مفهوم‌شناسي گناه

گناه به معناي ارتکاب کاري حرام و ناپسند يا ترک عملي واجب است ودر قرآن مجيد با واژه‌هاي ذنب، معصيت، اثم، سيئه، جرم، خطيئه، فسق، فساد، فجور، منکر، فاحشه، شر، لمم و وزر از آن ياد شده است.

فصل 1: عوامل و آثار گناه

الف) عوامل گناه

1. دين‌گريزي

کسي که به خدا ايمان دارد،  گناه نمي‌کند و خود را به زشتي‌ها نمي‌آلايدوهيچ نيرويي مانند ايمان و عمل صالح نمي‌تواند، آدمي را از لغزش باز دارد و او را در برابر گناه و سيه‌روزي نگاه‌باني کند؛ امام صادق ( عليه السلام ) در اين‌باره مي‌فرمايد: « المؤمِنُ لايَغْلِبُهُ فَرْجُهُ وَلا يَفْضَحُهُ بَطْنُهُ » (بحارالانوار، ج67، ص310)؛ مؤمن، مغلوب شهوت جنسي نمي‌شود و شکمش او را رسوا نمي‌سازد .

2. ناداني

ناداني، سرچشمة‌ هر شرّ ی ازجمله غوطه ورشدن درگناهان است{أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُون‏} (نمل:55)آيا شما از روي شهوت، به جاي زنان، نزد مردان مي‌آييد، بلکه شما مردمي نا آگاهيد.

يوسف ( عليه السلام ) سرچشمه گناه برادران خود را ناداني مي‌داند و مي‌گويد: « آيا دانستيد، آنگاه که شما ناآگاه بوديد و با يوسف و برادرش چه کرديد ».( يوسف: 89.)

امام علي ( عليه السلام ) در عهدنامه خود به مالک اشتر مي‌فرمايد: « لا يَجْتَرِئُ عَلَي اللهِ إِلاَّ جَاهِلٌ شَقِيٌّ‏ »           (نهج البلاغه، نامه 53.)؛ « گستاخي و جرأت بر (نافرماني) خداوند را جز جاهل و شقي، روا نمي‌دارد.

آن حضرت همچنين فرموده است:اَلْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّرِِّ، اَلْجَهْلُ أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ، اَلْجَهْلُ يُفْسِدُ الْمَعَادَ.

جهل مرکز زشتي است، جهل ريشه و پايه زشتي است، جهل موجب تباهي معاد انسان است.

3) فقر و بي‌نيازي

فقير براي از ميان بردن ناتواني‌هاي برآمده از فقر، به کارهاي نامشروع دست مي‌زند و بي‌نياز و توان‌گر بر پايه غرور برخاسته از مال و ثروتش، به خوش‌گذراني و زير پاگذاشتن فضيلت‌هاي اخلاقي رومي‌آورد،

{كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغي‏  أَنْ رَآهُ اسْتَغْني} (علق: 6و7)

هرگز، همانا انسان همين که خود را بي‌نياز ببيند، سرکشي در پيش مي‌گيرد.

ثعلبه، با خدا پيمان بسته بود که اگر ثروتمند شود، به نيازمندان صدقه دهد، اما هنگامي که خداوند مال فراواني بدو بخشيد، وي بخل ورزيد و زکات نداد. از اين رو، آياتي درباره‌اش نازل شد و نفاق را به وي نسبت داد.( ر.ک: توبه: 75و76.)  

قرآن مجيد، سرمايه‌هايي را که موجب غرور و مستي مي‌شود، زمينه‌ساز گناهان مي‌شمارد و مي‌فرمايد:

{وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعيشَتَها فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاَّ قَليلاً } (قصص: 58)

و چه بسيار از [مردم] شهرها و آبادي‌هايي را به هلاکت رسانديم که زندگي را با سرمستي و غرور گذرانده بودند، اين خانه‌هاي آنان است که [ويران شده] و بعد از آنان جز اندکي، کسي در آن سکونت نکرد.

از سوي ديگر فقر نيز گاهي آدمي را به بيراهه و گناه مي‌کشاند، اميرالمؤمنين علي ( عليه السلام ) به فرزندش محمد حنفيّه مي‌فرمايد:فرزندم! از فقر بر تو مي‌ترسم، از آن به خدا پناه ببر، چرا که فقر، دين انسان را ناقص، و عقل و فکر او را مضطرب و مردم را نسبت به او، و او را نسبت به مردم بدبين مي‌سازد.( حکمت 319.)

حضرت رسول اکرم ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در اين‌باره چنين دعا مي‌کند:

اَللَّهُمَّ بَارِكْ لَنا فِي الْخُبْزِ وَلا تُفَرِّقْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ فَلَوْلا الْخُبْزُ ما صَلَّيْنا وَلا صُمْنا وَلا أَدَّيْنا فَرَائِضَ رَبِّنا.                     ( فروع کافي، ج 5، ص 73.)

بار خدايا! به نان ما برکت ده و بين ما و نان جدايي ميفکن، اگر نان نباشد، نماز نمي‌خوانيم و روزه نمي‌گيريم و واجبات خود را ادا نمي‌کنيم.

البته برخورداري از ثروت به اندازه کفاف ...داستان درخواست ازدوچوپان و... رسول اکرم ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود:إِنَّ مَا قَلَّ وَكَفَي خَيْرٌ مِمَّا كَثُرَ وَأَلْهَي.( اصول کافي، ج 2، ص 14.)

4. هم‌نشيني با بدان

دوستان بد، آدمي را به آلودگي و ارتکاب گناه وا مي‌دارند.  

 {يا وَيْلَتي‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلا}؛ (فرقان:28)   امام محمد تقي ( عليه السلام ):اِيّاکَ وَمُصاحَبَةَ الشَّرِيرِ فَانَّهُ کالسيَّفْ الْمَسْلُولِ يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ و يَقْبُحُ أَثَرُهُ.( بحارالانوار، ج74، ص198.)زنهار از هم‌‌نشيني با بدکار؛ زيرا او همچون شمشير آخته است که ظاهرش زيبا و نشاني که مي‌گذارد زشت است.

امام علي ( عليه السلام ) نيز بر اهميت اين مسئله تأکيد مي‌کند:

مُجالَسَةُ اَهْلِ الْهَوي مَنْسَأَةٌ لِلإيمانِ وَمَحْضَرَةٌ للِشَّيطانِ.( ميزان الحکمه، ج2، ص63.)

هم‌نشيني با اهل هوا و هوس، دورکننده ايمان از انسان و نزديک‌کننده شيطان به وي است.

ودرمقابل ...رسول خدا:جالِسِ الأَبْرارَ فَإنّکَ إنْ فَعَلْتَ خَيْراً حَمَدوکَ وَإنْ أَخْطَأْتَ لَمْ يُعَنِّفوک.(همان، ج2، ص61.)

با ابرار هم‌نشين باشيد؛ زيرا اگر کار خبري انجام داديد، شمارا تشويق مي‌کنند و اگر اشتباهي از شما سرزد، بر تو سخت نگيرند.

5. غرور

تکبر در برابر پروردگار متعال، زمينه‌ساز گناه است. انسانِ مغرور گمان مي‌کند که توان عرضه اندام در مقابل خداوند را دارد و لذا در برابر فرمان الهي سر اطاعت فرود نمي‌آورد و غرور او را به معصيت مي‌کشاند و چون به او گفته شود: « از خدا پروا داشته باش، غرورش او را وادار به گناه مي‌کند ».( بقره: 206.)

6. پيروي از نفس اماره .
نفس اماره، برادرکشي قابيل را در نظر او زيبا نمود: « سرانجام [در کشاکش نفس و فطرت] نفسش او را براي کشتن برادر ترغيب کرد و او را کشت و از زيان‌کاران گرديد ».( مائده: 30.)« هر کس از مقام پروردگارش ترسيده و نفس خود را از هوس باز داشته، بهشت تنها جايگاه اوست ».( نازعات: 41 و 40.)

7. دنيادوستي

خداوند علّت کفر به قيامت را دلبستگي‌ به دنيا مي‌داند و مي‌فرمايد:

{يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَة...كَلاَّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَة} (قيامت: 6و20)

8. انکار جهنم

انکار جهنم نيز از ديد قرآن کريم سبب روآوردن به گناه است.

(قيامت: 3 ـ 6.) (جاثيه: 24.) (انفطار: 6.) (انفطار: 9)

9. هم‌رنگي با جماعت

لقمان در وصيت معروف خود به پسرش چنين مي‌گويد:

لاتُعَلِّقْ قَلْبَکَ بِرِضَي النّاس فَإِنَّ ذَلِکَ لايَحْصُلُ.( سفينة البحار، ج 2، ص 511.)

قلب خود را به خشنودي مردم وابسته مکن؛ زيرا [هر کاري کني]، رضايت همه مردم به دست نمي‌آيد.

سپس براي اثبات اين سخن همراه پسرش از خانه بيرون آمد و الاغ خود را نيز از طويله بيرون آورد و بر آن نشست و پسرش پياده به دنبالش راه افتاد ...آن‌گاه لقمان به پسرش گفت: پسر جان! ديدي که به دست آوردن رضايت مردم، محال است:فَلا تَلْتَفِتْ إلَيْهِمْ وَاشْتَغِلْ بِرِضَي اللهِ جَلَّ جَلالُهُ.( سفينة البحار، ج 2، ص 511.)

امام کاظم ( عليه السلام ) به هشام بن حکم فرمود:يا هِشَام! لَوْ کَانَ فِي يَدِکَ جَوْزَةٌ وَقَالَ النَّاسُ لُؤلُؤَةٌ مَا کَانَ يَنْفَعُکَ وَأَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَةٌ وَلَوکَانَ فِي يدِکَ لُؤلُؤَةٌ وَقَالَ النَّاسُ إِنَّهَا جَوزَةٌ مَا ضَرَّکَ وَأَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤلُؤَةٌ.( همان، ص 528.)

10)کوچک شمردن گناه    

امام سجاد ( عليه السلام ) در دعاي هشتم صحيفه سجاديه از خداوند چنين مي‌خواهد:

اَللَّهُمَّ اَعُوذُ بِکَ مِن ... الإِصرارِ عَلَي الإِثمِْ وَاسْتِصْغار المَعْصِيَةِ.

مؤمن بر گناه پاي نمي‌فشارد:

{وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلي‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُون‏} (آل عمران: 135)

امام علی: « إِيّاکَ وَالإِصْرارَ فَإِنَّه مِنْ أَکْبَرِ الْکَبَائِرِ وَأَعْظَمِ الْجَرائِمِ » (مستدرک الوسائل، ج 11، ص 368.) ؛ « از اصرار بر گناه بپرهيز؛ زيرا از بزرگ‌ترين گناهان است ».

... پيامبر خدا فرمود: « هکذا تَجْتَمِعُ الذُّنُوبُ »؛ « اين‌گونه، گناهان روي هم انباشته مي‌شوند ».

سپس فرمود: « إيَّاکُمْ وَالْمُحَقّراتِ مِنَ الذُّنُوبِ » (اصول کافي، ج 2، ص 288.) ؛ « از گناهان کوچک بپرهيزيد ».

11. انتشار گناهان

يکي از عواملي که زمينه گناه را در آدمي فراهم مي‌آورد، بي‌شرمي و پاره کردن حياي اجتماعي است. کسي که مي‌بيند ديگران بي‌باکانه خود را به گناه مي‌آلايند و از کسي شرم و حيا نمي‌کنند، جرئت مي‌يابد که مانند آنان به فسق و فجور بپردازد

حضرت علي ( عليه السلام ):ذَوُو الْعُيُوبِ يُحِبُّونَ إِشاعَةَ مَعَايِبِ النَّاسِ لِيَتَّسِعَ لَهُمُ الْعُذْرُ فِي مَعَايِبِهِمْ.( غررالحکم و دررالکلم، ص 288.)گناه‌کاران دوست دارند گناه ديگران را منتشر کنند تا راه بهانه براي گناه خودشان بازتر گردد.

خداوند از گستردن و اشاعه فساد به شدت پرهيز داده است:{إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ } (نور:19)

حضرت علي ( عليه السلام ) در اين‌باره مي‌فرمايد: « إِيَّاكَ وَالْمُجَاهَرَةَ بِالْفُجُورِ فَإِنَّهَا مِنْ أَشَدِّ الْمَآثِمِ » (مستدرک الوسائل، ج 11، ص 368.)؛ « از تظاهر به تباهي بپرهيز؛ چون از بزرگ‌ترين گناهان است ».

12. تغذيه ناپاک

{وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِل‏}؛ « و اموال يکديگر را به باطل [و ناحق] در ميان خود نخوريد. » (بقره: 188)

همچنين در کريمه ديگري مي‌فرمايد:

{إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامي‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيرا} (نساء: 10)

کساني که اموال يتيمان را از روي ظلم و ستم مي‌خورند، تنها آتش مي‌خورند و به زودي در آتش سوزان مي‌سوزند.

روايات اسلامي نيز انسان را از حرام‌خواري منع کرده‌اند. امام سجاد ( عليه السلام ) مي‌فرمايد: « وَ حَقُّ بَطْنِكَ أَنْ لا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِلْحَرَام‏ » (مکارم الاخلاق، ص 419.) حق شکم تو آن است که آن را ظرف حرام، قرار ندهي.

همچنين رسول گرامي اسلام( صلي اللّه عليه و آله وسلم ) مي‌فرمايد: « طَهِّرْ مَأْكَلَكَ وَلا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرَامَ » (سفينة البحار، ج 1، ص 448.)؛ « غذاي خود را پاک کن و غذاي حرام را وارد شکم مکن ».

ايشان در سفارشي ديگر مي‌فرمايد:مَنْ أحَبَّ أنْ يُسْتَجابَ دُعائَهُ فَلْيُطَبِّبْ مَطْعَمَهُ وَمَكْسَبَهُ‏.(همان)

هر کسي که دوست دارد، دعايش به استجابت برسد، بايد غذاي خود و کسب و درآمدش را پاک سازد.