نماز مسافر

  • 1) نماز چهار رکعتی در سفر باید به صورت قصر(دو رکعتی) خوانده شود.
  • 2) مسافت شرعی که موجب قصر نماز می‌شود، (به حسب تحقیقات انجام شده که موجب اطمینان است)، معادل با 41 کیلومتر در مسافت امتدادی و 20 کیلومتر  و نیم در مسافت تلفیقی است.
  • 3) در سفر تلفیقی مسیر رفتن نباید کمتر از چهار فرسخ باشد. بنابر این اگر سه فرسخ برود و پنج فرسخ برگردد، نمازش تمام است، اما اگر پنج فرسخ برود و سه فرسخ برگردد، نمازش قصر است. 
  • 4) اگر مسافت کمتر از چهار فرسخ (مثلاً یک فرسخ و نیم) را چندین بار رفت و آمد کند به طوری­که مجموع آن هشت فرسخ یا بیشتر شود نمازش قصر نمی­شود.
  • 5) ملاک محاسبه­ی مسافت شرعی فاصله­ی بین آخر شهر مبدأ و ابتدای شهر مقصد می­باشد.
  • 6) اگر مقصد فردی خود شهر نیست بلکه مکان خاص و مستقلی در اطراف شهر است؛ به گونه­ای که عرفا رسیدن به شهر، رسیدن به مقصد محسوب نمی­شود -یعنی شهر فقط طریقی برای رسیدن به مقصد ماست-، مانند برخی دانشگاه­ها، پادگان­ها یا بیمارستان­هایی که در کنار شهر است، در این صورت باید مسافت را تا آن مکان خاص محاسبه کرد.

شغل نبودن سفر ازشرایط قصرشدن نماز        

  • 7) از شرایط قصر نماز در سفر آن است که سفر حرفه و شغل نباشد و  برای تحقق شغل و حرفه سه چیز معتبر است:
  1. قصد حرفه قرار دادن آن عمل؛
  2. شروع در عمل؛
  3. قصد استمرار اشتغال؛
  • 8) برای تحقق سفر شغلی لازم نیست که سفر تکرار شود، بلکه با همان اولین سفری که با نیتِ اشتغال حرکت می‌کند، سفر شغلی حاصل می­شود و در همان سفر نماز تمام است.
  • 9) اگر سفر برای تحصیل علم، جزء حرفه و شغل باشد مثل آن‌که دوره‌ی آموزشی برای کارمند اداره قرار دهند و او برای گذراندن دوره به مسافرت برود، نمازش تمام است.
  • 10) در سفری که دانشجو و دانش آموز برای تحصیل علم می‌کند تا در آینده شغلی را اختیار کند، احتیاط واجب آن است که نمازش را به صورت جمع بين تمام و قصر بخواند و روزه‌ اش را بگیرد و بعداً نيز قضا کند.
  • 11) دانشجویان دانشگاه افسری که وقتی وارد دانشگاه می‌شوند بعد از گذراندن چند ماه تمرین و تعلیم، سردوشی می­گیرند و به آن­ها «افسر» گفته می­شود، این نوع تحصیل جزء حرفه محسوب شده و در سفر تحصیلی، نمازشان  تمام و روزه را باید بگیرند.
  • 12) کسی ­که سفر مقوم یا مقدمه­ی شغل اوست، اگر به سفر غیر شغلی برود، هر چند به محل شغلش باشد، نمازش قصر است.
  • 13) در فرض مسأله­ی قبل، چنانچه سفر غیر شغلی به محل شغلش باشد ولی تصمیم بگیرد که به خاطر شغل در آنجا بماند، نمازش در مدتی که آنجا توقف می­کند تا به سر کار برود و در برگشت تمام است.
  • 14) کسی که اشتغال به شغلی دارد که در سال یک بار به مدت مثلاً یک ماه طول می‌کشد مانند کاروان داران حج، چنانچه بنا دارد همه ساله به این کار اشتغال داشته باشد، نمازش حتی در اولین سفر تمام است. ولی اگر قصد استمرار ندارد، نماز قصر است.
  • 15) کسی که در فصلی از سال سفر شغلی دارد و قصد و عزم او استمرار همه ساله آن است، مانند شغل رانندگی در تابستان، سفرش حکم سفر شغلی را دارد و حتی در سفر اول نمازش تمام است.
  • 16) کسی که در فصلی از سال اشتغال به کاری دارد و قصد استمرار در سالهای آینده را ندارد، چنانچه بخواهد به مدت طولانی مثلاً حداقل سه ماه به طور متعارف و مستمر به آن اشتغال داشته باشد و تنها در ایامی که معمولاً تعطیل می‌کنند مانند ایام تعطیل وعزاداری تعطیل کند، سفرش حکم سفر شغلی را دارد و نمازش حتی در سفر اوّل تمام است و چنانچه مدت آن طولانی نباشد، حکم سفر شغلی را ندارد و نماز او قصر است.
  • 17) کسی که شغلش تردد به بیرون شهر به اندازه کمتر از مسافت شرعی است مانند بعضی از رانندگان تاکسی، اگر اتفاقاً در حدّ مسافت شرعی برای همان شغل مسافرت کند، حکم سفر شغلی را ندارد و نمازش قصر است.
  • 18) کسی که شغل او سفر است و وظیفه‌اش آن است که نماز را تمام بخواند و روزه‌اش را در سفر بگیرد ، چنانچه در وطن یا غیر وطن با نیت یا بدون نیت، ده روز بماند، در اولین سفری که بعد از این ده روز انجام می‌دهد، نمازش قصر است.
  • 19) اگر کسی که شغلش سفر یا در سفر است، ده روز در وطن یا غیر وطن اقامت کند و بعد از آن به سفر غیر کاری برود؛ مثلاً به سفرِ زیارتی برود، بعد از برگشت از سفر زیارتی، بخواهد به سفر کاری برود، بنابر احتیاط واجب در سفر کاری بعد از سفر زیارتی نمازش را هم به صورت قصر و هم تمام بخواند.
  • 20) اگر خودروی شخصی که شغلش رانندگی است در بین سفر شغلی خراب شود و برای تعمیر و خرید لوازم به محلّی که مسافت شرعی است سفر کند، این سفر نیز سفر شغلی محسوب شده و نمازش تمام است.
  • 21) در فرض مسأله ی قبل، اگر پیش از شروع به سفر شغلی، خودروی او خراب شود و برای تعمیر و مثلاً تهیه لوازم به محلی که مسافت شرعی است مسافرت کند، نمازش قصر است.
  • 22) کسی­که  سفر مقوم شغل یا مقدمه­ی آن است، اگر به سفر غیر شغلی برود – که نمازش قصر است- چنانچه در بازگشت به خاطر شغلش بخواهد به محل شغل برود، نمازش در برگشت تمام است.
  • 23) کسی که شغلش سفر یا در سفر است؛ چنانچه از سفر شغلی برگردد، در برگشت نمازش تمام است، ولی چنانچه چند روزی ( کمتر از ده روز ) برای غیر شغل مثل زیارت یا تفریح بماند و سپس مراجعت کند، احتیاط واجب در برگشت، جمع بین قصر و تمام است.
  • 24) کسی که سفرمقدمه­ی شغلش است؛ مانند معلمی که در شهر دیگر تدریس می­کند، چنانچه شغلش به پایان برسد، صدق عرفی سفر در هنگام برگشت از سفر آخر معلوم نبوده  و احتیاط آن  است که نماز را هم قصر و هم تمام بخواند.

رسیدن به حد ترخّص

  • 25) مسافری که از وطن خارج می‌شود، از زمانی نمازش قصر می­شود که به حد معینی برسد و همچنین در هنگام بازگشت نیز باید به آن حد برسد تا نماز را تمام بخواند، که به این حد، «حد ترخص» می‌گویند؛ گرچه احتیاط مستحب این است که در هنگاه بازگشت تا زمانی که به شهر داخل نشده است، نماز را به صورت جمع بین قصر و تمام بخواند.
  • 26) علامت و نشانه حدّ ترخص، آن است که به اندازه‌ای از وطن دور شود که صدای اذان متعارف و بدون بلندگو شنیده نشود.
  • 27) چنانچه مسافر به مقداری از وطن دور شود که در آنجا صدای اذان شنیده نمی‌شود ولی صداهای بلند دیگر مثل دعا و قرائت قرآن شنیده می‌شود، احتیاط آن است که اگر در آنجا نماز می‌خواند، به صورت جمع بخواند و الّا به اندازه‌ای دور شود که صدایی شنیده نشود.
  • 28) همانطور که برای رفتن، ملاک قصر حدّ ترخص است، هنگام بازگشت هم وقتی به حدّ ترخّص رسید، نمازش تمام است اگر چه احتیاط مستحب آن است که تا به شهر نرسیده است، نماز را به صورت جمع یعنی قصر و تمام بخواند.
  • 29) مسافری که بیش از سی روز در جایی بدون قصد اقامت ده روز مانده است و نماز را باید در آنجا تمام بخواند

چيزهايى كه سفر را قطع مى‏كند

  • 30) در موارد زير بايد نماز را تمام خواند و سفر پايان مى‏پذيرد:
  1. عبور از وطن
  2. قصد یا علم به اقامت ده روز یا بیشتر در یک مکان
  3. ماندن سی روز، مردّد و بدون قصد اقامت ده روز در یک مکان

 

احکام وطن

  • 31) وطن عبارت است از محلی که انسان در آن سکونت و استقرار داشته و محل زندگی­اش است. 
  • 32) وطن بر دو گونه است: وطن اصلی و وطن اتّخاذی.

 وطن اصلی

  • 33) وطنِ اصلی جایی است که انسان در ابتدای زندگی در آنجا رشد و نمو کرده و دوران کودکی و نوجوانی را در آنجا بزرگ شده است.
  • 34) لازم نیست انسان در وطن اصلی، متولد شده باشد، همچنین شرط نیست که وطن اصلی انسان، وطن والدینش باشد.
  • 35) مقدار زمان لازم برای تحقق وطن اصلی، موکول به نظر عرف است؛ مثلاً اگر حداقل ده سال اول زندگی را در جایی گذرانیده است وطن اصلی صدق می‌کند و اگر یکی دو سال مانده است، یقیناً صدق نمی‌کند.
  • 36) در تحقق وطن اصلی لازم نیست که انسان قصد داشته باشد برای همیشه یا مدت طولانی در آنجا زندگی کند و حتی اگر قصد نماندن در آنجا را داشته باشد، همچنان وطن اصلی صدق می­کند.

وطن اتخاذی

  • 37) وطن اتّخاذی جایی است که انسان بعد از آن‌که وطن اصلی را ترک کرده است، آنجا را برای تحصیل، کار یا شغل و امثال آن به عنوان وطن انتخاب کرده و محل سکونت قرار داده است. خواه از وطن اصلی إعراض کرده یا نکرده باشد.
  • 38) در تحقق وطن اتخاذی؛ تفاوت ندارد که در آنجا قصد زندگی دائم یا قصد زندگی بدون تعیین مدّت یا قصد زندگی به مدّت طولانی داشته باشد.
  • 39) اگر قصد دارد در جایی حدود ده سال بماند، بعید نیست عرفاً در صدق وطنیت کافی باشد.
  • 40) جایی را که انسان برای مدت یکی دو سال برای زندگی انتخاب می کند، عرفا وطن نیست ولی چون در آنجا مسافر بر او صدق نمی‌کند، حتی بدون قصد اقامت ده روز، نمازش تمام است.
  • 41) کسی که برای همیشه یا برای سالیان متمادی، سالی سه، چهار ماه در محلی زندگی می کند؛ مثل تابستان و ایام تعطیل، چنانچه در آن محل نیّت توطن کند و وسائل زندگی در وطن مانند خانه و امثال آن را فراهم آورد، آنجا عرفاً وطن دوم او محسوب می‌شود اما اگر صرفا برای ییلاق و امثال آن، بدون قصد توطن و بدون فراهم آوردن لوازم زندگی، آنجا می رود، تحقق وطن بعید است.
  • 42) برای صدق وطن اتخاذی علاوه بر قصد توطّن، لازم است کارهایی که معمولاً برای توطن در یک محل انجام می­شود را انجام دهد، مانند اینکه مدتی مثل یک، دو یا سه ماه را با همین قصد بماند، که در این صورت بعد از گذشت آن مدت، وطن صدق می­کند ، یا اگر در همان روز اول ورود، خانه‌ای خریداری یا اجاره کند، و یا محلی برای کسب و کار تهیه نماید، از همان روز وطن صدق می‌کند.
  • 43) اگر کسی به قصد توطن به مکانی برود و پیش از آنکه به مقداری که صدق وطن کند، یا پیش از انجام کارهایی که عرفاً با وطن سازگار است؛ مثل خرید خانه، ازدواج و مانند آن، برای ماندن در آنجا مردد شود، آن محل وطن او محسوب نشده و در صورتی­که قصد ماندن ده روزرا نداشته باشد، نمازش قصر است.
  • 44) اگر کسی به قصد توطن به جایی برود و مدتی؛ مانند یکی، دو ماه بماند که صدق وطن کند، یا کارهایی را که عرفاً با وطن سازگار است (مثل خرید خانه و ازدواج و مانند) انجام دهد و سپس مردّد شود که در آنجا بماند یا نه، در این صورت تردید موجب زوال حکم وطن نمی‌شود و مادامی که قصد اعراض نکرده و از آنجا خارج نشده است، حکم وطن ثابت است.
  • 45) اگر کسی خانه­ای در شهر دیگری؛ مانند مشهد الرضا (صلوات الله علیه) یا در منطقه­­ی ییلاقی تهیه کند و مکرر مثلا هر هفته جهت زیارت یا تفریح به آنجا برود، در صورتی­که مدت اقامت او در آن مکان به مقداری نباشد که عرفا آن مکان برای او محل استقرار و زندگی محسوب شود، نمازش در آنجا قصر بوده و روزه­اش صحیح نمی­باشد.
  • 46) عرفاً داشتن سه وطن بی اشکال است و بیشتر از آن محل اشکال است.
  • 47) کسی که بیش از یک وطن دارد، لازم نیست در همه آن محل­ها به یک اندازه بماند، بلکه اگر یک­جا مثلاً پنج ماه و جای دیگر هفت ماه، یا یک­جا چهار ماه و یک­جا پنج ماه و مکان سوم، سه ماه بماند، اشکالی ندارد.

تبعيّت در وطن

  • 48) تبعیت در وطن همانند خود وطن امر عرفی است. در نظر عرف فرزندی که با پدر و مادر زندگی می کند تابع آنهاست. و وطن آنها، وطن او هم محسوب می شود.
  • 49) اگر فرزند در وطن پدر و مادر (چه وطن اصلی یا اتخاذی) به اندازه­ای زندگی نکرده که وطنِ اصلیِ او شود؛ مثل این­که بعد از تولد به جهتی از پدر و مادر دور شده و  بعد از هفت، هشت سال نزد والدین برگشته است، در این صورت وطن والدینش، وطن اصلی او نیست، اما وقتی برگشت ولو وطنِ اصلی او نیست، لکن  به تبع زندگی با والدینش، وطن اتخاذی او می‌شود.
  • 50) در وطن اصلی تبعیت نقشی ندارد بلکه ملاک همان نشو و نما است.
  • 51) فرزندان بالغ مثل دختر یازده، دوازده ساله یا پسر شانزده، هفده ساله که از قصد توطن غافل می‌باشند و همراه پدر و مادر به محل و شهر جدیدی که پدر و مادر قصد توطن کرده‌اند، می‌روند، آنجا برای آنها هم حکم وطن خواهد داشت.
  • 52) اگر فرزندی همراه والدین به مکانی برود که آنها قصد توطن دارند در صورتی­که قصد عدم توطن داشته باشد آن مکان برای او حکم وطن را ندارد؛ هر چند که نان خور آنان محسوب شود.

اعراض از وطن

  • 53) اعراض از وطن مانند وطن بودن مکانی، امر عرفی است. بنابر این اگر فردی از شهری که در آنجا ساکن است، خارج شود و تصمیم بگیرد که برای زندگی، به آنجا برنگردد، در این­صورت دیگر آنجا وطنِ او نیست؛ هر چند وطنِ دیگری هم اتخاذ نکرده باشد و اگر بخواهد به آنجا برود، چنانچه قصد ده روز نکند، نمازش قصر است.
  • 54) برای تحقق اعراض، قصد و نیت لازم است، بنابر این اگر بدون قصد اعراض برای مدتی مثلاً چهار، پنج سال از آن مکان خارج شود، اعراض محقق نمی شود. البته اگر مدت طولانی؛ مثلا چهل، پنجاه سال از زمان خارج شدن فرد از وطن خود بگذرد و در ذهنش هم فکر برگشت نداشته باشد، بعید نیست دیگر آنجا وطن او محسوب نشود و در صورت سفر به آن مکان بدون قصد اقامت ده روز نمازش قصر است.
  • 55) کسی که از وطنش خارج شده و قصد ندارد که برنگردد، ولی می­داند یا اطمینان دارد که به آنجا برنخواهد گشت، بعید نیست که این اطمینان و علم هم در حکم اعراض باشد و با رفتن به آن­جا نمازش قصر است.

قصد اقامت ده روز

  • 56) اگر انسان قصد بر اقامت ده روز ندارد، ولی یقین یا اطمینان دارد که ده روز خواهد ماند، در این صورت نیز نماز تمام بر او واجب است. امّا اگر فقط گمان داردکه می­ماند؛ نمازش قصر است.
  • 57) در اقامت ده روز، مراد ده روز متعارف است نه ده شبانه روز. بنابر این شب اول و شب آخر، داخل در حساب ده روز نیست، پس اگر اول صبح وارد شده و قصد کرد که ده روز بماند، و پس از پایان روز دهم خارج شود، نمازش تمام است.
  • 58) ملاک در تعیین محدوده­ی روز در مواردی که شارع مقدس برای آن حدی مشخص نکرده است ، عرف می­باشد که در اینجا عرف از طلوع خورشید تا غروب آن را روز حساب می­کند.
  • 59) در قصد اقامت ده روز،  شبهای وسط، داخل در ده روز است، بنابر این نمی تواند شبها از آنجا خارج شود.
  • 60) در قصد اقامت، اگر بخواهد مقداری هرچند به اندازه­ی یک ساعت کمتر از ده روز بماند، کافی نیست.
  • 61)  اگر شخصی بعد از طلوع خورشید، وارد شهری شود، به هر اندازه­ای که از ابتدای طلوع خورشید، کسری دارد از روز یازدهم، باید جبران شود تا ده روز کامل گردد؛ مثلا اگر روز اول سه ساعت بعد از طلوع خورشید به شهری برسد، چنانچه قصدش این باشد که روز یازدهم تا سه ساعت بعد از طلوع خورشید آنجا بماند، نمازش کامل است.
  • 62) محل اقامت در ده روز باید عرفاً یک جا باشد و صرف اتصال مثلاً دو شهر یا دو روستا به یکدیگر تا وقتی که یک محل محسوب نشود، کفایت نمی‌کند.
  • 63) در صورت شک در وحدت مکان اقامت، نماز قصر است.
  • 64) اگر شهری که در آن قصد اقامت کرده، از شهرهای بزرگ بوده و دارای محلات به­هم پیوسته باشد، چنانچه بخواهد بین محلات آن تردّد کند، ضرری به وحدت مکان اقامت ندارد.
  • 65) کسی که از ابتدا قصد خروج از محل اقامت ده روز به مقدار کمتر از مسافت شرعی دارد، در صورتی که مثلاً دو سه بار بخواهد برود و حداکثر تا نصف روز برگردد، می تواند قصد اقامت کند و خروج او منافاتی با قصد اقامت ده روز ندارد، ولی قصد خارج شدن در یک دفعه به مدت 15 ساعت محل اشکال است.
  • 66) مسافری که قصد اقامت ده روز داشته باشد ولی پیش از خواندن یک نماز چهار رکعتی از قصدش برگردد یا مردّد شود، نمازش قصر است.
  • 67) کسی که قصد اقامت ده روز کرده است، پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی به صورت ادا، تا زمانی که در آن مکان است، نمازش تمام  بوده، حتی اگر از قصدش برگردد و نخواهد ده روز در آنجا بماند. اما اگر فقط نماز غیر چهار رکعتی (صبح یا مغرب) خوانده و سپس منصرف شود، نمازش قصر است.
  • 68) کسی که قصد اقامت ده روز کرده، پس از اتمام ده روز، تا زمانی که از آن مکان خارج نشده، همچنان نمازش تمام است و نیازی به قصد مجدد نمی­باشد.
  • 69) نمازهای نافله­ی یومیه که از مسافر ساقط است، برای فردی که قصد ماندن ده روز را دارد، مشروع و مستحب است. همچنین روزه­ی مستحبی نیز برای او مستحب می­باشد.

حکم نوافل در سفر

  • 70) انجام نوافل ظهر و عصر در سفر ولو به قصد رجاء جایز نیست.
  • 71) انجام نافله عشا (وتیره) در سفر به قصد رجاء و به امید ثواب اشکال ندارد.
  • 72) نمازهای نافله‌ی صبح مغرب و نافله‌ی شب از مسافر ساقط نیست.

حکم خواندن نماز تمام در جایی که وظیفه قصر است

  • 73) اگر شخصی می­داند نماز در سفر با وجود شرایطی قصر است و همچنین می­داند سفرش واجد آن شرایط است، با این حال نماز را تمام بخواند، نمازش باطل بوده و باید آن را در وقت یا خارج وقت به صورت قصر به­جا آورد.
  • 74) اگر مکلف نسبت به اصل حکم قصر در سفر، جاهل باشد و نماز را تمام بخواند، در صورتی که جاهل قاصر بوده؛ یعنی حکم را نمی­دانسته و توجه به جهل خود هم نداشته است، پس از فهمیدن حکم، اعاده‌ی آن در وقت و قضای آن در خارج وقت واجب نیست.
  • 75) اگر حکم یا موضوع را فراموش کند و نمازش را تمام بخواند، چنانچه در داخل وقت متذکر شود، باید نمازش را اعاده کند و اگر اعاده نکند، قضای آن بر او واجب است، ولی اگر بعد از وقت متوجه شود، نمازش قضا ندارد.

حکم خواندن نماز قصر در جایی که وظیفه تمام است

  • 76) مسافری که وظیفه‌اش نماز تمام است، چنانچه برخلاف وظیفه نماز را قصر بخواند، نمازش باطل است و در این حکم تفاوتی میان علم، عمد، نسیان، جهل به حکم و جهل به موضوع نیست؛

مسائل متفرقه

  • 77) 1-کسی که اول وقت حاضر بوده ولی نماز نخوانده و سپس به مسافرت رفته و بخواهد در سفر نماز را به جا آورد، وظیفه‌اش قصر است.
  • 78) 2-کسی که اول وقت مسافر بوده و سپس مثلاً به وطن رسیده و در آنجا بخواهد نمازش را به جا آورد، نمازش تمام است.
  • 79) 3-کسی که اول وقت مسافر بوده و نماز نخوانده؛ سپس مثلاً به وطن رسیده و نمازش فوت شده، باید آن را به صورت تمام قضا کند.
  • 80) 4-کسی که اول وقت نماز، حاضر بوده و سپس به سفر رفته و نمازش فوت شده، باید نمازش را به صورت قصر، قضا کند.
  • 81) 5-مسافر در اماکن چهارگانۀ تخییر (یعنی شهر مکه، مدینه، مسجد کوفه و حائر حسینی علیه السلام) بین قصر و تمام مخیّر است و تمام افضل بوده، ولی احتیاط مستحب قصر است.
  • 82) 6-حکم تخییر در تمامی شهر مکه و مدینه‌ی فعلی جاری است و مخصوص مسجد الحرام و مسجد النبی نیست، ولی احتیاط مستحب آن است که در این حکم به دو مسجد اکتفاء شود ولی درموردمسجدکوفه حکم تخییر اختصاص به مسجد کوفه دارد و نسبت به شهر کوفه، بنابر احتیاط واجب اگر اقوی نباشد، حکم تخییر جاری نیست وحکم تخییر در حائر حسینی(علیه السلام) اختصاص به تحت القبّه (زیرگنبد) و جایی که نزد قبر امام حسین (علیه السلام) صدق می‌کند، دارد و شمول آن نسبت به رواقها و صحن مطهّر محل تردید است.
  • 83) 7-حکم تخییر در اماکن چهارگانه‌ شامل روزه نمی‌شود، بنابراین مسافر نمی‌تواند در این اماکن روزه‌ی ماه مبارک رمضان را بگیرد.