آموزش نهج البلاغه(4)
نهج البلاغه و معارف اسلامي(2)
آشنايي با نامههاي نهج البلاغه
اگرچه همة محتواي نهجالبلاغه زيباست اما بخشهايي از آن زيباتر است.
اگرچه تمامي اين كتاب شريف، تابناك است اما بخشهايي از آن تابناكتر است.
از سوي ديگر، همگان فرصت خواندن همه نهجالبلاغه را ندارند و با بخشهاي مختلف نهجالبلاغه (خطبهها، نامهها، حكمتها) آشنا نيستند. از اين روست كه ما زيباترين، درخشانترين و ارجدارترين بخش نهجالبلاغه يعني نامههاي نوراني و حكمتآموز و راهگشاي مولا را كه براي كارگزاران حكومت اسلامي نوشتند برگزيديم تا تشنگان زلال معرفت و ولايت، جانها را طراوت بخشند.
تعداد نامهها
بخش دوم نهجالبلاغه شامل 79 پيام و نامة مكتوب اميرمؤمنان(ع) به استانداران، فرمانداران، دوستان، بستگان، دشمنان، قضات، فرماندهان نظامي، ماموران جمع آوري زكات و ماليات و... است.
اين بخش با عنوان (الكتب) و (الرسائل) و (باب المختار من كتب مولانا اميرالمؤمنين(ع" آمده است.
زمان صدور نامهها
تمام نامهها در دوران حكومت حضرت علي(ع) و از آغاز سال 36 هجري (با عزل استانداران عثمان و فرستادن استانداران جديد براي پنج ايالت (منطقه)، شبه جزيره حجاز، مصر، عراق، ايران و شام) تا سال 40 هجري است.
طولانيترين و كوتاهترين نامهها
از 79نامه گردآوري شده در نهجالبلاغه طولانيترين آنها عهدنامه امام علي(ع) به مالك اشتر (نامه 53) در 13صفحه است كه در آن اصول مُلك داري و عدالت گستري بيان شده و همچنين وصيتنامه امام علي(ع) به امام حسن(ع) (نامه 31) در 10صفحه است.
كوتاهترين نامه نهجالبلاغه نامه 79 (در يك سطر و 3كلمه) به فرماندهان سپاه نوشته شده و نامه 77 (در يك سطر و 7كلمه) كه به ابنعباس نوشته شده است.
اولين و آخرين نامهها
اولين نامه از نظر زماني نامه 57 است. حضرت(ع) اين نامه را به مردم كوفه هنگام حركت از مدينه به سوي بصره نوشته است. آخرين نامه از نظر زماني نامه 23 و وصيتنامه حضرت است. نامههاي نهجالبلاغه در حال حاضر ترتيب زماني ندارند به عبارت ديگر نهجالبلاغه براساس زمان صدور نامهها تنظيم نشده است.
نكته: شارحين نهجالبلاغه نوشتهاند نامه امام علي(ع) به سلمان فارسي(س) (نامه 68) قبل از دوران خلافت آن حضرت بوده است. مكان صدور نامهها
نامههاي امام علي(ع) ابتدا در شهر مدينه (در آغاز حكومت) سپس در مسير بصره و در بصره هنگام جنگ جمل، و اكثر نامههاي آن حضرت در كوفه و در جنگ صفين و نهروان نوشته شده است.
موضوع نامهها
نامهها (بخش دوم نهجالبلاغه) كه مهمترين دستورها و برنامههاي حكومتي آن حضرت است، حاوي مطالب بسيار مهم و سودمند اجتماعي، سياسي و كشورداري براي انسانهاي بيدار است.
دست اندركاران مسائل سياسي، اجتماعي و كشورداري بايد نامههاي نهجالبلاغه را مطالعه كنند و آن را در كار روزمره و زندگي فردي و اجتماعي خود پياده كنند و مطمئن باشند كه مسائل سياسي، اجتماعي و كشورداري آن به قدري قوي و نيرومند است كه طالب را از هر چيز ديگري بينياز ميكند.
نكته: اخيراً رسانههاي خبري جهان اعلام كردند كه عهدنامه امام علي(ع) به مالك اشتر (نامه53) به عنوان تنها مرجع عدالتگستر تاريخ، در سازمان ملل متحد به ثبت رسيد.(1)
مخاطبين نامهها
مخاطبين نامههاي اميرالمؤمنين علي(ع) در بخش دوم نهجالبلاغه عبارتند از:
1 - استانداران و فرمانداران؛ 32 نامه (شمارههاي 5 18- 19- 20- 21- 27- 33- 34- 35- 41- و...)
2 - معاويه 16نامه؛ (شمارههاي 6 7- 9- 10- 17- 28- 30- 32- 37- 48- 49- 55- 64- 65- 73- 75-)
3 - فرماندهان نظامي؛ 9نامه (شمارههاي 4 8- 11- 12- 13- 14- 16- 50- - 79)
4 - مردم شهرها 6نامه؛ (به مردم كوفه: نامههاي شماره 57-2-1، به مردم مصر: نامههاي 62-38 و مردم بصره: نامه 29)
5 - وصيت نامه؛ 4 نامه (شمارههاي 47-31-24-23)
6 - اخلاقي؛ 4نامه (شمارههاي 47-31-22-3)
7 - دشمنان؛ 3نامه (شماره 39 به عمروعاص، 44 به زياد بن ابيه و 54 به طلحه و زبير)
8 - ماموران ماليات؛ 3نامه (شمارههاي 51-26-25)
9 - پيمان نامه؛ 1نامه (شماره 74، عهدنامهاي كه به خط هشام بن كلبي براي صلح ميان قبيله ربيعه و يمن نوشته شده است)
10 - دعا؛ 1نامه (شماره 15، دعاي امام(ع) در ميدان جنگ)
جمع آوري نامهها
هدف سيدرضي(ره) جمعآوري همه نامههاي آن حضرت نبوده، بلكه تنها تعدادي از نامهها را جمعآوري كرده است. در بخش نامهها 79ثبت شده است. در حالي كه نامههاي امام علي(ع) بسيار بيش از اين است. اگر تمام نامهها جمعآوري شود حدود 300 نامه خواهد شد.
اسامي استانداران و فرمانداران امام علي(ع) در بخش نامهها
1 - مالك اشتر - استاندار مصر - (نامه 46-53)
2 - محمد بن ابيبكر - استاندار مصر - (نامه 34-27)
3 - عبدالله بن عباس - فرماندار بصره - (نامه 18 22- 35- 66- 72- 76- 77-)
4 - كميل بن زياد - فرماندار هيت - (نامه 61)
5 - عثمان بن حُنيف - فرماندار بصره - (نامه 45)
6 - سهل بن حنيف - فرماندار مدينه - (نامه 70)
7 - قثم بن عباس - فرماندار مكه - (نامه 67-33)
8 - عمر بن ابيسلمه - فرماندار بحرين - (نامه 19 – 42)
9 - مطقله بن هبيره شيباني - فرماندار اردشير خره "فيروزآباد فارس" - (نامه 43)
10 - مخنف بن سليم - فرماندار اصفهان - (نامه 26)
اسامي مخالفان امام علي(ع)
مخالفان دوران حكومت اميرالمؤمنين علي(ع) عبارتند از:
1- معاويه بن ابوسفيان (نامههاي 6 9- 10- 17- 28- 30- 32- و...)
2 - عمروعاص (خطبه 26 84- و نامه 39)
3 - زيادبن ابيه (نامههاي 20 21- 44-)
4 - اشعث بن قيس (خطبه 19)
5 - مروان ابن حكم (خطبه 73)
6 - ابوموسي اشعري (نامههاي 78-63)
7 - طلحه (خطبه 137 و نامههاي 1 و 54)
8 - زبير (خطبه 137 و نامههاي 1 و 54)
9 - عايشه (خطبه 13)
10 - بسربن ارطاه (خطبه 25)
نكته هايي از بخشنامههاي نهجالبلاغه
از 79 نامهاي كه در نهجالبلاغه ثبت شده است، جنبههاي رهنمودي آنها بيش از ساير نبهها به چشم ميخورد. در اين نامهها حضرت به استانداران، فرمانداران، فرماندهان نظامي، قضات، ماموران ماليات و... موارد زير را تذكر دادهاند:
1 - نظارت كامل امام(ع) بر عملكرد كارگزاران حكومت (نامههاي 3، 45، 40، 43)
2 - سفارش به حقوق مردم و حقوق حيوانات (نامههاي 25، 26، 51)
3 - شايستهسالاري (كساني را مسئول امور كارها برگزيده كه شايسته بودند نه آشنايان و فاميل را)
4 - توجه به مردم و اطلاعرساني و آگاه كردن مردم (گزارش كار دادن به مردم) (نامههاي 1، 38، 62)
5 - در صدور فرامين و وضع ماليات خود را به جاي ناتوانترين افراد قرار دهيد.
6 - به كارگزاران خود مينويسد: "در عين حال كه انجام وظيفه ميكنيد، مظهر رافت و عدالت باشيد."
7 - به مسئولين حكومت مينويسد: "از هواپرستي، مال اندوزي، تكبر و جاهطلبي و... دوري كنيد."
8 - كشورداري را از دينداري جدا ندانيد و شغل خود را جزء وظايف عبادي بشماريد.
9 - بر ضعيفان ببخشاييد و بر زخمهاي آنان مرهم گذاريد.
10 - به فرماندهان نظامي سفارشات اخلاقي ميكند:
الف - هيچ وقت جنگ را شما آغاز نكنيد، اول هدايت كنيد و... (نامه 1)
ب: مجروحان را به قتل نرسانيد (نامه 14)
ج: فراريان و آنها كه قدرت دفاع ندارند نكشيد (نامه 14)
د: زنان را اذيت نكنيد. هرچند آنها به شما بد بگويند (نامه 14).به عكس معاويه به فرماندهان خود اختيار تام داد.
نگاهي به نامههاي امام علي(ع) و معاويه
نويسنده و مورخ معروف مسيحي "جرجي زيدان" در كتاب "تاريخ تمدن اسلام" مينويسد: "ما علي بن ابيطالب و معاويه بن ابيسفيان را نديدهايم. تنها وسيلهاي كه ما را به ميزان ارزش وجودي آنها راهنمايي كند، نامههاي باقي مانده است كه امروز بهترين معرف شخصيت گوينده و نويسنده خويش است.
در نامههايي كه معاويه به عمال خود نوشته، هدف اساسياش اين بوده كه به آنها دستور دهد بهتر به مردم تسلط پيدا كنند و اموال آنها را چپاول كرده و زر و سيم بيشتري جمعآوري نمايند. سهم خود را بردارند و بقيه را براي او بفرستند، زيرا او از زر و سيم معجزات فراواني ديده است!
ولي علي بن ابيطالب(ع) در تمام نامههاي خود كه به فرمانداران و استانداران خود نوشته است، بيش از همه چيز آنها را به پرهيزگاري و ايمان استوار و برگزاري نماز و روزه و امر به معروف و نهي از منكر سفارش ميكند و تاكيد مينمايد كه نسبت به زيردستان و فقيران و نيازمندان و قرض دادن ترحم و توجه بيشتري داشته باشند. اصرار ميورزد كه خدا را در همه حال ناظر اعمال خود بدانند و اين حقيقت را مدنظر قرار دهند كه دنيا ناپايدار است و شايسته دلبستگي نيست.
منابع
من ضیعه الاقرب