عوامل تجمل
1ـ مُترفين
مرفّهين بي‏درد، با لباسهاي متنوع و رنگارنگ و ساختمانهاي مجلّل و اتومبيلهاي آخرين مدل و آنچناني در جامعه حاضر شده، به فساد پرداخته و زمينه سقوط معنوي و ارزشي جامعه را فراهم مي‏آورند.خداوند مي‏فرمايد:
«و اِذا اَرَدْنا اَنْ نُهْلِكَ قَريَةً اَمَرْنا مُتْرَفيها فَفَسَقُوا فيها»( اسراء، آيه16)
 و چون بخواهيم قريه‏اي را هلاك كنيم ثروتمندانش را فرمان دهيم تا در آنجا تبهكاري كنند.

2
ـ رهبران فكري و اجتماعي جامعه
از آنجا كه روشهاي رفتاري و گفتاري مسؤولان جامعه ـ بويژه رهبران فكري و معنوي ـ درشكل‏گيري ارزشهاو ضد ارزشهاي اجتماعي تأثير مستقيم دارد، روي‏آوري آنها به تشريفات و بهره‏وري بيش از حد از زيبايي‏هاي دنيوي، موجب روحيه «تجمل‏گرايي» در بين توده مردم مي‏شود. زيرا به فرموده اميرالمؤمنين علي(ع):«الناس‏بأُمَرائهم‏اَشبه‏مِن آبائهم.»( تحف‏العقول، ص20)
 مشابهت مردم با اميران و زمامداران خود بيش از شباهتي است كه به پدران خود دارند.
امام باقر عليه‏السلام در خصوص شيوه حكومتي علي(ع) مي‏فرمايد:
«و لَقَد وَلِيَ (عليُّ) خَمسُ ِسنين، ما وَضَع آجرةً علي آجرةٍ و لا لِبْنةً علي لبنةٍ ولَا أَقْطَعَ قَطِیعَةً وَ لَا أَوْرَثَ بَیْضَاءَ وَ لَا حَمْرَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَایَاهُ أَرَادَ أَنْ یَبْتَاعَ لِأَهْلِهِ بِهَا خَادِماً  (امالي‏صدوق، ص250.)
علي عليه‏السلام پنج سال زمـامداري كـــرد و درآن مـــدت [بــراي خــود] آجري روي آجــري ننـهـاد؛ خشـتـي را روي خشـت نـگـذاشـت،[ ساخـتـمانـي بـراي خود نساخت ] گـلـه گـوسفـنـدي تـهيـه نـكرد و هـيـچ چـيز [از مال دنيا ]به ارث نگذاشت.
اگر اين سيره حكومتي در نظام اسلامي مورد توجه و اهتمام بعضي از مسؤولان قرار گيرد و در دوران قبول مسؤوليت از ساختمان سازيهاي غيرمتعارف و خلاف انتظار و راه‏اندازي مزارع و كارگاههاي شخصي، اجتناب كنند، بسياري از توقّعات و نارضايتي‏هاي مردمي كاهش مي‏يابد و يقين مي‏كنند كه در نظام اسلامي، عدالت اجتماعي در بين همه اقشار جامعه حكمفرماست.
علي (ع) مي‏فرمايد:«اِنّ اللّهَ‏تعالي فَرَضَ عَلي اَئمةِ‏العَدلِ اَنْ يُقَدّرُوا اَنْفُسهمْ بِضَعْفة‏النّاس كَيلا يَتَبَيّغَ بِالفَقير فَقَره»( نهج‏البلاغه، خطبه209) خداوند بر پيشوايان عادل واجب كرده است كه زندگي خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند.
3)رسانه های گروهی
همانطور كه حضرت امام خميني(قده) فرمودند: صدا و سيما «دانشگاه» است. در همه خانه‏ها حضور دارد و در شكل‏دهي به شيوه‏هاي رفتاري فردي و اجتماعي افراد جامعه و بينندگان، اثر مستقيم دارد، از اين‏رو بايد در انتخاب سوژه‏ها، الفاظ و القاب، دكورها، گريم و محل اجرا، عنايت كامل كند. پخش سريالهاي متنوع در قالب دكورهاي تجملي و مبلمانها و لباسهاي جذاب و گاهي نامناسب هنرپيشه‏ها، تبليغات بازرگاني و تجارتي در مورد كالاهاي لوكس و غيرضروري، زمينه‏ساز صدور فرهنگ تجمل‏گرايي به همه جا حتي روستاها و نقاط سالم فرهنگي و مذهبي است. در مناسبتهاي مختلف، مصاحبه شوندگان بعضا زنان و مرداني نيستند كه بتوانند الگوي يك انسان صالح و وارسته باشند. دختران و پسران جوان و نوجواني كه شاهد اين نوع افراد هستند، ناخودآگاه در انتخاب روش و گزينش لباس و نحوه حرف‏زدن از آنها پيروي مي‏كنند و زندگي موفق و شيرين را در بي‏قيدي و يا بي‏اعتقادي مي‏بينند. فرهنگ حجاب در قالب چادر يا حجاب در قالب مانتو، از طريق تلويزيون توسعه مي‏يابد و مسؤولان صدا و سيما هستند كه با برنامه‏ريزي و انتخاب مُجريان مكتبي، رسالتي بس خطير در پاكسازي جامعه از فرهنگ‏طاغوت‏وگرايش‏به‏ابتذال،برعهده دارند.

آثار تجمّل گرايي
1ـ غفلت از ياد خدا
افراط در تجمّل و دلگرمي بيش از حدّ به زخارف مادي، موجب قساوت قلب مي‏شود و درنتيجه‏تمامي‏روزنه‏هاي ورود «يادخدا» مسدود شده و خدا فراموشي بر انسان عارض مي‏شود.
2ـ فاصله گرفتن از توده مردم
3ـ بی اثری شدن مواعظ مسؤولين براي مردم
امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد:
«اِنَّ العالِم اذا لمْ‏يَعْمَل بِعِلْمِه زَلَّتْ موعظتُه عَنِ القُلُوبِ كما يَزِلُّ المَطَرُ عَنِ‏الصَّفا»( اصول كافي، ج1، ص44.)                   هر گاه كه عالم به علم خود عمل نكند موعظه‏اش از دلها لغزيده و فرو افتد همانگونه كه باران از روي سنگ صاف فرو افتد
4ـ پوچي و بي‏هدفي در زندگي
رسول گرامي اسلام(ص) مي‏فرمايد:
«مَنْ اَتْبَعَ بَصَرهُ بِما في اَيدي النّاسِ طالَ هَمُّهُ وَ لَمْ‏يَشْفِ غيظُهُ».( تفسير صافي، ص350.)
 كسي كه چشم خود را براي نگاه كردن به اموال و ثروت ديگران بگشايد، اندوهش طولاني خواهد شد و خشمش هرگز شفا نمي‏يابد.
5ـ روي آوري به درآمدهاي نامشروع
علاقه افراطي به بهره‏وري از مظاهر مادي و چشم و هم چشميهاي نا معقول زن و مرد، بتدريج مرد را به انحراف و روي‏آوري به درآمدهاي نامشروع (رشوه گيري، اختلاس) و چند شغلي وادار مي‏كند. غافل از اينكه چند شغلي مرد كه روشنايي بخش خانه و مايه اميد و نظم افراد خانواده است، پيامدهاي رواني نامطلوب بر اخلاق و رفتار خود و همسر و فرزندانش دارد. او شب كه دير به خانه مي‏آيد با اعصابي خسته و روحيه‏اي افسرده، عشق به همنشيني با فرزندان را در خود از بين برده است. فرزندي كه چشم انتظار پدر بوده تا ساعتي در كنار او نشسته و درد دل كند، اميدش به نااميدي تبديل شده و بتدريج پيوند عاطفي او با پدر به سستي مي‏گرايد.
و نيز از طرفي پول حرام اثر منفي خود را بر روح افراد خانواده گذارده، بي‏ايماني، بي‏قيدي و بي‏ارادگي را برايشان به ارمغان مي‏آورد.
والسلام

 محمدحسین منتظری