مقدمه

در مورد دشمنان، دو نظریه وجود دارد: نظریه توطئه و نظریه توهم توطئه.

1. نظریه توطئه:

عده ای بر این باورند که هر چه در اجتماع اتفاق می افتد نتایج مستقیم نقشه هایی است که افراد یا گروه هایی نیرومند، طرح ریزی کرده اند و می گویند: در جهان همه توطئه ها، به آمریکا، صهیونیست ها، صاحبان انحصارات، سرمایه دارها و استعمارگران برمی گردد.« خوی تجاوزگری قدرت های بزرگ جهانی ودرراس همه آمریکاعلیه توده های مردم دنیا و جهان اسلام بی پایان است» (1فروردین 1382.)

2. نظریه توهم توطئه:

می گویند:توطئه هایی که در زمینه اسرائیل و آمریکا ادعا می شود ،صحّت ندارد و همه توهم توطئه است.

این دیدگاه، دقیقا نقطه مقابل دیدگاه رهبری در خصوص دشمن می باشد؛ زیرا رهبری به طور مکرر متذکر می شود که پای ابرقدرت ها و دشمنان در توطئه ها دیده می شود.

معظم له می فرمایند: «وقتی انسان می بیند دستگاه های تبلیغاتی دشمن، دستگاه تبلیغاتی مزدور آمریکا، دستگاه تبلیغاتی دولت انگلیس، دستگاه تبلیغاتی دولت غاصب صهیونیست، برای فلان لایحه در مجلس یقه می درانند، جنگ روانی می کنند، به خاطر فلان زندانی، به خاطر فلان مسؤ ول، دلسوزی دایه مهربان تر از مادر را نشان می دهند، انسان حق دارد به شک بیفتد... دشمن، امروز امیدوار است، شاید بتواند از ساده اندیشی استفاده کند، جای پای خود را در دستگاه های سیاسی کشور و دستگاه های فرهنگی کشور باز کند... امروز، روز حساسی است. این روزگار، روزگار حساسی است»(17/7/79)

علل و اهداف دشمنی با نظام اسلامی:

مهمترین علل دشمنی بانظام ولایی ازمنظررهبری :

1. گسترش اسلام در دنیا و به خطر افتادن منافع استعمارگران:

« همه آنها ازاسلام ناراحتند و رنج می برند و همه آن دولت ها و قدرت هایی که عظمت اسلام را به زیان خودشان می بینند، امروز درمقابل اسلام، صف آرایی کردند»( نماز جمعه: 24/12/1363)

2. نفی سلطه سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی دشمنان:

مهم ترین دستاورد داخلی انقلاب اسلامی،«قطع دست بیگانگان و چپاولگران و سلطه گران نامشروع از ایران و ملت و منابع وثروتهای آن» ( 26/2/1382)بوده است.

راهکارهای دشمنان در براندازی نظام از منظر رهبری

1. تضعیف و تخریب باورهای دینی.

«آنها حاضرنیستند ببینند درمقابل چشمشان پرچم دین و دمکراسی روی یک علم برافراشته شود. سعی آنها این است که بین مردم سالاری و دین فاصله ایجاد کنند.» ( 14/3/82.)

و براین اساس « تلاش دشمن این است که مردم را ازنظام اسلامی دلسرد و پایه های ایمان و عقیده وعمل دینی را درمردم سست کند.» ( 20/3/1380)

2- تضعیف ارکان نظام اسلامی.

« استکبار جهانی این بار تصور کرد که می تواند روش مؤثرتری را برای مبارزه با انقلاب اسلامی تجربه کند و بر همین اساس پس از مطالعه زیاد به این نتیجه رسید که باید رهبری انقلاب را هدف قرار دهد، زیرا می داند که با وجود یک رهبر مقتدر در ایران اسلامی، همه توطئه های آنها نقش بر آب خواهد شد.» (5/9/1376)

و درادامه می فرماید «رهبری یعنی آن نقطه ای که مشکلات لاعلاج دولت به دست او حل می شود، نفس او حقیقت را برای مردم روشن و توطئه دشمن را بر ملا می کند، تبلیغات دروغ و ترفندهای گوناگون دشمن را افشا می کند و به مردم امید می دهد. در برابر توطئه سیاسی بین المللی می ایستد و تمامیت انقلاب را در مقابل توطئه گران قرار می دهد و دشمن را وادار به عقب نشینی می کند، رهبری در برابر اختلاف افکنیهای دشمن، مایه الفت و مانع تفرقه می شود و دستها را در دست هم می گذارد.»(همان)

3. تضعیف روحانیت.

« دشمنان اسلام ... امروز به این نتیجه رسیده اند که برای زدن و کوبیدن انقلاب، باید به سراغ حوزه های علمیه و دانشگاهها و یا یک فرد معمم بروند، تا بلکه از طریق آنها به هدف خود برسند، اما توطئه گران از بیداری حوزه و دانشگاه و هوشیاری بزرگان این کشور غافل بودند.»( 5/9/76 )

4. القای ناکارآمدی دین

« استکبار در سی سال اخیر همه امکانات سیاسی اقتصادی و نظامی خود را برای نابود کردن انقلاب اسلامی به کار گرفته است اما به این نتیجه رسیده که حمایت بی دریغ ملت و اتکای نظام اسلامی به ایمان عمیق مردم، از بین بردن جمهوری اسلامی را ناممکن کرده است و به همین علت با همه توان، خنثی کردن وجهه ضداستکباری و کاهش محتوای دینی و روح انقلابی نظام را دنبال می کند که این واقعیت هوشیاری کامل ملت و مسئولان را می طلبد»(28/11/87)

5. تفکیک دین از سیاست.

«دشمنان اسلام درطول یک قرن و نیم گذشته سعی کرده بودند اسلام رابه طورکلی ازعرصه زندگی جامعه بیرون رانده و باطرح نظریه جدایی دین ازسیاست، دینداری رافقط پرداختن به عبادت و اعمال شخصی قلمداد کنند و با حذف اسلام ازصحنه سیاست جهان، کشورهای اسلامی راعرصه غارتگری ها و تاخت و تازهای سیاسی خود نمایند.»( 21/11/1377.)

شیوه های دشمن در مبارزه با نظام اسلامی.

1. تحقیر فرهنگ اسلامی.

رهبر انقلاب، تهاجم و شبیخون فرهنگی را از جمله علائم تلاش جبهه استکبار برای بی محتوا کردن نظام اسلامی خوانده و تأکید کرد «درک هوشمندانه این موضوع و دفاع از «ارزشهای اسلامی و انقلابی»، وظیفه اینجانب و مردم است که به فضل الهی، مردم، امروز با هوشیاری، درک بالا و قدرت تحلیلِ تحسین برانگیز، در صحنه حاضرند»  (همان.)

2. استفاده از روش های گوناگون تبلیغی.

« یکی ازتوطئه ها و تهدید های دشمن، ایجاد اختلاف بین و دردرون کشورهای اسلامی است. در واقع، بهترین ابزار و وسیله ای که دشمن دراختیاردارد، این است که بین مسلمین اختلاف ایجاد کند»(24مرداد 1374.)

3. ترویج آزادی وارداتی.

«یک انسان برای اینکه آزاد باشد کافی نیست که زیرسلطه انسان دیگر یا حکومت جبارنباشد، بلکه لازم است که زیر سلطه قوه غضبیه و شهویه خودش هم نباشد انسانی که براثر ضعف،ترس، طمع، حرص و شهوات نفسانی مجبور می شود تحمیلات و محدودیتهایی را قبول کند آن انسان هم درحقیقت آزاد نیست» (همان)

4. تفرقه افکنی

« استکبارتلاش می کند تک تک دولت ها و حکومت های اسلامی را با چیزهای جزیی و با وعده ای واهی ازبدنه دنیای اسلام جدا کند ووضع همین چیزی می شود که هم اینک درجهان اسلام وجود دارد»(5/6/1380.)

5. ایجاد ناامنی و هرج و مرج.

«امروزاگر دردنیا ظلم وجود دارد، اگرسلطه وجود دارد، امروز اگرتمدن خشن غربی، دنیا را پرکرده است وغارت اموال ملتها به وسیله مراکز جهانی وجود دارد، اینها به خاطر وجود هرج ومرج وانزوای اخلاق انسانی است»(21/8/1380.)

6. به کارگیری ابزاری روشنفکرنماها و احزاب.

«من بارها گفته ام که روشنفکری در ایران، بیمار متولّد شد. مقوله روشنفکری، با خصوصیّاتی که در عالم تحقّق و واقعیّت دارد - که در آن، فکر علمی، نگاه به آینده، فرزانگی، هوشمندی، احساس درد در مسائل اجتماعی و بخصوص آنچه که مربوط به فرهنگ است، مستتر است - در کشور ما بیمار و ناسالم و معیوب متولّد شد. چرا؟ چون کسانی که روشنفکران اوّلِ تاریخ ما هستند، آدمهایی ناسالمند.» (همان)

راه حل های مبارزه با دشمن ازمنظر و نگاه رهبری:

1. هوشیاری و درک موقعیت:

2. جرأت اقدام و نترسیدن از سختی ها و خطرها:

3. ایمان و امید به آینده:

ایشان نسبت به این سه اصل می فرماید « هوشیاری و درک موقعیت جرأت اقدام و نترسیدن از سختی ها و خطرها و ایمان و امید به آینده سه درس مهم [هستند] این درسهای مهم، راهگشای امروز و آینده ملت و کشور است». (همان)

 

ایشان از یک طرف از مردم می خواهد که هوشیار باشند زیرا «دشمن گاهی با ده واسطه یک فرد ساده لوح و بیچاره ای را تحریک می کند که حرفی را بزند و یا موضعگیری غلط و ناشیانه ای را انجام دهد؛ و ممکن است چنین فردی، حتی خودش هم نداند که عامل دشمن است. بنا بر این باید هوشیار بود؛ و من امیدوارم که ملت ایران در شناخت دشمن اشتباه نکند. دشمن، استکبار جهانی است. دشمن، آمریکاست و دشمن، صهیونیستها هستند.» (همان.)

وازطرف دیگرعلاوه برهوشیاری وآگاهی مردم، آمادگی لازم جهت مبارزه با دشمنان اسلام را داشته باشند.« ملت ایران به همان نسبت که دشمن، روشهای خود را در توطئه علیه ایران اسلامی پیچیده تر می کند، باید بر هوشیاری و آگاهی خود بیفزاید و با آمادگی معنوی، فکری، سیاسی و حفظ وحدت و اتصال و ارتباط با یکدیگر، چهره دشمن را در هر لباسی که هست، شناسایی کند.»( همان.)

انواع دشمنان
1. شیطان: قرآن کریم به صراحت شیطان را دشمن بشر می‌داند: «إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»؛( فاطر، 6)

ودرجای دیگر: «إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِینا»؛(اسراء، 57)

۲. مشرکان:  «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا.... وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا»؛(مائده، 82.)

 3- «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُود»؛( مائده، 82.)  

4- منافقان: «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضا...»؛( بقره، 10.)

5- کفار: «إِنَّ الْکافِرِینَ کانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِینا»( نساء، 101.)

 6-بعضی از همسران و فرزندان«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُم»؛( تغابن، 14.)

  برخی از شیوه‌های  کلی مبارزه دشمنان از منظر قرآن
الف. ایجاد تردید و حیرانی «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ* الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاس»؛( ناس، 4 - 5.)

ب. ایجاد اختلاف بین مؤمنان«إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاة»( انعام، 91)

ج. جنگ روانی: تحقیر مؤمنان و بزرگ‌نمایی مخالفان، توجیه، شایعه، تضعیف باورهای دینی، اظهارات دروغین و یا ریاکارانه، وعده‌های دروغین، فریب و.. از جمله آنها می‌باشد. «إِذا جاءَکَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِینَ لَکاذِبُون»( منافقون، 1).«یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُورا»( نساء، 120)

سیاست‌های کلی مبارزه با دشمنان
1. تجهیز به قدرت ایمان: «إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئا»( آل عمران، 120)

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض»( اعراف، 96)

2. افزایش قدرت نظامی: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة»( انفال، 60)

3. ممنوعیت دوستی با بیگانگان: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاء»( مائده، 57)

4. جهاد و مبارزه: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقِینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِم» (توبه، 73.)