مرزدار
گفتاری معنوی از محمدحسین منتظری شاتوری

الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ رسولَ اللّه صلى الله عليه و آله كانَ يأتي أهلَ الصُّفَّةِ وكانوا ضِيفانَ رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله ، كانوا هاجَروا مِن أهاليهِم وأموالِهِم إلى المَدينَةِ فأسْكَنَهُم رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله صُفَّهَ المَسجِدِ ، وهُم أربَعُمِائةِ رجُلٍ ، يُسَلِّمُ علَيهِم بالغَداةِ والعَشِيِّ ، فأتاهُم ذاتَ يومٍ فمِنهُم مَن يَخصِفُ نَعلَهُ ، ومِنهُم مَن يَرقَعُ ثَوبَةُ ، ومِنهُم مَن يَتَفلّى (و عدّه اى هم جامه هاى خود را از شپش پاك مى كنند) ، وكانَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَرزُقُهُم مُدّا مُدّا مِن تمرٍ في كُلِّ يَومٍ . فقامَ رجُلٌ مِنهُم فقالَ : يا رسولَ اللّه ، الَّتمرُ الّذي تَرْزُقُنا قَد أحْرَقَ بطُونَنا ! فقالَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله : أمَا إنّي لَوِ اسْتَطَعْتُ أنْ اُطْعِمَكُمُ الدُّنيا لَأطعَمْتُكُم ، ولكنْ مَن عاشَ مِنكُم بَعدي فسَيُغدى علَيهِ بالجِفانِ ويُراحُ علَيهِ بالجِفانِ ، ويَغدو أحَدُكُم في قَميصةٍ ويَروحُ في اُخرى ، وتُنَجِّدونَ بُيوتَكُم كما تُنَجَّدُ الكَعبَةُ . فقامَ رجُلٌ فقالَ : يا رسولَ اللّه ، إنّا إلى ذلكَ الزَّمانِ بالأشْواقِ ! فمَتى هُو ؟! قالَ صلى الله عليه و آله : زَمانُكُم هذا خَيرٌ مِن ذلكَ الزّمانِ ، إنَّكُم إنْ مَلَأتُم بطُونَكُم مِن الحَلالِ تُوشِكونَ أنْ تَملؤوها مِن الحَرام»

مستدرك الوسائل : ۱۲ / ۵۶ / ۱۳۴۹

امام كاظم عليه السلام : اهل صُفَّه ميهمان رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند . آنها خانمان خود را رها كرده به مدينه هجرت كرده بودند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهآنان را ، كه چهارصد مرد بودند ، در صحن مسجد اسكان داد . آن حضرت هر صبح و شام نزد ايشان مى رفت و بر آنان سلام مى داد . روزى بر صفّه نشينان وارد شد ، ديد يكى كفش خود را پينه مى كند ، ديگرى لباسش را وصله مى زند و عدّه اى هم جامه هاى خود را از شپش پاك مى كنند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر روز يك مُدّ (تقريبا يك چارك) خرما به آنها مى داد . مردى از ميان آنها برخاست و عرض كرد : اى رسول خدا ! خرمايى كه به ما مى دهى معده هاى ما را سوزاند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بدانيد كه اگر مى توانستم دنيا را خوراك شما كنم اين كار را مى كردم امّا كسانى از شما كه پس از من زنده بمانند صبح و شام غذاى سير خواهند خورد هركدام صبح يك پيراهن خواهيد پوشيد و شب پيراهنى ديگر و خانه هايتان را ، همانند كعبه ، بر افراشته و آراسته خواهيد كرد . مردى برخاست و گفت : اى رسول خدا ! من مشتاق چنان روزى هستم ! كى فرا خواهد رسيد ؟ فرمود : زمان كنونى شما بهتر از آن زمان است . شما اگر شكمهاى خود را از حلال پر كنيد هيچ بعيد نيست كه از حرام نيز آن را پر نماييد .

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |



   5)  دنیا زدگی

دست یافتن به مال و ثروت و چشیدن شیرینی دنیا، دست شستن ازارزش ها و مراعات نکردن حلال و حرام در کسب ها و در آمدها و انباشتن ثروت و افزودن مکنت ، از هر راه که باشد. ونتیجه این دنیازدگی، فراموشی خدا و آخرت و در نهایت، سقوط اخلاقی است و دور شدن از ساده زیستی و گرفتاری در دام تجمّلات.

رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم:

«لکنّی اخافُ اَنْ یُفْتَحَ عَلَیْکُمُ الدّنیا بعدی فَیُنْکِرُ بَعْضُکُم بَعْضاً و یُنکِرُکُم اَهلُ السّماء عند ذلک»( بحار ، ج 79، ص 137.)

و در بیانی دیگر چنین می فرماید:

«اِنَّ اَخْوَفَ ما اَتَخَوَّفُ علی امّتی مِنْ بعدی هذِه المکاسِبُ المُحرّمةُ و الشّهوةُ الخفیّةُ و الرّبا» (بحار ، ج 70، ص 158 )

سرمستی مال و طغیان ثروت، موجب  بر زمین خوردن و لغزیدن پای اراده وابتلاء به عیاشی و بی دردی «اَوْ یَظْهَرَ فیهمُ المالُ حتّی یَطْغَوا و یَبْطِرُوا» (بحار، ج 69، ص 63.) بیم آن دارم که... یا ثروت در میان آنان آشکار شود، تا آن جا که به طغیان و سرمستی برسند.

حوادث پس از رحلت پیامبر و مسابقه برخی از امت او در زراندوزی و دنیاطلبی و روی آوردن به کاخ و تجمّلات و عیش و نوش و... شاهدی بر درستی نگرانی رسول خدا از آینده امت خویش است.

و دربیان دیگری:
 «لَأنا لِفِتنَةِ السَّرّاءِ أخوَفُ علَيكُم مِن فِتنَةِ الضَّرّاءِ، إنّكُمُ ابتُلِيتُم بفِتنَةِ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم، و إنّ الدنيا حُلوَةٌ خَضِرَةٌ »راستى كه من از فتنه خوشى براى شما بيمناكترم تا فتنه سختى. شما به فتنه سختى درافتاديد و صبر كرديد، اما دنيا شيرين و فريباست.                           ونیزفرمود: «إنّ اللّه َ عَهِدَ إلَيّ أنْ لا يأتيَني أحدٌ مِن اُمَّتي بلا إله إلاّ اللّه ُ لا يَخْلِطُ بها شَيئا إلاّ وَجَبتْ لَه الجَنّةُ. قالوا: يا رسولَ اللّه ِ، و ما الّذي يَخْلِطُ بلا إله إلاّ اللّه ُ؟ قالَ: حِرْصا على الدُّنيا و جَمْعا لها و مَنْعا لها، يقولونَ قَولَ الأنبياءِ و يَعملونَ عَملَ الجَبابِرَةِ»  

ونیزفرمود:«لا تَزالُ لا إلهَ إلاّ اللّه ُ تَحجُبُ غَضَبَ الرَّبِّ عَنِ النّاسِ، ما لَم يُبالُوا ما ذَهبَ مِن دِينِهِم إذا صَلُحَتْ لَهُم دُنياهُم؛«لا إله إلاّ اللّه» همواره خشمِ خدا را از مردم باز مى دارد مگر زمانى كه چون دنيايشان آباد شد، ديگر برايشان مهم نباشد كه دينشان از بين برود.
ونیز: «لا إله إلاّ اللّه ُ تَمْنَعُ الِعبادَ مِن سَخَطِ اللّه ِ، ما لَم يُؤْثِروا صَفْقةَ دُنياهُمْ على دِينهِمْ؛ «لا إله إلاّ اللّه »، بندگان را از خشمِ خدا نگه مى‌دارد، به شرط آنكه كسب و كارِ دنياىِ خود را بر دين خويش ترجيح ندهند».
ودربیانی دیگرفرمود: «شِرارُ اُمَّتِي: الَّذينَ وُلِدوا فِي النَّعيمِ و غُذوا بِهِ، هِمَّتُهُم ألوانُ الطَّعامِ و ألوانُ الثِّيابِ، يَتَشَدَّقونَ فِي الكَلامِ»     بَدانِ امّت من آنانند كه در نعمت زاده مى شوند و با آن بار مى آيند؛ همّت‌شان صرف غذاها و جامه‌هاى رنگارنگ مى‌گردد و در سخن گفتن مراعات ديگران را نمى‌كنند».

و«أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتي زَهْرَةُ الدُّنيا و كَثْرَتُها» زرق و برق و وفور متاع دنياست.
و«أخْوَفُ ما أخافُ على اُمّتي: أنْ يَكْثُرَ لَهُمُ المالُ فَيَتَحاسَدُونَ و يَقْتَتِلُونَ»

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

 

4) بی توجهی به نیازمندان
«أَخَافُ أَنْ یُفْتَحَ عَلَیْکُمُ الدُّنْیَا بَعْدِی فَیُنْکِرَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَ یُنْکِرَکُمْ أَهْلُ السَّمَاءِ عِنْدَ ذَلِک‏» ( بحارالأنوار، ج۷۹، ص ۱۳۷)       

پس از من دنیا به روی شما گشوده شود (و به دنیا و ثروت برسید.) آنگاه یكدیگر را نشناسید! آن وقت است كه آسمانیان هم شما را نشناسند.                 

علل بی توجهی به مستمندان

1- عدم آگاهی ازآثارکمک به نیازمندان
2-حرص؛صفتی که آدمی را وادار بر جمع نمودن زائد از آنچه که به آن احتیاج دادردنماید.

3-بُخل؛امساک کردن از آن‌چه باید بذل کرد .
4-بی اعتمادی به خدا
دنیایی فکرکردن و معادله‌هارادر چارچوب برد و باخت( سود و زیان) دیدن، لذا خمس وزکات وصدقات را کاهش مال دانستن و خدارا که صادق‌ترین، بی‌نیازترین، قادرترین و... است و فرموده‌اند که احسان، باعث زیادی مال، رزق و آسایش شما خواهد شد .باورنداشتن
5- تشویق دوستان و اطرافیان ناباب.شیاطین ووعده های فقرو...

6-موقعیت و شأن اجتماعی کاذب .پیامبر با عده‌ای نشسته بودند فقیری وارد مجلس شد ثروتمندی خودراجمع وجورکرد(وبا اکراه و بی‌میلی و بی‌احترامی) حضرت او را مورد عتاب فرمودند و گفتند ترسیدی فقرا و به تو سرایت کند.

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

                                             

راه درمان ریا

۱  مطالعه و تفکر راجع به یگانگى مطلق خداوند.

۲  توجه به عجز و ناتوانى مخلوقات.   

3-تلقین این مطلب که مؤثرى در جهان غیر از خداوند نیست،

« لا مؤثر فى الوجود الا اللَّه».همه چیز،رزق، عطا، منع، غنا، فقر، مرض، سلامتى، ذلت، عزت، زندگى، مردن و. همه در دست خداوند است.

 ۴  تفویض و توکل به خداوند در کارها و تمرین در جهت تقویت آن.

 ۵  توجه به بی اعتباری و آفات امور دنیوی از قبیل مال و جاه و بیرون نمودن محبت دنیا و متعلقات آن از دل

    6-مبارزه با حبّ نفس؛ زیراخود را دوست داریم و همیشه مى‏خواهیم خواسته‏هایمان برآورده شود و مورد تکریم و ستایش دیگران واقع شویم.               

 7-توجه به اینکه ریا عمل و عبادت انسان را بی اثر می نماید

 ‏   8- قطع طمع از مردم و توجه به فقر و نیازمندى همه آنان به درگاه خداوند. یا أَیُّهَا اَلنَّاسُ أَنْتُمُ اَلْفُقَراءُ إِلَى اَللَّهِ وَ اَللَّهُ هُوَ اَلْغَنِیُ

9- پناه بردن به خداوند از شر شیطان و نفس اماره.

 10- اخفاى عمل در حد ممکن به خصوص در مستحبات. لازم به ذکر است واجبات بهتر است به صورت علنى انجام گردد، زیرا این کار خود موجب تزویج عمل خیر است.

11- توجه دائمى به الگوهاى اخلاص و سعى در تشابه آنها. این کار با مطالعه زندگى اولیاى الهى میسر است.

شهید آيت الله مطهري مي‌گويد: سيد علي خامنه‌اي نمونه‌اي ارزنده است كه براي آينده موجب اميدواري است.من از اخلاص آقاي خامنه‌اي تعجب مي‌كنم، ايشان هيچ به دنبال خودنمايي نيست كه بخواهد خودش را مطرح كند و خودش را نشان بدهد. من در جريان كميته استقبال از حضرت امام بيشتر به تقواي ايشان پي بردم.

 نشانه‌هاى اخلاص
1 .عدم توقع از دیگران(لانریدمنکم جزاء..  2- توجه به تکلیف، نه عنوان

3- پشیمان نشدن 4- عدم تاثیر استقبال یا بى‌اعتنایى

5- یکانگى ظاهر و باطن

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

) ریا

امام خمینی(ره): «ریا عبارت است از نشان دادن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده و یا اعمال حقه به مردم، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آن ها و اشتهار پیدا کردن نزد آن ها به خوبی و صحت و امانت و دیانت بدون قصد صحیح الهی».( شرح چهل حدیث، ص۳۵)

انواع ریا: در جهاد(انفال، ایه ۴۷)، نماز(نساء، ایه ۱۴۲؛ ماعون، آیات ۱ تا ۶) و انفاق های مالی (بقره، ایه ۲۶۴)

ریا در قرآن

ریا عملی زشت، ممنوع و حرام.(بقره، آیه ۲۶۴؛ نساء، آیات ۳۶ تا ۳۸؛ انفال، ایه ۴۷؛ کهف، ایه ۱۱۰؛ ماعون، آیات ۱ تا ۶)

آثار: حبط عمل.(بقره، ایات ۲۶۴ تا ۲۶۸)

رسول خدا : لایقبل الله عملا فیه مقدار ذرة من ریاء»!(معراج السعاده )

ونیزفرمود : در روز قیامت ریا کار را به چهار نام زشت می خوانند: ای کافر ، ای فاجر ، ای زیانکار ،ای خیانتکار ، عملت فاسد و اجرت باطل شده (همان)

عذاب الهی در قیامت(نساء، ایات ۳۶ تا ۳۸؛ ماعون، آیات ۴ و ۶)، محرومیت از محبت خدا(نساء، ایات ۳۶ تا ۳۸)، محرومیت از هدایت الهی(همان ؛ بقره، ایه ۲۶۴) و همدمی با شیطان در دنیا و آخرت (نساء، ایه ۳۸) از دیگر آثار ریاورزی است  

از همین رو فرمود: «اخوف ما اخاف علیکم الریا والشهوة الخفیة»

فردی گوید: رسول خدا را گریان دیدم، عرض کردم: چرا گریه می کنید؟ فرمود: « أَخَافُ عَلَی أُمَّتِیَ الشِّرْکَ فَقُلْتُ أَ یُشْرِکُونَ مِنْ بَعْدِکَ؟ فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُمْ لا یَعْبُدُونَ شَمْساً وَ لا قَمَراً وَ لا وَثَناً وَ لا حَجَراً وَ لَکِنَّهُمْ یُرَاءُونَ بِأَعْمَالِهِمْ وَ الرِّیَاءُ هُوَ الشِّرْک‏»

(مجموعه‏ورام، ج 2، ص 233.)

«إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ الشِّرْکُ الْأَصْغَرُ قَالُوا وَ مَا الشِّرْکُ الْأَصْغَرُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) هُوَ الرِّیَاءُ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِذَا جَازَى الْعِبَادَ بِأَعْمَالِهِمْ اذْهَبُوا إِلَى الَّذِینَ کُنْتُمْ تُرَاءُونَ فِی الدُّنْیَا فَانْظُرُوا هَلْ تَجِدُونَ عِنْدَهُمُ الْجَزَاء»( منیة المرید، ص ۳۱۷)      

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

 

پیامدهاى خطرناک و مخرب آرزوهاى دراز:

1ـ سرچشمه بسیارى از گناهان

زیرانیل به این آرزوها معمولا از طریق مشروع غیر ممکن است، حلال و حرام ،غصب حقوق دیگران، خوردن اموال یتیمان، کم فروشى، رباخوارى، رشوه و ...امام علی: «من طال امله ساء عمله »! و «اطول الناس املا اسوئهم عملا». ودر مقابل: «من قصر امله حسن عمله»

2ـ قساوت قلب

طول امل، انسان را از خدا غافل و به دنیا حریص  و آخرت او را به دست فراموشى مى‌سپارد و اینها همه اسباب سنگدلى و قساوت است و سنگدلی یعنی یاد خدا و آخرت به هیچ وجه در دل او نفوذ نمی‌کند.

به همین دلیل در حدیثى آمده است که خداوند به موسى(ع) فرمود: «یا موسى لاتطول فى الدنیا املک فیقسوا قلبک، و القاسى القلب منى بعید» .

3ـ نسیان اجل

طُولُ الْأَمَلِ یُنْسِی الْآخِرَةَ نسیان آخرت  یعنی توجهی به کمالات معنوی ندارد و طبیعتا چنین کسی روی سعادت را نخواهد دید.  

زندگى پررنج

هر قدر آرزوها طولانى تر ، تهیه مقدمات بیشترى را مى طلبد، و صرفه جویى بیشترى براى حفظ اموال و ثروت ها جهت رسیدن به آن و نتیجه این دو، یک زندگى توأم با درد و رنج و سخت گیرى بر خود و خانواده خود، امیرمؤمنان على(ع): «من کثر مناه کثر عنائه» و: «من استعان بالامانى افلس»

5 ـ زندگى ذلت بار
صاحبان آرزوهاى دراز علاوه بر رنج و تعب دائم ،براى رسیدن به مقصود خیالى در برابر هر کس و ناکس خضوع کنند

امیرمؤمنان: «ذل الرجال فى خیبة الامال» خوارى مردان در ناکامى آرزوهاست.

6 ـ محروم بودن از درک حقایق

آرزوهاى دراز همچون سرابى است که تشنگان را در بیابان زندگى به دنبال خود مى‌کشاند و تشنه تر مى‌سازد، بى آنکه به جایى برسند، این آرزوها چهره واقعیت‌ها را به گونه اى دروغین نشان مى‌دهد و انسان به خاطر آنها درک نمى‌کند کجاست و به کجا مى رود؟ امیرمؤمنان: «الامانى تعمى عیون البصائر»

7 ـ کفران نعمت

امیرمؤمنان على(ع): «تجنبوا المنى فانها تذهب ببهجة نعم الله عندکم، و تلزم استصغارها لدیکم و على قلة الشکر منکم» از آرزوهاى دراز بپرهیزید که زیبایى نعمت‌هاى الهى را از نظر شما مى‌برد و آنها را نزد شما کوچک مى‌کند و به کمى شکر(و کفران نعمت) از سوى شما منتهى مى‌شود!

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

 2) آرزوهای طولانی

«أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا یُخَافُ عَلَیْکُمْ خَصْلَتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ طُولُ الْأَمَلِ یُنْسِی الْآخِرَةَ»(وسائل‏الشیعة، ج۲، ص ۴۳۸)

و در بیان دیگری فرمود:

«شرُّ ما اَتَخَوَّفُ علیکم اِتّباعُ الهوی و طولُ الأمل، فاتّباع الهوی یَصرِفُ قلوبَکم عن الحقِّ و طولُ الأملِ یَصرِفُ هِمَمَکُم الی الدّنیا...    ( بحار ، ج 74، ص 117) بدترین چیزی که بر شما بیمناکم، پیرویاز هوای نفس و طول آرزوست؛ هواپرستی، دل هایتان را از حق برمی گرداند و آرزوی دراز، همت های شما را به دنیا مصروف می سازد...»

آرزو عامل حیات وتحرک ونشاط. رسول خدا: «الْأَمَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِی وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَةٌ وَلَدَهَا وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَرا»
امااگر از حد بگذرد آب بارانی راماندکه مایه غرق شدن خواهد شد.

ﺁﺭﺯﻭ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﻃﻐﻴﺎﻧﺶ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ              

                              ﻫﺴﺖ ﺩﺭﻳﺎ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻧﺶ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ                                                   ﮔﺮﭼﻪ ﻫﺮ ﻣﻴﻠﯽ ﻫﻤﺎﻳﻮﻥ ﻣﺮﻛﺒﯽ ﺍﺳﺖ

                              ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺟﻮﻻﻧﺶ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ

 مايه‌ي آبادي و هستي است آب     

                               سهمگين سيل خروشانش بد است

سردي و گرمي جهان را لازم است            

                              شدت بيجا و بحرانش بد است

تا بود اندازه هر چيز است خوب       

                             چون كه شد خارج زميزانش بد است

آرزوهای دور و دراز موجب غرق درتخیلات وفراموشی قیامت:                       طُولُ الْأَمَلِ یُنْسِی الْآخِرَةَ

آرزوی واهی موجب خود فریبی است. اگر انسان خود را فریب ندهد هرگز اسیر آرزوهای واهی نخواهد شد.

1ـ در حدیثى از پیامبر اکرم (ص) مى خوانیم: « أَرْبَعَةٌ مِنَ الشَّقَاوَةِ : جُمُودُ الْعَيْنِ ، وَقَسَاوَةُ الْقَلْبِ ، وَطُولُ الأَمَلِ ، وَالْحِرْصُ عَلَى الدُّنْيَا » چهار چیز است که نشانه شقاوت و بدبختى انسان است: خشک بودن چشمها (به گونه اى که هرگز از خوف خدا اشکى نریزد) و سنگدلى و آرزوهاى دراز و حرص بر دنیا.
2ـ در نهج البلاغه خطبه 147 نیز تعبیر گویایى در این زمینه دیده مى شود، فرمود: « وَ إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِطُولِ آمَالِهِمْ وَ تَغَيُّبِ آجَالِهِمْ حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ اَلْمَوْعُودُ اَلَّذِي تُرَدُّ عَنْهُ اَلْمَعْذِرَةُ وَ تُرْفَعُ عَنْهُ اَلتَّوْبَةُ »

 اقوامى که پیش از شما بودند و گرفتار عذاب شدند، فقط به خاطر آرزوهاى طولانى و فراموش کردن اجل و سرآمد زندگیشان بود تا آنکه عذاب موعود فرارسید، همان عذابى که با فرارسیدنش معذرت خواهى رد مى شود و درهاى توبه بسته خواهد شد.

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

پیروی ازهواهای نفسانی خفت وخواری،ذلت وزبونی دردنیا وآخرت رابه ارمغان می آورد

پیروان هوای نفس  درکربلا چه شدند؟

شمربن ذی الجوشن
از فرماندهان جنایتکار و بی رحم سپاه کوفه  ازمادری پلیدو بی عفت ازراه نامشروع به دنیا آمد. وی زشت رو و صورتی پر آبله وپیسی، در صفین در لشگر امام بود و ضربتی از سپاه شام خورد به گروه خوارج پیوست و همیشه کینه آل علی را در دل داشت و منتظر فرصت مناسبی بود تا این کینه و عقده های دلش را بیرون بریزد.درکربلاجنایات بیشماری رامرتکب تاجایی که روی سینه امام و...
سپاهیان مختار در ویرانه ای، او را محاصره کردند. سرنحسش راازبدن جداو جسم خبیثش را نزد سگان انداختند وباقیمانه اش راسوزاندند . در سال 66 هجری قمری زندگی پلید و لعینش خاتمه یافت.یعنی چهارتاپنچ سال باننگ وذلت...

حکیم بن طفیل طایی قطع کننده دستان قمربنی هاشم وزنندهعمودی از آهن به فرق آنحضرت .بعد از شهادت حضرت عباس علیه السلام حکیم جامه و سلاح او را به سرقت برداشت.وجزو 10 نفر دیگری که برابدا ن شهدا اسب تاختند .
بن كامل از فرماندهان سپاه مختار دستگيرش كردو او را برهنه كرد و دست بسته در كنار ديوار نگاه داشتند و آنقدر تير بر او زدند تا بمرد سپس سر او را به نزد مختار بردند
عبیدالله بن زیاد و ابن مرجانه
مادرش زنی مجوسی به نام مرجانه، که از زیاد، جدا شد و با مردی کافر ازدواج کرد و عبیدالله در خانه او پرورش یافت.
زیدابن ارقم گوید وقتی سر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت ، دستش لرزید سر برزانوی او افتاد . یک قطره خون تازه از آن چکید آن قطره رانش را سوراخ کرد و هرگز بهبود نیافت و همواره محل آن عفونی و بد بو بود . از همین رو عبیداله بهمراه خود عطر داشت تا کسی بوی گند تعفن بوی زخم پایش پی نبرد . ابراهیم ؛ فرمانده دلیر و شجاع سپاه مختار ، وی را به همراه بسیاری از سپاه اش اسیر کرد و خود دستور داد پاهای ابن زیاد را با آتش بسوزاند . سپس خنجر خود را برداشت و از گوشت های ابن زیاد می برید و بصورت نیمه پخته بخورد ابن زیاد می داد و هرگاه امتناع از خوردن می کرد ، خنجر بر بدنش فرو می برد . در پایان ، سر او را گوش تا گوش برید . و جسدش را آتش زد و سر او را نزذ مختار فرستاد . مختار سر ابن زیاد و دیگر قاتلان را به مدینه نزد محمد ابن حنفیه و امام سجاد (علیه السلام )فرستاد.
عمر ابن سعد وقاص
روز مرگ عمر بن خطاب به دنیا آمد

جنایاتش درکربلابیشماربود توسطابوعمره ، فرمانده سپاه مختار درمیان رختخواب سرنحسش را از تنش جدا کرد و سر بریده را نزد مختار برد . جسد عمرسعد بعد از قتل ، بزودی دچار کرم و تعفن گردید و مردم می آمدند و او می دیدند.

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

مخالفت باهواهای نفسانی موجب سعادت دنیاوآخرت می شود

رسول خدابا اصحاب  از جایی عبور می‌کردند، متوجه جوانی عریان روی شنهای داغ حجاز که می گوید: «ای نفس! حرارت این شن های داغ را بچش، تو طاقت آتش داری؟» حضرت علت راجویا، جوان گفت:         « شهوت حرامی پیش آمد و نزدیک بلغزم ، از صحنه گریختم، روی این شن های داغ خوابیدم می خواهم با نفسم مبارزه کنم.
اشک حضرت جاری، دستش را گرفت و فرمود: «ای جوانی که با نفست مبارزه کردی خداوند پیش فرشته های آسمان به تو مباهات می کند.» در روایتی امام صادق (ع) می‌فرماید: قیامت خانم زیبایی در صحرای محشر عت گناه کردنش را زیبایی ... زمانی که مریم را می‌آورند خطاب می‌شود تو زیباتری یا مریم؟

مراسم تشییع به پایان رسید . چهره شهید در بهشت زهرا (س) شاداب وزیبا بود؛ دست شهیدبه نشانه ادب روی سینه اش قرار داشت!آخه:در لحظه ی شهادت ترکشی به پهلویش اصابت کرد، رو به کربلا دستش را به سینه نهاد وآخرین کلام را بر زبان جاری کرد : (السلام علیک یا ابا عبدالله) بعد هم به همان حالت به دیدار ارباب بی کفن خود رفت .برای همین دستش هنوز به نشانه ی ادب بر سینه اش قرار دارد.
درمراسم ختم شهید مرحوم آیت الله حق شناس حضور یافته، بین دو
نماز ازجا بلند می شوند و روی صندلی قرار گرفته ،درباره شهیدصحبت ودرپایان سخنان خود آهی ازسر حسرت در فراق شهید کشیده، می فرماید: در این تهران بگردید و ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می کنید!؟                                                        از یکی ازدوستان شهیدبنام دکتر نوری میگوید:یک روز گفتم چی شد چند سال اخیر شما در معنویات رشد کردی ؟گفت:یه روز با رفقای محل رفته بودیم دماوند.یکی از بزرگترها گفت احمد آقا برو کتری روآب کن بیار… منم راه افتادم راه زیاد بود کم کم صدای آب به گوش رسید.از بین بوته ها به رودخانه نزدیک شدم.تا چشمم به رودخانه افتاد یه دفعه سرم را انداختم پایین و همان جا نشستم بدنم شروع کرد به لرزیدن نمیدانستم چه کار کنم . همان جا پشت درخت مخفی شدم …می توانستم به راحتی گناه بزرگی انجام دهم. پشت آن درخت وکنار رودخانه چندین دخترجوان مشغول شنا بودن .همان جا خدا را صدا زدم و گفتم خدایا کمک کن. خدایا الان شیطان به شدت من را وسوسه میکند که من نگاه کنم هیچ کس هم متوجه نمی شود اما خدایا من به خاطر تو از این گناه می گذرم ...    از جایی دیگر آب تهیه کردم ورفتم پیش بچه ها و مشغول درست کردن آتش شدم. خیلی دود توی چشمم رفت و اشکم جاری بود یادم افتاد حاج آقا حق شناس گفته بود هرکس برای خدا گریه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت . گفتم ازین به بعد برای خدا گریه میکنم حالم منقلب بود و از آن امتحان سخت کنار رودخانه هنوز دگرگون بودم واشک میریختم ومناجات می کردم خیلی باتوجه گفتم یا الله یا الله… به محض تکرار این عبارات صدایی شنیدم که از همه طرف شنیده میشد به اطرافم نگاه کردم صدا از همه سنگریزه های بیابان و درختها و کوه می آمد!!! همه می گفتند سبوح قدوس رب الملائکه والروح »از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد…(منبع:کتاب عارفانه(زندگی نامه وخاطرات شهید نیری)

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

1)تبعیت از هوای نفس
هواپرستى عامل سبعیت ودرنده خویی،درقالبهای هفت گانه

(خودبینی،خودپسندی،خودستایی،خودنمایی،خودخواهی،خودمحوری وخودپرستی) جلوه گری می کند؛ اصول اخلاقى راضایع ،رعایت حدودرانابود...(شهادت معصومین،ارمغان هواپرستی بود)خطردر بزنگاهها وطغیان غرائز وامیال وخروج ازاعتدال

هواپرستی ریشه همه مفاسد:   رسول خدا: «ما تَحَت ظِلِّ السَّماءِ مِن إلهٍ یُعبَدُ مِن دُونِ اللّهِ أعظَمَ عِندَ اللّهِ مِن هَوىً مُتَّبَع»                                                           
پیروی ازهواهای نفسانی خفت وخواری،ذلت وزبونی دردنیا وآخرت رابه ارمغان می آورد

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |