سبک زندگی (درکار)1
دردین مبین اسلام کاربه عنوان جهاددرراه خدا،شناخته شده است ؛
امام صادق علیه السلام می فرماید: «الكادّ علي عياله كالمجاهد في سبيل الله».( فروع کافی، ج1، ص352.)
تلاشگر براي (تأمين هزينه) خانواده، شبيه رزمنده در راه خدا است
امام باقرعلیه السلام می فرماید: «كسي كه براي بينيازي از مردم و تلاش براي (كسب درآمد) خانواده و عطوفت و مهرباني بر همسايه خويش كار ميكند، روز قيامت در حالي خدا را ملاقات ميكند كه صورتش مثل ماه شب چهاردهم (نوراني)است. ( وسائل، ج12، ص11)
زماني كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از جنگ تبوك بازگشت، سعد انصاري از پيامبر (ص) استقبال کرد. پيامبر (ص) با او مصافحه نمود، دستهاي پينه بسته سعد توجه پيامبر (ص) را به خود جلب كرده، پرسيد: «اين درشتي و پينه دستانت چيست»؟ سعد گفت: من با طناب و بيل به كار مشغول هستم و درآمدي را كه از اين راه به دست ميآورم به مصرف خانوادهام ميرسانم. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هذه يد لا يمسّها النّار»؛ «اين دستي است كه آتش جهنم به آن نخواهد رسيد». سفينة البحار، ج1، ص12.
ونیزآن حضرت دست كارگرى را كه بر اثر كار و فعاليت ورم كرده بود، بلند كرد و فرمودند: « اين دستى است كه هيچگاه آتش جهنم آن را نمى سوزاند؛ اين دستى است كه خدا و رسولش آن را دوست مى دارد. كسى كه از دسترنج خود روزى اش را فراهم كند، خداوند با نظر رحمت به او مى نگرد».
اولیای الهی حتی دراوج جنگ ودرگیری نیزتوصیه به کسب درآمدحلا ل ازطریق کاروکوشش نموده اند؛ امام صادق علیه السلام به فردی بنام هشام فرمود:
«يا هشام! إن رأيت الصّفين قد التقيا فلا تدع طلب الرّزق في ذلك اليوم». (كافي، ج5، ص78.) اي هشام! اگر ديدي صحنه جنگ تشكيل گرديده و دو صف در مقابل يكديگر قرار گرفتهاند، تو در آن روز، از طلب رزق دست برمدار.
اولیای الهی خود در هواي گرم و شرايط سخت، كار مي كردند ؛ وازانجام هیچ کاری شرم وحیانمی نمودند
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) گوسفند خانه را (هم) مىدوشید.
و درباره امیرالمومنین (علیه السلام) می فرماید:
«كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَضْرِبُ بِالْمَرِّ وَ یَسْتَخْرِجُ الْأَرَضِینَ»؛ کافی5/74
آن حضرت بیل مىزد؛ زمین را شخم مىكرد و از آن آب بیرون مىآورد.
امیرمومنان(علیه السلام) خود روایت می کند:
«روزى در مدینه سخت گرسنه شدم. براى پیدا كردن كار به محلههاى بالاى مدینه رفتم. در آنجا زنى را دیدم كه كلوخهایى را جمع كرده بود و فكر كردم كه مىخواهد با آنها گِل درست كند، نزدیك او رفتم و با او طى كردم كه براى هر دلو آب كه از چاه بكشم یك دانه خرما به من بدهد. چون شانزده دلو كشیدم، دستم تاول زد، پس به لب آب رفتم و دستم را شستم. آنگاه به نزد آن زن رفتم و دستم را جلو بردم؛ او شانزده دانه خرما به من داد. من نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمدم و او را از آنچه گذشته بود آگاه كردم، پیامبر با من از آن خرماها خورد». )كشف الغمّة 1/ 175(
حسن بن علىّ بن ابى حمزه، از پدرش نقل مىكند كه گفت:
امام كاظم(علیه السلام) را دیدم كه در زمینى متعلّق به خودش بود كار مىكرد و پاهاى او غرق عرق شده بود. عرض كردم: فدایت شوم! كارگرانت كجایند؟ فرمود: اى على! كسانى با دست خود در زمین خویش كار كردند كه از من و پدرم بهتر بودند. گفتم: منظور شما چه کسانی هستند؟ فرمود: رسول خدا «صلی الله علیه و آله» و امیرالمؤمنین «علیه السلام» و همه پدرانم، كه با دست خود كار مىكردند. و بعد فرمود: با دست خود كار كردن، كار پیامبران و رسولان و اوصیا و صالحان است (كافي، ج5، ص75.)
امام صادق علیه السلام درباره کاروکوشش امیرمومنان علیه السلام می فرماید:
«انّ اميرالمؤمنين اعتق الف مملوك من كدّ يده». (وسائل، ج14، ص22.)
«اميرالمؤمنين علي (ع) هزار برده را از كار كرد و دسترنج خويش (خريداري و)آزاد نمود.
به همان مقدارکه به کاروتلاش توصیه شده است ازتنبلی وبیکاری ملامت ومذمت شده است
امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا(ص) می فرماید: «ملعون من ألقي كلّه علي النّاس ».( تهذيب، ج2، ص99.)
«كسي كه سر بار مردم است ( و به واسطه بيكاري زحمت خويش را به گردن مردم مياندازد) از رحمت خدا دور است».
رسم پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله این بود که «اذا نظر الی الرجل فاعجبه، قال: هل له حرفة؟ فان قالوا لا، قال: سقط من عینی»
وقتی با مردی برخورد میکرد که نیرو و قوّتش مایه شگفتی آن حضرت میشد سؤال میکرد: آیا حرفه ای دارد و به کاری مشغول است؟ اگر جواب منفی بود، میفرمود: از چشم من افتاد. بحار الأنوار، ج 23، ص 6)
خلاصه در اهمیت کاروکوشش دراسلام همین بس که معیارومقیاس ارزش انسان شناخته شده است
امام امیرالمومنین عـليـه السـلام می فرماید
«لایعرف الرجل الابعمله،کمالایعرف الغریب من الشجرالاعندحضورالثمر»
آدمی جزبه کارهایش شناخته نمی شود،همان گوته که درخت ناشناخته جز هنگام میوه آوردن شناخته نمی شود.
ونیز می فرماید: المـرء يـوزن بـقـوله ، و يـقـوم بـفـعـله ؛
آدمى با گفتارش سنجيده و با كردارش قيمت گذارده مى شود.
من ضیعه الاقرب