مرزدار
گفتاری معنوی از محمدحسین منتظری شاتوری

 

 28)يارى خواستن از خداوند

اياك نعبد و اياك نستعين.»   «و استعينوا بالصبر و الصلوه. »( بقره:45)

قال موسى لقومه استعينوا بالله.» (اعراف:128)

واستعينه فاقه الى كفايته. خطبه 2،فراز1)

و استعينه على مداحر الشيطان ... خطبه 151/1

و استعينه على وظائف حقوقه. خطبه 190/1

اوصيكم عبادالله بتقوى الله... و ان تستعينوا عليها بالله .. خطبه 191/5

سیره بزرگان دین و اولیاء الهی در زندگانی خود مبین این مطلب است كه هیچ یاری كننده مستقلی جزء ذات باریتعالی نیست كه انسان بتواند با استمداد از وی، گردنه های سخت و صعب العبور را براحتی پشت سر بگذارد. ارباب تراجم در شرح حال مرحوم آیت الله نجفی قوچانی (ره) نوشته اند كه وی در مورد ایام تحصیل خود در نجف می گوید: « شب پنج شنبه آمدم به حجره بدون غذا و بدون پول و به قدر هفت هشت سیر لقمه نان خشكه در كنارهاى طاقچه جمع شده بود گفتم : البته تا خدا چشمش به اینها است كارى نخواهد كرد، اینها را هر چه زودتر باید از بین برد، با چند لقمه آن شب سد رمق نمودم، باقى را صبح بردم به یكى از سقاها دادم كه به حیوان خود بدهد. به خدا عرض كردم : كه در حجره نان خشك نیست كه خیالت راحت باشد، اكنون یا موت است یا نان دادن ، آن روز از طرف خدا خبرى نشد و شب را بشرح ایضا. صبح چایى گذاشتم دیدم قوه جاذبه از كار افتاد و ابدا میل به چایى ندارم، گاهى كه آب مى خوردم تا زیر ناف سردى آب را احساس مى كردم و در آن وقت علفى و پوست خربزه اى پیدا نمى شد كه سد رمق كنم، ولى قلبم روشن بود، جمادات و در و دیوار مى خواستند با من حرف بزنند. و در پنهان كردن امر خود در نزد رفقا جدیت مى كردم حتى در وقت غذا خوردن به منزل نمى آمدم ، روز سیم بود كه غیر از آب غذایى به من نرسیده بود به خیالم رسید كه حفظ جان واجب است، براى اسقاط تكلیف بروم از كسى قرض بخواهم، رفتم به چند نفر گفتم: فلانى اگر دارى قرانى به من قرض بده . گفتند نداریم برگشتم به حجره گفتم : خدایا حالا چه مى گویى من نان دادن را منحصر به تو مى دانم و حاضرم براى همه قسم پیشامد، تو فكر خود كن . ظهر روز چهارم دید از خودش لجبازتر هم هست ، دو تومان پول به توسط كسى فرستاد و شكم را از عزا درآوردم و با این گرسنگیها و ادبار دنیا و رو آوردن دنیا به طالبین آن فتورى در عزم و خطورى در خاطر كه باعث اندوه شود راه نمى یافت و مجدانه اشتغال به درس و بحث خود داشتم.سید محمد حسن نجفی قوچانی،سیاحت شرق ، ص 319)

29)بهشت پاداش ايمان و عمل صالح است

نساء:124) و من يعمل من الصالحات من ذكر او انثى و هو مومن فاولئك يدخلون الجنه و لا يظلمون نقيرا.

مريم:60) الا من تاب و امن و عمل صالحا فاولئك يدخلون الجنه و لا يظلمون شيئا.

نساء:13)... و من يطع الله و رسوله يدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها...

خطبه 167/فراز2) الفرائض ! الفرائض ! ادوها الى الله تودكم الى الجنه.

خطبه 16/فراز5).. الا و ان التقوى مطايا ذلل حمل عليها اهلها و اطعوا ازمتها فاوردتهم الجنه.

خطبه 191/6) فان التقوى فى اليوم الحرز و الجنه و فى غد الطريق الى الجنه.

در وصيتى، بعد از مراجعت از جنگ صفين راجع به ماترك و دارايى خود: «نامه 24/1) هذا ما امر به عبدالله على بن ابيطالب اميرالمومنين فى ماله ابتغاء وجه الله ليولجنى به الجنه و يعطينى به الامنه. »

30)گمراهى هاى زمان جاهليت

آل عمران:164) و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين.

خطبه 95/1) بعثه و الناس ضلال فى حيره ...

خطبه 196) بعثه حين الاعلم قائم و لا منار ساطع و لا منهج واضح.

خطبه 26) ان الله بعث محمدا- صلى الله عليه و اله- نذيرا للعالمين

31)بهشت و نعمت هايش هميشگى است

نساء:57 و 122) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا »                                                    رعد:35: مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ  تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا  تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوا»

خطبه 109/فراز30) فاما اهل الطاعه فاثابهم بجواره ...

خطبه 85/6) لا ينقطع نعيمها و لا يظعن مقيمها و لا يهرم خالدها...

32)خداوند براى هر چيزى مدتى قرار داده است

انعام:2)هو الذى خلقكم من طين ثم قضى اجلا و اجل مسمى عنده...

اوست كه شما را از گل آفريد سپس مدتى مقرر كرد و مدتى نيز به نزد او معين است.

يونس:49)لكل امه اجل اذا جاء اجلهم فلا يتساخرون ساعه و لايستقدمون.

رعد:2)و سخر الشمس و القمر كل يجرى لاجل مسمى.

احقاف:3: ما خلفنا السموات و الارض و ما بينهما الا بالحق و اجل مسمى.»      خطبه 183/4 و جعل لكل شى ء قدرا و لكل قدر اجلا ...

33)نكوهش بخل و امساك

ليل:8 -10) و اما من بخل و استغنى و كذب بالحسنى فسنيسره للعسرى. زود باشد كه براى او طريقه يى سختى پيش آريم.

محمد:38) و من يبخل فانما يبخل عن نفسه و الله الغنى و انتم الفقراء.

حديد:24) الذين يبخلون و يامرون الناس بالبخل و من يتول فان الله هو الغنى الحميد.

حکمت 126: عجبت للبخل ...

 

34)از نعمت زياد مست و مغرور نشويد

قصص:64) «وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ»چه بسيار از آبادى ها را هلاك كرديم كه رفاه معاش آنها را طاغى و سركش ساخته بود.

خطبه 64/8) نسال الله سبحانه ان يجعلنا و اياكم ممن لا تبطره نعمه.

نامه 33/4) و لا تكن عند النعماء بطرا و لا عند الباساء فشلا...

35)اطاعت خدا و رسول

احزاب:71) من يطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظيما.

نساء:85) من يطع الرسول فقد اطاع الله...

حكمت 96/2: إِنَّ وَلِيَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ 

 به حارث همدانى مى نويسد:

نامه 69/12 و اطع الله فى جمل امورك ...

خطبه 147/1) فبعث محمدا- صلى الله عليه و آله- بالحق ليخرج عباده من عباده الاوثان الى عبادته ...

 

36)حق و باطل

رعد:17)« أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا  وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ  كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ  فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً  وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ  كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ »

حكمت 376)« ان الحق ثقيل مرى ...

37)تفكر در تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آنها

يوسف:111) لقد كان فى قصصهم عبره لاولى الالباب.

در سرگذشت اينان بر خردمندان، عبرت و پند است.

حج 46: افلم يسيروا فى الارض فتكون لهم قلوب يعقلون بها او اذان يسمعون بها .

خطبه 192/79) و احذروا ما نزل بالامم قبلكم من المثلات بسوء...

همچنين در نامه يى به حارث همدانى مى نويسد:

نامه 69/1) و صدق بما سلف من الحق و اعتبر بما مضى ...

نامه 31/11) و اعرض عليه اخبار الماضين و ذكره بما اصاب من كان قبلك من الاولين ...

ودرفراز24 مى فرمايد: اى بنى، انى- و ان لم اكن عمرت ...

در فراز108همین نامه می فرماید:«استدل على مالم يكن ما قد كان

+نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

15)حسرت در قيامت و تقاضاى برگشت به دنيا

قرآن كريم بعد از آنكه به متابعت و پيروى از اوامر خويش دستور مى دهد و از عذاب ناگهانى برحذر مى سازد، مى فرمايد:

ان تقول نفس يا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله (زمر:56 -58)

فكانك قد بلغت المدى و دفنت تحت الثرى و عرضت عليك اعمالك بالمحل الذى ينارى الظالم فيه بالحسره (نامه /41/فراز14)

16)نيكى را به نيكى بهتر تلافى كنيد

«و اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن منها او ردوها ان الله كان على كل شى ء حسيبا. »(نساء:86)

اذا حييت بتحيه فحى باحسن منها و اذا اسديت اليك يد فكافئها بما يربى عليها و الفضل مع ذلك للبادى. (حكمت 62)

17)تا مردم بد نشوند نعمت خدا از آنها بر نمى گردد

ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم.»( رعد:11 )

و ايم الله ما كان قوم قط فى غض نعمه من عيش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها. (خطبه 178/فراز7)

18)در تنگدستى صدقه دهيد

«و من قدر عليه رزقه فلينفق مما اتاه الله لا يكلف الله نفسا الا ما اتاها سيجعل الله بعد عسر يسرا. »(طلاق:7)

و هر كه روزى او تنگ باشد، بايد از آنچه خدا به او داده است انفاق كند. خدا، هيچكس را بيش از آنچه به او داده، مكلف نمى كند. خدا از پس سختى آسانى قرار مى دهد.

« استنزلوا الرزق بالصدقه و من ايقن بالخلف جاد بالعطيه.» (حكمت 137)

«اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه. »(حكمت 258)

چون تنگدست گشتيد به وسيله ى صدقه دادن با خدا معامله كنيد.

19)هر كسى در گرو اعمال خويش است

طور:21: كل امرى ء بما كسب رهين.

هر كسى در گرو كارى است كه انجام داده است.

خطبه 232: «فَإِنَّكُمْ مُرْتَهَنُونَ بِمَا أَسْلَفْتُمْ وَ مَدِينُونَ بِمَا قدَّمْتُمْ »

شما در گرو آنچه پيش فرستاده ايد، مى باشيد و به خاطر آنها مجازات مى شويد.

20)خداوند بر انسان سختگيرى نكرده است

قرآن مجيد بعد از آنكه راجع به معاف بودن مريض و مسافر از گرفتن روزه دستور داده مى فرمايد:

بقره:185: يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر.

خدا براى شما آسانى مى خواهد و مشقت و سختى نمى خواهد.

حج:78: و ما جعل عليكم فى الدين من حرج.

خدا براى شما سختى و مشقتى در دين قرار نداده است.

على علیه السلام در هنگام مراجعت از جنگ صفين ضمن جوابى كه به مرد شامى داده است، مى فرمايد:

حكمت 78/فراز2: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْيِيراً وَنَهَاهُمْ تَحْذِيراً وَكَلَّفَ يَسِيراً وَلَمْ يُكَلِّفْ عَسِيراً»

خداوند به كار آسان تكليف كرده و به كار دشوار دستور نداده است.

21)در خرج كردن ميانه روى كنيد

قرآن كريم ضمن بيان صفات بندگان حقيقى خدا مى فرمايد:

فرقان:67: والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما.

و كسانى هستند كه چون خرج كنند، اسراف نكنند و بخل نورزند و ميان اين دو معتدل باشند.

حكمت 33: «كُنْ سَمْحاً وَلَا تَكُنْ مُبَذِّراً وَكُنْ مُقَدِّراً وَلَا تَكُنْ مُقَتِّراً.».

بخشنده باش ولى نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش.

22)رفتار و گفتار انسان بر ضميرش گواهى مى دهد

قرآن مجيد درباره منافقين كه خلاف آنچه در دل داشتند به زبان مى آوردند، خطاب به پيغمبر اكرم مى فرمايد:

محمد:30: فلعرفتهم بسيماهم و لتعرفنهم فى لحن القول.

آنها را به وجناتشان شناختى و آهنگ گفتارشان مى توانى بشناسى.

حكمت 26: «مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَصَفَحَاتِ وَجْهِهِ.»كسى چيزى را در دل پنهان نمى كند مگر آنكه در سخنان بى انديشه و پرده هاى رخسارش هويدا مى گردد.

23)در راه خدا از سرزنش باك نداشته باش

مائده:54: «فسوف ياتى الله بقوم... يجاهدون فى سبيل الله و لا يخافون لومه لائم. »

در راه خدا كارزار كنند و از ملامت ملامتگران نهراسند.

نامه 31/فراز15)« و جاهد فى الله حق جهاده و لا تاخذك فى الله لومه لائم. »

در راه خدا جهاد كن، جهادى كه شايسته ى اوست و در راه خدا از سرزنش ملامتگر باك نداشته باش.

24)منت گذاشتن احسان را باطل مى كند

بقره:264: يا ايها الذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الاذى.

شما كه ايمان داريد صدقه هاى خويش را با منت و اذيت باطل نكنيد.

« و اياك و المن على رعيتك باحسانك... فان المن يبطل الاحسان... ن 53/فراز146)

بپرهيز از اينكه به احسانى كه مى كنى بر رعيتت منت گذارى... زيرا منت گذاشتن احسان را باطل مى كند.

25)دليل زنده شدن پس از مرگ

يس:78 و 79: و ضرب لنا مثلا و نسى خلقه قال من يحيى العظام و هى رميم؟ قل يحیيها الذى انشاها اول مره.

روم:27: و هو الذى يبدو الخلق ثم يعيده و هو اهون عليه...

حكمت 121: و عجبت لمن انكر النشاه الاخرى و هو يرى النشاه الاولى.

26)اگر خدا دست انسان را نگيرد به گناه مى گرايد

قرآن حكيم از قول حضرت يوسف علیه السلام نقل مى كند:

« وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی  إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی  إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ» يوسف:53

نامه 53/فراز4 «أَمَرَهُ أَنْ يَكْسِرَ نَفْسَهُ مِنَ اَلشَّهَوَاتِ وَ يَزَعَهَا عِنْدَ اَلْجَمَحَاتِ فَإِنَّ اَلنَّفْسَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ اَللَّهُ »                          هنگام شهوات، نفس خود را فرونشان و هنگام سركشى ها بازش دار زيرا نفس به گناه فرمان مى دهد مگر آن را كه خدا رحم كند.

سعدی:«بزرگی را پرسیدم در معنی این حدیث که اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک گفت: بحکم آنکه هر آن دشمنی را که با وی احسان کنی دوست گردد مگر نفس را که چندانکه مدارا بیش کنی مخالفت زیادت کند          مراد هرکه بـرآری مطیع امر تو گشت                                                                                                                                          خلاف نفس، که فرمان دهد چو یافت مراد»

عطار: اگر صد سال روز و شب ریاضت می‌کشی دایم   

       مباش ایمن یقین می‌دان که نفست در کمین باشد

مولوی: مادر بتها، بت نفسِ شماست                       زانکه آن بت مار واین بت اژدها ست

آهن وسنگ است نفس وبت،شرار                          آن شرار از آب می گیرد قرار

بت سیاها به ست اندر کوزه ای                              نفس، مرآبِ سیه راچشمه ای

صد سبو را بشکند، یک پاره سنگ                       وآب چشمه، می رهاند بی درنگ

بت شکستن سهل باشد، نیک سهل                        سهل دیدن نفس را، جهل است جهل

ای شهان،کشتیم ما خصم برون                  ماند خصمی زو بتر در اندرون

شتن این کار عقل وهوش نیست                شیر باطن ،سُخرۀ خرگوش نیست

دوزخ است این نفس ودوزخ اژدهاست          کاو به دریا ها نگرددکم وکاست

هفت دریا را در آشامد هنوز                     کم نگردد سوزش آن خلق هنوز

سنگها وکافران سنگدل                           اَندر آیند اندر او زار وخجل

چونکه جزو دوزخ است این نفس ما            طبع کل دارد همیشه جزوها

چونکه وا گشتم زپیکار برون                    روی آوردم به پیکار درون

قد«رجعنا من جهاد الا صغیرم»                 بانبی اندرجهاد اکبریم

قوّت از حق خواهم وتوفیق زلاف                تا به سوزن برکنم این کوه قاف

 سهل شیردان که صف ها بشکند                شیر،آن است آن،که خودرا بشکند

27)اولين سفارش پدر به پسر نهى از شرك است

و اذ قال لقمان لابنه و هو يعظه يا بنى لاتشرك بالله ان الشرك لظلم عظيم.»(لقمان:12)

امام در بسترشهادت خطاب به فرزند

وصيتى لكم ان لا تشركوا بالله شيئا. »( نامه 23)

و نيز در حال احتضار « اما وصيتى فالله لا تشركوا به شيئا. » خطبه 149)

+نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

1)حمد و ستايش خداوند

الحمدلله بيست و دوبار در قرآن و سى و يك مورد در نهج البلاغه آمده است، 

سوره هایی که با الحمد شروع شده حامدات  نام دارد: ( انعام، حمد،کهف، سبا، فاطر. )

1/1- « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ (انعام/1)

1/2- «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ »(سبا/1)                                                            

1/3- «الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»(فاطر/1)    

  1/4- «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا »  (کهف /1)

حمد و ستايش الهى در قرآن و نهج البلاغه ، در شش مورد آمده است

1)در موقع بيان نعمتى از نعم الهى:       

     « الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلاأَنْ هَدَانَا اللّهُ »(اعراف/43) وآیه اول انعام؛  فاطر /1                         

«اَلْحَمْدٌلِلَّهِ النّاشِرِ فِی الْخَلْقِ فَضْلَهُ وَ الْباسِطِ فیهِمْ بِالْجُودِ یَدَهُ» (خطبة 99.)

2) هنگام ذكر صفات الهى

« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ (انعام/1) و(سبا/1)

 «اَلْحَمْدُ لِلّهِ اَلَّذِى لا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقائِلُونَ» (خطبه 1)

« اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِكْرِهِ» (خ157/1)  الْحَمْدُ لِلَّهِ الدَّالِّ عَلَى وُجُودِهِ بِخَلْقِهِ وَ بِمُحْدَثِ خَلْقِهِ عَلَى أَزَلِيَّتِهِ خطبه (152)                                                  الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ مَصائِرُ الْخَلْقِ وَ عَواقِبُ الْاءَمْرِ، نَحْمَدُهُ عَلَى عَظِيمِ إِحْسانِهِ،(خ 181)                            « الحمد لله الّذی لا تدرکه الشّواهد و لا تحویه المشاهد ... (خطبه 185)

3) زمان تذكر نعمت و احسانى كه از جانب خداوند به انسان ارزانى شده است مانند آيه:« الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعَاء »ابراهیم/39

أَحْمَدُهُ اسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اسْتِسْلَاماً لِعِزَّتِهِ..» خ2/1

4)موقعى كه بلا و مصيبتى از انسان دفع شود، مانند: «الْحَمْد لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَن» فاطر:34

5)در اوقات مخصوصى از شبانه روز مانند آيه                «و سبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب»( ق:39  ) الحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّمَا وَقَبَ لَيْلٌ وَ غَسَقَ »خ48/1

6) درهرحال

الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ إِنْ أَتَى الدَّهْرُ بِالْخَطْبِ الْفَادِحِ...خ35/1

نحمده فی چجمیع اموره...خ100

نحمده علی آلائه کمانحمده علی بلائه...خ 114

الحمدلله علی کل حال  نامه 9/فراز8

2)دين پسنديده خدا اسلام است

آل عمران:19: ان الذين عندالله الاسلام.                          آل عمران:85: «و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرين. »                                       مائده:3: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا. »

خطبه 198/فراز12: « ثُمَّ إِنَّ هذَا الْإِسْلامَ دِينُ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفاهُ لِنَفْسِهِ... »

خطبه 161/4: فمن يبتغ غير الاسلام دينا ...

3)پيغمبر اسلام در زمان فترت مبعوث شد

مائده:19: يا اهل الكتاب قد جائكم رسولنا يبين لكم على فتره من الرسل.

خطبه (89 وسه جای دیگرنهج خ158وخ 94/7 وخ 133/4) « أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ. »

«فترت» مراد انقطاع وحى و فاصله يى كه بين آمدن پيغبمران حاصل مى شود.

4)قرآن را با ترتيل قرائت كنيد

«ترتيل» را مفسرين شمرده شمرده و بدون شتاب خواندن،

*خداوند متعال بعد از آنكه به پيغمبر اكرمش امر به قيام ليل مى كند، مى فرمايد: و رتل القرآن ترتيلا.( مزمل:20(

*اما الليل فصافون اقدامهم تالين لاجزاء القرآن يرتلونه ترتيلا. (خ193)

5)خلقت انسان بيهوده نيست

«افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون؟ (مومنون:115)

«فان الله سبحانه لم يخلقكم عبثا و لم يترككم سدى. خطبه 194/5)

6)شكر نعمت نعمتت افزون كند

«و اذ تاذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد. » (ابراهيم:7)

« إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْر» حكمت 13

«إِنَّ لِلَّهِ فِي كُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً، فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا، »(حكمت 244 )

الهی قمشه ای:

چو او را دولت و نعمت شود يار
                                    گزارد منعمش را شکر بسيار

نگردد غره دولت چو جاهل
                                    که از منعم به نعمت گشته غافل

مبند اي جان اگر منعم شناسي
                                      در نعمت به قفل ناسپاسي

فراون گو سپاس ايزدي را
                         ز ايزد خواه فيض سرمدي را

چو گوئي شکر بر نعمت فزايند
                     در صد لطف بر رويت گشايند

به هر عضوي سپاسي بايد گفت
                   نه تنها با زبان اين در توان سفت

که از هر موئي ار گوئي ثنائي
                           هنوز اندر سپاسش بينوائي

 

7)اندازه گيرى روزى مخلوق به دست خدا است

الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر. (رعد:26)

نحن قسمنا بينهم معيشتهم فى الحيوه الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات. (زخرف:34)

و قدر الارزاق فكثرها و قللها و قسمها على الضيق و السعه فعدل فيها.

(خطبه 91/فراز85)

سعدی:نگارنده ی کودک اندرشکم         نویسنده ی عمروروزیست هم

8)خدا هر گناهى را به يك و هر حسنه يى را به ده حساب مى كند

من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسيئه فلا يجزى الا مثلها و هم لا يظلمون. (انعام:160)

و لم يوئسك من الرحمه بل جعل نزوعك عن الذنب حسنه و حسب سيئتك واحده و حسب حسنتك عشرا. »( نامه31/فراز67)

9)گناه شرك آمرزيده نمى شود

«ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء و من يشرك بالله فقد افترى اثما عظيما. »(نساء:48)

«فاما الظلم الذى لا يغفر فالشرك بالله قال الله سبحانه: «ان الله لا يغفر ان يشرك به».(خطبه 176/فراز32)

10)ترغيب و تشويق به دعا

و قال ربكم ادعونى استجب لكم. (غافر/60)

و اذا سئلك عبادى عنى فانى قريب اجيب دعوه الداع اذا دعان. (بقره/186)

و اعلم ان الذى بيده خزائن السموات و الارض قد اذن لك فى الدعاء و تكفل لك بالاجابه ...(نامه 31/فراز64)

و لا ليفتح على عبد باب الدعاء و يغلق عنه باب الاجابه. (حكمت 435)

نمى شود كه خدا بر بنده يى در دعا را بگشايد و در اجابت را بر او ببندد.

 

11)نتيجه خوبى و بدى كار انسان به خود او باز مى گردد

ان احسنتم لانفسكم و ان اساتم فلها. (اسراء/7)

فمن اهتدى فلنفسه و من ضل فانما يضل عليها. (زمر/41)

من كفر فعليه كفره و من عمل صالحا فلا نفسهم يمهدون. (روم:44)

و لن يفوز بالخير الا عامله و لا يجزى جزاء الشر الا فاعله. (نامه 33/فراز3)

و هرگز به خير و نيكى نرسد مگر نيكوكار و هرگز كيفر بدى نبيند مگر بدكردار.

 

12)متاع دنيا چيست و ذخيره آخرت كدام است؟

المال و البنون زينه الحيوه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثوابا و خير املا. (كهف:46)

ان المال و البنين حرث الدنيا و العمل الصالح حرث الاخره. (خ 23/فراز5)

13) امتحان خداوند از مخلوق مسلم است

«احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم.» (عنكبوت:2 و 3)

«ايها الناس ان الله قد اعاذكم من ان يجور عليكم و لميعذكم من ان يبتليكم.» (خطبه 102/فراز11)  

14)فرستادن پيغمبران براى اتمام حجت است

قرآن ازذکرنام دوازده نفر از پيغمبران: «رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس على الله حجه بعد الرسل. »(نساء:165)

بعث رسله بما خصهم به من وحيه »(خ  144)

+نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

1-مراحل انقلاب حسینی:

الف: آغاز حکومت یزید وشروع قیام امام حسین(ع) در مدینه(نیمه های رجب سال 60 هجری)

ب: هجرت وحرکت به سمت مکّه                                        1)وداع با مزارهای پیامبر، مادرومزار در شب ۲۷رجب ۶۰   2)سپردن وصیّت‌نامه‌ی به برادرش محمد حنفیّه. بابیان اهداف نهضت وقیام خود 3) وداع  با ام السّلمه وحرکت به طرف مکه شب ۲8رجب سال ۶۰هجری( دوروز مانده از ماه رجب)؛با۲۲۸ نفر و ۲۵۰شتر، ۴۰محمل با پوشش‌های حریر و دیبا، از مجموعه‌ی ۲۵۰ شتر، ۷۰شتر برای حمل چادرها، ۴۰ شتر برای حمل ظروف و وسایل زندگی، ۳۰ شتر ویژه‌ی آب، ۱۲ شتر، درهم و دینار و پارچه‌ها و زعفران و عطر و لباس‌ها و بُرد یمانی، ۵۰ شتر برای زنان و کودکان همراهان و بقیه‌ی شترها برای حمل دیگر وسایل زندگی. امام به قیس بن سعد عباده سپرده بود که با دویست مرد در پی وی بیاید.

به امام پیشنهاد حرکت از بیراهه داده شد ولی فرمود: نه به خدا از راه راست به در نروم تا خداوند آن‌چه خواهد میان ما حکم کند.   فاصله‌ مدینه تا مکّه ( طول راه ): حدود ۴۰۰ کیلومتر (۷۰ فرسنگ)

ج: ورود به مکّه : شب جمعه، سوّم شعبان

عمرو بن سعید ، فرماندار مکّه به یزید نامه نوشت و خبر ورود ابا عبدالله الحسین(ع) را به مکّه اطّلاع داد.

برنامه‌های آغازین ابا عبدالله در مکّه : ۱- زیارت کعبه              2-دیدار با مردم ۳- زیارت قبر حضرت خدیجه (ع)                    4- روشنگری و سخنرانی

مدّت توقّف در مکه: ماه‌های شعبان، رمضان، شوّال، ذی القعده و هشت روز ذی الحجّه (مجموعاً حدود ۱۲۵روز).

 

د:  آغاز قیام در کوفه و ارسال نامه: اندکی پس از مرگ معاویه و دریافت خبر امتناع امام حسین(ع) از بیعت یزید، قیام کوفه آغاز شد. دریافت نخستین نامه‌ها: در دهم ماه مبارک رمضان، پس از ۳۷روز استقرار امام در مکّه .

حرکت مسلم بن عقیل  به کوفه در پانزدهم ماه مبارک رمضان، سه روز پس از دریافت آخرین نامه‌های اهل کوفه به‌عنوان سفیر امام  

سفارش‌های امام به مسلم: ۱- پرهیزگاری ۲- پنهان‌کاری(مراقبت)  ۳- نرمش و مدارا ۴- در صورت اتّحاد و همدلی مردم کوفه، اطلاع برای آمدن به کوفه ۵- منزل کردن نزد مطمئن ترین افراد

ورود به کوفه: پنجم شوّال، خانه‌ مختار  .

حداقل تعداد بیعت کنندگان هجده هزار، وتا هشتاد هزار نوشته‌اند.

برنامه‌ مسلم در کوفه: ۱- خواندن نامه‌ امام ۲- بیعت گرفتن از مردم ۳- روشنگری و بیان مفاسد بنی امیّه و فضایل اهل بیت(ع)

عکس العمل‌ها:1) اعلام وفاداری بزرگان مانند مسلم بن عوسجه                                                                                                2)نامه نگاری وابستگان نظام اموی، مانند عمر سعد بن ، محمّد بن اشعث، 3- نامه نگاری مسلم بن عقیل و اعلام وفاداری مردم کوفه به اباعبدالله الحسین(ع)، بیست و هفت روز قبل از شهادت.

4- حکم یزید به عبیدالله  برای حکومت کوفه ، با حفظ سمت بصره

۵ورودعبیدالله بن زیاد بامکرونیرنگ، با عمامه سیاه، نقاب بر چهره، در هیئتی شبیه به امام، وارد کوفه ودارالاماره شد.

هجده هزار نفر ؛ در حالی که تمام یاوران عبیدالله بن زیاد، دویست نفر بودند و عبیدالله تهدید کرد که سپاه شام دارد می آید و یک گروه گسسته شدند و بعد گفت: هر کس بماند، حقش از بیت المال قطع خواهد شد که با این سخن، گروه دیگری گسسته شدند. پس از آن از انگیزه عاطفی خانم ها استفاده کرد و گفت: خانم ها! شوهرهایتان اگر بمانند، ما آنها را به شام یا عمان، تبعید خواهیم کرد و بدین طریق زن ها به شوهرهایشان می گفتند: بقیه هستند؛ با تو یکی که مشکل حل نمی شود . وقتی مسلم وارد مسجد شد، پانصد نفر همراهش بودند. هنگامی که خواست نماز را شروع کند، افراد به صد نفر نمی رسیدند. وقتی نماز مغرب را خواند، فقط سی نفر پشت سرش بودند. هنگامی که سجده شکرش را به جای آورد، ده نفر ماندند و وقتی از مسجد خارج شد، ده نفر هم رفتند و دیگر تنهای تنها شده بود. ..                         سفير حسين سرگردان در كوچه‌هاي تاريك كوفه .

خانه‌ «طوعه» بود و منتظر فرزندش بود كه به همراه مردم از خانه بيرون رفته بود. مسلم بر زن سلام كرد و از او آب خواست. طوعه به او آب داد و به داخل خانه رفت. دوباره كه بيرون آمد مسلم را ديد كه بر در منزل نشسته است. گفت: «اي بنده خدا اگر آب نوشيدي نزد خانواده خود رو». مسلم خاموش ماند. زن ، دوباره و سه‌باره سخن خود را تكرار كرد. مسلم برخاست و گفت : «من در اين شهر خانه و خانواده‌اي ندارم. من مسلم بن عقيل‌ام. اين قوم به من دروغ گفتند و مرا فريب دادند و از مأمن خود بيرون آوردند». پيرزن، مسلم را به داخل خانه برد؛ فرشي برايش گسترد و طعامي فراهم نمود. اما مسلم شام نخورد و خوابيد و در عالم رؤيا عموي خود «اميرالمؤمنين علي(ع)» را ديد كه به وي گفت : «بشتاب كه تو فردا نزد ما خواهي بود».

  از سوي ديگر، عبيدالله كه پراكنده‌شدن مردم را ديد جرأت پيدا كرد از قصر خارج شد و به مسجد آمد و براي پيدا كردن مسلم هزار دينار جايزه تعيين كرد.

فرزند طوعه كه به خانه برگشت از وجود مسلم در منزل با خبر شد و با طلوع فجر خبر را به دشمنان رساند. عبيدالله گروهي متشكل از ده‌ها سپاهي را براي دستگيري او فرستاد.

  مسلم مشغول عبادت بود كه لشكريان به منزل طوعه رسيدند. هنگامي كه وي صداي شيهه اسبان را شنيد دعاي خود را به شتاب تمام كرد و زره پوشيد و به مقابله با لشكر به بيرون شتافت؛ مبادا كه خانه پيرزن را بسوزانند.

 مسلم كه مردي جنگاور بود تعداد زيادي از نامردان كوفي را كشت.آنان دسته‌جمعي بر او حمله كردند و از بام‌ها نيز سنگ بر او مي‌زدند تا سرانجام بر اثر شدت جراحات و تشنگي و نيزه‌اي كه از پشت بر او فرود آمد بر زمين افتاد و اسير شد. ايشان را به دارالحكومه بردند.

 مسلم بن عقيل هنگامي كه دربند شد باگفتن «انا لله و انا اليه راجعون» شروع به گريه كرد. ودرپاسخ علت گریه گفت : «به خدا سوگند كه از كشته‌شدن باك ندارم و براي خود گريه نمي‌كنم؛ من براي خاندان پيامبر كه به اينجا مي‌آيند و براي حسين و آل او گريه مي‌كنم»

  مسلم را به دستور عبيدالله بر بام قصر دارالاماره بردند، در حالي كه تسبيح خداوند مي‌گفت و استغفار مي‌كرد.

  سپس او را گردن زدند و ابتدا سرش و بعد بدنش را از بام به زير افكندند تا مردم ببيند و آنگاه بدن مباركش را در انظار پيمان‌شكنان كوفه آويزان كردند.

من از فراز بام كنم جان نثار تو

                        كوفي ز بام، سنگ نمايد نثار م                  عوامل شکست قیام مسلم بن عقیل علیه السلام در کوفه)

مسلم بن عقیل برای رعایت تدابیر   امنیتی، مخفیانه وارد شهر شد

 نامه مولای خود امام را برای آنان خواند.   کوفیان سراپا گوش شدند و با اشتیاق به کلمات امام گوش می دادند. اشک در چشمان   همگی آنان حلقه زده بود. سپس پیش آمدند و با فرستاده امام، بیعت کردند. به دنبال   آن، حاضران نیز با آن جناب، هم پیمان شدند.

اما دشمن نیز بیکار ننشست ,واقداماتی   ،ازجمله:

1)سخن چینی و جاسوسی امویان

نعمان بن بشیر، والی کوفه بودفرد مسالمت جوو خشونت گریز. اما طرفدار ان     بنی   امیه و نیز جاسوسان امویان طی مکاتباتی، مراتب امر را به اطلاع حکومت مرکزی شام   رسانیدند؛و یزید را از بی کفایتی نعمان در سرکوب مخالفان آگاه ساختند؛ از جمله   آنان عمر بن سعد، محمّد بن اشعث

2)روی کار آمدن عبید اللّه

 یزید که از همه جا بی خبر بود، پس از آگاهی از   اخبار کوفه، برآشفته و پریشان شد. او که سبکسر و ناپخته بود، هیچ اقدامی را بهتر   از سرکوبی سریع ندید؛ اما برای این کار «تیغی برّنده در دست وحشی ای مست!» لازم   بود. او برای این کار با مشاور خود سرژیوس مسیحی مشورت کرد.واو عبید اللّه بن زیاد راپیشنهادداد

لذابرایش نوشت: پیروان من در کوفه برایم نامه ای نوشته اند مبنی   بر اینکه پسر عقیل در کوفه به جمع آوری سپاه مشغول شده است تا در میان مسلمانان   اختلاف بیندازد؛ چون نامه مرا خواندی رهسپار کوفه شو و پسر عقیل بیاب و او را در   بند کن و یا بکش سپس نامه را به مسلم بن عمرو باهلی داد تا به او برساند.

نسب عبید اللّه

  عبید اللّه بن زیاد بن ابیه در سال 39 هجری به   دنیا آمد. نسب چندان معلومی ندارد.وی ، فردی بی فرهنگ وبی بهره  از دانش، او حتی یک بیت شعر هم در خاطر نداشت.   او نزد همگان منفور و پلید بود؛ به دلیل شعور پایین و لکنت زبان، گاه وسیله خنده   و استهزای اطرافیان می شد. غیرازبه شهادت رساند امام جنایات دیگری چون: قتل مسلم   بن عقیل علیه السلام ، هانی بن عروه، میثم تمار، رشید هجری، قیس بن مسهر، عبد   اللّه بن یقطر، قتل عام توابین، و... بسیاری دیگر از دوستداران اهل بیت علیهم   السلام مرتکب شد.

بامکرواردکوفه شد تاهم جوانب امنیتی را رعایت کند وهم مردم کوفه   را بیازماید و استقبال آنها را از امام نظاره گر باشد تا آنها را محک زده،

3)بکارگیری شبکه جاسوسی پیشرفته

عبید اللّه، عریفان کوفه را جمع کرد و با آنان جلسه ای تشکیل داد.

عریفان، کار مأموران مخفی امنیت و اطلاعات امروز را انجام می دادند.   هر عریف، مسئولیت اطلاعاتی و امنیتی افراد گروه خود را ـ که بین ده تا پنجاه نفر   بودند ـ بر عهده داشت. آنان لیستی از اسامی این افراد در اختیار داشتند و باید   تمام حرکات و رفتارهای آنان را تحت نظارت بگیرند و کوچک ترین حرکتهای مخالفت   آمیز آنان با حاکمیت را گزارش کنند. البته آنان صرفا جاسوس نبودند؛ اما جاسوسی   از وظایف مهمشان بود.

از جمله مسئولیتهای آنان، پرداخت حقوق افراد گروه خود از بیت   المال و اخذ مالیاتهایشان بود. حذف نام مردگان

از دیگر وظایف مهم آنان، تشویق و ترغیب مردم و بسیج آنان برای   شرکت در جنگها بود. قطعِ حقوق و مزایای افراد غایب در جنگ

در جلسه ای به عریفان گفت: همه شما بایستی   لیستی از مخالفان و نفاق پیشگان و خوارج و افراد مورد غضب امیر مؤمنان یزید برای   من تهیه کنید.

4)ایجاد فضای رعب و وحشت

عبید اللّه با در پیش گرفتن سیاست   ایجاد رعب و وحشت، فضای سنگین و خفقان زده ای بر کوفه حاکم کرد.

5)نفوذدشمن به تشکیلات  به منظوریافتن مکان مسلم وشناسایی چهره های   بانفوذ

      

 

+نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

بی حجابی والدین نسبت به فرزندان
 
 
برخی از مادران، فرزندان دختر خود را که به بلوغ شرعی نرسیده‌اند با سر و پای برهنه درخیابان‌ها و مجالس در حضور نامحرمان می‌آورند، مستدعی‌ است وظیفه‌ی والدین را در قبال فرزندان خود بیان بفرمایید و این بی‌اعتنایی چه صورت دارد؟

حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی: بر پدر و مادر است که فرزندان خود را با آداب و رسوم اسلامی و وظایف شرعی آشنا کنند و چنانچه موارد مذکور موجب تهییج و مفسده شود، اگر چه بچه ممیز نباشد، باید آنان را بپوشانند و حفظ کنند تا جامعه آلوده و بی‌بندوبار نشود.
 
حضرت آیت‌الله سیستانی: بر غیر بالغ، پوشیدن واجب نیست؛ ولی پدر و مادر لازم است که فرزند خود را به رعایت آداب و شئون اسلامی وادار نمایند و در تربیت صحیح شرعی آنان بکوشند.
 
حضرت آیت‌الله بهجت:  تمرین اطفال بر وظایف شرعیه به عهده‌ی والدین است.

حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:کار صحیحی نیست و والدین موظف‌اند دختر را از کودکی به رعایت حجاب و گریز از نامحرم عادت دهند و اگر در این امر مسامحه کنند و دختر را نسبت به نامحرم بی‌تفاوت نمایند، شریک در معاصی دختر هستند. در حدیث وارد شده است که در مجلسی که حضرت رضا(ع) تشریف داشتند و عدّه‌ای نیز حضور داشتند، دختر بچه‌ای وارد شد؛ حضار در مجلس یکی یکی دختر را مورد نوازش قرار دادند، تا رسید به حضرت رضا(ع) آن حضرت از سن دختر سؤال کردند؛ گفته شد پنج سال دارد؛ حضرت دختر را از خود دور کرد و رفتاری که دیگران کرده بودند ننمودند؛ و اعمال آن بزرگوار باید برای زن مسلمان سرمشق باشد.
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی: بر پدر و مادر لازم است فرزندان خود را به مسائل اسلامی از زمان طفولیت آشنا کنند.
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

گاه کردن به زنهای بی حجاب و متهتک و بی پروا

√ سوال : نگاه کردن به زنهای بی حجاب و متهتک و بی پروا


آیت الله خامنه ای : نگاه به زن نامحرم جایز نیست مگر به صورت و دست‌ها تا مچ در صورتى که زینت و آرایش نشده باشد، و نگاه به آن هم با قصد لذّت و ریبه صورت نگیرد. و در این حکم فرقى بین استاد و غیر آن نیست.

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

شرایط ویژه امر به معروف و نهی از منکر

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |