مرزدار
گفتاری معنوی از محمدحسین منتظری شاتوری

6bd0502f10734cd89c3bbb1ef4dd553b

۸۰ وظیفه و تکلیف منتظران نسبت به حضرت مهدی(عج)در عصر غیبت

                                   ازکتاب «مِکیال المکارم» نوشتۀ آیت‌الله محمد تقی  موسوی اصفهانی

 

۱٫ تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی‌های آن حضرت

۲٫ رعایت ادب نسبت به ایشان

۳٫ اظهار محبت نسبت به آن حضرت به طور خاص

۴٫ محبوب نمودن ایشان در میان مردم

۵٫ انتظار فرج و ظهور آن حضرتعلیه السلام

۶٫ اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار

۷٫ ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۸٫ اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت علیه السلام

۹٫ حضور در مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۱۰٫ تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضائل آن حضرت علیه السلام

۱۱٫ سرودن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۲٫ خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام

۱۳٫ قیام به هنگام یاد شدن نام و یا القاب آن حضرت علیه السلام

۱۴٫ گریستن بر فراق آن حضرت علیه السلام

۱۵٫ گریاندن بر فراق آن حضرت علیه السلام

۱۶٫ خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرتعلیه السلام

۱۷٫ درخواست معرفت امام عصر علیه السلام از خداوند عزوجل

۱۸٫ تداوم درخواست معرفت آن حضرتعلیه السلام

۱۹٫ مداوت به خواندن دعای غریق ( یا الله، یا رحمن، یا رحیم، یا مقلب القلوب …)

۲۰٫ دعا در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

۲۱٫ شناختن علامت‌های ظهور آن حضرتعلیه السلام

۲۲٫ تسلیم بودن و عجله نکردن( در امر ظهور )

۲۳٫ صدقه دادن به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۴٫ صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت علیه السلام

۲۵٫ رفتن به حج به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۶٫ فرستادن نایب که از طرف آن حضرت حج کند.

۲۷٫ طواف بیت الله الحرام به نیابت آن حضرتعلیه السلام

۲۸٫ نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید.

۲۹٫زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نیابت از مولایمان

۳۰٫ استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت علیه السلام

۳۱٫ سعی در خدمت کردن به آن حضرتعلیه السلام

۳۲٫ اهتمام ورزیدن به یاری آن حضرتعلیه السلام

۳۳٫ تصمیم قلبی بر یاری کردن آن حضرتعلیه السلام در زمان حضور و ظهور ایشان

۳۴٫ تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام بعد از فرایض همه روزه و هر جمعه

۳۵٫ صله آن حضرت علیه السلام به وسیله مال

۳۶٫ صله شیعیان و دوستان صالح امامان علیهم السلام به وسیله مال

۳۷٫ خوشحال کردن مؤمنین

۳۸٫ خیرخواهی برای آن حضرت علیه السلام

۳۹٫ زیارت کردن آن حضرت علیه السلام (بوسیلۀ توجه نمودن به آن حضرت و سلام کردن به ایشان)

۴۰٫ دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان

۴۱٫ درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام

۴۲٫ هدیه کردن ثواب نماز به آن حضرت علیه السلام

۴۳٫ هدیه نماز مخصوص

۴۴٫ نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص در وقت معین

۴۵٫ اهداء قرائت قرآن به آن حضرتعلیه السلام

۴۶٫ توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرتعلیه السلام

۴۷٫ دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت به آن حضرتعلیه السلام

۴۸٫ دعوت کردن مردم به آن حضرتعلیه السلام

۴۹٫ رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار

۵۰٫ خشوع دل هنگام یاد آن حضرتعلیه السلام

۵۱٫ عالم باید علمش را آشکار سازد.(عالِم باید علمش را دربرابر بدعت‌ها آشکار نماید.)

۵۲٫ تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار

۵۳٫ صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها

۵۴٫ درخواست صبر از خدای تعالی

۵۵٫ سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت آن حضرتعلیه السلام

۵۶٫ پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت علیه السلام در آنجا مورد تمسخر باشد.

۵۷٫ تظاهر با ستمگران و اهل باطل(تقیّه در برابر پادشاه ستمگر)

۵۸٫ ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن

۵۹٫ تهذیب نفس

۶۰٫ اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرتعلیه السلام

۶۱٫ متفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها

۶۲٫ ییوسته به یاد آن حضرت علیه السلام بودن

۶۳٫ به آداب آن حضرتعلیه السلام عمل نمودن

۶۴٫ دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت علیه السلام (از خدا بخواهی که تو را از فراموش کردن یاد آن حضرت محفوظ بدارد.)

۶۵٫ اینکه بدنت نسبت به آن حضرتعلیه السلام خاشع باشد.

۶۶٫ مقدم دانستن خواسته آن حضرتعلیه السلام بر خواسته خود

۶۷٫ احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرتعلیه السلام (مانند سادات علوی و علمای دینی)

۶۸٫ بزرگ داشتن اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته‌اند.

۶۹٫ وقت ظهور را تعیین نکردن.

۷۰٫ تکذیب و دروغ شمردن وقت گذاران ظهور

۷۱٫ تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصۀ آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری

۷۲٫ درخواست دیدار آن حضرتعلیه السلام با عافیت و ایمان

۷۳٫ اقتدا و تأسّی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرتعلیه السلام(معنی تشیع و مأموم بودن همین است.)

۷۴٫ حفظ زبان از یاد غیر خدا و مانند آن

۷۵٫ خواندن نماز آن حضرتعلیه السلام

۷۶٫ گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام

۷۷٫ زیارت قبر مولایمان آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

۷۸٫ بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان

۷۹٫ اهتمام و همت کردن در ادای حقوق برادران دینی

۸۰٫ مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن حضرتعلیه السلام (آماده باش بودن)

+نوشته شده در جمعه دهم بهمن 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

قیافه مجرمین در دوزخ                               

مجرمین در عالم برزخ از عذاب روحی و جسمی برخوردارند که نمونه‌ای از آنها را بیان می‌کنیم. پس از این که علی بن ابی حمزه که منکر امامت امام رضا بود از دنیا رفت حضرت رضا (ع) فرمود: او را در قبر نشاندند و از ائمه (ع) سووال کردند از اسم همه را برد تا به من رسید و توقف کرد و جوابی نداد پس آنچنان ضربتی بر سر او خورد که قبرش مملو‌ّ از آتش شد.( بحار ج 6 ص 242.)
در آیه 46 سوره مومن که می‌فرماید النّارْ یْعًرُضُونُ عُلَیًها غُد‌ّواً وُ عُشِیاً عذاب کافران را در عالم برزخ نشان می‌دهد.
اگر شخصی اهل عذاب و آتش باشد در مواردی عذاب روح به جسد نیز سرایت می‌کند همانطوری که در زمانی که بنی عباس بر بنی امیه غالب شدند و آنها را از بین بردند قبور آنها را هم خراب کردند و چون قبر یزید ملعون را شکافتند در آن جز یک خط خاکستری به مقدار جسد نحس او نیافتند.
مرحوم عراقی در دارالسلام از قول بعضی از موثقین نقل می‌کند که در قبرستان امامزاده حسن در تهران رفتیم هنوز غروب نشده بود که یکی از رفقا روی سنگ قبری نشست یکمرتبه فریاد برآورد که مرا بلند کنید دیدیم سنگ مزار مثل آتش است روح چقدر معذب بوده که به این قبر و حتی سنگ قبر هم گرمی آتش سرایت کرده می‌گوید من صاحب قبر را شناختم اما برای اینکه رسوا نشود نامش را نمی‌بردم.
“قیافه مؤمنین در برزخ“
مومنین با توجه به درجه‌ای که دارند در قبر در صفا و خوشی بسر می‌برند و حتی جسد برخی از آنها در قبر تازه است و هیچگونه فساد و تغییری در بدن آنها صورت نگرفته است، از امیر المومنین (ع) روایت است که فرشتگان دری از بهشت بر مؤمن می‌گشایند و به او میگویند بخواب در حالی که چشمت روشن باد مانند خواب گوارای جوان زیرا خدای تعالی می‌فرماید: بهشتیان در آن روز بهترین قرارگاه و زیباترین مکانها قرار دارند.
نمونه کسانی که جسم آنها در قبر تازه مانده است:
1ـ جسد حر: شاه اسماعیل صفوی وقتی که شنید بعضی در باره حر طعن می‌زنند امر کرد قبر او را بشکافند دیدند جسدش مانند روزی است که شهید شده و هیچ تغییری نکرده و بر سرش دستمالی بسته شده آن دستمال را باز کردند خون از محل زخم جاری شد پس زخم را با آن دستمال بستند و حسن حال او را دانستند از این رو باگاهی بر آن بنا کردند و خادمی بر آن مقرر داشتند.
2ـ جسد کلینی صاحب کافی: یکی از حکام ظالم تصمیم داشت که قبر حضرت موسی بن جعفر را خراب کند وزیرش گفت: اینجا قبر یکی از علمای این مذهب است و یکی از نمایندگان موسی بن جعفر می‌باشد اینها می‌گویند جسد این شخص تازه است و نمی‌پوسد اگر گفتة آنها راست باشد صلاح نیست که قبر موسی بن جعفر را خراب کنید حاکم پذیرفت و فوراً امر کرد قبر کلینی را شکافتند و با تعجب دیدند که جسد ایشان تر و تازه است و عجیب‌تر از آن دیدند که بچه شیری هم پهلوی اوست که آن هم جسدش تازه است.
3ـ جنازه صدوق: شیخ صدوق که در ری مدفون است در زمان فتحعلی شاه قبرش شکافی برداشت برای تعمیر آن اقدام می‌کنند می‌بینند یک سردابی است و آدمی خوابیده در حالی که بدن سالم به تمام معنی دارد محاسن او حنایی است و دستهایش حنایی و کف پاهایش حنایی است از زمان شیخ صدوق تا زمان کشف این واقعه 857 سال گذشته بود آری بدن‌هایی در میان قبر ممکن است نپوسد و درجه تقوی و طهارت روح تاثیر در این لباس داخل قبر افتاده نموده و او را تازه نگاهدارد
عوامل فشارقبر

برخى از چيزهايى كه فشار قبر را كم مى كنند عبارتند از:1. نماز شب; در روايتى امام رضا(ع) مى فرمايند: خواندن نماز شب و هفتاد بار «استغفر اللّه» گفتن، موجب ايمنى از عذاب قبر مى شود.2-. خواندن سوره «التكاثر» هنگام خفتن3. قرائت سوره «النساء» در هر جمعه4. تلاوت سوره «ن و القلم» در نماز واجب و مستحب 5. وحشت شب اوّل قبر:در مورد هول و هراس قبر، در روايتى حضرت على(ع) فرمود: براى كسى كه آمرزيده نشود، بعد از مرگ، از خود «مرگ» شديدتر است. از قبر و تنگى و تاريكى آن بر حذر باشيد; همانا قبر هر روز مى گويد: من خانه غربتم. من خانه وحشتم. من خانه كِرْم ها هستم و قبر براى مؤمنان باغى از باغ هاى بهشت و براى گناه كاران گودالى از گودال هاى آتش است. زندگى و معيشت سختى كه خدا دشمنان خودش را از آن ترسانده، عذاب قبر است.
زندگي برزخي :از روايات اسلامى استفاده مى شود كه انسان ها در برزخ به پنج گروه تقسيم مى شوند:
الف) افرادى كه در درجه اعلاى ايمان و كمال هستند; روح اين افراد پس از مرگ و پاسخ به سئوال هاى نكير و منكر در قالب مثالى قرار مى گيرد و به بهشت برزخى وارد مى شوند و در آن جا در محضر اميرالمؤمنين(ع) از انواع نعمت هاى الهى برخوردار مى شوند، تا برپا شدن قيامت.
ب) افرادى كه مؤمن اند، ولى نه در درجه و كمال گروه قبلى; اين افراد پس از سؤال و پاسخ در قبر، درى از بهشت (برزخى) به سوى قبر آنان باز مى شود و قبر به مقدار چشم انداز، وسيع شده و باغى از باغ هاى بهشت مى شود. اين گروه در قبرشان متنعم به نعمت هاى پروردگارند و هميشه دعايشان اين است كه خدايا قيامت را برپا نما و نعمت هاى بهشتى را كه به ما وعده داده اى عطا فرما.
ج) مؤمنان گناه كار كه مستحق عذابند; آنها پس از ورود به قبر و سؤال نكير و منكر و ناتوانايى در پاسخ دادن، فرشتگان با عمودى كه در دست دارند بر فرق آنها مى كوبند و قبرشان پر از آتش مى شود. و درى از جهنم (برزخى) به سوى قبر آنان باز مى شود و قبرشان تبديل به چاهى از چاه هاى جهنم مى گردد و اين گروه در قبر معذبند تا وقتى كه گناهانشان بخشوده شود.
د) كسانى كه كافر محض هستند، اينها هم همانند مؤمنان گناه كار در جهنم برزخى معذبند تا برپا شدن قيامت; با اين تفاوت كه عذاب كافر، عذاب عقيده و عمل است و كاهش دهنده عذاب قيامتش نيست، ولى عذاب مؤمن گناهكار، عذاب عمل است و باعث پاك شدن او مى شود و جنبه اصلاح گرانه و رهايشگرانه دارد
هـ) گروهى كه نه اهل ثوابند تا مستحق نعمت باشند و نه اهل گناه تا مستحق عذاب گردند. اين گروه روحشان (در قالب مثالى) به صورت بى هوش و يله و رها باقى مى ماند تا برپا شدن قيامت.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |


13ـ فشار قبر
شخصی می‌گوید به امام صادق (ع) عرض کردم آیا کسی از فشار قبر رهایی می‌یابد؟ حضرت فرمود: پناه به خدا از فشار قبر ؛ افرادی که از فشار قبر رهایی پیدا کنند کم هستند

اسباب عذاب و فشار قبر

آنچه در روایات بعنوان اسباب و عوامل عذاب و فشار قبر ذکر شده است عبارتند از:
1ـ سخن چینی 2ـ عدم احتراز از بول 3ـ بد رفتاری با خانواده 4ـ کمک نکردن به هم نوع 5ـ کفران نعمت 6ـ غیبت 7ـ سبک شمردن نماز 8ـ بی اعتنایی به ضعیف
امام علی (ع) می‌فرماید: عُذابْ الْقَبًرِ یُکُونْ مِنُ النّمِیُهِ وُ الْبُوًلِ وُ عُزْبِ الرُجْلِ عُنً اَهًلِهِ عذاب قبر از سخن چینی و پرهیز نکردن از بول و دوری مرد از زنش حاصل می‌شود.( علل الشرایع ص 309.)
ابن عباس روایت کرده است که عذاب قبر سه ثلث است یک سوم برای غیبت و یک سوم برای سخن چینی و یک سوم برای بی‌احتیاطی در تطهیر بول(بحار ج 6 ص 245.      ).
موانع فشار وعذاب قبر

آنچه می‌تواند از فشار و یا عذاب قبر جلوگیری کند اموری است که در روایات ذکر شده است که عبارتند از:
1ـ اعمال صالح: امام صادق (ع) می‌فرماید: چون مومن وارد قبرش شود نماز در جانب راست و زکاه در طرف چپ او قرار می‌گیرد و نیکی بر او سایه می‌افکند و صبر در گوشه‌ای قرار گیرد هنگامی که دو فرشته برای پرستش بر او داخل شوند صبر به نماز و زکاه و نیکی گوید: مواظب صاحب خود باشید و اگر شما عاجز از مواظبت او هستید من از او مواظبت کنم.( بحار ج 6 ص 230.)
2ـ اتمام رکوع: امام باقر (ع) کسی که رکوعش را تمام کند وحشت قبر او را نمی‌گیرد(بحار ج 85 ص 107.  ).
3ـ کمک به همنوعان: امام صادق (ع) می‌فرماید: کسی که غم و اندوه مؤمنی را برطرف کند خداوند غم و غصه آخرت او را بر طرف می‌کند و از قبرش در حالی که دلی شاد دارد خارج می‌شود(بحار ج 74 ص 386.).
4ـ نماز شب: امام رضا (ع) می‌فرماید: مواظبت در انجام نماز شب کنید بنده‌ای که در آخر شب برخیزد و هشت رکعت نماز گذارد و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر را بجا آورد و در قنوتش هفتاد بار استغفار کند از عذاب قبر و آتش در پناه خدا باشد و عمرش طولانی و روزی او فراوان گردد(سفینه البحار ج 2 ص 397.).
5ـ پاشیدن آب بر روی قبر: از امام صادق (ع) در باره پاشیدن آب بر روی قبر پرسیده شد حضرت فرمود: تا وقتی که رطوبت در خاک قبر باقی است عذاب از میت کناره می‌گیرد(سفینه البحار ج 2 ص 396.         ).
6ـ مرگ هنگام نزول رحمت: امام صادق (ع) می‌فرماید: کسی که بین زوال شمس روز پنج شنبه تا ظهر روز جمعه بمیرد خداوند او را از فشار قبر محافظت می‌کند(سفینه البحار ج 2 ص 397.).
7ـ چهار بار به حج رفتن: امام صادق (ع) می‌فرماید: کسی که چهار حج بجا آورد هیچ گاه او فشار قبر نمی‌گیرد.( سفینه البحار ج 2 ص 397.   )
8ـ تلاوت بعضی از سوره‌های قرآن مثل سوره زخرف و قرائت سوره نساء در هر جمعه و قرائت سوره قلم در نماز واجب یا مستحب چنان که در روایات ذکر شده است.( سفینه البحار ج 2 ص 397.)
9ـ ذکر لا اله الا الله: پیامبر (ص) می‌فرماید: هر کس در هر روز صد بار لا اِلهُ اِلاّ اللهُ الْمُلِکْ الْحُقًّ الْمْبِینُ بگوید برای او امان از تنگدستی و از ترس قبر خواهد بود و بی نیازی را برای وی جلب می‌کند و درهای بهشت را به روی او گشاده دارد.( سفینه البحار ج 2 ص 397.)
10ـ تلقین پس از دفن: امام صادق (ع) فرمود: چه چیز مانع است شما را از این که کاری کنید که میت شما از دیدن منکر و نکیر در امان باشد راوی می‌گوید گفتم چه کنیم؟ حضرت فرمود: چون میت دفن شد باید ولی او نزد قبرش بماند و دهان خود را نزد سمت سر آن میت نزدیک کند پس به صدای بلند تلقین بخواند پس منکر به نکیر می‌گوید برویم زیرا حجت را به او تلقین کردند.( وسایل الشیعه ج 1 ص 863.)
11ـ قرار دادن دو چوب با میت: امام باقر (ع) می‌فرماید: تا دو چوب تر باشند میت معذب نمی‌شود و بعد از خشک شدن آن دو چوب هم او را عذابی نیست ان شاء الله(وسایل الشیعه ج 1 ص 736.  )
12ـ خیرات بازماندگان: امام صادق (ع) می‌فرماید: میت در فشار و رنج بسر می‌برد به خاطر نماز برادرش خداوند قبر او را وسعت می‌دهد(وسایل الشیعه ج 1 ص 655.).
13ـ گذاشتن تربت حضرت ابی عبد الله (ع) در قبر: روایتی نقل شده که زن بدکاره ای زنا می‌داد و اولاد خود را که از طریق زنا متولد شده بودند با آتش می‌سوزاند و غیر از مادرش از این ماجرا کسی خبر نداشت وقتی آن زن از دنیا رفت زمین او را قبول نمی‌کرد او را به جای دیگر منتقل کردند باز زمین او را نپذیرفت. جریان را به امام صادق (ع) گزارش دادند حضرت به مادرش فرمود: زمین این زن را قبول نمی‌کند چون خلق خدا را به عذابی که مختص خدا است عذاب کرده است در قبر او تربت امام حسین (ع) بگذارید پس چنین کردند خداوند عیب او را پوشاند و زمین او را پذیرفت.( وسایل الشیعه ج 1 ص 742.)
14ـ محبت اهل بیت (ع): پیامبر (ص) فرمودند: محبت و علاقه به من و اهل بیتم در هفت جای بسیار هولناک کار ساز و نجات بخش است: 1ـ هنگام مرگ 2ـ در قبر 3ـ هنگام زنده شدن مردگان در قیامت 4ـ هنگام باز شدن کتاب عمل 5ـ هنگام حساب 6ـ هنگام سنجش افکار و اعمال 7ـ زمان عبور از صراط(بحار ج 7 ص 248.)
15ـ صلوات بر پیغمبر: پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: صلوات بر من سبب نور در قبر می‌شود.( بحار ج 94 ص 71.  )
16ـ اخلاق پسندیده: پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: سه گروه از زنان عذاب قبر ندارند و در قیامت هم با حضرت فاطمه (ع) محشور می‌شوند 1ـ زنی که با فقر و تنگدستی شوهر خود بسازد. 2ـ زنی که با بد اخلاقی شوهر صبر و بردباری خود را از دست ندهد. 3ـ زنی که مهریه خود را به شوهر ببخشد(مواعظ العددیه ص 75.).
17ـ زیارت قبر امام حسین (ع): در روایت است که یکی از پاداشهایی که خداوند به زایر قبر امام حسین (ع) می‌دهد آن است که از عذاب و فشارهای قبر او را نجات می‌دهد(کامل الزیارات ص 143.).
18ـ نماز و استغفار و صدقه بازماندگان:پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: سخت‌ترین شبها شب اول قبر است که شما می‌توانید با پرداخت صدقه به مردگان خود ترحم کنید و اگر مالی برای صدقه نداشتید لااقل دو رکعت نماز بخوانید و به روح او هدیه کنید که خداوند از آن لحظه هزار فرشته‌ای به سوی قبرش می‌فرستد که با هر فرشته‌ای لباسی است و قبر او را از تنگی و فشار رهانیده و وسعت می‌بخشد(سفینه البحار ج 2 ص 47.  ).

   امام صادق (ع) می‌فرماید: اِنُّ الْمُیِّتَ لَیُفْرُحْ بِالتَّرُحْمِ عُلَیًهِ وُالاْسًتِغْفارِ لَهْ کَما یُفْرُحْ الْحُیًّ بِالْهُدِیُهِ همانگونه که زندگان با هدایا شاد می‌شوند اهل قبر و برزخیان با ترحم و استغفاری که نسبت به آنان می‌شود شاد می‌گردند(محجه البیضاء ج 8 ص 292.).
پیامبر (ص) به قبری که روز گذشته انسانی در آن دفن شده بود عبور فرمود در حالی که بستگان او می‌گریستند حضرت فرمود: دو رکعت نماز سبک از آنچه شما سبک می‌شمارید در نزد صاحب این قبر از همه دنیای شما محبوب‌تر است(مجموعه ورام ص 453.).
19ـ زیارت قبور: امام صادق (ع) در باره زیارت قبرها می‌فرماید: اموات با شما انس می‌گیرند و چون از ایشان دور شوید دچار وحشت شوند(وسایل الشیعه ج 2 ص 878.              ).
20ـ ارشاد و هدایت جامعه: علی (ع) می‌فرماید: کسی که افراد مستضعف فکری را تقویت کند و او را در برابر مخالفان راه ما با اسلحه استدلال مجهز کند در برزخ مورد لطف مخصوص خداوند قرار می‌گیرد و خداوند عقاید حقه را به او تلقین می‌کند و قبر او را به صورت بهترین باغهای بهشتی در می‌آورد(بحار ج 6 ص 228.).
21ـ شاد کردن مومن: امام صادق (ع) می‌فرماید: هر که به مومنی شادی رساند خداوند از آن شادی مخلوقی آفریند که هنگام مرگ دیدارش کند و به او گوید: ای دوست خدا مژده باد تو را به کرامت و رضوان خدا پس همواره همراه او باشد تا داخل قبرش شود و به او همان سخن را گوید و چون از گور برخیزد به او همچنان گویند و همواره در کنار او باشد و هنگام هر ترسی او را مژده می‌دهد مومن به او می‌گوید: تو کیستی خدایت رحمت کند؟ گوید من آن شادی هستم که به فلانی رساندی(اصول کافی ج 3 ص 275.).

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

1ـ تکامل نفوس ناقصه در برزخ: در روایت است که چون رسول خدا (ص) به معراج رفتند به پیرمردی که در زیر درخت نشسته بود و در اطرافش کودکانی گرد آمده بودند برخورد کردند حضرت سوال کرد: ای جبرئیل این پیرمرد کیست؟ جبرئیل گفت این شیخ پدر تو ابراهیم است حضرت سوال کرد: این اطفال در اطراف او چه کسانی هستند؟ جبرئیل گفت: اینها اطفال مؤمنان هستند که حضرت ابراهیم به آنها غذا می‌دهد.( امالی صدوق ص 271.   )
و از حضرت صادق (ع) نقل شده که فرمود: اطفال شیعیان ما را از مؤمنین، حضرت فاطمه (ع) تربیت می‌کند.( بحار ج 6 ص 229.)
2ـ بازبودن پرونده وثبت آثارباقیات صالحات درآن:

امام حسین (ع) از نبی اکرم (ص) روایت کرده که فرمود: هر کس سیره و روش خوبی را در جامعه بنیان نهد اجر آن سیره و اجر کسانی که تا قیامت به آن سیره عمل می‌کنند برای او خواهد بود بدون آنکه از اجر عاملین به آن چیزی کاسته شود.( تحف العقول ص 243.  )
3ـ ثبت آثاراعمال ناصالح درپرونده

امام باقر (ع) میفرماید: هر بنده‌ای از بندگان خدا روش گمراه کننده‌ای را بین مردم ایجاد کند برای او گناهی همانند گناه کسانی است که مرتکب آن عمل شده‌اند بدون آنکه از گناه عاملین آن کاسته شود.( سفینه ج 1 ص 665.  )
4ـ آگاهی و درک انسان در برزخ: از منابع موجود استفاده می‌شود که با فرا رسیدن مرگ نه تنها شعاع دید و درک انسان کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر نیز می‌شود، پیامبر (ص) می‌فرماید: مردم خوابند همین که می‌میرند بیدار می‌شوند.) محجه البیضا ج 7 ص 42.(
5ـ ارتباط ارواح با اهل دنیا در برزخ:
امام صادق (ع) می‌فرماید: هیچ مومن و کافری نیست مگر آن که در حین زوال شمس به دیدار اهل خود می‌رود و اگر دید که اهلش به اعمال نیکو اشتغال دارند سپاس و حمد خدا بجا می‌آورد و چون کافر ببیند که اهل او بر اعمال نیک مشغول‌اند برای او موجب حسرت و ندامت خواهد بود.( فروع کافی ج 1 ص 62. )
اسحاق بن عمار می‌گوید از امام کاظم (ع) در مورد ارواح در گذشتگان سووال کردم که آیا آنها اهل خود را ملاقات و دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: بلی گفتم در چه مقدار از زمان دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال یک بار بر حسب منزلت و مکانت مومن گفتم در چه صورتی آنها برای دیدار اهل خود می‌روند؟ حضرت فرمود: در صورت پرنده لطیفی که خود را به دیوارها می‌زند و بر آنها اشراف می‌نماید. پس اگر آنها را در خیر و خوبی مشاهده کند خوشحال می‌شود و اگر آنها را در بدی و اندوه بنگرد غمناک می‌گردد. (44) 6ـ همدم انسان در عالم برزخ:قیس بن عاصم می‌گوید: من و جمعی از بنی تمیم از راه دور به مدینه آمدیم و خدمت رسول اکرم ص) رسیدیم من عرض کردم یا رسول الله ما را موعظه‌ای بفرمایید که همواره از آن استفاده کنیم چرا که ما بادیه نشین هستیم و کمتر به شهر دسترسی داریم حضرت فرمود: ای قیس با عزت ذلت و با حیات مرگ است و با دنیا آخرت... ای قیس ناگزیر برای تو همنشین و مصاحبی خواهد بود که با تو به خاک سپرده می‌شود موقع دفن تو او زنده است و تو مرده اگر همنشین تو بزرگوار و کریم باشد تو را اکرام می‌کند و اگر پست و فرومایه باشد آزارت می‌دهد.( امالی صدوق ص 3.  )
7- ملاقات ارواح با یکدیگر در عالم برزخ: امام صادق (ع) می‌فرماید: ارواح در برزخ با یکدیگر ملاقات می‌کنند سووال کردند آیا واقعاً همدیگر را می‌بینند؟ فرمود بله می‌بینند و از همدیگر خبر می‌پرسند و سووال می‌کنند و همدیگر را آشنایی می‌دهند آن چنان آشنا می‌شوند که در آنجا می‌گویند این شخص فلانی است.( بحار ج 6 ص 269.)       

8ـ پرسش و سوال در عالم برزخ: مطابق روایات و اخبار در عالم برزخ فقط مسایلی که انسان باید به آنها اعتقاد و ایمان داشته باشد مورد پرسش و رسیدگی واقع می‌شود و رسیدگی به سایر مسایل موکل به قیامت است.
در روایتی امام صادق (ع)می‌فرماید: میت در قبر از پنج چیز سووال می‌شود: از نماز و زکات و حج و روزه و ولایت.( بحار ج 6 ص 266 )
9ـ کوتاهی عمر عالم برزخ در مقایسه با عمر قیامت:قرآن در چند مورد به کوتاهی عمر عالم برزخ اشاره کرده است ،ازجمله: وُ یُوًمُ تَقُومْ الساعُهْ یْقْسِمْ الْمْجًرِمْونُ ما لَبِثُوا غَیًرُ ساعُهٍ.
روزی که قیامت بر پا شود مجرمان سوگند یاد می‌کنند که فقط ساعتی در عالم برزخ توقف داشتند.( سوره روم آیه 55)

10ـ مردود بودن شفاعت در برزخ:امام صادق (ع)می‌فرماید: وُاللهِ ما أَخافْ عُلَیًکُمً اِلاّ الْبُرًزَخ فَأما اِذا صارُ الاَمًرْ اِلَیًنا فَنَحًنْ اَوًلَی مِنْکُمً بخدا قسم نمی‌ترسم بر شما مگر از برزخ و چون کار به ما رسد ما اولی و سزاوارتر از شما می‌باشیم.( بحار ج 6 ص 214.)
11ـ تجسم عمل در برزخ: به موجب بعضی از روایات اعمال هر انسان از لحظات بعد از مرگ یعنی در مراحل ابتدائی عالم برزخ تمثیل و تجسم می‌یابد و صاحب قبر در ملکوت قبر با چشم برزخی آن را می‌بیند و تا قیام قیامت با او خواهد بود.

امام صادق (ع) میفرماید: وقتی شخص با ایمان را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در بهشت می‌بیند از آن دری که به عالم غیب گشوده شده مردی با چهره زیبا خارج می‌شود شخص با ایمان به او می‌گوید تو کیستی که من از تو زیباتر ندیده‌ام پاسخ می‌دهد من نیت خوب تو هستم که در دنیا بر آن بودی و عمل خوب تو هستم که در دنیا انجام دادی وقتی شخص کافر را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در آتش می‌بیند سپس از آن در مردی زشت رو خارج می‌شود

12ـ عذاب برزخی:  

علی (ع) می‌فرماید: از بندگان خدا بعد از مرگ برای کسانی که آمرزیده نشده‌اند عذاب و درد قبر شدیدتر از مرگ است پس از تنگی و تاریکی و وحشت و غربت آن بهراسید همانا قبر هر روز ندا می‌کند منم خانه غربت منم خانه وحشت و منم خانه کرم, قبر برای مؤمنین همانند باغی است از باغهای بهشت و یا گودالی از گودالهای جهنم.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

كسب مال حلال درروایات:

بهترين عبادت

1) قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: ألْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً وَ أفضَلُها جُزْءاً طَلَبُ الْحَلالِ. 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: عبادت هفتاد بخش است وبهترين بخش آن طلب حلال.

 وظيفه حلال‏طلبى

 2) قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: طَلَبُ الْحَلالِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ وَمُسْلِمَةٍ. 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: پى مال حلال رفتن، برهر مرد وزن مسلمان واجب است.

 تـلاش بـراى خود وخانواده

 3) قالَ الامام الکاظم عليه السلام: مَنْ طَلَبَ هذَا الرِّزْقَ مِن حِلِّهِ لِيَعُودَ بِهِ عَلى نَفْسِهِ وَ عِيالِهِ كانَ كَالمُجاهِدِ فى سَبيلِ اللّه ِ…  

كسى كه در پى روزى حلال براى خود وخانواده اش باشد، همانند كسى است كه در راه خدا جهاد كند.

تلاش براى زندگى

4) عَنْ عَمرِو بْنِ سَيف عَنْ أبى عَبْدِاللّه ِ عليه السلام قالَ: لاتَدَعْ طَلَبَ الرِّزْقِ مِنْ حِلِّهِ فَإنَّهُ عَوْنٌ لَكَ عَلى دينِكَ، وَاعقِل راحِلَتَكَ وَتَوَكَّلْ. 

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: تلاش دربدست آوردن روزى حلال را رها نساز، زيرا كه آن كمك به ديندارى توست و هميشه مركب خود را ببند و به خدا توكّل كن (با توكّل زانوى اشتر ببند)

 پرهيز از مال‏حرام

 5) قالَ أبُوعَبْدِاللّه ِ عليه السلام: ثَـلاثٌ مَنْ كُنَّ فـيهِ زَوَّجَهُ اللّه ُ مِنَ الحُورِالعينِ كَيْفَ يَشاءُ: كَظمُ الغَيْظِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى السُّيُوفِ للّه ِِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ رَجُلٌ أَشْرَفَ عَلى مالٍ حَرامٍ فَتَرَكَهُ للّه ِِعز و جل 

امام صادق عليه السلام فرمود: سه خصلت است كه در هر كه باشد وارد بهشت مى شود و خداوند از حوريان بهشتى نصيب او مى كند، هر طور و هرقدر كه او بخواهد:

1 ـ فرو بردن خشم

2 ـ صبر ومقاومت بر شمشيرها به خاطر خداى متعال.

3 ـ وقتى كسى به مال حرام مى رسد، آن را بخاطر خدا ترك كند.

 اهميّت مال حلال

 6)عَنْ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: تَرْكُ لُقمَةِ حَرامٍ أَحَبُّ إلَى اللّه ِمِن صَلاةِ أَلفَىْ رَكْعَةٍ تَطَوُّعاً

رها كردن لقمه اى حرام، پيش خدا محبوبتر است از دو هـزار ركعت نماز مستحبى.

مال حرام،توشه آتش جهـنّم

 7)قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله : مَنِ اكْتَسَبَ مالاً مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ كانَ زادَهُ إلَى النّارِكسى كه مالى را از راه غيرحلال به دست آورد، آن مال توشه او به طرف آتش جهنم خواهد بود.

 نتيجه بى‏مبالاتى در حـرام

 8)قالَ النَّبِىُّ صلي الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ عَزَّ وَ جَلَّ: مَنْ لَمْ يُبالِ مِنْ أَىِّ بابٍ اكْتَسَبَ الدّينارَ وَالدِّرهَمَ لَمْ اُبالِ يَوْمَ القِيامَةِ مِنْ أَىِّ أَبْوابِ النّارِ أَدْخَلتُهُ

كسى كه برايش مهم نباشد كه دينار و درهم را از چه راهى به دست مى آورد، براى من هم مهم نخواهد بود كه او را از كدام در جهنّم وارد آتش دوزخ بكنم.

 كسب حرام

 9)قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله : مَنْ كَسَبَ مالاً مِنْ غَيرِ حِلِّهِ أَفْقَرَهُ اللّه ُ

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: كسى كه مالى از راه غيرحلال به دست آورد، خداوند او را تنگدست مى كند.

 سؤال در قيامت

 10)عَنْ أبى بَرْدَةِ الأسْلَمى، قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله قالَ: لاتَزُولُ قَدَمُ عَبْدٍ يَوْمَ القِيامَةِ، حَتّى يُسئَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ جَسَدِهِ فيما أَبْلاهُ، وَ عَنْ عُمْرِهِ فيما أَفناهُ، وَ عَنْ مالِهِ مِمَّا اكْتَسَبَهُ وَ فيما أنْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنا أَهْلَ البَيْتِ. 

انسان در قيامت قدم از قدم برنمى دارد تا اينكه از چهار چيز سؤال شود:

1 ـ از بدن خود كه در چه راهى آن را به كارگرفت،

2 ـ و از عمرش كه در كجا و چه راهى سپرى كرد،

3 ـ و از مالش كه از كجا به دست آورد ودر كجا مصرف كرد،

4 ـ و از محبّت ما خاندان.

 گرفتن مال مردم

 11) قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله : مَن اقْتَطَعَ مالَ مُؤمِنٍ غَصْباً بِغَيْرِحَقِّهِ لَمْ يَزَلِ اللّه ُ عَزَّ وَ جَلَّ مُعْرِضاً عَنْهُ ماقِتاً لِأعْمالِهِ الَّتى يَعْمَلُها مِنَ البِرِّ وَ الخَيْرِ، لايُثْبِتُها فى حَسَناتِهِ حَتّى يَتُوبَ، وَ يَرُدُّ المالَ الّذى أَخَذَهُ إلى صاحِبِهِ. 

كسى كه مال مؤمنى را بناحق از او بگيرد و به او ندهد، خداوند پيوسته از او اعراض كرده و كارهاى نيك او را نكوهيده مى دارد و آنها را در نامه اعمال نيك او نمى نويسد تا توبه كند و مالى را كه از آن مؤمن گرفته به او برگرداند.

 اثر لقمه حرام

 12)قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله : إذا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِنْ حَرامٍ فى جَوْفِ العَبْدِ لَعَنَهُ كُلُّ مَلَكٍ فِى السَّماواتِ وَفِى الأرْضِ وَ مادامَتِ اللُّقْمَةُ فى جَوْفِهِ لايَنظُرُاللّه ُ إلَيْهِ وَمَنْ أَكَلَ اللُّقْمَةَ مِنَ الحَرامِ فَقَدباءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللّه ِ فَاِءنْ تاب 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه لقمه حرام در شكم انسانى قرار گيرد هر فرشته اى كه در آسمانها و زمين است او را لعنت مى كند، و تا وقتى كه آن لقمه در شكم اوست خدا به او نگاه نمى كند، و هركسى كه لقمه حرام بخورد بسوى خشم خدا رفته است، پس اگر توبه كند خدا مى پذيرد، و اگر قبل از توبه بميرد، آتش به او سزاوارتر است.

 نتيجه خوردن مال حـرام

 13)عَنْ أبى عَبْدِاللّه عليه السلام فى خَبَرِ المِعراجِ قالَ: قالَ النَّبِىُّ صلي الله عليه و آله: مَرَرْتُ بِقَوْمٍ بَيْنَ أَيْديهِم مَوائِدُ مِنْ لَحْمٍ طَيِّبٍ وَلَحْمٍ خَبيثٍ يَأكُلُونَ اللَّحْمَ الخَبيثَ، وَ يَدَعُونَ الطَّيِّبَ، فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ يا جَبْرَئيلُ؟ فَقالَ: هؤُلاءِ الَّذينَ يَأْكُلُونَ الحَرامَ، وَ يَدَعُونَ الحَلالَ، وَ هُمْ مِنْ أُمَّتِكَ يا مُحَمَّدٍ 

امام صادق عليه السلام در ضمن حديث معراج فرمود كه پيامبراكرم صلي الله عليه و آله فرمود: گروهى را ديدم كه سفره هايى از گوشتهاى پاك و پاكيزه و گوشتهاى آلوده جلويشان گسترده بود ولى آنان از گوشتهاى آلوده و كثيف مى خوردند و غذاهاى پاكيزه را وا مى گذاشتند. از جبرئيل پرسيدم: اينها چه كسانى اند؟ جبرئيل گفت: اينها كسانى هستند كه مال حلال را رها كرده، مال حرام مى خورند و آنان از امّت تو هستند اى محمّد!

 اثر يك لقمه حرام

 14)عَنِ النَّبِىِّ صلي الله عليه و آله قالَ: مَن أَكَلَ لُقْمَةَ حَرامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاةٌ أَرْبَعينَ لَيْلَةً، وَلَمْ تُسْتَجَب لَهُ دَعْوَةٌ أَربَعينَ صَباحاً، وَكُلُّ لَحْمٍ يُنبِتُهُ الحَرامُ فَالنّارُ أَوْلى بِهِ، وَ إنَّ اللُّقْمَةَ الواحِدَةَ تُنبِتُ اللَّحْمَ

كسى كه لقمه حرام بخورد تا چهل شب نمازش قبول نمى شود، و دعايش تا چهل روز مستجاب نمى شود، و گوشتى كه آن لقمه حرام مى روياند به آتش سزاوارتر است، آرى يك لقمه هم گوشت مى روياند!

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

ج:مال حرام در قرآن و روايات‏

 1)إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً(نساء /10)

بى‏ترديد كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى‏خورند، فقط در شكم خود آتش مى‏خورند و به زودى در آتش فروزان در آيند.

2)«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ ...»                (نساء/ 29)

اى اهل ايمان! اموال يكديگر را در ميان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع‏] مخوريد، مگر آن كه تجارتى از روى خشنودى و رضايت ميان خودتان انجام گرفته باشد و خودكشى نكنيد؛ زيرا خدا همواره به شما مهربان است.* و هر كه خوردن مال به باطل و قتل نفس را از روى تجاوز [از حدود خدا] و ستم [بر خود و ديگران‏] مرتكب شود، به زودى او را در آتشى [آزار دهنده و سوزان‏] درآوريم؛ واين كار بر خدا آسان است.

3)«الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ‏.  (بقره /275.)

كسانى كه ربا مى‏خورند [در ميان مردم و براى امر معيشت و زندگى‏] به پاى نمى‏خيزند، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [و تعادل روانى و عقلى‏اش را مختل ساخته‏] است، اين بدان سبب است كه آنان گفتند: خريد و فروش هم مانند رباست. در حالى كه خدا خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از كار زشت خود] بازايستد، سودهايى كه [پيش از تحريم آن‏] به دست آورده مال خود اوست و كارش [از جهت آثار گناه و كيفر آخرتى‏] با خداست و كسانى كه [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نكنند] پس آنان اهل آتش‏اند و در آن جاودانه‏اند.

 3) «وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا في‏ أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُريدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُون» (سوره روم آیه 39 )                                                                                                    و آنچه می دهید از ربا تا اینکه بیفزاید در مالهای مردم ، بدانید که زیاد نمیشود آن مال نزد خدا و برکت در آن مال نیابد و آنچه میدهید از زکات که میخواهید ثواب خدا و رضای او را آنگروه زیاد کننده اند مال خود را.

ﻣﻌﺎﻣﻼت حرام: ١ــ چیزهایی که ﻣﻮﺟﺐ ﮔﻤﺮاﻫﯽ ﻳﺎ اﻧﺤﺮاف در ﻋﻘﺎﻳﺪ شود؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﺮﻳﺪ، ﻓﺮوش و اﻧﺘﺸﺎر ﮐﺘﺎب و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮔﻤﺮاه ﮐﻨﻨﺪه، ﮐﺴﺐ درآﻣﺪ از ﻃﺮﻳﻖ ﻃﺎﻟﻊ ﺑﻴﻨﯽ و ﺧﺒﺮدادن از اﻣﻮر ﻏﻴﺐ و ﻳﺎ ﻓﺮوش وﺳﺎﻳﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ آن، درآﻣﺪﻫﺎی ﺣﺎﺻﻠﻪ از ﺳﺤﺮ و ﺷﻌﺒﺪه ﺑﺎزی .

٢ــ چیزهایی که دارای ﺿﺮر ﻣﻌﻨﻮی از ﺣﻴﺚ ﺗﺤﺮﻳﮏ ﻏﺮاﻳﺰ باشند :ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ و ﻳﺎ ﺧﺮﻳﺪ و ﻓﺮوش   وﺳﺎﻳﻞ درﻳﺎﻓﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ،( ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻓﺎﺳﺪ) ﺳﯽ دی، ﻧﻮار، ﻓﻴﻠﻢ، ﮐﺘﺎب، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ی راﻳﺎﻧﻪ ای ﻣﺎﻫﻮاره ای ﻳﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ورود ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺖ ﻫﺎی ﻏﻴﺮﻣﺠﺎز .                                                                  ٣ــ چیزهایی که دارای ﺿﺮر ﻣﻌﻨﻮی از ﺣﻴﺚ ﻏﻔﻠﺖ از ﺧﺪا و اﺗﻼف ﻋﻤﺮ ﻳﺎ آﺳﻴﺐ ﻋﻘﻼﻧﯽ باشند، ﻣﺎﻧﻨﺪ داد و ﺳﺘﺪ اﺑﺰار ﻗﻤﺎر، ﻣﺸﺮوﺑﺎت اﻟﮑﻠﯽ، ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر و ﺣﺘﯽ ﻓﺮوش ﻣﻮاد اوﻟﻴﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ اﻓﺮاد ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺖ آن، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮوش اﻧﮕﻮر ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪﮐﻨﻨﺪه ی ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﯽ ﻫﺎی اﻟﮑﻠﯽ .

٤ــ چیزهایی که ﻣﻮﺟﺐ ﺿﺮر ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺮای ﻳﮑﯽ از ﻃﺮﻓﻴﻦ اﺳﺖ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻘﻠﺐ در ﮐﺎﻻ ﻳﺎ ﭘﻮل، ﻏﺶ در ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ، رﺑﺎ . رﺑﺎ ﺑﺮ دوﮔﻮﻧﻪ اﺳﺖ : الف: رﺑﺎ در داد و ﺳﺘﺪ: ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﻣﺒﺎدﻟﻪ دو ﮐﺎﻻی ﻣﺜﻞ ﻫﻢ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ درﻳﺎﻓﺖ ﻣﻘﺪار اﺿﺎﻓﯽ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮوش ﻳﮏ ﮐﻴﻠﻮ برنج اﻋﻼ ﺑﻪ دو ﮐﻴﻠﻮبرنج ﻋﺎدی، ﻳﺎ ﺗﻌﻮﻳﺾ ﻃﻼی دﺳﺖ دوم ﺑﺎ ﻃﻼی ﻧﻮ در ﻗﺒﺎل ﻣﺒﻠﻐﯽ ﭘﻮل . ب: رﺑﺎی در ﻗﺮض: ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﻗﺮض دادن ﺑﻪ دﻳﮕﺮی ﺑﻪ ﺷﺮط درﻳﺎﻓﺖ زﻳﺎدﺗﺮ.                                                                                                         5ــ اموری که ﺑﺮای ﺟﺎن اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻀﺮباشد؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮوش اﺳﻠﺤﻪ ﺑﻪ دﺷﻤﻨﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎی اﺳﻼﻣﯽ و ﻳﺎ اﻓﺮاد ﺗﺒﻬﮑﺎر، ﻓﺮوش ﮐﺎﻻﻫﺎی ﺧﻮراﮐﯽ ﻧﺠﺲ ﻳﺎ ﻓﺎﺳﺪ . 

 


سایر درآمدهای نامشروع و حرام :
1-    قضاوت از طرف دستگاههای ظلم و جور
2-    ولایت از طرف ظلمه و حکومتهای جائر
3-    اجرت گرفتن بر بعضی از واجبات شرعی
4-    خرید و فروش و ساخت و تولید و تجارت مواد مخدر در تمامی اشکال آن
5-    خرید و فروش پیش ساختهای مواد مخدر برای تولید مواد مخدر
6-    پولشوئی و تبدیل پولهای حرام به پولهای قانونی
7-    فروش اسلحه به دشمنان اسلام و قرآن
8-    برقراری روابط تجاری و اقتصادی با صهیونیستها و هرگونه کمک و تقویت مستقیم و یا غیرمستقیم رژیم غاصب صهیونیستی
9-    درآمدهای ناشی از روابط اخلاقی و جنسی نامشروع و خودفروشی و فساد و فحشاء
10-    درآمدهای ناشی از جاسوس و ارتباطات نامشروع با بیگانگان و یا کارهای نفوذی به نفع دشمنان اسلام و مسلمانها
11-    درآمدهای ناشی از اقدامات تروریستی و همکاری  و حمایت از آنها
12-    درآمدهای ناشی از هر نوع اقدامی که موجب تضعیف مسلمانها و تقویت دشمنان اسلام و قرآن گردد .
13-    راه اندازی شبکه های قاچاق و مافیای مواد مخدر و یا مشروبات الکلی و یا فساد و یا فحشا و منکرات و یا هر نوع اقدام به تاسیس شبکه های مجازی و یا ارتباط در جهت انتشار و گسترش اهداف دشمنان اسلام و قرآن
14- راه اندازی شبکه های هرمی و نیز بلیط های بخت آزمائی و شیوه ها و شگردهای مشابه که خود نوعی اکل مال بباطل و اغرار به جهل و تبانی و سوء استفاده و فساد اقتصادی و فریب و دغلکاری و عناوینی شبیه عناوین یاد شده و حرام و موجب تباهی و خسارت جامعه و درآمد از راههای نامشروع و غیر قانونی ومعاملات غرری و باطل است و آیات شریفه و روایات رسول اکرم (ص) از جمله حدیث معروف نهی النبی (ص)  عن الغرر یا نهی النبی (ص) عن بیع الغرر و لو و با عتبار ملاک و تنقیح مناط این موارد را شامل می شود .
15- اختلاس و سوء استفاده از بیت المال به هر شکل و در هر صورت نیز حرام است .

16- اکل مال به باطل این عنوان در قرآن کریم آمده : وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ ...                 این عنوان کلی موارد فراوانی را شامل می شود . از جمله جعل و کلاه برداری ، تبانی در معاملات ، غش و تقلب در کالاها و خدمات ، احتکار ارزاق عمومی برای افزایش قیمت ، کم فروشی و تطفیف در معاملات ، دریافت پول را برابر انجام کارهای حرام و غیر مشروع ، دزدی و خیانت ، حیف و میل بیت المال، اکل اموال ایتام ، اتلاف و تضییع حقوق دیگران و منابع بیت المال و موارد مشابه دیگر نوعاً از موارد اکل مال به باطل است و حرام است .                                              ونیزدرآمد حاصل از قمار بازی و یا واسطه گری در این امر و نیز خرید و فروش مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، قاچاق کالاها و خدمات ، تولید و ساخت ابزار و ادوات و کالاهای یاد شده تجارت نسبت به امور یاد شده ، خرید و فروش گوشت خوک و تولید و پرورش آن و دلالی و واسطه گری در این امور تماماً حرام و نامشروع بوده و موجب مالکیت انسان نمی شود .

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

محارم سه دسته اند:
الف) محارم نسبی که از راه خویشاوندی طبیعی به وجود می آید مثل مادر، خواهر، برادر، برادر زاده و خواهر زاده و دایی، عمو، عمه، خاله.
ب) محارم سببی که از راه ازدواج پدید می آید مانند همسر، مادر زن، پدر شوهر.
ج) محارم رضاعی که از راه شیر خوردن به وجود می آید.
توضیح : این نوع محرمیت دارای هشت شرط است که اگر با این شرایط بچه ای از خانمی شیر خورده باشد، همه کسانی که از راه نسب به این بچه محرم بودند از راه رضاع و شیر خوردن نیز محرم می شوند یعنی :
1. خود زن که او را شیر داده که مادر رضاعی می گویند.
2. شوهر زن که شیر مال اوست و او را پدر رضاعی می گویند.
3. پدر ومادر آن زن هر چه بالا روند که حکم جد و جده را دارند اگر چه پدر و مادر رضاعی آن زن باشند.
4. بچه هایی که آن از زن به دنیا آمده یا می آیند که برادر و خواهر این بچه محسوب می شوند.
5. خواهر و برادر آن زن که دایی و خاله رضاعی این بچه می شوند.
6. عمو و عمه آن را اگر چه رضاعی باشند.
7. دایی و خاله آن زن اگر چه رضاعی باشند.
8. اولادهایی که شوهر آن زن از زن دیگر دارد.
9. پدر و مادر شوهر آن زن هر چه بالا روند خواهر و برادر شوهر زن که شیر مال اوست که عمه و عموی رضاعی این بچه می شوند.
10. عمو، عمه، دایی و خاله شوهر این زن که شیر مال اوست، اینها همه به این بچه محرم هستند.
بنابراین خواهر زن و برادر شوهر نامحرم هستند و باید موازین شرعی در برابر آنها رعایت شود.
در رابطه با مصافحه و دست دادن با نامحرمان باید توجه داشت که به فتوای همه مراجع تقلید عظام، دست دادن با زنان و مردان نامحرم حرام است؛ خواه فامیل باشد و یا غیر فامیل و خواه با قصد لذت باشد و یا بدون آن.(آیت اللّه خامنه‏اى، استفتاء، س 493؛ آیت اللّه تبریزى، استفتاءات، س‏1606؛ آیت اللّه صافى، جامع‏الاحکام، ج‏2، س‏1660؛آیت اللّه مکارم، امام خمینى، آیت اللّه نورى و آیت اللّه فاضل، تعلیقات على‏العروه، (النکاح)، م‏40؛ آیت اللّه بهجت، توضیح‏المسائل، م‏1934؛ آیت اللّه سیستانى، منهاج‏الصالحین، ج‏2، (النکاح)، م‏16؛ دفتر آیت اللّه وحید.)
« أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ »؛ براي شما جمع ميان دو خواهر ممنوع است» يعني ازدواج با دو خواهر در زمان واحد مجاز نيست بنابراين اگر با دو خواهر يا بيشتر در زمان هاي مختلف و پس از جدايي از خواهر قبلي، ازدواج صورت پذيرد مانعي ندارد.
در ادامه(آیه 24/نساء) مي فرمايد: « وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء »ازدواج و آميزش جنسي با زنان شوهردار نيز حرام است»

گفتنی است ازدواج با افراد زیر حرام است:
1. محارم،
2. زن شوهردار،
3. خواهر زن،
4. زن عده دار،
5. خواهر لواط دهنده،
6. کافر غیرکتابى (مانند کمونیست‏ها )،
7. در حال احرام،
8. ازدواج دائم با زن پنجم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

ب:ازدواجهای حرام در قرآن

1)وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبِيلاً (نساء؛آیه22)
و ازدواج نكنيد با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، مگر آنها كه در گذشته (قبل از نزول اين حكم) انجام شده است، زيرا اين كار عمل زشت و تنفرآورى است و روش نادرستى مى‏باشد.
2)حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خالاتُكُمْ وَ بَناتُ الْأَخِ وَ بَناتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ وَ رَبائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلاَّ ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً (نساء؛آیه23)
حرام شده است بر شما مادرانتان و دختران و خواهران و عمه‏ها و خاله‏ها و دختران برادر و دختران خواهر شما و مادرانى كه شما را شير داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران همسر و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشته‏ايد و چنانچه آميزش جنسى با آنها نداشته‏ايد (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد و (همچنين) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (نه پسرخوانده‏ها) و (نيز حرام است بر شما) اينكه جمع ميان دو خواهر كنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده خداوند آمرزنده و مهربان است

اقسام محارم
به طور کلي محارم سه قسمندکه نمي توانند با يکديگر ازدواج کنند:

1. محارم نسبي، 2. محارم سببي 3. محارم رضاعي.
 محارم نسبي براي مردان عبارتند از: مادر ومادر بزرگ، دختر و نوه هاي دختري، خواه، دختر خواهر و نوادگان او، دختر برادر و نوادگان او، عمه ، عمه پدر و مادر، خاله، خاله پدر و مادر.
محارم نسبي براي زنان عبارتند از: پدر و پدر بزرگ، پسر و نوادگان پسري، برادر، پسر برادر و نوادگان برادر، پسر خواهر و نوادگان خواهر، عمو، عموي پدر و مادر، دايي، دايي پدر و مادر.
محارم سببي براي مردان عبارتند از: مادر و مادر بزرگ زن، دختر زن (نادختري) و نوه هايش (البته در صورتي که مرد با همسرش آميزش کرده باشد) زن پدر يا نامادري، زن پسر يا عروس.
لازم به ذکر است که حضرت امام، عقد دختر خردسال را براي محرم شدن با مادرش اشکال مي کنند و ديگر اين که ازدواج با دختر برادر زن يا دختر خواهر زن، يعني زن گرفتن روي عمه يا خاله اش بدون اجازه آنها جايز نيست و ازدواج با خواهر زن نيز - تا وقتي که خواهر ديگر همسر اوست - حرام است.
 محارم رضاعي باوجودشرایط زیر محرم و ازدواج با آنها حرام است:
الف. شير مادر محصول آميزش حلال و شرعي باشد.
ب . کودک شير را از راه مکيدن پستان انجام دهد.
ج . بانوي شير ده زنده باشد.
د . کودک شيرخوار در اثناي دو سال، از هنگام تولدش شير خورده باشد يعني قبل از اين که دو سال از تولدش بگذرد (يعني 24 ماه قمري)                                                                                                                                                            ه . مقدار شيرخوارگي به اندازه اي باشد که باعث رويش گوشت و محکم شدن استخوان کودک گردد و يا از نظر مدت، يک شبانه روز پشت سر هم و يا از نظر تعداد پانزده مرتبه کامل شير بنوشد.
بنابراين چنانچه يکي از اين شرايط فوق حاصل نگردد محرميت رضاعي تحقق نخواهد يافت.
محارم رضاعي براي مردان عبارتند از: مادر رضاعي، مادر مادر رضاعي، دختران مادر رضاعي، نوه هاي دختري اش هر چه پايين روند، خواهر و عمه مادر رضاعي، خاله وي، فرزندان دختر شوهر مادر رضاعي، مادر شوهر مادر رضاعي، خواهر شوهر مادر رضاعي، عمه و خاله شوهر مادر رضاعي.
محارم رضاعي براي زنان عبارتند از: شوهر زن مادر رضاعي، پدر و پدر بزرگ مادر رضاعي، فرزندان پسر مادر رضاعي و نوه هاي پسري اش هر چه پايين روند، برادران مادر رضاعي، عموي مادر رضاعي، دايي مادر رضاعي، فرزندان پسري شوهر مادر رضاعي، پدر شوهر مادر رضاعي، برادر شوهر مادر رضاعي، عمو و دايي شوهر مادر رضاعي.
لازم به ذکر است که فرزندان پسر مادر رضاعي براي زنان و فرزندان دختر مادر رضاعي براي مردان، چه آنها که قبلا به دنيا آمده اند و چه آنها که بعدا به دنيا بيايند شامل حرمت ازدواج است                                              (تحريرالوسيله، امام خميني، ج 2، ص 263 تا 265).

*بیان قاعده کلی
 در واقع شیر دادن به یک نوزاد با رعایت همه شرایط باعث می‌شود که فقط بچه شیر خورده (نه فامیل‌های او) مثل بچه واقعی آن زن به همه کسانی که بچه واقعی او مَحرم هستند، محرم باشد؛ (البته در این میان استثناهای هم وجود دارد که گفته خواهد شد) به دیگر سخن هیچ فرقی از لحاظ محرم و نامحرم بودن بین بچه‌های واقعی و رضاعی (شیر خورده) یک زن وجود ندارد. (مگر موارد خاص، که گفته خواهد شد)
*موارد استثنا شده و خاص از محرمیت در شیرخواره
1. اگر زنى بچه‌اى را با شرایط شرعی شیر دهد، شوهر آن زن که صاحب شیر است به خواهرهاى آن بچه محرم نمى‌شود؛ همچنین خویشانِ شوهر به خواهر و برادر آن بچه و سایر فامیل‌های آن بچه محرم نمى‌شوند.
2. اگر زنى بچه‌اى را شیر دهد، به برادرهاى آن بچه محرم نمى‌شود؛ و نیز خویشان آن زن به برادر و خواهر بچه‌اى که شیر خورده محرم نمى‌شوند.
*نکته بسیار مهم
 در برخی از موارد شیر دادن به برخی از بچه ها باعث محرم شدن زن و شوهر به هم می‌شوند و آن زن و شوهر باید از هم جدا شوند؛ به همین علت این موارد را ذکر می‌کنیم تا این مشکل (که هیچ راه حل ندارد) برای کسی پیش نیاید.
الف: اگر زنى بچه‌ی دختر خود را شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‌شود و زن و شوهر باید از هم جدا شوند، نه به این معنا که باید از هم طلاق بگیرند بلکه به این معنا که دیگر نمی‌توانند زندگی مشترک زناشویی داشته باشند.

همچنین اگر مادر عروس، بچه‌اى را که شوهر آن عروس از زن دیگرش دارد شیر دهد آن زن و شوهر به هم محرم می‌شوند و باید به زندگی زناشویی خود پایان دهند. (ولى اگر زنی بچه پسر خود را شیر دهد، زنِ پسرش که مادر آن طفل شیرخوار است بر شوهر خود حرام نمى‌شود.)
ب: اگر زنِ پدرِ دخترى، بچه شوهر آن دختر یا بچه آن دختر را از شیر مربوط به آن پدر شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‌شود، چه بچه از همان دختر یا از زن دیگر شوهر او باشد. مثلاً اگر دختری به نام فاطمه با مردی به نام هاشم ازدواج کند و هاشم از فاطمه یا زن دیگر یا زن قبلی خود فرزندی به نام حسین یا زینب داشته باشد و زنِ پدر فاطمه یعنی مادرخوانده فاطمه حسین یا زینب را شیر دهد، فاطمه و هاشم باید به زندگی زناشویی خود پایان دهند و بدون طلاق از هم جدا شوند.
چنانچه گفته شد در این موارد لازم نیست از هم طلاق بگیرند بلکه زن و شوهری آنان تا ابد حرام است و دیگر نمی‌توانند مانند زن و شوهر های دیگر با هم زندگی کنند، به این معنی که نزدیکی آن‌ها در حکم زنا با محارم است.

*ارث و صله رحم در میان فامیل‌های رضاعی (ایجاد شده با شیر خوردن)
کسانى که به واسطه شیر خوردن، خویشى پیدا مى‌کنند مستحبّ است یکدیگر را احترام نمایند، ولى از یکدیگر ارث نمى‌برند و حق‌های خویشى که انسان با خویشان خود دارد مثل صله رحم براى آنان واجب نیست.

*نکات قابل تأمل
1.اگر هنگام ازدواج دختر و پسری، شبهه‌ای در مورد محرمیت آنان با شیر خوردن وجود داشته باشد، قبل از عقد باید حل شود تا خدای نکرده به علت بی‌احتیاطی دو نفر مَحرم با هم ازدواج نکنند.
2. مستحب است زن‌ها هر بچه‌اى را شیر ندهند، زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده‌اند و بعداً دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

الف) خوراکیهای حرام و حلال در قرآن

1)یَا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿بقره،آیه168

اى مردم از آنچه در زمین است‏حلال و پاکیزه را بخورید و از گامهاى شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست

2)إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿بقره،آیه173

[خداوند] مردار و خون و گوشت‏خوک و آنچه را که [هنگام سر بریدن] نام غیر خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانیده است [ولى] کسى که [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نیست زیرا خدا آمرزنده و مهربان است

3)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُم بَهِیمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ ﴿مائده؛آیه1

اى کسانى که ایمان آورده‏اید به قراردادها[ى خود] وفا کنید براى شما [گوشت] چارپایان حلال گردیده جز آنچه [حکمش] بر شما خوانده مى‏شود در حالى که نباید شکار را در حال احرام حلال بشمرید خدا هر چه بخواهد فرمان مى‏دهد .

4) حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿مائده ؛آیه3

بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته شده باشد و [حیوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [که زنده دریافته و خود] سر ببرید و [همچنین] آنچه براى بتان سربریده شده و [نیز] قسمت کردن شما [چیزى را] به وسیله تیرهاى قرعه این [کارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز کسانى که کافر شده‏اند از [کارشکنى در] دین شما نومید گردیده‏اند پس از ایشان مترسید و از من بترسید امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم و هر کس دچار گرسنگى شود بى‏آنکه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى تردید خدا آمرزنده مهربان است .

 

5)یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللّهُ فَکُلُواْ مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَیْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ ﴿مائده؛آیه4

از تو مى‏پرسند چه چیزى براى آنان حلال شده است بگو چیزهاى پاکیزه براى شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شکارگر که شما بعنوان مربیان سگهاى شکارى از آنچه خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده‏اید [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏اند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پرواى خدا بدارید که خدا زودشمار است .

6)الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَکْفُرْ بِالإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿مائده؛آیه5

امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست‏خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است

 

7)أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّکُمْ وَلِلسَّیَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿مائده؛آیه96

صید دریا و ماکولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‏اى باشد و[لى] صید بیابان مادام که محرم مى‏باشید بر شما حرام گردیده است و از خدایى که نزد او محشور مى‏شوید پروا دارید .

8)قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿انعام؛آیه145

بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورنده‏اى که آن را مى‏خورد هیچ حرامى نمى‏یابم مگر آنکه مردار یا خون ریخته یا گوشت‏خوک باشد که اینها همه پلیدند یا [قربانیى که] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده باشد پس کسى که بدون سرکشى و زیاده‏خواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است

9)إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِیرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿نحل؛آیه115

جز این نیست که [خدا] مردار و خون و گوشت‏خوک و آنچه را که نام غیر خدا بر آن برده شده حرام گردانیده است [با این همه] هر کس که [به خوردن آنها] ناگزیر شود و سرکش و زیاده‏خواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ رسولَ اللّه صلى الله عليه و آله كانَ يأتي أهلَ الصُّفَّةِ وكانوا ضِيفانَ رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله ، كانوا هاجَروا مِن أهاليهِم وأموالِهِم إلى المَدينَةِ فأسْكَنَهُم رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله صُفَّهَ المَسجِدِ ، وهُم أربَعُمِائةِ رجُلٍ ، يُسَلِّمُ علَيهِم بالغَداةِ والعَشِيِّ ، فأتاهُم ذاتَ يومٍ فمِنهُم مَن يَخصِفُ نَعلَهُ ، ومِنهُم مَن يَرقَعُ ثَوبَةُ ، ومِنهُم مَن يَتَفلّى (و عدّه اى هم جامه هاى خود را از شپش پاك مى كنند) ، وكانَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَرزُقُهُم مُدّا مُدّا مِن تمرٍ في كُلِّ يَومٍ . فقامَ رجُلٌ مِنهُم فقالَ : يا رسولَ اللّه ، الَّتمرُ الّذي تَرْزُقُنا قَد أحْرَقَ بطُونَنا ! فقالَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله : أمَا إنّي لَوِ اسْتَطَعْتُ أنْ اُطْعِمَكُمُ الدُّنيا لَأطعَمْتُكُم ، ولكنْ مَن عاشَ مِنكُم بَعدي فسَيُغدى علَيهِ بالجِفانِ ويُراحُ علَيهِ بالجِفانِ ، ويَغدو أحَدُكُم في قَميصةٍ ويَروحُ في اُخرى ، وتُنَجِّدونَ بُيوتَكُم كما تُنَجَّدُ الكَعبَةُ . فقامَ رجُلٌ فقالَ : يا رسولَ اللّه ، إنّا إلى ذلكَ الزَّمانِ بالأشْواقِ ! فمَتى هُو ؟! قالَ صلى الله عليه و آله : زَمانُكُم هذا خَيرٌ مِن ذلكَ الزّمانِ ، إنَّكُم إنْ مَلَأتُم بطُونَكُم مِن الحَلالِ تُوشِكونَ أنْ تَملؤوها مِن الحَرام»

مستدرك الوسائل : ۱۲ / ۵۶ / ۱۳۴۹

امام كاظم عليه السلام : اهل صُفَّه ميهمان رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند . آنها خانمان خود را رها كرده به مدينه هجرت كرده بودند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهآنان را ، كه چهارصد مرد بودند ، در صحن مسجد اسكان داد . آن حضرت هر صبح و شام نزد ايشان مى رفت و بر آنان سلام مى داد . روزى بر صفّه نشينان وارد شد ، ديد يكى كفش خود را پينه مى كند ، ديگرى لباسش را وصله مى زند و عدّه اى هم جامه هاى خود را از شپش پاك مى كنند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هر روز يك مُدّ (تقريبا يك چارك) خرما به آنها مى داد . مردى از ميان آنها برخاست و عرض كرد : اى رسول خدا ! خرمايى كه به ما مى دهى معده هاى ما را سوزاند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بدانيد كه اگر مى توانستم دنيا را خوراك شما كنم اين كار را مى كردم امّا كسانى از شما كه پس از من زنده بمانند صبح و شام غذاى سير خواهند خورد هركدام صبح يك پيراهن خواهيد پوشيد و شب پيراهنى ديگر و خانه هايتان را ، همانند كعبه ، بر افراشته و آراسته خواهيد كرد . مردى برخاست و گفت : اى رسول خدا ! من مشتاق چنان روزى هستم ! كى فرا خواهد رسيد ؟ فرمود : زمان كنونى شما بهتر از آن زمان است . شما اگر شكمهاى خود را از حلال پر كنيد هيچ بعيد نيست كه از حرام نيز آن را پر نماييد .

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |