یکی ازوظايف مهم شيعه شناخت ائمه اطهار7 است ويكي از غنی‏ترین منابع شناخت و معرفت، دعاها و زیارت‏نامه‏هاست
که معصومان علیهم‏السلام بیان کرده‏اند،

زیارت عاشورا، دربردارنده زیباترین معارف عاشورایی است که کمتر زیارتنامه‏ای این ویژگی را داراست؛ چه این که
زیارت عاشورا به اعتقاد محققان و محدّثان، حدیث قدسی است.

 مرحوم محدث قمی قدس‏سره در این باره نوشته است:«شیخ ما ثقة الاسلام نوری قدس‏سره فرموده است: اما زیارت عاشورا، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی علیهم‏السلام باشد، هر چند از قلوب مطهر ایشان چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن جا رسد بیرون نیاید. بلکه از سنخ احادیث قدسیه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت ـ جلّت عظمته ـ به جبرییل امین و از او به خاتم النبیین 2رسیده
و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادی بی‏نظیر است.»

( سفینة البحار، ج 2، ص 214)شناخته هايي كه مورداشاره است دراين زيارت:

 

الف ) شناخت شناسنامه ای : 

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاَبْنَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ ابْنَ سَیِّد الْوَصِییّنَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمین.»

این مرحله از شناخت در عین این که خوب و از جهل بهتر است، اما کارساز نمی‏باشد؛ وقاتلين هم این مقدار از شناخت
را داشتند.

سید ابن طاووس قدس‏سره نوشته است:«وقتی حضرت سیدالشهدا در گودی قتلگاه افتاده بود، سنان بن انس ـ لعنة الله علیه ـ پیاده شد و نزد آن حضرت آمد و شمشیرش را بر حلقوم شریف ابی عبداللّه علیه‏السلام زد و می‏گفت: واللّه من ، می‏دانم که تو پسر پیغمبری و از همه مردم از جهت پدر و مادر بهتری، پس سر مقدسّش را برید.»( منتهی الآمال، ج 1، ص 476.)

ب) شناخت کلامی :

دومین مرتبه شناخت امام در زیارت عاشورا، شناخت کلامی(يعني: اثبات امامت حضرات معصومان 7آن طور که در علم کلام اثبات می‏شود،.) است که بخش‏هایی از زیارت عاشورا عهده‏دار این مطلب است:

«لَعَنَ اللّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ أَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمْ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللّهُ فِیها»


ج ) شناخت مقام محمود :

«وَ اَسْئَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ.»«از خداوند می‏خواهم مرا هم به مقام محمود که شما اهل بیت 7
نزد خدا دارید، برساند.»مقام محمود، همان جایگاه ممتاز و والای الهی است که خداوند به پیامبرش 2 فرمودند:

«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسی اَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»( اسراء  آیه 79.)

علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه العالی ـ:«مقام محمود، الهی شدن است؛ زیرا کسی که علوم و دانشش حقیقی و اعمالش صالح و اخلاقش زیبا و آرا و نظریاتش صحیح و احسانش به دیگران همیشه جاری باشد به خداوند از دیگران نزدیک‏تر و شباهتش به خداوند بیشتر است.»  ( غرر الفرائد، ج 2، ص 39.)

 

د) شناخت هسته هستی :

چهارمین مرتبه امامت در زیارت عاشورا، هسته هستی بودن امام است. در زیارت عاشورا می‏خوانیم:

«یا اَبا عَبْدِاللّهِ! لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلی جَمِیعِ أَهْلِ الإِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّماواتِ عَلی جَمِیعِ أَهْلِ السَّماوات.»«ای حسین عزیز! و ای ابا عبداللّه! مصیبت شهادتت بسیار بزرگ و سنگین است، نه تنها بر ما بلکه بر همه مسلمانان، حتی بر آسمانیان و ملائکه نیز دشوار و سنگین است.»در بخش دیگر می‏خوانیم:

«ما أَعْظَمَها وَ أَعْظَمَ رَزِّیَتَها فِی الإِسْلامِ وَ فی جَمِیعِ السَّماواتِ وَ الاْءَرْضِ.»«چقدر این مصیبت بزرگ است و چقدر تحملش بر اسلام و بر زمین و آسمان طاقت‏فرسا است!؟»( بحارالانوار، ج 45، ص 201 ـ 241.)

خلاصه این که، اسلام و مسلمانان و زمین وآسمان و آنچه در آن است در عزای ابا عبداللّه Bگریان و عزادار شدند، و به این مضمون روایات فراوانی داریم که گریه همه موجودات را در عزای سیدالشهدا علیه‏السلام بیان می‏کنند. امام صادق علیه‏السلام فرمودند:«وقتی امام حسین Bبه شهادت رسید آسمان‏ها و زمین‏های هفت گانه و آنچه در آن‏هاست، بهشت و جهنم، و آنچه پروردگار ما خلق کرده است، آنچه دیده می‏شوند و آنچه دیده نمی‏شوند در عزای آن حضرت گریستند.»

( کامل الزیارات، باب 26، ح 3، ص 80.)

مورد توصيه ائمه 7

براين اساس براي خواندن آن توصيه هاي فراواني شده است:مث

م امام صادقBبه صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)

ونيز حضرتش فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسينBرا زيارت کند  چه از راه دور يا نزديک به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.

 

سفارش مؤ كّد امام زمان Dبه خواندن زيارت عاشورا

سيّد احمد رشتى مى گويد: تاريخ 1280 هجرى قمرى به عزم زيارت بيت اللّه از رشت به تبريز رفتم و از آنجا مركبى كرايه كرده و روانه شدم ، در منزل اوّل سه نفر ديگر با من رفيق شدند.

در يكى از منازل بين راه خبر دادند كه قدرى زودتر روانه شويم كه منزل آينده خطرناك و مخوف است كوشش كنيد كه از كاروان عقب نمانيد.

از اين جهت دو سه ساعت به صبح مانده راه افتاديم هنوز يك فرسخ نرفته بوديم كه هوا منقلب شد و برف باريدن گرفت به طورى كه رفقا هر كدام سرهاى خود را به پارچه پيچيدند و تند رفتند من هم هر چه كردم كه بتوانم با آنها بروم ممكن نبود سرانجام از آنها عقب ماندم و ناچار از اسب پياده شده و در كنار راه نشسته و متحير بودم مخصوصاً به خاطر ششصد تومان پولى كه براى هزينه سفر همراه داشتم نگرانى بيشترى داشتم .

با خود گفتم : همين جا تا صبح مى مانم و به منزل قبلى بر مى گردم و از آنجا چند نفر مستحفظ به همراه داشته خود را به قافله مى رسانم .در اين انديشه بودم كه در برابر خود باغى ديدم كه باغبانى با بيلش برف درختان را مى ريخت تا مرا ديد جلو آمد و گفت : كيستى ؟

گفتم : رفقايم رفتند و من مانده ام و راه را نمى دانم .

به زبان فارسى فرمود: نافله بخوان تا راه را پيدا كنى . من مشغول نافله شدم نماز شب تمام شد باز آمد و فرمود: نرفتى ؟ گفتم: واللّه راه را نمى دانم .  فرمود: جامعه بخوان .

من زيارت جامعه را از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و زيارت جامعه را تماماً از حفظ خواندم .

باز آمد و فرمود: نرفتى و هنوز اينجايى ؟

بى اختيار گريه ام گرفت ، گفتم : آرى راه را نمى دانم .

فرمود: عاشورا بخوان .

زيارت عاشورا را نيز از حفظ نداشتم و اكنون هم از حفظ ندارم از جا بلند شدم و مشغول زيارت عاشورا شدم و همه اش را حتى لعن و سلام و دعاى علقمه را از حفظ خواندم .

بار سوم آمد و فرمود: نرفتى و هستى ؟

گفتم : آرى نرفتم هستم تا صبح .

فرمود: من هم اكنون تو را به قافله مى رسانم . سپس رفت و بر الاغى سوار شد و بيل خود را به دوش گرفت و آمد.

فرمود: رديف من بر الاغ سوار شو. من هم پشت سر او سوار شدم و افسار اسبم را كشيدم ، اسب اطاعت نكرد.

فرمود: جلو اسب را به من بده . عنان اسب را به دست راست گرفت و راه افتاد. اسب در نهايت تمكين پيروى كرد.

سپس دست مباركش را بر زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانيد؟

نافله ، نافله ، نافله ، سه بار تكرار كرد.

آنگاه فرمود: شما چرا عاشورا نمى خوانيد؟

عاشورا، عاشورا، عاشورا.

سپس فرمود: شما چرا جامعه نمى خوانيد؟

جامعه ، جامعه ، جامعه .

دقت كردم ديدم در وقت پيمودن راه به نحو دايره راه طى مى كرد يك مرتبه برگشت و فرمود: اينها رفقاى شمايند كه كنار نهر آبى فرود آمده و براى نماز صبح وضو مى گيرند.

پس من از الاغ پياده شدم و خواستم سوار اسبم شوم نتوانستم آن آقا پياده شد و بيل را در برف فرو كرد و به من كمك كرد تا سوار شدم و سر اسب را به طرف رفقايم بر گردانيد من در اين هنگام با خود گفتم اين شخص كى بود كه به زبان فارسى حرف مى زد و حال آنكه زبانى جز تركى و مذهبى جز عيسوى در آن نواحى نبود و چگونه با اين سرعت مرا به قافله رساند؟

برگشتم پشت سر خود را نگاه كردم ديدم كسى نيست .

 

زیارت عاشورا در نگاه مردان آسمانی

آيت الله العظمى اراكى:يكى از ملازمان ايشان نقل نموده كه برنامه معظم له ايـن بـود كه هر روز بالاى بام مـى رفتند
و به حالت ايستاده به خـوانـدن زيارت عاشورا مـى پرداختند و صد لعن و صـد صلـوات كه در زيارت عاشـورا وارد شده است مقيد بـودند بطـور كامل قرائت كنند و ايـن برنامه ايشان به هميـن نحـو يعنى بالاى بام و رو به قبله حتى در روزهاى برفى
و سرد هم بدون كـم و كاست ادامه داشت تا موقعى كه توانايى جسمى داشتند.

شيخ مرتضى نواده شيخ انصارى: در شرح حال ايشان آورده اند كه از جمله عادات او خـوانـدن زيارت عاشورا بـوده كه در هر روز دو بار, صبح و عصر آن را مى خـواندند و بر آن بسيار مواظب بـودند, بعد از وفاتـش كسى او را در خـواب ديد و از او احوالش را پرسيد.

در جـواب سه مـرتبه فـرمـود: عاشـورا, عاشـورا, عاشــورا.

آقا نجفى قوچانى: ايشان در ضمـن خاطرات خـود مـى گـويد: روزى بنا گذاشتـم چهل روز زيارت عاشورا روى بام مسجد شاه (اصفهان) بخـوانـم و سه حاجت در نظر داشتـم, يكى قرض پدرم ادا شـود و يكـى مغفرت و ديگرى علمـم زياد شـود و درجه اجتهاد, پيـش از ظهر شـروع كـردم و هنـوز ظهر نشده تمام مى شـد, از اول تا به آخر دو ساعت طـول مـى كشيـد, چهل روز تمام شد. يك ماه نگذشت كه پدرم نوشته بـود كه قرض مرا موسى بـن جعفرBادا كرده, مـن به او نـوشتـم بلكه سيـدالشهداء ادا كرد. (وكلهم نور واحد) چـون قـوى دل شده در ماه محرم و صفر جهت مطلبـى كه در نظرم اهـم مطالب بـود, چهل روز زيارت عاشـورا روى بام مسجد خـواندم, با اهتمام تمام و كمال احتياط, به ايـن معنى كه در آن دو سـاعت همه را رو به قبله, سـر پـا در مقابل آفتـاب ايستاده بودم تا تمام مى شد.

چهل روز ختـم مـا تمـام شـد, بعد از آن خـوابـى ديــدم كه مطلب برآورده شده است.

دلايل :

1- زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. 2- ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمانDتأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان-)3- علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند 4-دستاوردهای زیارت عاشورا

1.ايجاد پيوند معنوى با خاندان عصمت :

«اللهم انى اتقرب اليك بالموالاة لنبيك وآل نبيك».

2. پيدايش روحيه ظلم ستيزى در زائر :

با تكرار لعن و نفرين بر ستم‏گران در اين زيارت، «يا اباعبدالله! انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم».

 3. دورى جستن از خط انحراف :

«فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتّبكم الله فيها».

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏هاى هدايت:  

«فاسئل الله الذى اكرمنى بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و رزقنى البرائة من اعدائكم، ان يجعلنى معكم فى الدنيا و الآخرة و ان يثبّت لى عندكم قدم صدق فى الدنيا و الاخرة».

5. ترويج روحيه شهادت‏طلبى و ايثار و فداكارى در راه خدا.   6. احياى مكتب و راه و هدف خاندان عصمت.

باسمه تعالی مرجع عالیقدر دینی، آیة‌الله‌العظمی سید موسی شبیری زنجانی دام ظله. بعد از عرض سلام و تحیت، نظر جناب‌عالی درخصوص مدارک زیارت عاشورا از جهت صحت و سقم سند آن چیست؟ این سؤال به‌خاطر رفع شبهه‌ی ایجاد شده برای بعضی از مؤمنین است. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته 10/1/86 پاسخ باسمه تعالی :تأییدات غیبی که از طرق معتبر درباره‌ی زیارت عاشورا رسیده، به خودی خود بر اعتبار این زیارت شریفه دلالت دارد. همچنین سند ذکرشده در کتاب مصباح‌المتجهد [اثر شیخ طوسی] در خصوص این زیارت صحیح است. توضیح این‌که در مصباح‌المتهجد بعد از نقل زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام که راوی آن علقمه است، چنین آمده: «محمد بن خالد طیالسی، از سیف بن عمیرة نقل‌کرده که همراه صفوان بن مهران جمّال و جمعی از اصحاب به‌سوی نجف رفتیم. وقتی که از زیارت فارغ شدیم، صفوان روی خود را به سمت ناحیه‌ی اباعبدالله B [= کربلا] برگرداند و به ما گفت: از این مکان (نزد سر مبارک امیرالمؤمنین)، امام حسین B را زیارت کنید که امام صادق علیه‌السلام از اینجا به آن حضرت اشاره کردند درحالی‌که من در خدمت‌شان بودم.
راوی گفت: پس صفوان همان زیارتی را که علقمة بن محمد حضرمی از امام باقر علیه‌السلام در روز عاشورا نقل کرده خواند

ظاهر این عبارت این است که امام صادق علیه‌السلام به‌سمت مرقد مطهر امام حسین علیه‌السلام با همان زیارتی که علقمه از امام باقر B نقل کرده اشاره فرمود و به این زیارت ایشان را خطاب کرد. در این طریق سند، در وثاقت سیف بن عمیرة و صفوان بن مهران حرفی نیست. سخن تنها در دو مسأله است: یکی از مسیر سند [از شیخ طوسی] تا محمد بن خالد طیالسی، و دیگری در وثاقت خود محمد بن خالد. در اثبات اعتبار وثاقت راویان این روایت تا محمد بن خالد طیالسی دو رویکرد وجود دارد: رویکرد اول: ظاهر عبارت «محمد بن خالد روایت کرد.» (رَوی محمد بن خالد) در مقابل «از محمد بن خالد نقل‌شد.» (رُوِیَ عن محمد بن خالد)، درستی نسبت روایت به محمد بن خالد طیالسی را نزد شیخ طوسی ثابت می‌کند و این مسأله در اعتبار سند روایت از این جهت کافی است. رویکرد دوم: ظاهر این است که حدیث مذکور از کتاب محمد بن خالد طیالسی است. شیخ طوسی کتابی را به محمد بن خالد در فهرست خود نسبت داده و آن کتاب را از طریق حسین بن عبیدالله غضائری از احمد بن محمد بن یحیی عطار از پدرش از محمد بن علی بن محبوب از او (محمد بن خالد طیالسی) روایت کرده است.
و همه‌ی این افراد از بزرگان و معتمدین امامیه هستند. و اما احمد بن محمد بن یحیی عطار، از مشایخ اجازه است و مشایخ اجازه بر اساس تحقیق از توثیق بی‌نیازند. کلام در وثاقت محمد بن خالد طیالسی باقی ماند که امور زیر به این مسأله
اشاره دارند:

اول: روایت محمد بن علی محبوب ـ که از بزرگان شیعه است ـ که از محمد بن خالد نوشته و این بر اعتماد او بر طیالسی دلالت دارد؛ دوم: قرارگرفتن طیالسی در طریق نقل ثقات (معتمدان) از کتب اصحاب (اصول). از آن‌ها سیف بن عمیرة و محمد بن معروف را می‌توان نام برد. کتاب این‌دو را محمد بن جعفر رزاز ـ که از بزرگان مشایخ معتمد شیعه است ـ از محمد بن خالد طیالسی از آن‌دو نقل کرده و این مسأله هم دلیل اعتماد رزاز به طیالسی است. یکی دیگر از اصول، اصل رزیق بن زبیر است که عبدالله بن جعفر حمیری از محمد بن خالد طیالسی از او نقل کرده‌اند. همچنین حمید بن زیاد ـ که شیخ طوسی و نجاشی علی‌رغم واقفی‌بودنش او را توثیق کرده‌اند ـ از محمد بن خالد طیالسی اصول بسیاری روایت کرده است؛ سوم: این‌که بسیاری از ثقات از اصحاب علاوه بر آنچه ذکرش گذشت، از او روایت نقل کرده‌اند. مانند سعد بن عبدالله، سلمة بن خطاب که وثاقت او نیز اثبات شده است، پسر طیالسی (عبدالله بن محمد بن خالد)، علی بن ابراهیم، علی بن سلیمان الزراری، محمد بن حسن صفار، محمد بن حسین (همان محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب)، و معاویة بن حکیم. این مسایل از قوی‌ترین نشانه‌ها بر وثاقت محمد بن خالد طیالسی هستند و هیچ مذمت حتی از ابن-غضائری که مذمت بسیاری از ثقات اشتباهاً از او نقل می‌شود، از وی نیامده است. پس هیچ کلامی در وثاقت محمد بن خالد طیالسی باقی نمی‌ماند. بنابراین؛ معلوم شد که این طریق برای زیارت عاشورا صحیح است. موسی حسینی (شبیری) زنجانی

سؤال : آیا به نظر حضرتعالی زیارت عاشورا معتبر بوده و سند و متن آن صحیح می‌باشد؟

 پاسخ آیت الله وحید خراسانی : زیارت عاشورا نزد فقهاء (اعلی الله مقامهم) از مسلّمات است و لذا معتبر بوده و احتیاج به سند ندارد. استفتاء کتبی از معظم له زیارت عاشورا فرازهاى گوناگونى قرار گرفته که با توجه به معانى آن جملات سؤالاتى به ذهن مى‏رسد که نیاز به پاسخ دارد.