آسیبهای نظام ولایی
1)شبهه افکنیهای دشمنان.وَ اِنَّما سُمِّیَتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لاَِنَّها تُشْبِهُ الْحَقَّ» (خطبه 38)
إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ اَلْفِتَنِ: أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ (خطبه50)
فَلَوْ أَنَّ اَلْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ اَلْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى اَلْمُرْتَادِينَ
وَ لَوْ أَنَّ اَلْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ اَلْبَاطِلِ اِنْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ اَلْمُعَانِدِينَ وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي اَلشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ)(خ50)
ازجمله شبهات:القای معتقدنبودن مراجع عظام به اصل ولایت فقیه
عبارت زیرازمکتوبات مرحوم آیت الله خویی است که دراثبات اصل ولایت فقیه می فرماید:«در «توقيع شريف»آمده:«أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ ». در پيش آمدها، به راويان حديث ما (كساني كه گفتار ما را ميتوانند گزارش دهند) رجوع كنيد، زيرا آنان حجت ما بر شمايند، و ما حجتخدائيم. يعني حجيت آنان به خدا منتهي ميگردد. و در روايتحفص آمده:«اجراي حدود با كساني است كه شايستگي نظر و فتوي و حكم را دارا باشند». اين گونه روايات به ضميمه دلائلي كه حق حكم نمودن را در دوران غيبت از آن فقها ميداند، به خوبيروشن ميسازد كه اقامه حدود و اجراي احكام انتظامي در عصر غيبت، حق و وظيفه فقهاء ميباشد. »(مباني تكملة المنهاج ج 1 ص 224 – 226. و التنقيح - اجتهاد و تقليد ص 419 – 25 ؛ انديشه سياسي آيت الله خويي) ونیزدرباره ولایت مطلقه فقیه می فرماید: « ولايت فقيه شامل همه آن ولايتهائي مي شودکه امام معصوم علیه السلام براي اداره جامعه بر جامعه داشته است ».
معظم له در كتاب منهاج الصالحين كه به عنوان آخرين اثر تأليفي در حدود يكسال و اندي پيش از رحلت ايشان به چاپ رسيد با صراحت از عنوان ولايت مطلقه فقيه استفاده نمودند. ايشان در اين اثر با طرح بحث جهاد ابتدايي در عصر غيبت و ردّ ادله مشهور ـ كه قايل به عدم مشروعيت آن ميباشند ـ مطابق ديدگاه صاحب جواهر اذن فقيه جامعالشرايط را در مشروعيت ان شرط ميدانند .(منهاج الصالحین، ج 1، چاپ 28، ص 365 ـ 366.)
حضرت امام خمینی (قدس سره شریف) : « ...از آنچه ذکر کردیم این مطلب بدست می آید که [ در عصر غیبت] ولایت برای فقها از طرف ائمه معصومین علیهم السّلام قطعی و مسلّم است و آنها در جمیع اموری که برای ائمه به عنوان حاکم و سلطان دارا بودند دارای اختیار و ولایت می باشند. » (کتاب البیع ج2 ص 489)
آسیب2):ولایتمداری تک بعدی
كَمَالُ الدِّينِ وَلَايَتُنَا وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ عَدُوِّنَا .بحارالأنوار ج : 27 ص : 58
هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْض .( مستدركالوسائل ج : 12 ص : 227
الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ .پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) : «لَو اَنَّ عَبْدَیْنِ تَحابّا فِى اللّهِ اَحَدُهُما بِالْمَشْرِقِ وَ الآخَرُ بِالْمَغْرِبِ لَجَمَعَ اللّهُ بَیْنَهُما یَوْمَ القِیامَةِ» (اصول کافى، جلد 2، صفحه 126.) 3)پس وپیش افتادن ازرهبری .«الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ» صلوات شعبانیه )
4)پايدارنبودن درولايت محوري
5- شکستن قداست رهبری
6)همراهی نکردن بارهبری:
1) دلبستگی و وابستگی ها : « ما زالَ الزُّبِیرَ رَجُلاً مِنّا اَهلَ البِیتِ حتّی نَشَأ اِبنُهُ المَشؤوُم عبدالله » حکمت 453
2)عدالت گریزی 3) شخصیت محوری به جای حق محوری
« اِنَّک لَمَلبوسُ عَلَیکَ اِنّ الحِقَّ وَالباطِلَ لا یُعرَفانِ بِاَقدارِ الرّجالِ، اِعرفِ الحقَّ تَعرِفُ اَهلَهُ وَاَعرِفِ الباطِلَ تَعرِفُ اَهلَهُ »
4- حرام خوارگي
5- لجاجت و تعصب هاي نابجا
6- تحزب و وابستگي هاي گروهي
7- خودباختگي و انفعال در برابر فرهنگ هاي بيگانه
8- عمليات و تهاجم فرهنگي دشمنان براي جدا كردن امت از رهبري
9- ولايت هاي دروغين و ساختگي
10- اجتهاد در برابر نص
11- حسادت نسبت به ولي امر
12- نفاق و درويي
13- عوام زدگی (مشغول شدن بر فرعیات و غفلت از اصول و مبانی)
14- غرق شدن در شبهات و غفلت از آثار زیانبار دوری از ولایت
آثارولایت محوری:
1-راه يابي به خدامحوري
2-يگانه راه دستيابي به حقيقت اسلام
3- باب ورود به معارف قرآن
4-برون رفت از بحرانها ، فتنه ها و شبهات(مثل اهلبيتي كمثل سفينه النوح...
5- وحدت حقيقي و انسجام مسلمانان الُ مُحَمَدِهُمْ حَبْلُ الله
6- ناكام سازنده دشمنان
7- پويايي و حيات جامعه اسلامي(الله ولي الذين..
8- قبولي اعمال
من ضیعه الاقرب