) محل اقامت در ده روز باید عرفاً یک جا باشد و صرف اتصال مثلاً دو شهر یا دو روستا به یکدیگر تا وقتی که یک محل محسوب نشود، کفایت نمی‌کند.118) در صورت شک در وحدت مکان اقامت، نماز قصر است.119) اگر شهری که در آن قصد اقامت کرده، از شهرهای بزرگ بوده و دارای محلات به­هم پیوسته باشد، چنانچه بخواهد بین محلات آن تردّد کند، ضرری به وحدت مکان اقامت ندارد.120) کسی که از ابتدا قصد خروج از محل اقامت ده روز به مقدار کمتر از مسافت شرعی دارد، در صورتی که مثلاً دو سه بار بخواهد برود و حداکثر تا نصف روز برگردد، می تواند قصد اقامت کند و خروج او منافاتی با قصد اقامت ده روز ندارد، ولی قصد خارج شدن در یک دفعه به مدت 15 ساعت محل اشکال است.121) مسافری که قصد اقامت ده روز داشته باشد ولی پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی از قصدش برگردد یا مردّد شود، نمازش قصر است. 122) کسی که قصد اقامت ده روز کرده است، پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی به صورت ادا، تا زمانی که در آن مکان است، نمازش تمام  بوده، حتی اگر از قصدش برگردد و نخواهد ده روز در آنجا بماند. اما اگر فقط نماز غیر چهار رکعتی (صبح یا مغرب) خوانده و سپس منصرف شود، نمازش قصر است.123) کسی که قصد اقامت ده روز کرده، پس از اتمام ده روز، تا زمانی که از آن مکان خارج نشده، همچنان نمازش تمام است و نیازی به قصد مجدد نمی­باشد.124) نمازهای نافله­ی یومیه که از مسافر ساقط است، برای فردی که قصد ماندن ده روز را دارد، مشروع و مستحب است. همچنین روزه­ی مستحبی نیز برای او مستحب می­باشد.
حکم نوافل در سفر125) انجام نوافل ظهر و عصر در سفر ولو به قصد رجاء جایز نیست.126) انجام نافله عشا (وتیره) در سفر به قصد رجاء و به امید ثواب اشکال ندارد.127) نمازهای نافله‌ی صبح مغرب و نافله‌ی شب از مسافر ساقط نیست.
حکم خواندن نماز تمام در جایی که وظیفه قصر است128) اگر شخصی می­داند نماز در سفر با وجود شرایطی قصر است و همچنین می­داند سفرش واجد آن شرایط است، با این حال نماز را تمام بخواند، نمازش باطل بوده و باید آن را در وقت یا خارج وقت به صورت قصر به­جا آورد.129) اگر مکلف نسبت به اصل حکم قصر در سفر، جاهل باشد و نماز را تمام بخواند، در صورتی که جاهل قاصر بوده؛ یعنی حکم را نمی­دانسته و توجه به جهل خود هم نداشته است، پس از فهمیدن حکم، اعاده‌ی آن در وقت و قضای آن در خارج وقت واجب نیست.130) اگر حکم یا موضوع را فراموش کند و نمازش را تمام بخواند، چنانچه در داخل وقت متذکر شود، باید نمازش را اعاده کند و اگر اعاده نکند، قضای آن بر او واجب است، ولی اگر بعد از وقت متوجه شود، نمازش قضا ندارد.
حکم خواندن نماز قصر در جایی که وظیفه تمام است131) مسافری که وظیفه‌اش نماز تمام است، چنانچه برخلاف وظیفه نماز را قصر بخواند، نمازش باطل است و در این حکم تفاوتی میان علم، عمد، نسیان، جهل به حکم و جهل به موضوع نیست؛
مسائل متفرقه132) 1-کسی که اول وقت حاضر بوده ولی نماز نخوانده و سپس به مسافرت رفته و بخواهد در سفر نماز را به جا آورد، وظیفه‌اش قصر است.133) 2-کسی که اول وقت مسافر بوده و سپس مثلاً به وطن رسیده و در آنجا بخواهد نمازش را به جا آورد، نمازش تمام است.134) 3-کسی که اول وقت مسافر بوده و نماز نخوانده؛ سپس مثلاً به وطن رسیده و نمازش فوت شده، باید آن را به صورت تمام قضا کند.135) 4-کسی که اول وقت نماز، حاضر بوده و سپس به سفر رفته و نمازش فوت شده، باید نمازش را به صورت قصر، قضا کند.136) 5-مسافر در اماکن چهارگانۀ تخییر (یعنی شهر مکه، مدینه، مسجد کوفه و حائر حسینی علیه السلام) بین قصر و تمام مخیّر است و تمام افضل بوده، ولی احتیاط مستحب قصر است.137) 6-حکم تخییر در تمامی شهر مکه و مدینه‌ی فعلی جاری است و مخصوص مسجد الحرام و مسجد النبی نیست، ولی احتیاط مستحب آن است که در این حکم به دو مسجد اکتفاء شود ولی درموردمسجدکوفه حکم تخییر اختصاص به مسجد کوفه دارد و نسبت به شهر کوفه، بنابر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، حکم تخییر جاری نیست وحکم تخییر در حائر حسینی(علیه السلام) اختصاص به تحت القبّه (زیرگنبد) و جایی که نزد قبر امام حسین (علیه السلام) صدق می‌کند، دارد و شمول آن نسبت به رواقها و صحن مطهّر محل تردید است.138) 7-حکم تخییر در اماکن چهارگانه‌ شامل روزه نمی‌شود، بنابراین مسافر نمی‌تواند در این اماکن روزه‌ی ماه مبارک رمضان را بگیرد.

احکام نماز 4

  •  

مبطلات نماز) چیزهائی كه نماز را باطل می‌كند(

1-مبطلات نماز عبارتند از :

1-از بین رفتن یکی از شرایطی که باید در حال نماز رعایت شود؛

2-باطل شدن وضو یا غسل؛

3-رو گرداندن از قبله؛

4-حرف زدن؛

5-خندیدن؛

6-گریه کردن؛

7-به هم خوردن صورت نماز؛

8-خوردن و آشامیدن؛

9-شک‌هایی که نماز را باطل می‌کند؛

10-کم و زیاد کردن ارکان نماز؛

11-آمین گفتن بعد از حمد؛

            12-روی هم گذاشتن دست‌ها در جلوی بدن (تکتف).

 

برخی احکام مبطلات نماز

1-صداهایی که بر اثر سرفه و عطسه و صاف کردن حنجره از انسان صادر می‌شود، نماز را باطل نمی‌کند.

2-اگر كلمه‌ای مانند«الله اكبر»  را با قصد ذكر بگويد، و موقع گفتن آن، صدا را بلند كند تا مطلبی را به ديگری بفهماند، اشكال ندارد ولی چنانچه به قصد اینکه مطلبی را به كسی بفهماند ذکری بگويد؛ اگرچه قصد ذكر هم داشته باشد، نماز باطل می‌شود.

3-انسان در حال نماز نباید به دیگری سلام کند ولی اگر کسی به او سلام کرد واجب است جواب او را بدهد و باید بگوید: «سلام علیکم» یا «السلام علیکم» و نباید «علیکم السلام» بگوید.

4-جواب سلام کودک ممیز همانند افراد بالغ واجب است.                                                            5- خندة عمدی و با صدا نماز را باطل می‌کند، اما خندة سهوی یا  بدون صدا، مبطل نیست.

6-گریة با صدا و عمدی برای امور دنیوی نماز را باطل می‌کند اما از ترس خداوند یا برای امور اخروی از بهترین اعمال است.

7-انجام کارهایی که صورت نماز را به‌هم می‌زند؛مبطل است چه عمدی باشد یا سهوی.

8- دستها را به صورت کشیدن بعد از قنوت نماز،کراهت دارد ومبطل نیست.

9- فرو دادن خرده‌های غذا که در گوشه و کنار دهان باقی مانده یا مکیدن شیرینی قند و شکری که اندکی از آن در دهان هست، موجب بطلان نماز نمی‌شود.  

10-قطع نمازِ واجب بدون عذر جایز نیست.

 

شكيّات نماز

1-شك در نماز بر سه قسم است:

الف)شك در اصل نماز

اگر بعد از گذشتن وقت نماز، شک کند که نماز خوانده یا نه، یا گمان کند که نخوانده، لازم نیست نماز را بخواند. اما اگر پیش از پایان وقت نماز، شک کند که نماز خوانده یا نه، باید نماز را بخواند بلکه در صورت گمان به خواندن نیز باید آن ­را بخواند.

ب) شك در اجزاى نماز

1-اگر کسی در حال نماز شك كند يكى از كارهاى واجب نماز را انجام داده يا نه، چنانچه وارد جزء بعدى نشده باشد، بايد آن را به­جا آورد و اگر وارد جزء بعدی (هرچند جزء مستحب) شده باشد، به شک خود اعتنا نکند.

 

2-اگر شك كند سوره را خوانده يا نه، چنانچه وارد جزء بعد نشده باشد، باید آن را به­جا آورد و اگر وارد رکوع یا قنوت یا ذکرهای مستحبی بعد از سوره شده باشد، به شک خود اعتنا نکند.

3- اگر قبل از برخاستن شک کند تشهد را خوانده یا نه، باید آن را بخواند اما اگر در حال برخاستن شك كند آن­را به­جا آورده يا نه، نبايد اعتنا كند و نیز اگر جزء بعد را شروع كرده باشد(هرچند جزء مستحب) نباید اعتنا کند.

 

4-اگر شك كند سلام نماز را گفته يا نه، چنانچه مشغول تعقيب نماز يا مشغول نماز ديگری شده، يا به سبب كارى كه نماز را به هم مى‏زند؛ مانند روبرگرداندن از قبله، از حال نماز خارج شده، نبايد به شكش اعتنا كند و اگر پيش از انجام این کارها شك كند، بايد سلام را بگويد.

 

ج) شك در ركعات نماز(شكهاى مُبطِل ‏)

1-شک در نمازهای واجب دو رکعتی، مانند نماز صبح و نماز مسافر  

2-شک در نماز مغرب؛

3-شک در نمازهای چهار رکعتی که یک طرف شک، عدد یک باشد؛ مانند شک بین یک و دو یا شک بین یک و سه؛

4-شک در نمازهای چهار رکعتی قبل از تمام شدن سجده دوم که یک طرف شک عدد دو و طرف دیگر بیشتر از دو باشد، مانند شک بین دو و سه یا بین دو و چهار؛

5-شک در شمارة رکعت­های نماز به­گونه­ای که نداند چند رکعت خوانده است؛

 

شك در نمازهای مستحبی

1-اگر در شمارة ركعت­هاى نماز مستحبی شك كند، مخیر است که بنا را بر طرف کمتر بگذارد یا بیشتر

 

2-اگر در يكى از اجزای نماز مستحبی شك كند، خواه ركن باشد يا غير ركن، چنانچه از محل آن نگذشته باشد، بايد آن­را به جا آورد و اگر محل آن گذشته باشد، به شك خود اعتنا نكند.

 

3-زياد شدن ركن، نماز مستحبی را باطل نمى‏كند ولى كم شدن آن بنابر احتياط واجب نماز را باطل مى‏كند.

سجده‏ى سهو

1-نمازگزار بايد در سه مورد، بعد از سلام نماز دو سجدة سهو به‌جا آورد:

1-بين نماز، سهواً حرف بزند.

2-در نماز چهار ركعتى، بعد از سجدة دوم، شك كند چهار ركعت خوانده است يا پنج ركعت.

3-تشهد را فراموش كند.

در دو مورد هم بنا بر احتیاط واجب باید دو سجدة سهو به‌جا آورد :

1-يك سجده را فراموش كند.

2-در جايى كه نبايد سلام نماز را بگويد، سهواً سلام دهد.

واحتیاط مستحب است که برای هر زیادی و نقصی (غیر از موارد مذکور) که سهواً در نماز پيش مى‏آيد و بعد از محل آن متوجه می­شود دو سجدة سهو به‌جا آورد؛ مانند اینکه سهواً تسبيحات اربعه را نگويد و در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید.

 

 

سجده يا تشهد فراموش شده‏

1-اگر يك سجده يا تشهد را فراموش كند و پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد، بايد فوراً بنشيند و سجده يا تشهد را بجا آورد .

 

دستور سجدة سهو

2-براى سجدة سهو، بايد بعد از سلام نماز، فوراً به نيّت سجدة سهو، پيشانى را بر چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بنابر احتیاط بگويد: «بسم اللَّه و باللَّه، السلام عليك ايها النّبىُّ و رحمة اللَّه و بركاته» سپس سر از سجده بردارد و دوباره به سجده رود و ذكر را تكرار كند و پس از آن تشهد بخواند و سلام دهد.

2-اگر سجدة سهو را بعد از سلام نماز عمداً به‌جا نياورد، گناه كرده و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و اگر سهواً به‏جا نياورده باشد، هر وقت كه يادش آمد، بايد فوراً انجام دهد و در هر صورت لازم نيست نماز را دوباره بخواند.

قضاى سجده و تشهد فراموش شده‏

1-اگر يكى از كارهاى واجب نماز كه ركن نيست، سهواً ترك شود، نماز باطل نمى‏شود و قضاى آن هم لازم نيست؛ مگر در سجده و بنابر احتیاط واجب در تشهد که باید قضای آن­ دو بعد از نماز انجام شود.

 

2-در قضاى سجده و تشهدى كه بعد از نماز به‌جا مى‏آورند، بايد تمام شرايط نماز؛ مانند پاك بودن بدن و لباس، رو به قبله بودن و ساير شرايط، رعايت شود.

 

3-كسى كه پس از سلام نماز، قضاى تشهد را به‌جا مى‏آورد، لازم نيست بعد از قضاى تشهد، سلام بدهد و کسی هم که قضای سجده را به­جا می­آورد لازم نیست که بعد از آن تشهد و سلام را بگوید.

4-اگر در فاصلة بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد، يكى از مبطلات نماز را انجام دهد، مانند اینکه روى از قبله برگرداند، بايد قضاى سجده و تشهد را به‌جا آورد و نمازش صحيح است.

 

نماز قضا

1-قضای نماز درصورتی واجب است که مکلّف یقین به ترک یا باطل بودن آن داشته باشد، اما اگر شک یا گمان به ترک یا بطلان نمازی دارد، واجب نیست قضای آن را بخواند.

2-اگر مکلف در تمام وقت نماز بی‌هوش باشد، قضای آن واجب نیست.

3-كسى كه نماز قضا دارد، نبايد در خواندن آن كوتاهى كندولی واجب نيست فوراً آن را بخواند.

4-کسی که نماز را با غسل یا وضوی باطل خوانده است، باید آنها را قضا کند.

5-قضاى نماز واجب را باید به همان صورت كه قضا شده، به­جا آورد .

6-قضاى نماز واجب را هر زمان از شبانه‌روز مى‏توان خواند .

7-معیار در قضای نماز، آخر وقت است؛ بنابراین اگر آخر وقت که نماز از او فوت شده، مسافر بوده، باید قضای نماز را قصر بخواند.

8-رعایت ترتیب در خواندن نماز قضا واجب نیست؛ مگر در قضای نماز ظهر و عصر یک روز و قضای نماز مغرب و عشای یک روز.

 9-کسی که تعداد نمازهای قضای خود را نمی‌داند،  به مقداری که یقین دارد قضا شده، اکتفا کند.

10-کسی که نماز قضا بر عهده دارد، می‌تواند نماز نافله و نماز مستحبی بخواند.

11-قضای نافله­­‌های یومیه مستحب است.

نماز استیجاری

1-قضای نماز يا روزه فوت شده میت ؛ با اجير گرفتن  برای اووحتی  تبرّعاً انجام دادن جايز است و با انجام آن، ذمّة ميت فارغ مى‌شود.

2-اگر میت نسبت به گرفتن اجیر برای قضای نمازهایش وصیت کرده باشد، تا مقدار ثلث ترکه باید به آن عمل شود و در بیش از ثلث، اجازة ورثه لازم است.

3-برای خواندن نمازهای میّت، همجنس بودن شرط نیست.

4-در بلند یا آهسته خواندن نماز، نایب بايد مطابق وظيفة خود عمل كند.  

نماز قضای پدر و مادر

1-قضای نماز پدرو بنابر احتیاط واجب از مادربر پسر بزرگ واجب است .

2-اگر پدر یا مادری اصلاً نماز نخوانده باشند، بنابر احتیاط واجب قضای نمازها بر پسر بزرگ واجب است.

3-منظور از پسر بزرگ، بزرگترین پسری است که هنگام مرگ پدر و مادر زنده است.

4-هرگاه شخص دیگری (غیر از پسر بزرگ) نمازهای پدر و مادر را قضا کند، از پسر بزرگ ساقط می‌شود.

5-بر پسر بزرگ واجب است آن مقدار از نمازهایی را که یقین دارد از پدر و مادرش فوت شده است قضا کند .

 6-کسی که خودش نماز قضا دارد و نماز قضای پدر و مادر نیز بر عهدة اوست، در تقدیم هر یک مخیّر است و هر کدام را بخواهد می­تواند اول بخواند.

7-اگر پسر بزرگ پس از فوت پدر و مادر از دنیا برود، بر فرزندان دیگر قضای نماز پدر و مادر واجب نمی­شود.

نماز آيات‏

1-نماز آیات با وجود یکی از چهار سبب :کسوف (خورشید گرفتگی)  ؛خسوف (ماه گرفتگی)

زلزله  و هر حادثة غیر عادی آسمانی که باعث ترس بیشتر مردم شود، مانند بادهای سیاه و سرخ و صاعقه، واجب می شود؛ بنابراین حادثه‌ای که ترس‌‌آور نباشد و یا موجب ترس و وحشت برخی افراد شود، سبب وجوب نماز آیات نیست.

2-برای هر زلزلۀ شدید یا خفیف، حتی پس‌لرزه اگر زلزلة مستقلی حساب شود باید یک نماز آیات خوانده شود.

3-وجوب نماز آیات مختص کسانی است که هنگام وقوع حادثه، در آن مکان باشند.

4-وقت وجوب نماز آیات در خورشید و ماه گرفتگی از زمان  شروع به گرفتن  است

5- برای وقوع لرزش‌های خفیف زمین که فقط با دستگاه­ قابل درک است و افرادی که در ‌آنجا زندگی می‌کنند اصلاً آنها را احساس نکنند، نماز آیات واجب نمی­شود.

6-کسی که هنگام گرفتن ماه یا خورشید اصلاً مطلع نشود و بعد از باز شدن آن بفهمد، درصورتی‌که گرفتگی کامل بوده، بايد قضای نماز آيات را بخواند ولی اگر فقط مقداری از آن گرفته بوده، قضا بر او واجب نیست.

7-نماز آیات دو رکعت است که هر رکعت آن پنج رکوع و دو سجده دارد ،ساده ترین نحوه خواندن؛ در هر رکعت فقط یک حمد و سوره خوانده می­شودبا پنج قسمت کردن سوره  .

8-بنابر احتیاط واجب «بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» را نمی‌توان یک قسمت از سوره به حساب آورد و با آن رکوع کرد.

 

نماز عید فطر و قربان

1-نماز عید فطر و قربان در زمان غیبت ، مستحب است.

2-وقت نماز عيد فطر و قربان، از اول آفتاب روز عيد تا ظهر است.

3-نماز عید فطر و قربان دو رکعت است، در رکعت اول بعد از حمد و سوره پنج تکبیر و در رکعت دوم بعد از حمد و سوره، چهار تکبیر دارد.

4-در نماز عيد فطر و قربان مستحب است قرائت بلند خوانده شود.

5- بهتر است در نماز عيد در ركعت اول سورة «اعلی» و ركعت دوم سورة «شمس» خوانده شود.

6-در قنوت نماز عيد فطر و قربان هر دعا و ذكری خوانده شود كافی است ولی بهتر است دعای اَللّهُمَّ اَهلَ الكِبرياءِ وَ العَظَمَةِ را به اميد درک ثواب بخوانند.

7-کوتاه یا طولانی خواندن قنوت‌های نماز عید اشکال ندارد، ولی کم یا زیاد کردن تعداد آنها جایز نیست.

8-نماز عید فطر و قربان قضا ندارد.

نماز جماعت‏

1-مستحب است نمازهاى واجب شبانه‏روز به جماعت خوانده شود و نسبت به نماز صبح و مغرب و عشا بيشتر سفارش شده است.

2-شركت در نماز جماعت مستحب و براى همساية مسجد و شنونده صداى اذان ‏مسجد ، بيشتر سفارش شده است.

3 - نمازهاى مستحبی را نمى‏ شودبه جماعت خواند، مگر نماز عید فطر و قربان (که در زمان غیبت مستحب هستند) و نماز استسقاء ( باران).

4-كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند، نمى‏تواند به كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى‏خواند، اقتدا کند.

5-اگر امام جماعتى را كه عادل مى‏دانسته، شک کندبه عدالت خود باقى است يا نه، مى‏تواند به او اقتدا كند.

6-در نماز جماعت، :

1-مأموم جلوتر از امام نايستد  

2-مکان امام از مکان مأمومين بالاتر نباشد.

3-فاصلة میان امام و مأموم، همچنین فاصلة بین صف‌ها زياد نباشد.

4-بين امام و مأموم، همچنين بين صف‏ها چيزى مانند ديوار يا پرده مانع نباشد .

7-اگر همة كسانى كه در صف جلو یادردیگرصفوف  هستند نيّت فرادا كنند، چنانچه بلافاصله دوباره اقتدا کنند. اتصال جماعت محفوظ و جماعت صحيح است.

وظایف مأموم از جهت تبعیت

1-مأموم نبايد تكبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد، بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده تكبير نگويد.

2-بعد از تكبير امام، اگر افراد صف جلو آمادة نماز باشند و تكبير گفتن آنان نزديك باشد، كسى كه در صف بعد ايستاده، مى‏تواند تكبير بگويد.

3-مأموم به غير از حمد و سوره، بايد همة اذکار نماز را خودش بخواند؛ ولی اگر در ركعت سوم يا چهارم نماز امام به او اقتدا کند، بايد حمد و سوره را بخواند.

4-اگر مأموم  حمدوسوره های نماز صبح ومغرب و عشا، امام جماعت را بشنود، نبايد حمد و سوره را بخواند ولى اگر صداى امام را نمی­شنود، مستحب است حمد و سوره را آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند خواند، اشكال ندارد.

5-در ركعت اوّل و دوم نماز ظهر و عصر مأموم بنابر احتیاط واجب نبايد حمد و سوره بخواند، و مستحب است به جاى آن ذكر بگويد.

6-مأموم بايد افعال نماز را با امام يا كمى ديرتر از امام به‌جا آورد و اگر عمداً از امام جماعت جلو بیفتد يا مدتى بعد از او (به نحوی که متابعت از امام صدق نکند) انجام دهد، نمازش فرادا می‌شود.

7-اگر سهواً پيش از امام جماعت به ركوع رود، باید سر از ركوع بردارد و دوباره همراه با امام به ركوع رود و نماز را با امام جماعت تمام كند و نمازش به جماعت صحيح است و اگر از رکوع برنگردد، نمازش به صورت فرادا صحيح است.

8-اگر سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام هنوز در ركوع باشد، بايد به ركوع برگردد، در اين صورت زياد شدن ركن نماز را باطل نمى‏كند؛ ولى اگر به ركوع برود و پيش از رسيدن به حدّ ركوع، امام سر از ركوع بردارد، نمازش باطل است.

9-اگر سهواً پيش از امام جماعت به سجده رود، واجب است سر از سجده بردارد و با امام به سجده رود و نمازش به جماعت صحيح است.

10-اگر سهواً پيش از امام سر از سجده بردارد و ببيند امام در سجده است و او هم به سجده برگردد ولى به سجدة امام جماعت نرسد، نمازش صحيح است؛ ولى اگر در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد، نمازش باطل است.

11-اگر سهواً پيش از امام سر از ركوع يا سجده بردارد و سهواً يا به خيال نرسيدن به ركوع يا سجدة امام برنگردد، نمازش صحيح است.

 

وظایف مأموم هنگام اقتدا در رکعات مختلف نماز

اقتدا در رکعت اوّل

1-اگر مأموم در ركعت اوّل يا دوم امام به او اقتدا كند، حمد و سوره در آن رکعت از او ساقط است.

2-اگر امام ايستاده باشد و مأموم نداند كه در كدام ركعت است، مى‏تواند اقتدا كند؛ ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و نمازش به جماعت صحیح است؛ اگر چه بعد متوجه شود كه امام در ركعت اوّل يا دوم بوده است.

3-اگر به خيال اينكه امام در ركعت اوّل يا دوم است، حمد و سوره را نخواند و بعد از رفتن به ركوع متوجه شود كه امام در ركعت سوم يا چهارم بوده، نمازش صحيح است؛ ولى اگر پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، بايد فقط حمد را بخواند و در ركوع خود را به امام برساند.

 

5-اگر ابتدای نماز يا در اثناى حمد يا سوره اقتدا كند و پيش از آنكه به ركوع رود، امام سر از ركوع بردارد، نماز او به صورت جماعت صحيح است و بايد به ركوع رود و خود را به امام جماعت برساند.

اقتدا در ركوع‏

6-اگر هنگامی كه امام در ركوع است، مأموم اقتدا كند، ممكن است يكى از حالت‌هاى زير پيش آيد:

1-اگر وقتى به حدّ ركوع مى‏رسد هنوز امام در ركوع باشد، نماز به جماعت صحيح است و يك ركعت حساب مى‏شود؛ هر چند ذكر امام تمام شده باشد.

2-اگر وقتى به حدّ ركوع مى‏رسد، امام در حال برخاستن از ركوع يا ايستاده باشد، که نماز به صورت فُرادا صحيح است و رکعت اول نماز او حساب می­شود و باید نماز را ادامه دهد.

3-اگر به مقدار ركوع خم شود و شك كند كه به ركوع امام رسيده يا نه، که نمازش به صورت فرادا صحيح است و رکعت اول نماز او حساب می­شود و باید نماز را ادامه دهد.

4-اگر پيش از آنكه به اندازة ركوع خم شود، امام سر از ركوع بردارد، در این صورت مى‏تواند نیت فرادا كند.

اقتدا در ركعت دوّم‏

7-اگر مأموم در ركعت دوم اقتدا كند، با توجه به نماز امام، سه صورت فرض می‌شود:

1-چنانچه نماز امام دو ركعتى است، مستحب است مأموم ذكر قنوت را با امام بخواند و هنگام تشهد امام، مى‏تواند برخيزد و بقیة نماز را فرادا بخواند يا به صورت نيم‌خيز بنشيند تا امام سلام نماز را بگويد، سپس برخيزد.

2-چنانچه نماز امام سه ركعتى است، مستحب است قنوت و تشهد را با امام بخواند و احتياط واجب آن است كه موقع خواندن تشهد، به صورت نيم خيز بنشيند و بعد از تشهد با امام برخيزد و حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در ركوع خود را به امام برساند و بعد از دو سجده، تشهد رکعت دوم را بگوید و اگر نماز او نیز سه رکعتی است، هنگام سلام امام می‌تواند برخیزد و بقیة نماز را فرادا بخواند یا نیم‌خیز بنشیند و پس از سلام امام برای رکعت سوم برخیزد.

3-چنانچه نماز امام چهار ركعتى است، در رکعت اول مانند فرض قبل عمل نموده و در ركعت دوم نمازش (كه ركعت سوم امام است) بعد از دو سجده، تشهد را به مقدار واجب بخواند سپس برخيزد و رکعت سوم را به جا آورد و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبيحات وقت ندارد، يك مرتبه بگويد و خود را در ركوع به امام برساند و بقية نماز را همان گونه كه گفته شد ادامه دهد.

اقتدا در ركعت سوّم يا چهارم‏

8-اگر در ركعت سوم يا چهارم به امام اقتدا كند، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، بايد تنها حمد را بخواند و در ركوع خود را به امام برساند.

 

9-اگر مأموم بداند چنانچه سوره را بخواند، در ركوع به امام نمى‏رسد، بايد سوره را نخواند و چنانچه آن‌را بخواند و به رکوع امام نرسد، نمازش فرادا می‌شود.

 

10-اگر امام در ركعت سوم يا چهارم نماز باشد و مأموم بداند كه اگر اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمى‏رسد، بنابر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام به ركوع رود، آنگاه اقتدا كند.

11-اگر زمانی به جماعت برسد که امام مشغول خواندن تشهد رکعت آخر نماز است، چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد، باید نیت کند و پس از تکبیرة الاحرام بنشیند و تشهد نماز را با امام بخواند ولی سلام نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید، بعد بایستد و نماز را ادامه بدهد؛ یعنی حمد و سوره را بخواند و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند. این عمل مختص تشهد آخر نماز جماعت و برای درک ثواب جماعت است و نمی‌توان آن را در تشهد رکعت دوم نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی انجام داد.

عدول از نماز جماعت به نماز فُرادا

1-انسان می‌تواند در بين نماز جماعت نيّت فرادا كند و نماز را به تنهايى ادامه دهد؛ حتی اگر از اوّل نماز قصدش همین باشد. البته احتیاط مستحب آن است که از ابتدای نماز چنین قصدی نداشته باشد.

 

2-اگر در بين نماز جماعت نيّت فرادا كند، بنابر احتياط واجب نمی‌تواند دوباره نيّت جماعت كند حتی اگر فاصلة چندانی هم نشود؛ همچنین اگر مردّد شود كه نيّت فرادا كند يا نه، بنابر احتیاط واجب باید نمازش را فرادا به پایان برساند.

 

 

 

مستحبّات و مكروهات نماز جماعت‏

-مستحب است :

1-صف‏هاى جماعت منظم باشد و بين كسانى كه در يك صف ايستاده‏اند، فاصله نباشد و شانه‏هاى آنان در رديف يكديگر باشد.

2- بعد از گفتن «قد قامت الصلاة»، مأمومين برخيزند.

3- امام جماعت حال مأمومين ضعيف‏تر را رعايت كند و عجله نكند تا افراد ضعيف به او برسند.

4- امام جماعت در حمد و سورة نمازهاى جهرى و ذكرهايى كه بلند مى‏خواند، صداى خود را به قدرى بلند كند كه ديگران بشنوند؛ ولى نبايد بيش از اندازه صدا را بلند كند.

5--اگر امام در ركوع بفهمد كسى تازه رسيده و مى‏خواهد اقتدا كند، مستحب است ركوع را دو برابر معمول طول دهد و سپس برخيزد؛ اگرچه بفهمد كس ديگرى هم براى اقتدا وارد شده است.

-مکروه است

1- تنها ايستادن در یک صف ، اگر در صف‏هاى جماعت جا باشد.

2- ذكرهاى نمازتوسط مأموم طورى  گفته شود كه امام بشنود.

نماز جمعه‏

نماز جمعه، گردهمايى هفتگى مسلمانان بر محور «ياد خدا» و «عبادت» پروردگار است. خطبه‏هايى كه امام جمعه مى‏خواند، هم جنبة موعظه و سازندگى دارد، هم روشنگر و آگاهى بخش است. اين نماز، از شؤون حكومت اسلامى است که بعد سياسى و حكومتى هم دارد. همچنین از مظاهر شكوه امّت اسلامى و اقتدار حاكميّت دينى می‌باشد. اينكه در قرآن، سوره‏اى به نام «جمعه» وجود دارد و در آن به مسلمانان دستور داده شده كه جمعه‏ها به سوى اين نماز بشتابند، بيانگر اهميّت آن است. نماز جمعه هم مسلمين را متّحد مى‏کند، هم تبليغات دشمن را خنثى مى‏كند و هم وسيله‏اى براى آشنا شدن با تكاليف اجتماعى و مسائل جهانى اسلام است. همچنین نوعى بسيج نيرو به شمار مى‏آيد، حضور مستمرّ در اين مراسم نيز، نشانة همبستگى با امّت اسلام و آرمان‏هاى نظام اسلامى است.

 

1-نماز جمعه كه در روز جمعه به‌جاى نماز ظهر خوانده مى‏شود، در عصر حاضر (زمان غيبت امام‏ عجل الله تعالی فرجه الشریف) واجب تخييرى است و احتیاط مستحب آن است که در این زمان که حکومت عدل اسلامی در ایران برقرار است حتی المقدور نماز جمعه ترک نشود.

 

2-شركت نكردن در نماز جمعه به سبب اهميّت ندادن به آن، شرعاً ناپسند است.

شرایط نماز جمعه

3-شرایط صحت نماز جمعه، عبارت است از:

  1. به جماعت برگزار شدن؛
  2. نمازگزاران حداقل پنج نفر باشند؛ (یک نفر امام و چهار نفر مأموم)
  3. رعایت تمام شرایطی که در نماز جماعت معتبر است، مانند اتصال صفوف؛
  4. حداقل وجود یک فرسخ  فاصله با نماز جمعه مجاور.

 

3-مسافرى كه نمازش شكسته است، مى‏تواند در نماز جمعه شركت كند و به‌جاى نماز ظهر، نماز جمعه را بخواند.

 

4-ميزان در مقدار فاصله بين دو نماز جمعه، محل برگزارى نماز است، نه شهرى كه نماز جمعه در آن برپا مى‏شود.

 

5-اگر دو نماز جمعه در فاصلة کمتر از یک فرسخ برگزار شود، نمازی که زودتر برگزار شده، صحيح و دومی باطل است و در صورتی که هم زمان با هم اقامه شوند، هر دو باطل هستند.

شرایط امام جمعه

6-تمام شرایط معتبر در امام جماعت؛ مانند عدالت، در امام جمعه نیز لازم است.

وقت نماز جمعه‏

7-وقت نماز جمعه از اول ظهر شروع می‌شود و احتیاط واجب آن است که از اوایل عرفی وقت نماز ظهر به تأخیر نیفتد.

 

8-امام جمعه می­تواند خطبه‌های نماز جمعه را قبل از ظهر بیان کند.

کیفیت نماز جمعه

9-نماز جمعه دو رکعت است و دو خطبه دارد که توسط امام جمعه، قبل از نماز بیان می‌شود.

 

10-بنابر احتیاط باید قرائت نماز جمعه با صدای بلند خوانده شود و مستحب است در رکعت اول، سورة جمعه و در رکعت دوم، سورة منافقون خوانده شود و همچنین خواندن دو قنوت (یکی در رکعت اول پیش از رکوع و دیگری در رکعت دوم پس از رکوع) مستحب است.

وظيفه‏ى امام جمعه‏

11-واجب است امام جمعه خطبه‏ها را در حال ايستاده بخواند و اگر نمی‌تواند ايستاده خطبه بخواند، بايد شخص ديگرى خطبه‏ها و نمازجمعه را بخواند.

 

12-واجب است امام جمعه، پس از خطبه‏ى اوّل و پيش از خطبة دوم كمى بنشيند.

 

13-جايز نيست خطيب جمعه خطبه‏ها را آهسته ايراد كند، بلكه بنابراحتياط واجب بايد طورى با صداى بلند خطبه بخواند كه حداقل تعداد لازم براى نماز جمعه (چهار نفر) بشنوند؛ بلكه احتياط مستحب آن است كه هنگام موعظه و سفارش به تقوا، صداى خود را هر چند به وسيلة بلندگو به همة حاضران برساند.

 

14-در خطبة اوّل واجب است خطيب جمعه، حمد و ثنای الهى بگويد و سپس بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) درود بفرستد و مردم را به تقوا سفارش كند و يك سورة كوچك قرآن بخواند. در خطبة دوم نيز حمد و ثناى الهى را ايراد كند و بر پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله) درود بفرستد. احتياط واجب آن است كه در خطبة دوم نيز مردم را به تقوا سفارش كند و سورة كوچكى از قرآن بخواند و احتياط مستحب است كه در خطبة دوم پس از درود بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله)، بر امامان معصوم‏(عليهم السلام) نيز درود بفرستد و براى مؤمنين طلب مغفرت كند.

وظيفه‏ى نمازگزاران جمعه‏

15-بنابر احتیاط باید نمازگزاران به خطبه‏هاى امام گوش دهند و ساكت باشند و از حرف زدن بپرهيزند.

 

16-احتياط مستحب آن است که مأمومين هنگام ايراد خطبه‏ها، رو به روى امام باشند و بيش از مقدار مُجاز در نماز روى خود را از قبله برنگردانند.

 

17-اگر مأموم به چيزى از خطبه‏هاى نماز جمعه نرسد، بلكه فقط هنگام نماز حاضر شود و به امام جمعه اقتدا كند، نماز او صحيح و مُجزى از نماز ظهر است، حتى اگر لحظاتی پیش از ركوع ركعت آخر نماز جمعه را درك كند، می‌تواند به نیت نماز جمعه اقتدا کند و رکعت دوم خود را مانند رکعت دوم نماز جمعه بخواند و این نماز از نماز ظهر کفایت می‌کند.

مسایل متفرقۀ نماز جمعه

18-نماز جمعه از شعایر اسلامی و از مظاهر وحدت مسلمانان است و انجام هر کاری که منجر به بروز اختلاف بین مؤمنان و پراکندگی صفوف آنها شود، جایز نیست.

 

19-اقتدا در نماز عصر روز جمعه به فردی غیر از امام جمعه اشکال ندارد.

 

20-کسی که در نماز جمعه شرکت نکرده، می‌تواند نماز ظهر را اول وقت بخواند و واجب نیست صبر کند تا نماز جمعه تمام شود.

 

21-اقامة نماز جماعت ظهر، هم‌زمان با اقامة نماز جمعه در مکان دیگری نزدیک محل نماز جمعه فی نفسه اشکال ندارد ولی با توجه به اینکه ممکن است انجام این کار باعث تفرقة صفوف مؤمنین یا بی‌اعتنایی به نماز جمعه و یا اهانت به امام جمعه حساب شود، سزاوار است چنین جماعتی برگزار نشود، بلکه درصورتی‌که مستلزم مفسده و حرامی باشد، واجب است از اقامة آن اجتناب گردد.

 

 

احکام نماز3

 

6) سجود

1-درحال سجده، غیراز سر انگشت بزرگ پاها، سایر انگشتان را نیزمی توان بر زمین گذاشت  

2- ذکر واجب سجده یک بار «سُبْحانَ رَبِّیَ الْاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ» یا سه بار «سُبْحانَ اللهِ» است  

3-به جای یکدیگر گفتن ذکرهای رکوع و سجده ازروی سهو اشکال ندارد.

4-اگر در حال گفتن ذکر سجده، یکی از هفت عضو را عمداً از روی زمین بردارد، نمازش باطل می­شود .

5-بعد ازذکر سجدة اول، باید بنشیند تا بدنش آرام گیرد و دوباره به سجده رود.

6-نبايد ميان پيشانی و مهر، چيزی مانند موی سر يا کلاه و غير آن حائل شود.

 

چیزهایی که سجده بر آنها صحیح است

1- زمین یا گیاهان غیر خوراکی و پوشیدنی که از زمین میروید ، مانند سنگ، خاک، چوب، برگ درختان و مانند آن

2- سنگ مرمر و دیگر سنگ‌هایی که جهت ساخت یا زینت بنا به کار می‌رود.

 3- عقیق، فیروزه، دُرّ و مانند آن ؛ هر چند احتیاط مستحب آن است که بر اینها سجده نشود.

 

4- آجر، سفال، گچ، آهک و سیمان

 

5-بر چیزهایی که از زمین میروید و فقط خوراک حیوان است، مانند علف و کاه.

 

6-بر برگ درخت قهوه که خود برگ استفاده خوراکی ندارد.

7-بر کاغذی که از چوب و گیاه  تهیه میشود، صحیح است.

8- بر گُلهایی که خوراکی نیستند و نیز داروهای گیاهی که از زمین میروید و فقط برای معالجة بیماریها به کار میآید، مانند گل ختمی و گل بنفشه .

چیزهایی که سجده بر آنها صحیح نیست

1-بر چیزهای خوراکی و پوشیدنی، هر چند از زمین بروید، مانند گندم و پنبه

2-چیزهای معدنی که از جنس زمین محسوب نمیشود، مانند فلزات و شیشه و مانند آن

3- بر گیاهانی که برای خواص طبّی­شان به مصرف خوراکی میرسد، مثل خاکشیر و مانند آن.

4-گیاهانی که خوردنی شمرده می‌شود ولودر بعضی از مناطق یا بین بعضی از مردم

5- بر برگ سبز چای  

 

اگرمهر بین نماز مفقود شود

اگر بین نماز چیزی که بر آن سجده می‌کند گم شود و چیزی که سجده بر آن صحیح است در دسترس نباشد، چنانچه وقت نماز وسعت داشته باشد، باید نماز را بشکند و اگر وقت تنگ است، برلباس از جنس پنبه یا کتان سجده کند و اگرنبود، بنابر احتیاط واجب بر پشت دست خود سجده کند.

 

اگر مهر به پیشانی بچسبد

11-اگر در سجدة اول، مُهر به پیشانی بچسبد، باید برای سجدة دوم مهر را از پیشانی جدا کند و اگر مهر را از پیشانی جدا نکند و به همان حال به سجدة دوم برود، اشکال دارد.

 

مستحبات سجده:

1- پیش از سجده و پس از آن در حالی که بدن آرام است، تکبیر بگوید.

2-بین دو سجده در حالی که بدنش آرام است، بگوید: «اَسْتَغفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ».

3-سجده را طولانی کند و در آن ذکر بگوید و دعا برای حاجت‌های دنیا و آخرت بخواند و صلوات بفرستد.

4-ذکر سجده را تکرار کند و به عدد فرد ختم کند.

5- بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد.  6-در حال برخاستن برای رکعت بعدی، ذکر «بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ» بگوید.

 

نکته:قرآن خواندن در حال سجده مکروه است.

 

سجدۀ واجب قرآن

1- اگر انسان یکی ازچهارآیه سجده دار­را بخواند یا گوش دهد، باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کند، هر وقت یادش آمد باید سجده را انجام دهد.

2- درصورتی سجده واجب می شود که مجموع آيه رابخواند یا گوش دهدوبرای قسمتی از آيه، سجده واجب نمى‌شود.

3- به خاطرخواندن و یاگوش دادن ترجمة آیات مذکور، سجده واجب نمی­شود.

4- باگوش دادن آیات سجده دار ازطریق رادیو ، تلویزیون یا ضبط صوت و مانند آن ، سجده واجب می­شود.

5- به خاطر خواندن آیة سجدة دارو همزمان گوش دادن به آن دو ،سجده  واجب می شود.

6-در سجدة واجب قرآن، سجده برچیزی که در نماز می‌توان بر آنها سجده کرد،شرط است ولی رعایت دیگر شرایط سجدة ، مانند رو به قبله بودن، با وضو بودن و مانند آن لازم نیست.

7-در سجدة واجب قرآن  ،گفتن ذکر لازم نیست؛ هرچند مستحب است بگوید: «لااِلهَ اِلاَّ اللهُ حَقّاً حَقّاً، لااِلَهَ اِلاَّ اللهُ اِیماناً وَ تَصْدِیقاً، لااِلهَ اِلاَّ اللهُ عُبُودِیَّةً وَ رِقّاً، سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لامُستَنْکِفاً وَ لامُسْتَکْبِراً، بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلِیلٌ ضَعِیفٌ خائِفٌ مُسْتَجیرٌ».

7)تشهد

1-ذکر واجب در حال تشهد عبارت است از: «اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَریْکَ لَهُ و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»

2-مستحب است پیش از ذکر واجب تشهد بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ خَیْرُ الْاَسْماءِ لِلهِ» و همچنین مستحب است پس از صلوات بگوید: «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ».

 

 

8)سلام

1- سلام واجب نماز: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُم وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» یا :«اَلسَّلاَمُ عَلَیْنَا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ»،است.

2-گفتن «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» ،مستحب است.

9)ترتیب

-انجام  نماز به ترتيبی که گفته شده است لازم ،والا نماز باطل می‌شود.

10)موالات

1- پی­درپی به‌جا آوردن اجزاء نماز و بین آنها فاصلة طولانی و غیر متعارف نینداختن، موالات  وواجب است.

2-طولانی کردن ذکر رکوع و سجود یا خواندن سورههای طولانی، موجب از بین رفتن موالات نمی‌شود.

قنوت

1-قنوت در رکعت دوم همة نمازهای واجب و مستحب، مستحب است.

2-در قنوت می­توان هر ذکر یا دعا یا آیه‌ای از قرآن را خواند و حتی می­توان به یک «صلوات» یا «سُبْحَانَ اللهِ» یا «بِسْمِ اللهِ» یا «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» اکتفا کرد ولی بهتر است دعاهایی خوانده شود که در قرآن آمده است، مانند «رَبَّنا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذابَ النَّار»، یا ذکرها و دعاهایی که از معصومین (علیهم السّلام) نقل شده است، مانند ذکر: «لا اِلَهَ اِلاّ اللهُ الحَلِیمُ الکَرِیمُ، لا اِلهَ اِلاّ اللهُ العَلِیُّ العَظِیمُ، سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْاَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ العَظِیمِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ العَالَمینَ».

 3-دعا کردن و استغفار و طلب حاجت به زبان فارسی يا هر زبان ديگری در قنوت جایز است.

4-بلند خواندن قنوت مستحب است ولی در نماز جماعت اگر امام جماعت صدای ماموم را بشنود؛ این استحباب وجود ندارد.

تعقیب نماز

1-  مستحب است نمازگزار پس از تمام شدن نماز،دعا يا ذکر يا قرآن بخواند، اين عمل را تعقيب نماز می‌نامند .

 

2-تعقيب نماز لازم نيست به زبان عربی باشد ولی بهتر است دعاها و ذکرهائی را بخواند که از معصومین (عليهم السلام) رسيده است و از جملة بهترين آنها، ذکری است که به تسبيح حضرت زهرا (سلام الله عليها) معروف است .

3-مستحب است نمازگزار پس از نماز، سجدة شکر به­جا آورد؛ یعنی به قصد شکر همة نعمت‌ها و نعمت توفیق بر نماز، پیشانی را بر زمین بگذارد و بهتر آن است که سه مرتبه یا بیشتر بگوید: «شُکْراً لِلّه».

ترجمۀ نماز

1-شایسته است نمازگزار، الفاظ و ذکرهای نماز را با توجه به معنای آن و با خشوع و حضور قلب بر زبان بیاورد .

 

2-ترجمة سوره حمد این­گونه است :

  • بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ: «به نام خدا که رحمت و فیض بی‌دریغ او در دنیا همة انسان‌ها را در بر می‌گیرد و رحمت و بخشایش ابدی او به مؤمنان اختصاص دارد».
  • اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمینَ: «سپاس و ستایش، مخصوص خدا است که پروردگار همة جهانیان است».
  • اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ: «آن که رحمان است (بخشندگی و فضل او در دنیا شامل همة انسان‌ها است) و رحیم است (بخشایش و فضل ابدی او ویژة مؤمنان است)».
  • مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ : «آن که دارنده و صاحب اختیار روز جزا (قیامت) است».
  • اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیَّاکَ نَسْتَعینُ: «فقط تو را بندگی می‌کنیم و فقط از تو کمک می‌طلبیم».
  • اِهْدِنَا الصَّراطَ المُسْتَقِیمَ: «ما را به راه راست هدایت کن».
  • صِراطَ الَّذِیْنَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ: «به راه کسانی که به آنان نعمت دادی (نور معرفت خود را بر دل آنان تاباندی)».
  • غَیْرِ المَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَاالضَّالِّینَ: «آنان که به غضب تو گرفتار نشدند و به گمراهی دچار نشدند. (یعنی پس از نعمت بزرگی که به آنان بخشیدی، ناسپاسی و عصیان نکردند تا موجب غضب تو و گمراهی خود شوند)».

 

3-ترجمة سورة توحید این­گونه است:

  • بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ: «بگو اوست خدای یکتا».
  • اَللهُ الصَّمَدُ: «خدا بی نیاز است و همگان روی نیاز به او دارند.»
  • لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ: «فرزند ندارد و فرزند کسی نیست».
  • وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ: «و هیچکس همتای او نیست».

 

3-ترجمة ذکرهای رکوع و سجود و برخی از ذکرهای مستحب عبارتند از:

  • سُبْحَانِ اللهِ: «پاک و منزه است خدا».
  • سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِه: «پاک و منزه است پروردگار من که بزرگ است و او را ستایش می‌کنم».
  • سُبْحانَ رَبِّیَ الْاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ: «پاک و منزه است پروردگار من که برترین است و او را ستایش می‌کنم».
  • سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ: «عنایت خدا متوجه آن کسی باد که او را ستایش می‌کند».
  • اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ: «از خدا که پروردگار من است آمرزش می‌خواهم و به او باز می‌گردم».
  • بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ: «با اراده و نیروی خدا است که بر می‌خیزم و می‌نشینم».

 

4-ترجمة ذکرهای قنوت بدین شرح است:

  • رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً: «پروردگارا! به ما عطا کن نیکی در دنیا و نیکی در آخرت را».
  • وَ قِنَا عَذَابَ النَّار: «و ما را از عذاب آتش دور نگه­دار».
  • لا اِلَهَ اِلاَّ اللهُ الحَلِیمُ الکَرِیمُ: «نیست معبودی به جز خدای بردبار و بخشنده».
  • لا اِلَهَ اِلاَّ اللهُ العَلِیُّ العَظیمُ: «نیست معبودی به جز خدای والا و بزرگ».
  • سُبْحانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ: «پاک و منزه است خدا که پروردگار هفت آسمان است».
  • وَرَبِّ الاَرَضیْنَ السَّبْعِ: «و پروردگار هفت زمین است».
  • وَمَا فِیْهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ: «و پروردگار هر چیزی است که در آنها یا بین آنها است».
  • وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ: «و پروردگار عرش بزرگ است».
  • وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: «و ستایش و سپاس مخصوص خداست که پروردگار جهانیان است».

 

5-ترجمة تسبیحات اربعه عبارت است از:

  • سُبْحانَ اللهِ : «پاک و منزه است خدا».
  • وَالحَمْدُ لِلهِ: «و سپاس و ستایش مخصوص خداست».
  • وَ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ: «و هیچ معبودی به جز خدا نیست».
  • وَ اللهُ اَکْبَرُ: «و خدا بزرگتر است».

 

6-ترجمة تشهد و سلام بدین شرح است:

  • اَلْحَمْدُ لِلهِ: «سپاس و ستایش مخصوص خداست».
  • اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ: «گواهی می‌دهم هیچ معبودی به جز خدا وجود ندارد».
  • وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ: «یکتا و بی شریک است».
  • وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ : «و گواهی می‌دهم که محمد بنده‌ و فرستادة خداست».
  • اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: «خداوندا! درود و رحمت فرست بر محمد و آل محمد».
  • وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ: «و شفاعت او را قبول و درجة او را بلند فرما».
  • اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ: «درود و رحمت و برکات خداوند بر تو باد ای پیامبر!».
  • اَلسَّلامُ عَلَیْنَا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصَّالِحینَ : «درود بر ما و بر بندگان شایستة خدا».
  • اَلسَّلامُ عَلَیْکُم وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ: «درود و رحمت و برکات خداوند بر شما (مؤمنان - فرشتگان) باد».

احکام نماز 2

5) لباس مرد از طلا نباشد

1- لباسی که از طلا بافته شده یا طلا در آن به کار رفته باشد،پوشش  برای مردان حرام و نماز با آن باطل است .

 

2-استفاده مردان از زنجیر و انگشتر طلا و نیز ساعت مچی طلا اگرچه برای مدتی کوتاه (مانند لحظة عقد) باشد، حرام است؛ هرچند به قصد زینت نباشد و از دیگران هم مخفی کند و نماز نیز با آن باطل است(بنابر احتیاط واجب)

 

3- طلای سفید ، حکم طلای زرد را دارد  وحرام است  ولی استفاده از پلاتین اشکال ندارد.

 

4- نمازبا انگشتر طلا از روی فراموش صحيح است.

 

6) لباس مرد از ابریشم خالص نباشد

1-لباس نمازگزار مرد (حتی چیزهایی مانند عرقچین، جوراب و مانند آن) اگر از ابریشم خالص باشد، نماز با آن باطل است و در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مرد حرام است ولی اگر دستمال ابریشمی و مانند آن همراه نمازگزار، مثلاً در جیب او باشد، اشکال ندارد و نماز را باطل نمی‌کند.

 

2-اگر آستر لباس، حتی مقداری از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن برای مرد حرام و نماز در آن باطل است.

مستحبات و مکروهات لباس نمازگزار

1-مستحبات لباس نمازگزار: لباس سفيد باشد، پاكيزه‌ترين لباس باشد، از پنبه يا كتان باشد، بوی خوش استعمال کند و انگشتر عقيق استفاده کند.

 

2-برخی از مکروهات لباس نمازگزار: پوشيدن لباس سياه و چرك و تنگ و لباس شرابخوار و لباس كسی كه از نجاست پرهيز نمی‌كند و لباسی كه نقش صورت دارد هر چند لباس زیرین باشد. باز بودن دكمه‌های لباس و دست كردن انگشتری كه نقش صورت دارد.

 

شرایط مکان نمازگزار

1) مباح باشد

1-نماز خواندن روی فرش یا تخت غصبی، هرچند زمین آن مباح باشد، باطل است. همچنين اگر فرش مباح را بر زمين غصبی پهن كنند، نماز بر آن باطل است.

 

2-نمازخواندن  در مکانی که نمی­داند یا فراموش کرده غصبی است ،صحیح است.

 

3-نمازخواندن در مکانی که می داند غصبی است، ولی نمی­داند نماز در آن باطل است، باطل است

 

4-نمازخواندن در ملکی  که بادیگری شریک است چنانچه سهمها جدانشده باشد ،بدون رضایت شریک خود جایزنیست.

 

5-نماز خواندن در ملكی كه منفعت آن متعلق به ديگری است،مانند خانه اجاره ای ،بدون اجازة مستاجر حتی برای صاحب خانه باطل است.

 

2) بی‌حرکت باشد

1-نمازخواندن درجاهایی مانندخودرووقطار که بی‌اختیاربدن تکان می خورد و یا بعضی تخت­های فنری، صحیح نیست، مگر آن که بخاطر تنگی وقت مجبور شود.

 

2- درحال مسافرت  بااتوبوس ،اگراحتمال فوت نمازبرود بر مسافران  واجب است از راننده بخواهند توقف کند و بر راننده نیز پذیرش درخواست آنان واجب است و درصورتی‌که به هر دلیل توقف نکند، تکلیف مسافران این است که نماز را در همان حال حرکت بخوانند و تا آنجا که امکان دارد جهت قبله، قیام، رکوع و سجود را رعایت کنند.

 

3) توقف در مکان حرام نباشد

1- جایی که جان انسان در خطر جدّی است  ویا به­گونه­ای است که ایستادن یا نشستن روی آن حرام است، مانند سجاده یا فرشی که نام خدا، یا آیات قرآنی به گونه­ای بر آن نقش بسته است که ایستادن روی آن هتک حرمت تلقی می شود،نمازباطل می شود

 

2-بودن مردوزن نامحرم درجای خلوت جایزنیست واحتیاط در نمازنخواندن درآن است.

4) جلوتراز قبر پیغمبر( صلّی الله علیه و آله) و امام ( علیه السّلام) نباشد

1- جلوتر جایزنیست ، ولی مساوی قبر اشکال ندارد.

2-اگر چيزی مانند ديوار بين نمازگزار و قبر مطهر حائل باشد كه ایستادن جلوتر از قبر بی­احترامی حساب نشود.

 

5) محل سجده پاک باشد

اگرغیر از جایی که پیشانی را بر آن می­گذارد، نجس باشد، چنانچه نجاست آن به بدن یا لباس سرایت نکند، اشکال ندارد و نماز صحیح است ولی محل سجدة نمازگزار باید پاک باشد. 

 

6) بین زن و مرد فاصله باشد

بنابر احتیاط واجب باید میان زن و مرد در حال نماز (در غیر مسجد الحرام) حداقل یک وجب فاصله باشد

 و در این صورت اگر زن و مرد محاذی یکدیگر بایستند یا زن جلوتر از مرد بایستد، نماز هر دو صحیح است و فرقی نمی­کند که زن و مرد محرم باشند یا نامحرم.

 

7) مسطح باشد

لازم است که جای پیشانی نمازگزار از جای زانوها و سرانگشتان پای او، بیش از چهار انگشت بسته، بالاتر یا پایین­تر نباشد.

 

 

مکان‌هایی که نماز خواندن در آنجا مستحب است:

1-مسجد؛ (افضل مساجد، مسجد الحرام و بعد از آن مسجد النبی   سپس مسجد كوفه و مسجد الاقصى و سپس مسجد جامع هر شهری است.)

 

2-حرم ائمه اطهار علیهم السلام (نماز خواندن در مشاهد مشرفه از مساجد افضل است.)

 

3-حرم­های مقدس انبياء (عليهم السلام) و مقامات اولياء و صلحاء و علماء (رضوان الله علیهم)

                                               

احکام مسجد

1-نجس کردن زمین، سقف، دیوار و بام مسجد حرام است و اگر نجس شود، واجب است فوراً آن را تطهیر کنند.

 

2-تطهير مسجد واجب كفايى است و مخصوص كسى كه مسجد را نجس كرده يا سبب نجس شدن آن شده نيست، بلكه بر همة افرادى كه مى‏توانند مسجد را تطهیر كنند، واجب است.

 

3-نجس كردن حرم امامان (عليهم السلام)، حرام است و در صورت نجس شدن آن،باید تطهیر شود.

 

4-زینت کردن مسجد به طلا چنانچه اسراف حساب شود، حرام است و در غیر این صورت مکروه است.

 

5-واجب است که شأن و منزلت و جایگاه مسجد مراعات و از کارهایی که با شأن و منزلت مسجد منافات دارد، پرهیز شود.

 

6-کارهایی از قبیل برگزاری کلاس­های آموزشی درصورتی­که با شأن مسجد منافات نداشته باشد و یا مزاحمتی برای برگزاری نماز جماعت و نمازگزاران ایجاد نکند، اشکال ندارد.

 

7-خراب کردن تمام یا قسمتی از مسجد جایز نیست، مگر به‌خاطر وجود مصلحتی که اهمیت ندادن و بی‌توجهی به آن ممکن نباشد.

 

8-اگر مسجدی در طرح عمرانی شهرداری در خیابان افتاده و قسمتی از آن به علت اضطرار تخریب شده است و احتمال برگشت آن به حالت اولیه وجود نداشته باشد، احکام شرعی مسجد را ندارد.

 

9-احداث موزه یا کتابخانه و امثال آن در گوشة شبستان مسجد، اگر مخالف کیفیت وقف شبستان مسجد باشد و یا موجب تغییر ساختمان مسجد گردد، جایز نیست.

 

10-اگر مکان متحرک و غیر ثابتی مانند وسیلة نقلیه به‌عنوان مسجد وقف شده باشد، بنابر احتیاط واجب مسجد شرعي بر آن صدق مي‌كند و احكام مسجد بر آن جاري است.

 

11-تمیز کردن و آباد کردن مسجد مستحب است و کسی که می‌خواهد به مسجد برود، مستحب است خود را خوشبو کند، لباس پاکيزه و نيکو بپوشد، مراقبت کند کفش يا پای او به نجاست يا کثافتی آلوده نباشد، از همه زودتر به مسجد وارد شده و پس از ديگران از آن خارج شود، هنگام ورود به مسجد و خروج از آن، زبان ذاکر و قلب خاشع داشته باشد و بعد از وارد شدن به مسجد دو رکعت نماز به قصد تحيّت مسجد بخواند، البته اگر نماز واجب يا مستحب ديگری بخواند، كافی است.

 

12-خوابیدن در مسجد کراهت دارد.

 

13-تکیه و حسینیه­ حکم مسجد را ندارند.

اذان و اقامه

1-مستحب است پیش از نمازهای واجب شبانه­روز، اذان و اقامه گفته شود و این استحباب در مورد نمازهای صبح و مغرب؛ مخصوصاً نماز جماعت، مورد تأکید است ولی در دیگر نمازهای واجب، مانند نماز آیات اذان و اقامه وارد نشده است.

 

2-اذان شامل هجده جمله، و اقامه مانند اذان است با اين تفاوت که «الله اکبر» در اول آن دو مرتبه است و پس از «حیّ علی‌ خير العمل» دو مرتبه «قد قامت الصلوة» گفته می‌شود و آخر آن «لااله الا الله» يک مرتبه است.

 

3-گفتن «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّاً وَلیُّ اللهِ» به عنوان شعار تشیّع خوب و مهم است ولی جزء اذان و اقامه نیست و باید به قصد قربت مطلقه گفته شود.

 

4-اذان اعلام (اذانی است که برای اعلام داخل شدن وقت نماز گفته می­شود) و تکرار آن از طرف شنوندگان از مستحبات مؤکّد است.

 

5-پخش اذان به نحو متعارف برای اعلام داخل شدن وقت نماز به وسیلة بلندگو از مساجد و مکان­های دیگر اشکال ندارد ولی پخش آیات قرآن، دعا و غیر آن، درصورتی­که موجب اذیت همسایگان شود، جایز نیست.

 

6-اگر برای نماز جماعت اذان و اقامه گفته باشند، کسی که با آن جماعت نماز می­خواند، نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید.

 

7-مستحب است انسان موقع گفتن اذان رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد و دستها را کنار گوش بگذارد و صدا را بلند کند و بكشد و بین جمله‌هاى اذان كمى فاصله دهد و بین آنها حرف نزند.

 

8-مستحب است بدن انسان موقع گفتن اقامه آرام باشد، و آن را از اذان آهسته‌تر بگوید و جمله‌هاى آن را به‌هم نچسباند. ولى به اندازه‌اى كه بین جمله‌هاى اذان فاصله مى‌دهد، بین جمله‌هاى اقامه فاصله ندهد.

 

9-مستحب است بین اذان و اقامه قدرى بنشیند یا سجده كند یا تسبیح بگوید یا قدرى ساكت باشد یا حرفى بزند یا دو ركعت نماز بخواند.

 

واجبات نماز

1-واجبات نماز یازده چیز است:

  1. نیّت 2. قیام 3. تکبیرة الاحرام 4. قرائت 5. رکوع 6. سجود 7. ذکر 8. تشهد 9. سلام 10. ترتیب 11. موالات.

 

2-بعضی از واجبات نماز «رکن» است؛ یعنی اگر در نماز انجام نشود یا بیش از مقدار واجب به‌جا آورده شود، حتی اگر از روی سهو و فراموشی هم باشد، نماز باطل می‌شود و بعضی «غیر رکن» است؛ یعنی اگر عمداً کم یا زیاد شود، نماز باطل است اما کم و زیاد شدن سهوی آن، نماز را باطل نمی­کند.

 

3-ارکان نماز عبارت‌اند از:

  1. نیّت 2. تکبیرة الاحرام 3. قیام هنگام تکبیرة الاحرام و قبل از رکوع (قیام متصل به رکوع) 4. رکوع 5. دو سجده.

1) نیّت

1-نیّت  یعنی: قصد انجام نماز برای اطاعت از فرمان خداوند .

و همين اندازه كه قصد انجام عمل را برای اطاعت از فرمان الهی داشته باشد كافى است ولو بزبان نیاورد.

 

2- به قصد اطاعت از فرمان خداوند عالم ؛پس برای ریا یعنی تظاهر به دینداری و امثال آن حرام و موجب بطلان نماز است.

2) قیام

1-بدن نمازگزار در حال قرائت حمد و سوره یا تسبیحات رکعت سوم و چهارم باید آرام باشد،

2-مستحب است در حال قیام، بدن را راست نگه‌دارد، شانه­ها را پایین بیندازد، دست­ها را روی ران‌ها بگذارد، انگشت‌ها را به هم بچسباند، جای سجده را نگاه کند، سنگینی بدن را به طور مساوی روی هر دو پا بیندازد، با خضوع و خشوع باشد و پاها را جلو و عقب نگذارد.

 

3) تکبیرة الاحرام

 

1-نگفتن تکبیرة الاحرام ونیز تکرارآن موجب بطلان نمازاست، از روی عمد باشد یا سهو.

2-هنگام گفتن تکبیرة الاحرام بدن باید آرام و بدون حرکت باشد.

3-اگر پس از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند آن را صحيح گفته يا نه، نباید به شک خود اعتناء کند.

4) قرائت

1-در نماز واجب، خواندن سوره­هایی که آیة سجدة واجب دارند، جایز نیست.

2-اگر بعد از حمد سورة «قل هو الله احد» یا «قل یا ایها الکافرون» را شروع کند، نمی‌تواند آن‌را رها کند و سورة دیگری بخواند  واگر سورة دیگری بخواند تا وقتی که بیش از نصف سوره را نخوانده است می‌تواند آن را رها کند و سورة دیگری بخواند.

3-بر مرد واجب است حمد و سورة دو رکعت اول نمازهای صبح، مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سورة نمازهای ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

4-در رکعت سوم و چهارم، باید تسبیحات یا حمد را آهسته بخواند و درصورتی­که حمد را می­خواند، بنابر احتیاط باید «بسم الله» را هم آهسته بگوید. امادر ذکر رکوع، سجده، تشهد، سلام و دیگر ذکرهای نمازهای پنج‌گانه، مکلف بین آهسته یا بلند خواندن آنها مخیّر است.

5-اگر در جایی که باید نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند یا در جایی که باید آهسته بخواند، عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است .

6-انسان باید نماز را صحیح و بدون غلط بخواند و کسی که به­هیچ­وجه نمی‌تواند صحیح آن را یاد بگیرد، باید به هر صورت که می‌تواند بخواند و احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت بخواند.

7-اگر یکی از کلمات حمد و سوره را نداند، یا عمداً آن را نگوید، یا عمداً به‌جای حرفی حرف دیگر بگوید، مثلاً به‌جای «ض»، «ز» بگوید، یا زیر و زبر کلمات را تغییر دهد یا تشدید را نگوید، نمازش باطل است.

8-مستحب است:

1- در رکعت اول نماز قبل ازحمد «اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیْم» گفتن

2- بلندخواندن«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم»در نماز ظهر و عصر

3-شمرده خواندن حمد و سوره

4-وقف کردن  در آخر هر آیه

5-توجه به معانی آیات در حال خواندن حمد و سوره

6-«اَلحَمْدُ لِلهِ رَبِّ العالَمیْنَ» بعداز خواندن سوره حمد، چه در جماعت و چه در فرادی و چه امام باشد یا مأموم.

7- یک یا دو یا سه مرتبه «کَذلِکَ اللهُ رَبِّی»گفتن  پس از سورة «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ»

8-گفتن«اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوْبُ اِلَیْهِ» یا «اَللّهُمَّ اغْفِرْلِی» بعد از تسبیحات اربعه

9-در تمام نمازها در رکعت اول، سورة «انا انزلناه» و در رکعت دوم، سورة «قل هو الله احد» خواندن

9-مکروه است:

1-در هیچ‌یک از نمازهای شبانه­روز سورة «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» نخواندن

2- تکرار یک سوره در دو رکعت از یک نماز، مگر سورة «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ».

 

5) رکوع

1-دررکوع باید طوری خم شود که صورتش مقابل زانوها برسد و لازم نیست دست بر زانو بگذارد.

2- ذکر واجب رکوع یک­بار «سُبْحانَ رَبِّیَ‌ الْعَظیْمِ وَ بِحَمْدِهِ» یا سه بار «سُبْحانَ اللهِ» است .

3-آرام بودن بدن،موقع گفتن  ذکر واجب رکوع، لازم است بلکه در ذکرهای مستحب رکوع نیز، احتیاط واجب درآرام بودن بدن است.

برخی احکام نماز ،مطابق فتاوای مقام معظم رهبری مدظله العالی سال 99

1-برخی ازنمازهای واجب عبارت است از : نمازهای یومیه؛ نماز آیات ؛نماز میت نماز قضای پدرو مادر  بر پسر بزرگ‌

   2- مستحب است نمازهای یومیه در اول وقت خوانده شود، مگر آنکه تأخیر نماز از جهتی بهتر باشد، مانند اینکه بخواهد آن را به جماعت بخواند.

3-باشروع اذان ،خواندن نماز جایزاست.

4-خواندن نوافل بخصوص نافله شب بسیار توصیه شده است و دارای خواص معنوی بسیاری است و شایسته است که مسلمین بر خواندن آن اهتمام داشته باشند.

5-نافله­های یومیه عبارت­اند از:

1-نافلۀ ظهر، هشت رکعت (چهار نماز دو رکعتی) قبل از نماز ظهر؛

2-نافلۀ عصر، هشت رکعت (چهار نماز دو رکعتی) قبل از نماز عصر؛

3-نافلۀ مغرب، چهار رکعت (دو نماز دو رکعتی) بعد از نماز مغرب؛

4-نافلۀ عشا، دو رکعت (به صورت نشسته) بعد از نماز عشا؛

5-نافلۀ صبح، دو رکعت قبل از نماز صبح؛

6-نافلۀ شب، یازده رکعت از نصف شب تا اذان صبح؛ چهار نماز دو رکعتی به نیّت «نماز شب»، دو رکعت به نیّت «نماز شفع» و یک رکعت به نیّت «نماز وتر» خوانده می­شود که در قنوت آن استغفار و دعا برای مؤمنین و طلب حاجات از خداوند منّان، به ترتیبی که در کتاب­های دعا ذکر شده، مستحب است.

 

6-مسافر یا جوانى كه خواندن نماز شب در وقتش برایش سخت است یا کسی که عذری مانند پیری یا بیماری دارد،  می‌تواند نماز شب را قبل از نیمه شب بخواند.

 

7-در نمازهای نافله، خواندن سوره واجب نیست، بلکه کافی است در هر رکعت سورۀ حمد قرائت شود؛ هرچند مستحب است سوره نیز قرائت شود.

8-نافله­ها (جز نماز وتر که یک رکعت است) دو رکعتی هستند و می­توان آنها را نشسته خواند، هر چند به صورت ایستاده خواندن، بهتر است و درصورتی­که نشسته خوانده شود، مستحب است هر دو رکعت، یک رکعت حساب شود به استثناء نماز وُتَیره (نافلۀ عشا) که احتیاطاً به صورت نشسته خوانده شود نه به صورت ایستاده.

قبله

1-مکلف باید نماز را به سمت کعبه بخواند که به این اعتبار به آن «قبله» می‌گویند.

 

2-نمازهای مستحبی را می‌توان در حال راه رفتن يا هنگام سوار بودن بر وسیلۀ نقلیه خواند و در اين صورت لازم نيست که رو به قبله بودن رعایت شود.

 

3-نماز احتياط، سجده و تشهد فراموش شده بايد رو به قبله انجام شود و در سجدۀ سهو نیز احتياط مستحب آن است که رو به قبله باشد.

پوشش در نماز

1-در نمازهای واجب و توابع آن، مانند نماز احتياط و قضاى اجزای فراموش شده و بنابر احتياط واجب در دو سجدۀ سهو، باید بدن پوشیده باشد.

 

2-وجوب پوشش در نماز، اختصاص به حضور نامحرم در مکان نمازگزار ندارد، بلکه اگر کسی هم حضور نداشته باشد، پوشش شرط صحّت نماز است.

 

3-مرد باید در حال نماز عورتین خود را بپوشاند، اگر چه کسی او را نبیند و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.

 

4-زن باید موقع نماز، تمام بدن و موی خود را بپوشاند ولی پوشاندن صورت به مقداری که شستن آن در وضو واجب است و دست­ها و پاها تا مچ، لازم نیست. البته در صورت وجود نامحرم، باید پاها تا مچ نیز پوشانده شود.

 

5-چانه جزیی از صورت است و پوشاندن آن در نماز بر زن واجب نیست ولی قسمت زیر چانه جزء صورت نیست و پوشاندن آن واجب است.

 

           6-در نماز‌ ميّت پوشش واجب نيست؛ اگر چه احتياط مستحب است.

 

7-در نمازهاى مستحب نیز مانند نماز واجب، پوشش شرط صحّت نماز است.

 

لباس نمازگزار

                                  لباس نمازگزار باید دارای شرایط زیر باشد:

1) باید پاک باشد.

1-اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است ولی اگر قبلاً نجاست آن را می­دانسته و فراموش کرده و با آن نماز خوانده است، نمازش باطل است.

 

2- اگرنداندکه  نماز با بدن و لباس نجس باطل است ودراین حال نماز بخواند، نمازش باطل است، مگر اینکه غافل یا جاهل قاصر باشد؛ یعنی حتی احتمال باطل بودن نماز با لباس نجس را ندهد

 

3-اگر مکلف شک دارد لباسش نجس شده یا نه، بنا می­گذارد که لباسش پاک است و نماز خواندن با آن صحیح است. اما اگر قبلاً نجس شده و شک دارد تطهیر شده یا نه، نمی­تواند با آن نماز بخواند.

 

4-اگر بین نماز متوجه شود بدن یا لباسش نجس است

                                        و بداند كه نجاست از پيش  بوده

چنانچه وقت نمازوسیع باشد:     

 نماز باطل و بايد بعد از تطهیر، نماز را اعاده كند.

و اگروقت تنگ باشد:

و آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يا بيرون آوردن آن، حالت نماز را به هم نمی‌زند، بايد در حال نماز این‌گونه عمل کند و پس از آن نماز را ادامه دهد

 و درصورتی­که با انجام این کارها حالت نماز به­هم می‌خورد،

بايد با همان حال نماز را ادامه دهد و نمازش صحیح است.

 

                                                            

5-مواردی که پاک بودن بدن یا لباس نمازگزار لازم نیست:

      1) خون زخم، جراحت و دمل؛اگر آب کشیدن مستلزم مشقت باشد، تا وقتی که خوب نشده است، می‌تواند با آن خون نماز بخواند.

 این موضوع شامل،خون بریدگی­ها و زخم­هایی که به زودی خوب می­شود و شستن آنها آسان است، نمی شود.                                                                                                                                           2) خون کمتر از یک بند انگشت اشاره،بشرطی که خون حیض ، نفاس ، استحاضه ونیزخون حیوان­ نجس العین (سگ و خوک) و حیوان حرام گوشت و مردار و انسان کافر نباشد.                     3) متنجس بودن لباس‌های کوچک  مانند جوراب، دستکش و عرقچین که با آنها نمی‌توان عورت را پوشاند و نیز انگشتر، دستبند و مانند آن، با نجاستی تماس پیدا کند و نجس شود، نماز با آن صحیح است.

همراه داشتن اشیایی از قبیل دستمال، کلید و چاقوی نجس موجب بطلان نماز نمی شود.                4) اضطرار به پوشیدن لباس نجس؛مثل اینکهبه‌خاطر سرما یا نداشتن آب و مانند آن ناچار شود که با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش صحیح است.

 

شرط دوم لباس نمازگزار: مباح بودن  وغصبی نبودن

1-اگر نداند پوشیدن لباس غصبی حرام است، نمازش صحیح است

2-اگر بداند پوشیدن لباس غصبی حرام است وعمداً با لباس غصبی نماز بخواند، نمازش باطل است.                                                                                                                                             3-اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبی است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است.

4-اگر عمداً در لباسی كه نخ يا دکمه يا چيز ديگری از آن غصبی است، نماز بخواند، نمازش باطل است.

 

3) از اجزای مردار نباشد

1- نمازبا لباسی  که از اجزای حیوان مرده­ است ،باطل است.  

2-پوست و چرم حیوان حلال گوشت  مشکوک التذکیة ، پاک است، ولی نمی­توان در آن نماز خواند.مگر واردکنندة آن مسلمان باشد و احتمال بررسی و تفحص در مورد تذکیة آن توسط او داده شده باشد.

 

4) از اجزای حیوان حرام گوشت نباشد

1-لباس نمازگزار نباید از اجزای حیوان حرام گوشت باشد؛ حتی اگر مویی از آن هم در لباس یا بدن نمازگزار باشد، نمازش باطل است.

2-اگر رطوبت پاکی مانند آب دهان یا بینی از حیوان حرام گوشت؛ مانند گربه، بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز باطل است

همچنین اگر فضلة پرندگان حرام گوشت بر بدن یا لباس باشد، نماز با آن باطل است ولی اگر بعد از خشک شدن از لباس یا بدن برطرف شود، نماز صحیح است.