خاستگاه اشرافی گری درنهج البلاغه (8)
عوامل تجمل
1ـ مُترفين
مرفّهين بيدرد، با لباسهاي متنوع و رنگارنگ و ساختمانهاي مجلّل و اتومبيلهاي آخرين مدل و آنچناني در جامعه حاضر شده، به فساد پرداخته و زمينه سقوط معنوي و ارزشي جامعه را فراهم ميآورند.خداوند ميفرمايد:
«و اِذا اَرَدْنا اَنْ نُهْلِكَ قَريَةً اَمَرْنا مُتْرَفيها فَفَسَقُوا فيها»( اسراء، آيه16)
و چون بخواهيم قريهاي را هلاك كنيم ثروتمندانش را فرمان دهيم تا در آنجا تبهكاري كنند.
2 ـ رهبران فكري و اجتماعي جامعه
از آنجا كه روشهاي رفتاري و گفتاري مسؤولان جامعه ـ بويژه رهبران فكري و معنوي ـ درشكلگيري ارزشهاو ضد ارزشهاي اجتماعي تأثير مستقيم دارد، رويآوري آنها به تشريفات و بهرهوري بيش از حد از زيباييهاي دنيوي، موجب روحيه «تجملگرايي» در بين توده مردم ميشود. زيرا به فرموده اميرالمؤمنين علي(ع):«الناسبأُمَرائهماَشبهمِن آبائهم.»( تحفالعقول، ص20)
مشابهت مردم با اميران و زمامداران خود بيش از شباهتي است كه به پدران خود دارند.
امام باقر عليهالسلام در خصوص شيوه حكومتي علي(ع) ميفرمايد:
«و لَقَد وَلِيَ (عليُّ) خَمسُ ِسنين، ما وَضَع آجرةً علي آجرةٍ و لا لِبْنةً علي لبنةٍ ولَا أَقْطَعَ قَطِیعَةً وَ لَا أَوْرَثَ بَیْضَاءَ وَ لَا حَمْرَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَایَاهُ أَرَادَ أَنْ یَبْتَاعَ لِأَهْلِهِ بِهَا خَادِماً (اماليصدوق، ص250.)
علي عليهالسلام پنج سال زمـامداري كـــرد و درآن مـــدت [بــراي خــود] آجري روي آجــري ننـهـاد؛ خشـتـي را روي خشـت نـگـذاشـت،[ ساخـتـمانـي بـراي خود نساخت ] گـلـه گـوسفـنـدي تـهيـه نـكرد و هـيـچ چـيز [از مال دنيا ]به ارث نگذاشت.
اگر اين سيره حكومتي در نظام اسلامي مورد توجه و اهتمام بعضي از مسؤولان قرار گيرد و در دوران قبول مسؤوليت از ساختمان سازيهاي غيرمتعارف و خلاف انتظار و راهاندازي مزارع و كارگاههاي شخصي، اجتناب كنند، بسياري از توقّعات و نارضايتيهاي مردمي كاهش مييابد و يقين ميكنند كه در نظام اسلامي، عدالت اجتماعي در بين همه اقشار جامعه حكمفرماست.
علي (ع) ميفرمايد:«اِنّ اللّهَتعالي فَرَضَ عَلي اَئمةِالعَدلِ اَنْ يُقَدّرُوا اَنْفُسهمْ بِضَعْفةالنّاس كَيلا يَتَبَيّغَ بِالفَقير فَقَره»( نهجالبلاغه، خطبه209) خداوند بر پيشوايان عادل واجب كرده است كه زندگي خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند.
3)رسانه های گروهی
همانطور كه حضرت امام خميني(قده) فرمودند: صدا و سيما «دانشگاه» است. در همه خانهها حضور دارد و در شكلدهي به شيوههاي رفتاري فردي و اجتماعي افراد جامعه و بينندگان، اثر مستقيم دارد، از اينرو بايد در انتخاب سوژهها، الفاظ و القاب، دكورها، گريم و محل اجرا، عنايت كامل كند. پخش سريالهاي متنوع در قالب دكورهاي تجملي و مبلمانها و لباسهاي جذاب و گاهي نامناسب هنرپيشهها، تبليغات بازرگاني و تجارتي در مورد كالاهاي لوكس و غيرضروري، زمينهساز صدور فرهنگ تجملگرايي به همه جا حتي روستاها و نقاط سالم فرهنگي و مذهبي است. در مناسبتهاي مختلف، مصاحبه شوندگان بعضا زنان و مرداني نيستند كه بتوانند الگوي يك انسان صالح و وارسته باشند. دختران و پسران جوان و نوجواني كه شاهد اين نوع افراد هستند، ناخودآگاه در انتخاب روش و گزينش لباس و نحوه حرفزدن از آنها پيروي ميكنند و زندگي موفق و شيرين را در بيقيدي و يا بياعتقادي ميبينند. فرهنگ حجاب در قالب چادر يا حجاب در قالب مانتو، از طريق تلويزيون توسعه مييابد و مسؤولان صدا و سيما هستند كه با برنامهريزي و انتخاب مُجريان مكتبي، رسالتي بس خطير در پاكسازي جامعه از فرهنگطاغوتوگرايشبهابتذال،برعهده دارند.
آثار تجمّل گرايي
1ـ غفلت از ياد خدا
افراط در تجمّل و دلگرمي بيش از حدّ به زخارف مادي، موجب قساوت قلب ميشود و درنتيجهتماميروزنههاي ورود «يادخدا» مسدود شده و خدا فراموشي بر انسان عارض ميشود.
2ـ فاصله گرفتن از توده مردم
3ـ بی اثری شدن مواعظ مسؤولين براي مردم
امام صادق عليهالسلام ميفرمايد:
«اِنَّ العالِم اذا لمْيَعْمَل بِعِلْمِه زَلَّتْ موعظتُه عَنِ القُلُوبِ كما يَزِلُّ المَطَرُ عَنِالصَّفا»( اصول كافي، ج1، ص44.) هر گاه كه عالم به علم خود عمل نكند موعظهاش از دلها لغزيده و فرو افتد همانگونه كه باران از روي سنگ صاف فرو افتد
4ـ پوچي و بيهدفي در زندگي
رسول گرامي اسلام(ص) ميفرمايد:
«مَنْ اَتْبَعَ بَصَرهُ بِما في اَيدي النّاسِ طالَ هَمُّهُ وَ لَمْيَشْفِ غيظُهُ».( تفسير صافي، ص350.)
كسي كه چشم خود را براي نگاه كردن به اموال و ثروت ديگران بگشايد، اندوهش طولاني خواهد شد و خشمش هرگز شفا نمييابد.
5ـ روي آوري به درآمدهاي نامشروع
علاقه افراطي به بهرهوري از مظاهر مادي و چشم و هم چشميهاي نا معقول زن و مرد، بتدريج مرد را به انحراف و رويآوري به درآمدهاي نامشروع (رشوه گيري، اختلاس) و چند شغلي وادار ميكند. غافل از اينكه چند شغلي مرد كه روشنايي بخش خانه و مايه اميد و نظم افراد خانواده است، پيامدهاي رواني نامطلوب بر اخلاق و رفتار خود و همسر و فرزندانش دارد. او شب كه دير به خانه ميآيد با اعصابي خسته و روحيهاي افسرده، عشق به همنشيني با فرزندان را در خود از بين برده است. فرزندي كه چشم انتظار پدر بوده تا ساعتي در كنار او نشسته و درد دل كند، اميدش به نااميدي تبديل شده و بتدريج پيوند عاطفي او با پدر به سستي ميگرايد.
و نيز از طرفي پول حرام اثر منفي خود را بر روح افراد خانواده گذارده، بيايماني، بيقيدي و بيارادگي را برايشان به ارمغان ميآورد.
والسلام
محمدحسین منتظری
من ضیعه الاقرب