آنچه از فضايل اخلاقي كه در نگاه امام عليه‌السلام بيشتر بايد مورد توجه حاكمان باشد عبارتند از:

15/1: درستکاری درکارها

مشخصات درستی درکارها عبارتنداز:
الف: دوری کردن از هر كاري كه اگر از انجام دهندة آن سؤال شود منكر آن شود و يا عذرخواهي كند. امام عليه السلام خطاب به يكي از كارگزاران حكومتي مي‌فرمايد:

«وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ اِذا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ اَنْكَرَهُ اَوِ اعْتَذَرَ مِنْهُ»  نامه 69، فراز3

و نيز فرمود: «اَلْاِسْتِغْناءُ عَنِ الْعُذْرِ اَعَزُّ مِنَ الصِّدقِ بِهِ» حكمت 329

بي نيازي از عذرخواهي، عزيزتر است از عذر راستين خواستن

ب : پرهیزاز انجام دادن كاري كه از علني شدن آن شرم دارد.

«وَ احْذَرْ كُلَّ عَمَلٍ يُعْمَلُ بِهِ فِي السِّرِّ و يُسْتَحْي مِنْهُ فِي الْعَلانِيَهِ» نامه 69، فراز3

از هر كار پنهاني كه درآشكار شدنش شرم داري پرهيز كن.

ج : دوري نمودن از انجام اعمالی كه براي انجام دهنده خوشايند ولي نارضايتي عمومي را به دنبال دارد.«وَاحْذَر كُلَّ عَمَلٍ يَرْضاهُ صاحِبُهُ لِنَفْسِهِ ، وَ يُكْرَهُ لِعامَّهِ الْمُسْلِمينَ» (همان)

از كاري كه تو را خشنود ولي عموم مسلمانان را ناخوشايند است، بپرهيز.

د:  دوري از رياكاري و ظاهرسازي

«وَاعْمَلُوا فِي غَيْرِ رياءٍ وَ لا سُمْعَهٍ؛ فَاِنَّهُ مَنْ يَعْمَلْ لِغَيْرِ اللهِ يَكْلِهُ اللهُ لِمَنْ عَمِلَ لَهُ»  خ23، فراز5

عمل نيك انجام دهيد بدون آن كه به ريا و خودنمايي مبتلا شويد، زيرا هر كس كاري را براي غير خدا انجام دهد خدا او را به همان غير واگذارد.

15/2- ازوسایل نامشروع برای نیل به اهداف اجتناب نمودن

براي بعضي افراد مهم رسيدن به خواسته‌ها و اهداف مي‌باشد بدون آن كه در صحت و مشروعيت وسايل و راهها دقت و توجهي داشته باشد و به اصطلاح معتقدند هدف وسيله را توصيه مي‌كند- فردي كه اين‌گونه ديدگاه داشته باشد اولا انسان درستكاري نمي‌تواند باشد و ثانياً به اهدافش دست نخواهد يافت. حضرت سيدالشهداء عليه السلام مي‌فرمايد:

«مَنْ حَاوَلَ اَمْرا بِمَعْصِيَهِ اللهِ كانَ اَفْوَتَ لِما يُرجُوا وَ اَسْرَعَ لِما يَحْذَرُ»                                                                            تحف العقول، مواعظ امام حسين ص248

كسي كه از راههاي گناه دنبال حل امورش باشد به اميدش دست نمي‌يابد. و به آنچه حذر مي‌كرد سرعت مي‌گيرد.

از نظر اميرالمؤمنين(ع) نتيجه خيري كه براثر مقدمات و راههاي شر حاصل شده باشد نمي‌تواند خير باشد.

«وَما خَيْرُ خَيْرٍ لَا يُنَالُ اِلَّا بِشَرٍّ»   نامه 31، فراز87

آن خير و نيكي كه جز با شر به دست نيايد نيكي نيست.

چنانكه پيروزي و غالب شدن بر ديگران چنانچه از روشهاي نامشروع باشد پيروزي نخواهد بود.

«ما ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْاِثْمُ بِهِ، وَ الْغالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوب» حکمت 327

پيروز نشد آن كس كه گناه بر او چيرگي يافت؛ و آن كس كه با بدي پيروز شد شكست خورده است.

15/3- از مكر و حيله و نيرنگ بهره‌برداري نكردن

بعضي افراد تصور مي‌كنند مكار بودن نوعي زرنگي است. امام عليه‌السلام اين نوع طرز تفكر را تخطئه كرده مي‌فرمايد:                                                                                                                                         «وَ لَقَدْ اَصْبَحْنا فِي زمانٍ قَدِ اتَّخَذَ اَكْثَرُ اَهْلِهِ الْغَدْرَ كَيْساً، وَ نَسَبَهُمْ اَهْلُ الْجَهْلِ فيهِ اِلي حُسْنِ الْحِيْلَهٍ»                             (  خطبه 41)

امروز در محيط و زمانه‌اي زندگي مي‌كنيم كه بيشتر مردم حيله و نيرنگ را، زيركي مي‌پندارند و افراد جاهل آنان را اهل تدبير مي‌خوانند.

ونوع برخوردهای شیطانی معاویه رامکارانه دانسته می فرماید:«سوگند به خدا، معاويه از من سياستمدارتر نيست، اما معاويه حيله‌گير و جنايتكار است، اگر نيرنگ ناپسند نبود من زيرك‌ترين افراد بودم، ولي هر نيرنگي گناه و هر گناهي نوعي  كفر و انكاراست، روز رستاخيز در دست هر حيله‌گري پرچمي‌ است كه با آن شناخته مي‌شود. ( خطبه 200)

15/4- رعايت ادب و احترام به مردم

توجه و اهميتي كه اميرمؤمنان عليه‌السلام در اين مورد داشتند در بسياري از نامه‌ها و عهدنامه‌هاي آن حضرت خطاب به مأموران جمع‌آوري ماليات، فرماندهان جنگ، فرمانداران ومدیران  به چشم مي‌خورد                و در تمامي آنها افراد مأمور هستند مراعات ادب و احترام را نسبت به همگان داشته باشند و قدرت ومسؤوليت و رياست را عامل تقرب بيشتر به بندگان خدا و مهرباني كردن نسبت به آنان بدانند نه ابزاري براي بي‌توجهي و بدرفتاري با آنها.

در نامه‌اي كه به بعضي از مأموران ماليات مي‌فرستد، ضمن توصيه او به خدا ترس مي‌‏فرمايد:

به او سفارش مي‌كنم با مردم تندخو نباشد، به آنها دروغ نگويد، و با مردم به جهت اينكه برآنها حكومت دارد بي‌اعتنايي نكند، چه اينكه مردم برادران ديني او هستند. .(  نامه 26، فراز2)

در جاي ديگر مي‌فرمايد كه:«در سر راه، هيچ ملسلماني را نترسان، يا با زور از زمين او نگذر، و افزون‌تر از حقوق الهي از او مگير. هرگاه به آبادي رسيدي، در كنار آب فرود آي، و وارد خانه كسي مشو، سپس با آرامش و وقار به سوي آنان حركت كن تا در ميانشان قرار گيري، به آنها سلام كن، و در سلام و تعارف و مهرباني كوتاهي نكن...» نامه 25،

15/5 - صداقت با مردم

گارگزارنظام اسلامی موظف است به منظور جلب اعتماد عمومي و پيشگيري از سوء استفاده تبليغاتي دشمنان، بامردم صادقاته برخورد نماید

برخلاف بسياري از سياستمداران جاه‌طلب كه براي جلب آراي عمومي از هر نوع وعده دادنهاي دروغ دريغ نمي‌كنند. کارگزار اسلامي رسيدن به قدرت را يك مسؤوليت مي‌داند و هرگز به مردم وعده‌هاي دروغ و بي‌پايه و بي‌اساس نمي‌دهد.

در حالي كه عثمان به مردم وعده مي دهد كه به روش قرآن و سنت عمل كند و پس از به دست گرفتن حكومت حتي به روش عمر و ابوبكر عمل نمي‌كند، امير مؤمنان عليه‌السلام با قاطعيت بيان مي‌دارد كه حكومت را مي‌پذيرم و فقط به سنت پيامبر و اجتهاد خود عمل خواهم كرد و حتي حاضر نمي‌شود يك دروغ مصلحت‌آميز به زبان آورد.(  كافي، ج8، ص24

15/6‌ـ مردم‌داري و مهرورزي

برخلاف دنیاطلبان  كه تلاش مي‌كنند از هر ابزاري براي جلب توجه مردم بهره مي‌برند، بدون آن كه در حقيقت، مردم را به حساب آورند، اميرمؤمنان عليه‌السلام در بينش سياسي و سيره عمليش مهرباني و مهرورزي با مردم و توجه به نيازها و مشكلات آنان و تلاش براي خدمت به آنان را سرلوحه برنامه‌هايش قرار داده، همواره كارگزاران را به آن توصيه مي‏فرمود.

در مورد مهرورزي به مردم، در جايي خطاب به محمدبن‌ابي‌بكر مي‌فرمايد:

«فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَكَ، وَ اَلْنِ لَهُمْ جانِبَكَ، وَ اَبْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ»، نامه 27

با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده‌رو و خندان باش.

ودر جاي ديگر به بعضي كارگزاران مي‌فرمايد:

«وَاخْفِضْ لِلرَّعِيَّهِ جَناحَكَ، وَ اَبْسِطْ لَهُمْ وَجْهَكَ، وَ اَلْنِ لَهُمْ جانِبكَ». نامه 46، فراز3

پر و بالت را در برابر رعيت بگستران، با مردم گشاده ‌روي و فروتن باش.

15/7- پاي‌بندي به عهدو پيمان

خداوند عهد و پيمان را همچون حريمي استوار ساخته تا مردم در استواري اين حريم، اطمينان، آرامش و امنيت را تجربه كنند در نگاه اميرالمؤمنين عليه‌السلام التزام به عهد و پيمانها حتي اگر با دشمنان باشد لازم الوفاء مي‌باشد. از اين رو، خطاب به مالك اشتر مي‌فرمايد:

«و ان عَقَدْتَ بَيْنَكَ و بَيْنَ عَدُوِّكَ عُقْدَهً اَوْ اَلْبَسْتَهُ مِنْكَ ذِمَّهً، فَحُطْ عَهْدَكِ بِالْوَفاءِ وَ ارْعَ ذِمَّتَكَ بِالْاَمانَهِ، وَ اجْعَلْ نَفْسَكَ جُنَّهً دُونَ ما اَعْطَيْتَ». نامه 53،فراز133

15/8ـ   - امانت‌داري

در نگاه امام عليه‌السلام پست و مقامها امانتي است در گردن مسؤولان، اداي اين امانت از وظايف الهي مسؤولان است     نامه5

و آن كس كه آن را پاس ندارد، جزو زيانكاران خواهد بود. ‌خطبه199/فراز10

«ثم اداء الامانة‌، فقد خابَ مَنْ ليس من اَهْلِها»

 از اين رو، امام عليه‌السلام به مسؤولان هشدار مي‌دهد كه:

«مَنِ اسْتَهانَ بِالاَمانَه و رَتعَ‌فِي الخِيانَهِ و لمْ يُنَزِّه نَفْسَهُ و دينه عنها، فقد احل بنفسه الذل و الخزي في الدنيا و هو في الاخره اذل و اخزي». نامه26،‌فراز6

كسي كه امانت الهي را خوار شمارد و دست به خيانت آلوده كند و خود و دين خود را نسبت به آن، پاك نسازد، درهاي خواري را در دنيا به روي خود گشوده و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.

  نامه‌هاي 40و41

در ديدگاه امام عليه‌السلام هر كارگزاري كه مسووليتش رادرست انجام ندهد،‌تحت عنوان «خائن در امانت» مطرح خواهد بود ؛ بلكه به عنوان خيانتكارترين افراد شناخته مي‌شود.

«اِنَّ اعْظَمَ الْخِيانَهَ خيانَهُ الْاُمَّه و اَفْظَعُ الغَشِّ غِشُّ الْاَئِمَّه». نامه26، فراز7

همانا، بزرگترين خيانت، خيانت به ملت، و رسواترين دغلكاري، دغلبازي با امامان است.

15/9-  سعه صدر          

اهميت شرح‌صدر براي کارگزاران تاجايي است كه اميرمؤمنان عليه‌السلام، آن را ابزار ضروري مديريت دانسته، مي‌فرمايد:

«الَهُ الرِّياسَهِ سِعَهُ الصَّدر». نهج‌البلاغه، حكمت 176

بردباري و تحمل سختي‌ها، ابزار مديريت است.

به همان مقدار كه شرح‌صدر انسان را در نيل به اهداف موفق مي‌دارد، نبودش موجب ناكامي در انجام وظايف مي‌شود. امام عليه‌السلام مي‌فرمايد:

«مَنْ ضاقَ صَدْرُهُ لَمْ يَصْبِرْ عَلي اداءِ حَقٍّ». بحارالانوار ، ج78، ص9

    كسي كه سينه‌اش تنگ باشد، توان اداي حق (و انجام وظايف) را ندارد.

از اين رو، خداوند سبحان هر كس را بخواهد هدايت كند، به او شرح صدر مرحمت مي‌فرمايد.  انعام/ 125

عواملي كه انسان را در دستيابي به شرح صدر ياري مي‌دهد عبارتند از: