عواملي كه انسان را در دستيابي به شرح صدر ياري مي‌دهد عبارتند از:

الف- علم و آگاهي

مديراني كه نسبت به حيطه مسؤوليتي خود آگاه بوده، نقاط قوت و ضعف مديريت و راه‌هاي پيشرفت و موقعيت را بشناسند قدرت تدبير و تدبر خود را افزايش داده، در انجام كارها قويتي مي‌شوند و موفق‌تر خواهند بود. از اين رو، امام عليه‌السلام ظرف علم را نامحدود دانسته گستردگي علمي را موجب قدرت روحي فرد مي‌داند و مي‌‏فرمايد:

«كُلُّ وِعاءٍ يَضيقُ بِما جُعِلَ فيهِ اِلّا وِعاءَ الْعِلْمِ، فَاِنَّهُ يَتَّسِعُ به». نهج‌البلاغه ، حكمت 205

هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پُر مي‌شود جز ظرف دانش كه هرچه در آن جاي دهي، وسعتش بيشتر مي‌شود.

ب‌ـ اعتماد بنفس توجه به توانايي و قابليت‌ها موجب تقويت روح انساني مي‌شود و در سايه شناخت آنها اعتماد به نفس حاصل مي‌شود.

ج‌ـ ياد خدا: امام عليه‌السلام مي‏فرمايد:«اَلذّكْرُ يَشْرَحُ الصَّدْر» ياد خدا،‌سينه را مي‌گشايد

شرح‌غرر الحكم،ج3،ص330

د- انس باقرآن : انس با قرآن به انسان قدرت تشخيص حق و باطل و توفيق نجات از بن‌بست‌هاي زندگي و مشكلات كاري را عنايت مي‌كند اميرمؤمنان عليه السلام مي‌فرمايد:

«اَفْضَلُ الذِّكْرِ الْقُرْانُ، بِهِ تُشْرَحُ الصَّدُورُ و تَسْتَسيرُ السَّرائِرَ» همان، ج2،ص450

  قرآن برترين ذكر است، به واسطه آن سينه‌ها گشاده و باطن‌ها نوراني مي‌گردد.

ه: ممارست و تمرين

مديراني كه نفس خود را به تحمل در برابر مشكلات و سختيهاي ناشي از مسؤوليت عادت دهنده،‌ بتدريج بر ظرفيت خود مي‌افزايند امام عليه السلام مي‌فرمايد:‌

«عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصبُّرَ عَلَي الْمَكْروُهِ» نهج‌البلاغه ،نامه31،فراز16

نفست را به تحمل صبر در برابر ناملايمات عادت ده.

و نيز مي‌فرمايد:«اِنْ لَمْ تَكُنْ حَكيماً فَتَحَكَّمْ، فَاِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشْتَبَهَ بِقَوْمٍ اِلّا اَوْشَكَ اَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ» حكمت 198

اگر بردبار نيستي، خود را به بردباري وادار، زيرا كم مي‌شود كسي خودش را به گروهي مانند نمايد و از ايشان نشود.

15/10‌ـ‌-ايمان به هدف

امام عليه‌السلام در توصيف مالك اشتر به عنوان يك مدير نمونه، ايمان وي به هدف و خسته نشدن از دفاع از عقيده را از خصوصيات وي دانسته مي‌فرمايد:

«فَاِنَّهُ سَيْفٌ مِنْ سُيُوفِ اللهِ، لا كَليلَ الظُّبَه، وَ لا نابِي الضَّريبَه». همان، خطبه 38، فراز4

او شمشيري از شمشيرهاي خداست كه نه تيزي آن كند مي‌شود و نه ضربت آن بي‌اثر مي‌ماند.

از اين تعبير استفاده مي‌شود كه ايمان به راه موجب خسته نشدن در راه دفاع از عقيده است آن كس كه به راه و هدف خود ايمان واعتقاد راسخ داشته باشد حاضر است تمام هستي و جان خود را براي دفاع و پيروزي آن اهدا كند. امام عليه‌السلام در اعتقاد نبي‌مكرم اسلام به راهش مي‌فرمايد:

«كُنّا اِذا احْمَرَ الْبَأْسُ اتَّقَيْنا بِرَسُولِ‌اللهِ(ص) فَلَمْ يَكُنْ اَحَدً مِنَّا اَقْرَبَ اِلَي الْعَدُّو مِنْهُ».                                        همان،‌غرائب كلام9، بعد از حكمت 260

هرگاه آتش جنگ شعله مي‌كشيد، ما به رسول خدا (ص) پناه مي‌برديم، كه در آن لحظه كسي از ما همانند پيامبر(ص) به دشمن نزديكتر

15/11- ساده‌زيستي و قناعت را شيوه خود ساختن

دوري از تجملات و ساده‌زيستي ضرورتي است كه مدیران بايد در پي كسب آن باشند.        امام عليه‌السلام در بيان و تبيين ارزش اين صفت والا، ساده‌زيستي رسول‌خدا(ص) را گوشزد كرده، به ذكر نمونه‌هايي از ساده‌زيستي حضرت اشاره مي‌كند و بالاخره مي‌فرمايد:

«خَرَجَ مِنَ الدُّنْيا خَميصاً، وَ وَرَدَ الْاخِرَهَ سَليماً. لَمْ يَضَعْ حَجَراً عَلي حَجَرٍ، حَتّي مَضي لَسَبيلِهِ، وَ اَجابَ داعِيَ رَبِّهِ» (خطبه 160، فراز  23)

با شكمي گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد. و كاخهاي مجلل نساخت (سنگي بر سنگي نگذاشت) تا جهان را ترك گفت. و دعوت پروردگارش را پذيرفت.

آنگاه در تأسي خود به رسول خدا(ص) اشاره كرده، مي‌فرمايد:

«وَ اللّهِ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَيتي هَذِهِ  حَتَّي اسْتَحْيَيْتُ مِنْ رَاقِعها» (1-همان، فراز 36)

به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينه كننده آن شرمسارم و در ضرورت ساده زيستي حاكمان، در پاسخ كسي كه به امام در زهد و ساده‌زيستي اقتدا كرده بود فرمود:

آگاه باش، امام شما از دنياي خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضايت داده است، سوگند به خدا، من از دنياي شما طلا و نقره‌اي نيندوخته، و از غنيمت‌هاي آن چيزي ذخيره نكرده‌ام، بر دو جامة كهنه‌ام جامه‌اي نيفزودم، و از زمين دنيا حتي يك وجب در اختيار نگرفتم»(نامه 45. فراز 4)
15/12- مراعات نمودن تقواى الهی درخلال کار

درنگاه قران تفاوت دومسجدقبا وضرار دربناگزاری آن دویکی براساس تقوی ودیگری برمبنای نفسانیات بود

«افمن اسس بنيانه على تقوى من الله و رضوان خير، ام من اسس بنيانه على شفا جرف هار فانهار به فى نار جهنم »( سوره توبه /109 (
 
رسول خدا صلي الله عليه و آله می فرماید اى ابـاذر! در رعـايـت تـقـوى در عـمـل بـيـش از آن بـكـوش كه درباره خود عـمـل مـى كـوشـى ، كـه هـيـچ عملى با تقوى كم به شمار نمى آيد (اگر چه به مقدار كم باشد)؛ آيا چگونه عمل مورد قبول ، كم تواند بود؟
 (مكارم الاخلاق /555)
15/13-تا حد امکان از واگذاری کار خود به دیگران پرهیز کردن

در خانه امیرالمومنین(علیه السلام) کارهای درون خانه را حضرت زهرا (سلام الله علیها) انجام می داد و کارهای بیرون را امام علی(علیه السلام) (بحارالانوارج43/81)؛ یعنی خود ایشان کارهای روزمره زندگیشان را انجام می دادند؛ حضرت علی(علیه السلام) هیزم و آب می آورد و جارو می زد و حضرت زهرا(سلام الله علیها) به دست مبارک خود گندم را آرد می کرد و خمیر می ساخت، آنگاه به پختن نان مشغول می شد؛ «كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَحْتَطِبُ وَ یَسْتَقِی وَ یَكْنُسُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْهَا تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِز» (کافی ج5/86»

15/14- دوری ازکم کاری

به اعتقاد مفسران كم فروشي معني وسيعي دارد و هرگونه كم و كسر گذاشتن در انجام وظايف فردي و الهي و اجتماعي را شامل مي شود

درتفاسير ،ذیل آیات آغازین سوره مطففین می خوانیم :كـه آيـات فوق گرچه تنها از كم فروشى در مورد كيل و وزن سخن مى گويد، ولى بدون شك مفهوم آيه وسيع است و حتی كم گذاردن در خدمات را نيز فرا می گيرد، فـى المـثـل اگـر كـارگـر و كـارمـنـدى چيزى از وقت خود بدزدد در رديف (مطففين ) و كم فروشانى است كه آيات اين سوره سخت آنها را نكوهش كرده است

حتی برخی کم گذاردن درعبادات رانیزمشمول آیه شریفه دانسته اند،

از «عبدالله بن مسعود» نقل شده كه گفت:

« نماز نيز قابل پيمانه است! كسي كه كيل آن را به طور كامل ادا كند خداوند پاداش او را كامل مي‌دهد و هر كس از آن كم بگذارد درباره‌ي او همان جاري شود كه خداوند در باره‌ي «مطففين» كم فروشان فرموده

(تفسير نمونه، ج26، ص 247)

بنابراین،همچنان که کم فروشی درمعامله ازنظرفقهی بخس وپولی که دریافت می کندحرام است،کسی هم که برای انجام خدمتی در ساعات معیّن اجیر شود، اگر ساعات را به پایان نرساند و یا کم کاری کند، مصداق «بخس» خواهد بود

معضل كم‌كاري ريشه‌هاي فراواني دارد و ثمره‌اش بي‌دردي در مقابل مسئوليت‌هاست. براي از بين بردن اين درخت تنومند ابتدا بايد ريشه هايش شناخته شود و سپس براي از بين بردن هر كدام از آن‌‌ها راهي بيان گردد.

عوامل کم کاری

1- ضعف ايمان

درنگاه قرآن ،يكي از مهم‌ترين عوامل كم كاري كه خود سرمنشأ عوامل ديگر نيز مي‌باشد ضعف ايمان است. ازاین رو،پس از" وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ"فرمود: در آيه‌ي چهارم آمده است كه:

أَلَا يَظُنُّ أُولَٰئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ ؛ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ

آيا آن‌ها باور ندارند كه برانگيخته مي‌شوند

بی ایمانی نسبت به قیامت وهشداربه این که اگر آن‌ها قيامت را باور داشتند و مي‌دانستند كه حساب و كتابي در كار است و تمام اعمالشان براي محاكمه در آن دادگاه بزرگ ثبت مي‌شود هرگز دست به کم کاری وکم فروشی نمی زدند

ضعف ايمان ، خود ريشه‌ي اصلي ساير عوامل از جمله ترس ، دنيازدگي، دروغ، خوابزدگي و شكم‌پرستي، تنبلي، خوش خدمتي‌هاي بي‌جا، بي‌نظمي‌ها، بيهودگي، بد حجابي و ظاهر فريبي، فرصت سوزي، ارزش‌هاي ضد ارزش شده و منكرات معروف شده، موسيقي‌هاي سحر كننده و سرگرمي‌هاي جنون آفرين که با ریشه کن شدن بی ایمانی همگي از بین مي رود و درخت كار و تلاش سبز مي‌گردد

دیگرعوامل کم کاری

1- كسالت و تنبلي

2- زياده روي در خوردن و خوابيدن

3- لهو و لعب و سرگرمي‌هاي بازدارنده

4- موسيقي و غنا

5- بي‌نظمي

6- غنيمت نشمردن عمر

7- عدم صداقت

8-عدم تخصص و تعهد

9- دنيا طلبي

10- بی تفاوتی دربرابرمنکرات وحرام خواریها

11-نگاه ابزارگونه به کار

15/15-اختصاص بهترین اوقات به اقامه  نماز
 امـام عـلى عـليـه السـلام خطاب به مالك اشتر می فرماید:

«واجـعـل لنـفـسـك فـيـمـا بـيـنـك و بـيـن الله ، افضل تلك المواقيت ،(نهج البلاغه نامه53 )

از ميان اوقات خود، بهترين و بزرگترين بخشها را براى انجام دادن تكاليفى كه نسبت به خداى خويش دارى مـخـصـوص گردان

 15/16-غنيمت شمردن فرصت
 
رسول خدا (صلي الله عليه و آله )خطاب به ابی ذرفرمود:

 اى اباذر! پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار: جوانيت را پيش از پيريت ، و تـنـدرسـتـيت را پيش از بيماريت ، و بينيازيت را پيش از نيازمنديت ، و آسوده خاطريت را پيش از خاطر مشغوليت ، و زندگيت را پيش از مرگت .! (مكارم الاخلاق /540)
 
امـام عـلى عـليـه السـلام می فرماید :

 «الفـرصـة تـمـرمـر السـحـاب ، فـانـتـهـزوا فـرص الخير (نهج البلاعه)

فرصت همچون ابر مى گذرد، پس فرصتهايى كه براى كار خير پيش مى آيد غنيمت شماريد.
 
همچنین فرمود:

ديروزت از دست رفته ، و فردايت مشكوك است ، و امروزت مغتنم ؛ پس در بهره بردارى از فرصت ممكن شتاب كن ، و از اطمينان كردن به روزگار بپرهيز! (غررالحکم)

15/17- رعايت حدّ اعتدال در كار
حضرت امام صادقعليه السّلام فرموده است: بايد كسب تو براي تأمين زندگي از حدِّ آدمهاي كم كار بگذرد، و به اندازة اشخاصِ حريص دنيا دوست و دل به دنيا داده، نرسد؛ پس خود را در كار و كسب، در حدِّ انساني با انصاف و آبرودار قرار بده و از اشخاص سست و ناتوان بالاتر آور و به كسب آنچه مورد نياز است بپرداز

15-/18 رازداري
شغل اسراردارواموری که کتمانش ضروری است وافشای اسرارچه بسا عواقب زيان باري را به بار آورد بایددرموردآن رازداری نمود.

 حضرت صادق به طور كلي درباره رازداري امت اسلام فرموده اند: «مردم به دو خصلت مأمور شدند امّا آنها را تباه كردند و از اين رو همه چيز را از دست دادند: شكيبايي و رازداري

15/19-  دلسوزي
هر شاغل در هر شغلي باید كار خود را دلسوزانه انجام بدهد و گويا كه آن كار را براي خودش و يا يكي از نزديكانش انجام مي دهد