مرزدار
گفتاری معنوی از محمدحسین منتظری شاتوری

1- اولياي الهي، واسطه فيض رحمت الهي

واسطه‌ي فيض. اين سيم برق را مي‌گيرد، به ما مي‌دهد. به لامپ مي‌دهد.«بِكُمْ فَتَحَ اللَّه‏ وَ بِكُمْ يَخْتِم‏» خلاصه انرژي هسته‌اي هستي اولياي خدا هستند. نفسشان، وجودشان، حتي آنهايي كه بويي از ولايت به مشامشان خورده تصرّف مي‌كنند.

مرحوم آيت الله مدرس بود. به رضاشاه مي‌گويد كه: هركجا بميرم، قبر من زيارتگاه مي‌شود. تو هركجا بميري! نه آب خواهد بود و نه آبادي!

آيت الله اشرفي، بعد از اينكه آيت الله مدني، آيت الله دستغيب، آيت الله صدوقي شهيد شد، فرمود: شهيد چهارم من هستم. اين را از كجا مي‌گفت؟ اينها خبرهايي دارند، اين روحشان امواجي را مي‌گيرد كه ما نمي‌گيرد.

امامان، واسطه‌ي فيض هستند. «بِكُمْ فَتَحَ اللَّه‏ وَ بِكُمْ يَخْتِم» حتي امام به علي‌بن مهزيار نامه مي‌نويسد: تو در اهواز باش، توسط شما خدا بلا را از منطقه‌ي خوزستان دور مي‌كند. اين حرف در قرآن هم آمده است.

2- وجود اولياي الهي، مانع نزول قهر الهي

وقتي خدا به فرشته‌ها گفت: برويد شهر لوط را زير و رو كنيد، براي غلط‌هايي كه مي‌كنند. فرشته‌ها گفتند:... «إِنَّ فيها لُوطا» (عنكبوت/32) در اين شهري كه مي‌گويي: زير و رو كنيم حضرت لوط است. مگر مي‌شود يكجايي كه يك پيغمبر هست من زير و رو كنم؟ يعني جايي كه ولي خدا هست آنجا بيمه است. خدا فرمود: «نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فيها» (عنكبوت/32) ما مي‌دانيم او است. به او مي‌گوييم: برو، وقتي رفت زير و رو كنيد.

اولياي خدا واسطه‌ي فيض هستند. ... آن نخ به آن اسكناس ارزش مي‌دهد. نخ را برداري كاغذ مي‌شود. آن نخ هستي، امامت است.

3- پيروي از اهل بيت(عليهم‌السلام)، مايه نجات اهل ايمان

فرمود: يهودي‌ها هفتاد و يك فرقه شدند. مسيحي‌ها هفتاد و دو فرقه مي‌شوند. مسلمان‌ها هفتاد و سه فرقه مي‌شوند. بعد فرمود: «فِرْقَةٌ نَاجِيَة» (بحار الانوار/ج30/ص335) تنها يكي از اين فرقه‌ها نجات پيدا مي‌كند.

مي‌گوييم: يا رسول الله! ... «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوح‏» (بحار الانوار/ج23/ص123) مثل اهل بيت من مثل كشتي نوح است. «مَنْ رَكِبَهَا» هركس سوار شود،  «نَجَا» نجات پيدا مي‌كنند. آنهايي كه در خط اهل بيت هستند اهل نجات هستند.

4- اولياي الهي، اسوه و الگوي اهل ايمان

الگو بودن، در تعليم و تربيت يك الگو مي‌خواهيم. مثل چه كسي باشيم؟ «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»

«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمنوا...» (تحريم/11) « «امْرَأَتَ فِرْعَوْن‏»

بچه‌ي كوچولوي امام حسين اسير شده است. او را كوفه‌ي و شام بردند. به اين بچه گفتند: چطوري؟ گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَى‏» (بحار الانوار/ج45/ص110) به عدد دانه‌هاي شن الحمدلله! آخر يك بچه‌ي كوچولو با چشم‌هايش ديد پدرش را كشتند، خيمه‌هايش را آتش زدند. اين همه سختي ديده، اين كوچولو نمي‌گويد: الحمدلله!

5- ايستادگي در برابر طاغوت‌ها، سيره امامان معصوم

يك روز منصور دوانقي گفت: اين امام صادق مثل استخوان در گلوي من است. نه مي‌توانم او را فرو برم. نه مي‌توانم تحملش كنم. تمام امامان ما شهيد شدند يعني چه؟ يعني همه آنها استخوان در گلوي طاغوت بودند. يك امام به مرگ خدايي نرفت. پيداست همه پرچم‌دار مبارزه بودند.

6- امامان معصوم، حافظ حدود و قوانين الهي

حافظ حدود، اين كشاورزهايي كه آبياري مي‌كنند با بيل عقب آب مي‌روند. چون اگر عقبش نباشي يك خرده از اين طرف مي‌رود، يك خرده از آن طرف مي‌رود. چيزي به مزرعه نمي‌رسد. روايت داريم «إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَيْئاً رَدَّهُم‏» (كافي/ج1/ص178) امام مي‌خواهيم كه اگر يك خرده زيادي رفتند اينها را برگرداند. «وَ إِنْ نَقَصُوا شَيْئاً أَتَمَّهُ لَهُم‏» اگر كمش گذاشتند، يعني بايد مواظب باشد. اين «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» راه اعتدال! ما همه از اعتدال بيرون مي‌رويم. خوشمان مي‌آيد،

يك كسي همه‌ي لباس‌هايش سبز بود، ريش‌هايش را هم سبز كرد. گفتند: ديگر چرا ريشت را سبز كردي؟ گفت: من مي‌خواهم يك ضرب چهارده معصوم شوم. ما يا افراط هستيم، يا تفريط. با يك كسي رفيق مي‌شويم، پاركمان، حمام‌مان، سينمايمان، كشتي‌مان، نمي‌دانم هرجا مي‌رويم اصلاً ديگر نمي‌توانيم از هم جدا شويم. يكوقت هم كه قهر مي‌كنيم، اصلاً شش ماه است يك تلفن به او نزديم. افراط و تفريط!

يك محوري مي‌خواهيم خط‌كش مي‌خواهيم. كه بگويد: اينجا كوتاه است.

استاندارد چيز خوبي است. منتهي ما استاندارد را براي رب گوجه گذاشتيم. اين مخ ما استاندارد ندارد. كه چه حرفي وارد شود و چه حرفي وارد نشود.

7- امامان معصوم، ميزان و حجّت خدا بر مردم

آمد گفت: آقا من راهم دور است. نمي‌توانم دسترسي به شما پيدا كنم. ما شما امامان را كجا پيدا كنيم؟ امام فرمود: «عليك بزكريا بن آدم» زكريا بن آدم از علماي قم بود. فرمود: «اِنَّه الْمَأْمُونِ عَلَى الدِّينِ وَ الدُّنْيَا» (وسايل الشيعه/ج27/ص146) در دين و دنيا امين ما است. دينتان را از او بگيريد.

در زيارت اميرالمؤمنين اين جمله است. «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيزَان‏» (بحار الانوار/ج97/ص373) يعني ميزان تو هستي.

8- پاسخ گويي به سؤالات ديني مردم

«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْر» (نحل/43) نقش امام نقش پاسخگويي به سؤالات مردم است.

9- معرفت، مودّت و اطاعت امامان معصوم

براي معرفت زيارت جامعه لازم است كه امام چه كسي است؟ «إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاه‏» (بحار الانوار/ج99/ص131) هرجا خير است، اصلش، فرعش، معدنش، منتهايش، اولش و آخرش، ريشه‌اش در شما است. بعد از معرفت مودّت است. دوستشان داشته باشيم. بعد از مودّت اطاعت است. اطاعت است.

معرفت كه بالا رفت، بچه‌ي سيزده ساله هم حرف‌هاي بزرگ مي‌زند.

7- رهبران الهي، پيشگامان سعادت مردم

امام رضا دو نفر آمده بودند. فرمود: «شرقا أو غربا» (رجال الكشي/ص209) به اين دو نفر گفت. به شرق برويد، به غرب برويد،  «لن تجدا علما صحيحا إلا شيئا خرج من عندنا أهل البيت» (رجال الكشي/ص209) علم صحيح پيدا نمي‌كنيد مگر نزد ما اهل بيت. چون علم ما اهل بيت از خداست. ديگران علمشان تجربي است. تجربه‌ها هم كه بعد از چند سالي معلوم مي‌شود كه آنطور كه بايد جواب بدهد، جواب نداده است. قانون اساسي آمريكا 25 بار تا به حال اصلاح شده است. يكي از كشورهايي كه ما مي‌گوييم: كشور‌هاي اروپايي مترقّي است 119 بار تا به حال قانون اساسي‌اش عوض شده است. 119 بار خودشان پشيمان شده‌اند. آنوقت اين آقا مي‌خواهد دنبال كسي برود كه 119 بار پشيمان شده باشد. ما نياز به امام معصوم داريم. و در زمان غيبت نياز داريم كه دستمان را در دست كسي بگذاريم كه لااقل به امام معصوم چند قدم نزديك‌تر از بقيه است. دنبال معصوم نگرديد. يك كسي كه يك شباهتي به امام معصوم داشته باشد. بس است.

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

قرآن براي اهل بيت پيامبر (ص) خصوصياتي را بيان مي دارد كه بيانگر جايگاه معنوي ايشان است.
ازجمله:1) اخلاص. ( انسان/8 و 9 ) انمانطعمکم لوجه الله

2) قرب و منزلت آنان در پيشگاه الهي ؛درجریان  مباهله از چنان منزلتی برخوردار ند كه مي توان به سوگند به مقام ايشان به مباهله مخالفان رفت و بر دشمنان پيروز شد. ( آل عمران آيه 47) 3)مقام امامت كه در آياتي از قرآن بدان پرداخته شده است كه از مهم ترين اين آيات مي توان به آيه 55 سوره مائده اشاره كرد.

4- طهارت: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا1. آيه مودّت:

خداوند متعال مى فرمايد: «قُل لاَّ أَسْـَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى; [16] به مردم بگو! براى تبليغ و رسالت، پاداش از شما نمى خواهم; مگر مودت و دوستى خويشانم».
صحيح مسلم و صحيح بخارى و مسند احمد بن حنبل و تفسير ثعلبى همگى از ابن عباس نقل كرده اند كه وقتى اين آيه نازل شده مسلمانان از پيامبر سؤال كردند; اقرباى شما چه كسانى هستند؟ پيامبر فرمود: آنها على و فاطمه و دو فرزندانشان (حسن و حسين) هستند. 

5) آيه كلمات: «فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَـت فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ; (بقره، آيه 37.)            جلال الدين سيوطى در تفسير «الدر المنثور» در ذيل همين آيه از ابن عباس روايت كرده كه گفت از رسول خدا درباره كلمات كه حضرت آدم از خداوند دريافت كرد و موجب پذيرش توبه شد سؤال كردم، پيامبر فرمود: «حضرت آدم به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين از خداوند طلب بخشش كرد و خداوند هم پذيرفت.»  (تفسير الدر المنثور، ج 1)

بررسی مصداق اهل‌بیت(ع) در نهج البلاغه (2)

1) گستره اصطلاح اهل‌بیت در نهج‌البلاغه

ترکیب «اهل‌بیت» دوازده بار در نهج‌البلاغه به کار رفته :

وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ| إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَیْتِهِ، فَوَقَى بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ السُّیُوفِ وَ الْأَسِنَّةِ، فَقُتِلَ عُبَیْدَةُ بْنُ الْحَارِثِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ قُتِلَ حَمْزَةُ یَوْمَ أُحُدٍ وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ یَوْمَ مُؤْتَة. (ن 9)

2) قرار گرفتن جایگاه معرفت اهل‌بیت(ع)  در کنار معرفت خدا و پیامبر(ص)

فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ، مَاتَ شَهِیداً وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ‏ وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ وَ قَامَتِ النِّیَّةُ مَقَامَ إِصْلَاتِهِ لِسَیْفِهِ فَإِنَّ لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ مُدَّةً وَ أَجَلًا. (خ190)

2. برخورداری از مقام امامت

فَوَاللَّهِ مَا كَانَ یُلْقَى فِی رُوعِی وَ لَایَخْطُرُ بِبَالِی أَنَّ الْعَرَبَ تُزْعِجُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ| عَنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ لَا أَنَّهُمْ مُنَحُّوهُ عَنِّی مِنْ بَعْدِهِ. (ن 62)

به خدا سوگند هرگز فكر نمى‏كردم و به خاطرم خطور نمى‏كرد كه عرب بعد از پیامبر، امر امامت و رهبرى را از اهل بیت او بگردانند (و در جاى دیگر قرار دهند و باور نمى‏كردم) و آنها آن را از من دور سازند.

3) مدافعان حقیقی حریم ولایت

فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ إِلَّا أَهْلُ‌بَیْتِی، فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ وَ أَغْضَیْتُ عَلَى الْقَذَى وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجَا وَ صَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ الْكَظَمِ وَ عَلَى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ. (خ26)

و در خطبه‌ای دیگر می‌فرماید:

فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی رَافِدٌ وَ لَا ذَابٌّ وَ لَا مُسَاعِدٌ إِلَّا أَهْلَ‌بَیْتِی. (خ217)

من در امر خود نظر کردم، نه یاورى دیدم و نه مدافع و همكارى؛ مگر اهل‌بیتم.

4. دروازه‌های علم و دانش

وَ عِنْدَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ أَبْوَابُ الْحِكَمِ وَ ضِیَاءُ الْأَمْرِ. (خ120)

درهاى دانش و روشنایى امور، نزد ما اهل‌بیت است.

5. دوری از فتنه‌گری

اهل بیت(ع)  از هرگونه لغزش و ورود در فتنه‌ها به دورند. امام علی(ع)  می‌فرماید:

نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ مِنْهَا بِمَنْجَاةٍ وَ لَسْنَا فِیهَا بِدُعَاةٍ. (خ93)

و ما اهل بیت از گناه آن فتنه‏ها به دوریم نمی‌توانیم از دعوت كنندگان باشیم.

6)معیار سنجش اعمال

انْظُرُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ یُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ یُعِیدُوكُمْ فِی رَدًى، فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَاتَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا. (خ97)

7)غیرقابل مقایسه

لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ| مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا یُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَدا،ً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ، إِلَیْهِمْ یَفِی‏ءُ الْغَالِی وَ بِهِمْ یُلْحَقُ التَّالِی وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَایَةِ وَ فِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ، الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ. (همان: 47، خ2)

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

1) علی(ع) پرورش یافته مکتب پیامبر اکرم(ص):

الف: دوران طفولیت «و قد علمتم موضعی ...»(خطبه 192 /115)

ب : دوران نوجوانی امام(ع) «لقد کنت اتبعه اتباع الفصیل...»(همان)

ج - امام(ع) هنگام بعثت پیامبر اکرم(ص) حدود ده سالگی ...

«لقد کان(ص) یجاور فی کل سنة بحراء فاراه»(همان)

2) ایمان امام (ع)

«والله لانا اول من صدقه.»   (خطبه  37 /4و خ71/3)

ایمان توام با یقین.«انی لعلی یقین من ربی ...»    (خطبه 22./6)

و «ما شککت فی الحق مذ اریته.»    (خطبه 4/4)

3) امام(ع) معیار هدایت و راه نجات است

«انما مثلی بینکم کمثل السراج فی الظلمة، ...»   (خطبه 187/7)

«لا ضللت و لا ضل بی.»(حکمت 185.)

4) امام(ع) مطیع خدا و رسول اکرم(ص)

«انی لم ارد علی الله و لا علی رسوله ساعة قط...»(خطبه 197/1)

5) موقعیت علمی امام (ع)

گستره علم امام (ع) «ایها الناس، سلونی... ».خطبه 189.

ونیزفرمود: «فو الذی نفسی بیده لاتسالونی عن شیی ء...»خطبه 93.

ابن ابی الحدید: «اجمع الناس کلهم علی انه لم یقل احد من الصحابة و لا احد من العلماء (سلونی) غیر علی بن ابیطالب.» شرح نهج البلاغه ، 7 / 46 )وهرکس غیرعلی سلونی گفت رسواشد:

 ابن جوزی بالای منبر گفت : « سلونی قبل ان تفقدونی » ؛ پس زنی ( که باطناً شیعه بوده ) از جا برخاست و گفت : آیا این که در یک شب علی برای غسل سلمان به مدائن رفت و مراجعت کرد صحیح است؟ ابن جوزی گفت: آری . آن زن گفت: اینکه عثمان سه روز بدنش در مزبله افتاده بود و علی هم حاضر بود صحیح است؟ گفت : بلی. پس زن گفت: باید علی بر حق باشد و عثمان بر باطل یا به عکس؟ ابن جوزی گفت: ای زن اگر تو بدون اجازه شوهرت از خانه بیرون شده ای خدا تو را لعنت کند و اگر با اجازه شوهرت آمده ای خدا شوهرت را لعنت کند. زن گفت: آیا عایشه که به جنگ علی رفت با اجازه پیغمبر رفت یا بی اجازه ؟ پس ابن جوزی سکوت کرد و از منبر به زیر آمد.بحار الانوار ج 29، ص 647 – 648

مجلسى رضوان الله عليه از «امالى‏» صدوق با سند خود از اصبغ بن نباته روايت مى‏كند كه:

عَنِ ابْنِ نُبَاتَةَ ، قَالَ : بَيْنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ( عليه السَّلام ) يَخْطُبُ النَّاسَ ، وَ هُوَ يَقُولُ : " سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي ، فَوَ اللَّهِ لَا تَسْأَلُونِّي عَنْ شَيْ‏ءٍ مَضَى ، وَ لَا عَنْ شَيْ‏ءٍ يَكُونُ إِلَّا نَبَّأْتُكُمْ بِهِ.
فَقَامَ إِلَيْهِ سَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ ، فَقَالَ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ، أَخْبِرْنِي كَمْ فِي رَأْسِي وَ لِحْيَتِي مِنْ شَعْرَةٍ ؟!
فَقَالَ لَهُ : « أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ مَسْأَلَةٍ حَدَّثَنِي خَلِيلِي رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه و آله ) أَنَّكَ سَتَسْأَلُنِي عَنْهَا ، وَ مَا فِي رَأْسِكَ وَ لِحْيَتِكَ مِنْ شَعْرَةٍ إِلَّا وَ فِي أَصْلِهَا شَيْطَانٌ جَالِسٌ ، وَ إِنَّ فِي بَيْتِكَ لَسَخْلًا يَقْتُلُ الْحُسَيْنَ ابْنِي  ـ وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ يَوْمَئِذٍ يَدْرُجُ  بَيْنَ يَدَيْهِ »

 امام(ع) عامل به علم بود: «ایها الناس انی والله ما احثکم علی طاعة الا...»خطبه 175.

علیرغم این گستره بی نهایت علمی، عواملی مانع کسب فیض از محضر امام(ع) شد از جمله:

1- نبود افراد شایسته.

امام(ع) خطاب به کمیل بن زیاد: «ها ان هاهنا لعلما جما ..» حکمت 147.

2- نبود ظرفیت مناسب در افراد نهج البلاغه، امام(ع): «والله لو شئت ان اخبر کل رجل منکم...»خطبه 175.

6) امام(ع) شریک غم و همراه سختی های مردم

«ا اقنع من نفسی بان یقال هذا امیرالمؤمنین؟ ..»نامه 45.

7) امام و ساده زیستی .«الا و ان امامکم قد اکتفی ...»همان

8) سیاست امام(ع) «اتامرونی ان اطلب...»خطبه 126.

امام (ع) خود نیز نسبت به سیاست معاویه می فرماید:

«والله ما معاویة بادهی منی، ...»خطبه 200.

ابن ابی الحدید می گوید: «کان علی لایستعمل فی حربه الا ما وافق الکتاب والسنة و کان (معاویة) یستعمل خلاف الکتاب والسنة و یستعمل جمیع المکاید حلالها و حرامها.» شرح ، 10 / 212 - 222.

9) شجاعت امام (ع)

«انا وضعت فی الصغر بکلاکل العرب ...خطبه 192.

«اما والله ان کنت لفی ساقتها ..» خطبه 34.

در جواب نامه معاویه: «انا ابوحسن قاتل جدک و اخیک و خالک...» (همان، نامه 10.،فراز7)

+نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ:

۱) فضيلت ماه مبارک رمضان:

 َيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

1-عن جابر بن يزيد جعفى عن ابى جعفر عليه السلام قال

 قال رسول الله صلى الله عليه و آله لجابر بن عبد الله يا جابر هذا شهر رمضان من صامنهاره و قام وردا من ليله و عف بطنه و فرجه و كف لسانه خرج من ذنوبه كخروجه منالشهر فقال جابر يا رسول الله ما احسن هذا الحديث فقال رسول الله صلى الله عليه وآله يا جابر و ما اشد هذه الشروط 

           وسائل الشيعه ، ج 7،
   
۲) ضيافت الهي:هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ

۳) ثواب بر اعمال ولو غير ارادي:

 أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ

۴) شرط حضور در مهماني خدا:

 
فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ.

5) ياد قيامت:

 وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ

۶) ياد فقرا:

 وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ
۷) رعايت اخلاق اجتماعي:وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَارْحَمُواصِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ

۸) کنترل زبان:

 وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ

9) کنترل چشم:

وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ

10) کنترل گوش:

 وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ

۱۱) اکرام ايتام:

 تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ

۱۲) توبه:

 وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ.

۱۳) دعا

 :وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ

 
 

۱۴) عمل:

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ

15) سجده های طولانی

:وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

حقيقت بركت و مبارك‏ ماه  مبارک رمضان

بحار الأنوار: 93/ 292- 293، باب 36، حديث 16؛ نوادر، اشعرى: 22.

«أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ الصِّيَامَ لَيْسَ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَحْدَهُ إِنَّمَا لِلصَّوْمِ شَرْطٌ يُحْتَاجُ أَنْ يُحْفَظَ حَتَّى يَتِمَّ الصَّوْمُ وَ هُوَ صَمْتُ الدَّاخِلِ ... فَإِذَا صُمْتُمْ فَاحْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ عَنِ الْكَذِبِ وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ لَاتَنَازَعُوا وَ لَاتَحَاسَدُوا وَ لَاتَغْتَابُوا وَ لَاتَمَارَوْا وَ لَاتَكْذِبُوا وَ لَاتَبَاشَرُوا وَ لَاتَخَالَفُوا وَ لَاتَغَاضَبُوا وَ لَاتَسَابُّوا وَ لَاتَشَاتَمُوا وَ لَاتَفَاتَرُوا وَ لَاتَجَادَلُوا وَ لَاتَتَأَذَّوْا وَ لَاتَظْلِمُوا وَ لَاتَسَافَهُوا وَ لَاتَضَاجَرُوا وَ لَاتَغْفُلُوا عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَاةِ

فقط امساک از طعام و شراب به تنهائی نیست،بلکه هر آینه از برای روزه شرطی است که می بایستی آن را حفظ کنی (از آنچه که باعثنقص است) تا آنکه به کمال برسد، و صوم کامل همانا صوم داخل است (یعنی از تمام آلایشدرونی منزه باشد که او فقط با صمت و سکوت و دوری از خلق الله تحقق پیدا می نماید .
وقتی روزهمی گیرید چشم و زبان و گوش و. . . خود را نیز حفظ کنید
(ای مداینی) هر گاه روزه گرفتید، پس حفظ و کنترل نمائید زبانتانرا از دروغ، و چشمانتان را از (هر چه دیدنش بر او حرام است) بپوشانید، (و در حالروزه) منازعه و دعوا (که لازمه اش بد گوئی و فحاشی است) ننمائید و به همدیگر حسادتنورزید و غیبت نکنید و ترش رو و غضبناک نباشید و با یکدیگر دشمنی نکنید و دروغنگوئید، (و با زنان) مباشرت ننمائید، و مخالفت همدیگر ننمائید (آنجا که مخالفت جائزنیست) و نسبت به همدیگر خشم و غضب ننمائید، و همدیگر را لعن و ناسزا نگوئید، وشماتت و ملامت نکنید، (و در کارهای خیر مثل قرائت قرآن و نماز و ذکر) سستی و بیحالیبه خود راه ندهید، و مجادله نکنید، اذیت و ظلم (به زیر دستان و خدمتگزاران و افرادتحت سرپرستی) ننمائید، و سفاهت و خود را به حماقت زدن بخود راه ندهید (حلیم و باوقار باشید) کسی را ضجر و شکنجه ندهید، و از یاد خدا غافل نشوید و نماز را فراموشننمائید، (مراد نمازهای مستحبی و نوافل یومیه مخصوصا نافله شب را از یادنبرید

وَ الْزَمُوا الصَّمْتَ وَ السُّكُوتَ وَ الْحِلْمَ وَ الصَّبْرَ وَ الصِّدْقَ وَ مُجَانَبَةَ أَهْلِ الشَّرِّ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ وَ الْكَذِبَ وَ الْفَرْيَ وَ الْخُصُومَةَ وَ ظَنَّ السَّوْءِ وَ الْغِيبَةَ وَ النَّمِيمَةَ

نفس خویش را الزام کنید به سکوت و خاموشی، و حلم و بردباری، و صبر واستقامت، و صدق و راستی، و از اهل شر و فساد دوری گزینید، و از قول زور لهویات وموسیقی بنیانکن اخلاق، و دروغ، و فریفتن و گول زدن، و خصومت و دشمنی با همدیگر، وسوء ظن و بدگمانی نسبت به یکدیگر و غیبت و نمامی و فتنه انگیزی از کل این اوصاف ضداخلاق پرهیز نمائید و اجتناب کنید.
وَ كُونُوا مُشْرِفِينَ عَلَى الآْخِرَةِ مُنْتَظِرِينَ لِأَيَّامِكُمْ مُنْتَظِرِينَ لِمَا وَعَدَكُمُ اللَّهُ مُتَزَوِّدِينَ لِلِقَاءِ اللَّهِ وَ عَلَيْكُمُ السَّكِينَةَ وَ الْوَقَارَ وَ الْخُشُوعَ وَ الْخُضُوعَ وَ ذُلَّ الْعَبِيدِ الْخُيَّفِ [الْعَبْدِ الْخَائِفِ‏] مِنْ مَوْلَاهُ خَيِّرِينَ خَائِفِينَ رَاجِينَ مَرْعُوبِينَ مَرْهُوبِينَ رَاغِبِينَ رَاهِبِينَ قَدْ طَهَّرْتَ الْقَلْبَ [قَدْ طَهُرَتِ الْقُلُوبُ‏] مِنَ الْعُيُوبِ وَ تَقَدَّسَتْ سَرَائِرُكُمْ مِنَ الْخَبَثِ وَ نَظَّفْتَ الْجِسْمَ مِنَ الْقَاذُورَاتِ وَ تَبَرَّأْتَ إِلَى اللَّهِ مِنْ عَدَاهُ وَ وَالَيْتَ اللَّهَ فِي صَوْمِكَ بِالصَّمْتِ مِنْ جَمِيعِ الْجِهَاتِ مِمَّا قَدْ نَهَاكَ اللَّهُ عَنْهُ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ وَ خَشِيتَ اللَّهَ حَقَّ خَشْيَتِهِ فِي سِرِّكَ وَ عَلَانِيَتِكَ وَ وَهَبْتَ نَفْسَكَ لِلَّهِ فِي أَيَّامِ صَوْمِكَ وَ فَرَّغْتَ قَلْبَكَ لَهُ وَ نَصَبْتَ نَفْسَكَ لَهُ فِيمَا أَمَرَكَ وَ دَعَاكَ إِلَيْهِ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ كُلَّهُ فَأَنْتَ صَائِمٌ لِلَّهِ بِحَقِيقَةِ صَوْمِهِ صَانِعٌ لَهُ لِمَا أَمَرَكَ وَ كُلَّمَا نَقَصْتَ مِنْهَا شَيْئاً فِيمَا بَيَّنْتُ لَكَ فَقَدْ نَقَصَ مِنْ صَوْمِكَ بِمِقْدَارِ ذَلِكَ

و (در حال روزه داری) خود رامشرف بر آخرت کنید و منتظر ایامی (که در پیش دارید) و منتظر وعده های الهی باشید، وزاد و توشه خویش را برای ملاقات ذات اقدس الهی فراهم سازید، و بر شما باد (در حالروزه) به سکینه و وقار، و خشوع و خضوع به پیشگاه حضرت احدیت چون بنده ذلیل خائف کهاز مولایش به شدت می هراسد، در حالی که آزادند و با اختیار خویش به پیشگاه مولا وآقای خود احساس خوف و رجا می نمایند، و خود را در ترس و رعب فرو برده و در عین حالعشق به مولا و ترس از او آنان را بخود مشغول ساخته است، و به حق قلوبتان را ازعیبها تطهیر و باطنتان را از خبائث پاک می نماید، و جسمتان را از تمامی قاذورات وکثافات تمیز نموده، و شما را از غیر خداوند، بری و بیزار می کند، و شما را در روزهداریتان به وسیله سکوت به تمام جهات (از دروغ و غیبت و فتنه انگیزی و. . . ) متکی ونزدیک به خدا می گرداند از هر چیزی که در پنهان و آشکار نهی شده، و در نهان و آشکارشما را به خوف و خشیت پروردگار مفتخر می سازد، و نفست را در حال روزه داریت به خدابخشیده و دلت را برای او فارغ البال و خالی از هر چه که غیر او است مستعد و مهیا میسازد و تو را برای خدا در آنچه به تو امر کرده و خوانده است منصوب می گرداند، (یعنیکاملا مطیع و منقاد حضرت حق می شویپس هر گاه تمامی این اوصاف مذکوره را به جای آوردی و خود را متصف به آنساختی پس توبه حقیقت برای خدا روزه گرفتی و حق روزه را ادا نمودی، و انجام بده آنچهرا که در (باره روزه) به تو فرموده است که هر چه را ناقص کنی و به جای نیاوری ازاوصاف روزه و روزه داریت از آنچه که برایت روشن و آشکار است، پس به مقدار آنچه ازاوصاف و فضائل روزه را کم کرده باشی از اجر و پاداش آن نیز کم می گردد.

وَ إِنَّ أَبِي عليه السلام قَالَ سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله امْرَأَةً تُسَابُّ جَارِيَةً لَهَا وَ هِيَ صَائِمَةٌ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بِطَعَامٍ فَقَالَ لَهَا كُلِي فَقَالَتْ أَنَا صَائِمَةٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ كَيْفَ تَكُونِينَ صَائِمَةً وَ قَدْ سَبَبْتِ جَارِيَتَكِ إِنَّ الصَّوْمَ لَيْسَ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ ذَلِكِ حِجَاباً عَنْ سِوَاهُمَا مِنَ الْفَوَاحِشِ مِنَ الْفِعْلِ وَ الْقَوْلِ يُفَطِّرُ الصَّائِمَ مَا أَقَلَّ الصُّوَّامَ وَ أَكْثَرَ الْجُوَّاعَ».

و درآخرین بیان و توضیحات خویش حضرت صادق ( علیه السلام) از قول پدر بزرگوارش نقل مینماید که فرمود: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) از آن زنی که بجاریه اش سب و ناسزامی گفت (داستانش در همین بخش آمده) آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمود:

 هماناروزه فقط پرهیز از طعام و شراب نیست، هر آینه خداوند خوردنیها و آشامیدنیها را حجابو حایل از غیر این دو از فواحش و گناهانی چون دروغ و غیبت و زنا و ظلم از افعال واقوال که باعث افطار روزه یا تقلیل کمال روزه می شود قرار داده است آنگاه پیامبرصلی الله علیه و آله) فرمود: چه کمند روزه داران واقعی، و چه زیادند گرسنگان روزهدار، که حظی جز گرسنگی نمی برند و این است آداب و شرائط و فوائد و خصوصیات روزه واوصاف روزه دار،

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

خصوصیات روزه‌ی حقیقی

علت این تشبیه بدیهی، این است که نشان دهد همانطور که خارج شدن از ماه رمضان یک امر قطعی است بخشیده شدن گناهان نیز قطعی است.
حضرت زهرا (س) مي فرمايند:

 « مَا يَصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِيَامِهِ إِذَا لَمْ يَصُنْ لِسَانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوَارِحَهُ »

(وسائل الشيعه ،ج1،ص72)

انسان روزه دار از روزه اش چه سودي مي برد، مادامي که زبان و چشم و گوش و اعضاء و جوارحش را حفظ نمي کند.
جابر بن عبدالله انصاري نقل از رسول خدا (ص) نقل مي کند که روزي ايشان به من فرمودند:               « يَا جَابِرُ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ مَنْ صَامَ نَهَارَهُ وَ قَامَ وِرْداً مِنْ لَيْلِهِ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ وَ کَفَّ لِسَانَهُ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَخُرُوجِهِ مِنَ الشَّهْرِ »

 در اين ماه مبارک رمضان اگر کسي روزش را روزه بگيرد و بخشي از شب را به عبادت بپردازد،شکم و شهوت خود را پاک نگاه دارد و زبانش را از گناهان حفظ کند، از گناهانش خارج مي شود همانطور که از ماه رمضان خارج مي شود.
جابر خوشحال شد و عرض کرد: «یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ هَذَا الْحَدِیثَ»  حديث زيبايي را بيان فرموديد، بسيار اميدوار شدم.

 رسول خدا فرمودند: « يَا جَابرُ! وَ مَا أَشَدَّ هَذِهِ الشُّرُوط » (الکافي،ج4،ص87)

رعايت اين شروط چقدر سخت است.

 شرائط روزه‏ دار از زبان امام صادق (ع)
اول:  بستن چشم و حفظ کردن آن از نگریستن امورمنهيه

امام صادق ( علیه ‏السلام) فرمود:

وقتی که روزه هستی باید گوش و چشم و مو و پوست و دیگر اعضای بدنت روزه باشند

دوم: حفظ زبان از هذیان، دروغ، و غیره است. مراء و جدال را رها کن، و خادم خویش را رنج نده و در حال روزه، با وقار و حلیم باش، که هرزگی و هرزه گوئی تو را در حال روزه به جهال و یاوه گویان ملحق سازد.
سوم: نگهداری گوش از شنیدن هر مکروهی، زیرا هر چیزی گفتنش حرام است، شنیدن و گوش فرا دادن به او نیز حرام است، و لذا به پیشگاه خداوند گناه شنونده دروغ و خورنده حرام یکسان است، که خداوند در چهارم: نگه داشتن بقیه اعضاء و جوارح بدن است از قبیل دست و پا از مکاره و نگه داری شکم از شبهات و غذاهائی که مشتبه است در وقت افطار، پس معنی ندارد که صائم از غذای حلال پرهیز کند، سپس با فعل حرام افطار نماید روزه خویش را (با دروغ و سخن چینی و غیبت) پس مثال این صائم همانند کسی است که در یک شهر قصری بسازد و آنگاه شهر را خراب کند، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه بسا روزه‏ داری است که از روزه ‏اش جز گرسنگی و تشنگی چیزی عایدش نمی‏گردد.
پنجم: از غذای حلال وقت افطار آن قدر نخورد که معده پر شود که هیچ ظرفی مبغوض تر به پیشگاه خداوند از شکم پری نیست که از غذای حلال پر شده باشد، که در نتیجه قدرت هیچ گونه عبادتی و بهره برداری از شبهای پر فیض ماه رمضان نداشته باشد، و ثانیا این عمل با روزه‏ داری و دستورات روحانی و معنوی روزه و اثرات آن منافات دارد.
ششم: اینکه قلبش بعد از افطار مضطرب و معلق بین خوف و رجا باشد، زیرا نمی‏داند که آیا روزه ‏اش مقبول حضرت حق قرار گرفته یا خیر، آیا با قبولی روزه‏ اش جزء مقربین است‏ یا با عدم قبولی روزه جزء آنهائی که مشمول خشم خداوند هستند می‏باشد، پس این است معنی واقعی و باطنی روزه، که این نوع روزه در رتبه انبیاء و اولیاء گرامی خدا خواهد بود. (محجة البیضاء، ج 2، ص 130)

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

بسم الله الرحمن الرحيم

احكام روزه

                                                     

س1)آياترك روزه به خاطردشواري وياضعف جسماني جايزاست؟

ج)جايز نيست و ملاكِ جوازترك روزه، ضرر و يا عدم تحمل همراه با مشقت زياد است

 

س2)كسي كه بخاطرضرروياتحمل نداشتنِ همراه بامشقت زيادروزه اش راترك كندچه وظيفه اي دارد؟

ج)فقط قضاى روزه‏هايى که از ماه رمضان افطار کرده است، براو واجب است وكفاره اي بعهده اش نمي آيد. 

                   (اجوبه ،  سوالات732، 731و734)

 

س3) اگركسي به مجرد احتمال واجب نبودن روزه به خاطر ترس ازضرر، روزه اش راعمداافطارنمايدچه حكمي دارد؟

ج) علاوه بر قضا ، کفّاره هم براو واجب مي شود. (همان، سوال 735)

 

س4)افرادي كه بخاطركهولت سن ومشقت داشتن روزه ،افطارنموده اند،وظيفه اشان چيست؟

- بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهند.

- واگر بعد از ماه رمضان بتوانندروزه بگيرند، بنابراحتياط واجب بايد قضاي روزه هايي را كه نگرفته اند، بجا آورند. 

   (توضيح المسائل امام (ره)، مساله  1635 و1636)

 

س5)  اشخاصي كه زياد تشنه مي شوند ونمي توانند تشنگي را تحمّل كنندو ياتحمل تشنگي همراه با مشقّت است،چه وظايفي دارند؟

ج) روزه بر آنها واجب نيست، ولي در صورت دوم كه نمي توانند تشنگي را تحمّل كنند بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.وبنابر احتياط واجب، بيشترازمقداري كه ناچارند آب نياشامندواگر بعد بتوانند روزه بگيرند،بنابراحتياط واجب بايدروزه هايي را كه نگرفته اند قضا نمايند.(همان، مسأله 1637)

 

س6)اگركسي به واسطه عذري نتواندروزه بگيرد و عذر او تاماه رمضان سال بعد طول بکشد، تكليفش چيست؟

ج) اگرعذرش بيماري باشدو مرض او تاماه رمضان سال بعد طول بکشد، قضاى روزه‌هایى را که نگرفته بر او واجب نیست،ولي باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.

امااگرعذرديگري غیر از بیماری(مانندمسافرت) باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‌هایى را که نگرفته باید قضا کند. وبنابراحتياط مستحب براي هرروز يك مدطعام هم به فقيربدهد. (مسأله 1613)

 

س7) اگركسي به واسطه عذري نتواندروزه بگيرد و عذر اومرتفع شودولي عذرديگري پيداكندكه تاماه رمضان بعدنتواندروزه بگيرد چه تكليفي دارد؟

ج) اگر عذر، بیماری باشدو بعد ازماه رمضان، بیماری او بر طرف شود ولى عذر دیگرى پیدا کند که نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگیرد باید روزه‌هایى را که نگرفته قضا نماید.

واگرعذرغيربيماري باشدو بعد ازماه رمضان آن عذربرطرف شود، ولي بيمارشودو تا رمضان سال بعد به واسطه بیماری نتواند روزه بگیرد روزه‌هایى را که نگرفته باید قضا کند. (همان ، مسأله1614 و1613) 

    

س8) س : مادرم دچار بيمارى شديد و پدرم از ضعف جسمانى رنج مى‏برد و در عين حال هر دو روزه مى‏گيرند حكم روزه اي كه مي گيرندچيست؟

ج: ملاک تأثير روزه در ايجاد بيمارى يا تشديد آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخيص روزه دار نسبت به خود است .

 اگر بدانند روزه براى آنها ضرر دارد يا خوف ضرر داشته باشند و در عين حال بخواهند روزه بگيرند، روزه گرفتن براى آنها حرام است. ( اجوبه ، س 753)

س9) :  کسى که بر اثر عذر مسافرت، روزه ماه رمضان از او فوت شده و آن عذر تا ماه رمضان سال آينده استمرار داشته،تكليفش چيست؟

ج: فقط قضاى آن بر او واجب است و کفّاره تأخير واجب نيست.(همان، س 736)

س10)س: افرادي كه در ماه مبارک رمضان به دلائلي  تندخو ميشوند و ناراحتى اعضاي خانواده‏  رافراهم مي نمايند ، تکليفشان چيست؟
ج: روزه ماه مبارک رمضان بر آنها واجب است و نبايد بدون دليل با ديگران تند برخورد کنيد.

(همان ، س 744)

 

 

س11)كسى كه چند سال مريض بوده و نتوانسته روزه ماه رمضان و قضاى آن را به جا آورد، تكليفش چيست؟

ج) در سالى كه بهبود يابد، اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد، بايد قضاى سال آخر را به جا آورد؛ ولى قضاى سال‏هاى گذشته لازم نيست و تنها بايد براى هر روز، يك مد طعام به فقير بدهد.(استفتاءات جديد)

 

س12)اگر قبل از اذان صبح وقت كم باشد و براى سحرى خوردن و انجام غسل جنابت فرصتى باقى نمانده باشد، بايد كدام را انتخاب كرد؟ در صورت ترك غسل جنابت، آيا بايد كفّاره پرداخت شود؟

ج) چنانچه روزه گرفتن بدون سحرى براى شخص جنب حرجى نيست، واجب است غسل كند و اگر حرجى است واجب است تيمم بدل غسل نمايد و اگر آن را هم ترك كرده، واجب است علاوه بر قضا، كفاره هم بپردازد.

 

س13) اگر روزه را تا حدى ادامه دهد که روزه بر اثر تشنگى و گرسنگى براى او حرجى شود و در نتيجه آن را افطار نمايد، آياكفاره براوواجب مي شود؟

ج) فقط قضا بر او واجب است و کفّاره‏اى ندارد و در مورد تشنگى احتياط واجب آن است که در بقيه روز امساک نمايد. (اجوبة‌الاستفتائات، س820 وسوال حضوري)

 

 

س14)اگركسي  بخاطر سنگ ساز بودن كليه‌هايش بنا به توصيه دكتر متخصص نبايد روزه بگيرد ،اما با نوشيدن سه ليوان آب در يك يا سه نوبت عذرش برطرف شده ومي تواند روزه اش راادامه دهد آيا با اين وصف روزه اش صحيح است؟

ج) اگر جلوگيرى از بيمارى کليه مستلزم نوشيدن آب يا ساير مايعات در طول روز باشد، روزه گرفتن بر شما واجب نيست و بلکه جايز هم نيست و با فرض نوشيدن آب، روزه باطل مى‌شود.(استفتاءات جديد)

 

س15) اگركسي درحال روزه غش كند ودرزمان روزه بيهوش  باشد چه حكمى دارد؟

ج) اگر قبلاً نيت روزه داشته، احتياط (مستحب) است كه روزه آن روز را تمام كند و بعداً قضايش را هم بگيرد. (همان)

 

س16) اگر کسى به علت تشنگى زياد قصد کند آب بخورد ولى در لحظات آخر پشيمان شود آيا روزه‌اش باطل مى‌شود؟

ج) در فرض سؤال صحّت روزه او محل اشكال است و احتياط واجب آن است كه روزه را تمام كند و بعداً هم آن را قضا نمايد.

 

 س17) اگر فرد جنب در ماه رمضان عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود و با تيمم وارد صبح شود حكم روزه‌اش چيست؟

ج) روزه‌اش صحيح است گرچه در فرض سؤال مرتكب معصيت شده است

 

س18) اگرنوجواني قبل از سن 14 سالگى محتلم مى‌شده و نمى‌دانسته  که احتلام نشانه بلوغ است وروزه هايش رانمي گرفته است و لذا تا سن پانزده سالگى روزه نگرفته است  ،وظيفه اوچيست؟

ج) قضاى روزه واجب است و اگر جاهل قاصر بوده، کفّاره ندارد.

 

س19) كفّاره افطار عمدى روزه، با كفّاره مريض چه تفاوتهايي دارد؟

ج) در دو مورد با هم تفاوت دارد: 1- در مقدار 2- در مصرف

 در كفّاره افطار عمدى روزه، بايد براى هر روز شصت فقير را سير كند  و يا دو ماه روزه بگيرد. اما در كفّاره مريض، اگر بيمارى تا رمضان آينده ادامه داشته باشد، بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.

در كفّاره افطار عمدى، اگر به شصت فقير دسترسى دارد، نمى‏تواند به هر كدام از آنها بيشتر از يك مد طعام بدهد؛ ولى در كفّاره مريض اين امر لازم نيست.

 

س20)اگر کسی به علت ضعف و بيماری نتواند به ازای هر روز روزه‌ای که باطل کرده 60 روز روزه قضای آن را بجا آورد و به طور مستقل هم درآمدی نداشته باشد که کفاره آن را بپردازد، وظيفه او چيست؟

ج) قضاى روزه واجب است ولى نسبت به کفّاره‌  افطار عمدى روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و يا اطعام شصت مسکين براى هر روز نداشته باشد، بايد به هر تعداد فقير که قادر است غذا بدهد و احتياط آن است که استغفار نيز بکند و اگر به هيچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نيست فقط کافى است که استغفار کند يعنى با دل و زبان خود بگويد: «استغفرالله (از خداوند بخشايش مى‏طلبم)».

 

س21) اگر قبل از اذان صبح وقت كم باشد و براى سحرى خوردن و انجام غسل جنابت فرصتى باقى نمانده باشد، بايد كدام را انتخاب كرد؟ در صورت ترك غسل جنابت، آيا بايد كفّاره پرداخت شود؟

ج) چنانچه روزه گرفتن بدون سحرى براى شخص جنب حرجى نيست، واجب است غسل كند و اگر حرجى است واجب است تيمم بدل غسل نمايد و اگر آن را هم ترك كرده، واجب است علاوه بر قضا، كفاره هم بپردازد.

 

س22)اينجانب كارگر شاغل در شهرستان ماهشهر در شرايط بسيار بد (45 درجه) آب و هوايى و كار سنگين كه گرفتن روزه بسيار براى من مشكل است طورى كه كارم را تحت شعاع قرار مى‌دهد و امكان اخراجم مى‌باشد لطفاً راهنمايى بفرماييد.

ج) اگر روزه گرفتن براى شما ضرر داشته باشد يا تحمل آن همراه با مشقّت زياد باشد، افطار براى شما جايز است ولى در غير اين صورت ترک آن به مجرّد بعضى از عذرها جايز نيست.

 

س23) شخصى که جهت شغلى که دارد و نمى تواند آن را رها کند روزه برايش حرجى باشد و همچنين افراد کم سن و سال که روزه گرفتن براى آنها مشقت شديد دارد آيا از اول روز مى توانند افطار کنند يا اينکه حکم ديگرى دارند؟

ج) در فرض سؤال هر وقت دچار حرج و مشقت شد مى‌تواند افطار کند و احتياط واجب اين است که به مقدار ضرورت افطار کرده و در بقيه روز امساک نمايد.

نمازهايى را كه انسان در حال جنابت خوانده بايد قضا نمايد و روزه‌ها در صورتى كه جاهل به اصل جنابت بوده واصلاً نمى‌فهميده جنابت چيست، صحيح است ولى اگر جنابت را مى‌دانسته و جاهل به وجوب غسل بوده بايد قضاى روزه‌ها را به‌جا آورد ولى کفاره بر او واجب نيست.

 

س24) شخصى كه در روزه ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كرده و با حال جنابت صبح كرده، روزه‏اش چه حكمي دارد؟

ج) روزه اش  باطل است و قضاى روزه ماه رمضان نيز بنا بر احتياط همين حكم را دارد، ولى در ساير روزه‏ها، روزه بر اثر آن باطل نمى‏شود. (اجوبة‌الاستفتائات، س783)

 

س25)اگر روزه‌دار بدون قصد بيرون آمدن منى با خود يا ديگرى ملاعبه كند در صورتى كه عادت نداشته باشد كه در اين صورت محتلم  شود ـ اگر چه اتفاقاً منى بيرون آيد ـ روزه اش چه حكمي دارد؟

ج)روزه اش صحيح است ولى اگر شوخى را ادامه دهد تا آنجا كه نزديك است منى خارج شود و خوددارى نكند تا خارج گردد روزه‌اش باطل است.

 

س26)مسافرى كه به خاطر جهل به مسأله، قبل از رسيدن به حدّ ترخص افطار كرده است ،تكليفش چيست؟

ج) روزه‌اش باطل، و قضاي آن واجب است ولى اگر از حكم مسأله غافل بوده، كفّاره ندارد.

(اجوبة‌الاستفتائات، س798)

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

فصل دوم : شفا و درمان به دعا

1)دعاى حضرت يعقوب عليه السلام ، دعاى رفع غم

اين دعا براى رفع غم و تعجيل فرج و آمدن غايب اثر عظيم دارد. حضرت يعقوب بعد از خواندن اين دعا بوى پيراهن يوسف را شنيد. امام پنجم عليه السلام فرمود: هنوز سفيدى صبح نزده بود كه پيراهن را آوردند و بر او افكندند، و خداوند بر او چشم و فرزندش را رد كرد.

«يا حَسَنُ الصُّحبَة يا كَريمَ المَعرِفَة يا خَيرَ اِله اِئتِنى بِروحٍ مِنكَ و فَرِّج مِن عَبدِكَ يا مَن لا يَعلَمُ كَيفَ هو اِلّا هو يا مَن سَدَّ الهَواءِ بِالسَّماءِ وَ كَبِسَ الاَرضِ عَلَى الماءِ وَ اختارَ لِنَفسِهِ اَحسَنُ الاَسماءِ اِئتِنى بِروحٍ مِنكَ وَ فَرِّج مِن عِندِكَ ». (بحارالانوار، ج 95، ص 195.)

2)دعاى امام حسين عليه السلام در برطرف شدن غمها و اندوهها

« اللَّهُمَّ إنّي أسْأَلُكَ بِكَلِماتِكَ وَ مَعاقِدِ عرشكَ وَ سُكّانِ سَماواتِكَ وَ أرْضِكَ، وَ أنْبِيائكَ وَ رُسُلِكَ، أنْ تَسْتَجيبَ لي فَقَدْ رَهَقني مِنْ أمْري عُسْرٌ، فَأَسْأَلُكَ أنْ تُصَلِّي عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ أَنْ تَجْعَلَ لى من عُسرى يُسرا (صحيفة الحسين ، ص 137.)

3)دعا براى درد پا

از امام سجاد عليه السلام روايت است كه فرمود: شخصى از درد پا نزد امام حسين عليه السلام شكايت كرد. حضرت فرمود: هرگاه دردش را احساس ‍ كردى دستت را بر آن قرار ده و بخوان :                        

   ﴿وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ»(زمر/67)

4)دعاى براى دفع روياى زشت

از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: حضرت فاطمه عليهاالسلام از خوابهاى پريشان به پيامبرشكايت كرد، آن حضرت فرمود: هرگاه چنين خوابى ديدى ، بگو:

«اَعُوذُ بِما عاذَتْ بِهِ مَلائِكَةُ اللّهِ الْمُقَرَّبُونَ وَاَنْبِياءُ اللّهِ الْمُرْسَلُونَ وَعِبادُاللّهِ الصّالِحُونَ وَاْلاَئِمَةُ اَلرّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ مِنْ شَرِّ مارَاَيْتُ مِنْ رُؤيا ىَ اَنْ تَضُرَّنى وَمِنَ الشَّيْطانِ الْرَّجيمِ» (صحيفة الزهراء ، ص 167.)

پس بسوى جانب چپ خود سه نوبت آب دهان بيندازد.و سه بار به سمت چپ خود آب دهان بينداز.

 

5)دعا براى بوى بد دهان

على بن عيسى از عمويش نقل مى كند كه گفت : از بوى بد دهانم ، پيش ‍ حضرت موسى بن جعفر عليه السلام شكايت كردم ، آن حضرت به من فرمود: اين دعا را وقتى درسجده اى بخوان :

يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ يَا سَيِّدَ السَّادَاتِ يَا إِلَهَ الْآلِهَةِ يَا مَالِكَ الْمُلْكِ يَا مَلِكَ الْمُلُوكِ اِشْفِنِي بِشِفَائِكَ مِنْ هَذَا الدَّاءِ وَ اصْرِفْهُ عَنِّي فَإِنِّي عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ أَتَقَلَّبُ فِي قَبْضَتِك‏»( بحار الانوار ج 92 ص 94)

6)دعا براى دفع سحر

1- نوشتن و به همراه داشتن اين دعا(اعراب گذاري نياز نيست):

« بسم الله و بالله، بسم الله و ما شاء الله، بسم الله و لا حول و لا قوّه إلاّ بالله. قال موسی ما جئتم به السحر إنّ الله سیبطله إنّ الله لا یصلح عمل المفسدین فوقع الحقّ و بطل ما کانوا یعملون فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین ». (مفاتیح)

2- همچنین از حضرت روایت شده است: جهت محفوظ ماندن از سحر و جادو، شب ها پس از نماز و روزها پیش از نماز هفت مرتبه بخوانید: «بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُون ». (بحار الانوار، ج92، ص129)

3- خواندن آیات 54تا 57 سوره اعراف نیز جهت خنثی کردن اثر سحر وارد شده است:

«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمين*ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِين». (مفاتیح الجنان)

4- در صحیفه الرضا از امام رضا (ع) نقل شده است: به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان: «بِسمِ اللِه العظیم رَبِّ العَرشِ العَظیم إلاّ ذَهَبْتَ وَ انْقَرَضْتَ ». (مفاتیح الجنان)

5- در صحيفه الرضا از امام رضا (ع) نقل شده است: به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان: «بِسمِ اللِه العظيم رَبِّ العَرشِ العَظيم إلاّ ذَهَبْتَ وَ انْقَرَضْتَ ».

 (بحار الانوار،همان، ج 92، ص129.)

6)دعا براى پیداشدن گمشده

از امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمود : برای پیدا شدن گمشده این آیه را بخواند .آیه 59 سوره انعام «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ »

پس بگو :«اللَّهُمَ‏ إِنَّكَ‏ تَهْدِي‏ مِنَ‏ الضَّالَّةِ وَ تُنَجِّي‏ مِنَ‏ الْعَمَى‏ وَ تَرُدُّ الضَّالَّةَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْ لِي وَ رُدَّ ضَالَّتِي وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلِّمْ»(بحارالانوار ج 92 ص 123)

7)دعا براى رفع بيمارى و ندارى

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود (براى رفع بيمارى و ندارى ):بگو « لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذى لا يَمُوتُ وَالْحَمْدُ للهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيراً .»( كافى ، ج 4، ص 332.)

8)ذكر سجده براى خواستن روزى

از امام باقر عليه السّلام روايت شده: به زيد شحّام فرمود:براى درخواست روزى،در سجده نماز واجب بگو:    «يا خَيْرَ الْمَسْئُولينَ وَ يا خَيْرَ الْمُعْطينَ اُرْزُقْنى وَارْزُقْ عِيالى مِنْ فَضْلِكَ فَاِنَّكَ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ »           

 ( كافى ، ج 4، ص 332.)

فصل سوم: ختومات

1)صلوات خاصه فاطمیه

          آیة الله آخوند همدانی برای برطرف شدن گرفتاری ها و ناملایمات و حوادث ناگوار و برآورده  شدن حوائج ، توسل به حضرت   زهرا(س)  پیدا کنید و 530 مرتبه   این دعا را بخوانید.

         « اللّهمَ بحقِّ فاطمةَ و أبیها و بَعلِها و بَنیها بعَدَد ما اَحاطَ بهِ عِلمُک  »

2)ختم سوره‌ي مباركه حمد براي شفاء امراض :

امام محمّدباقر(ع) فرمودند : «هركه سوره‌ي حمد او را بهبودي ندهد ، چيزي ديگري او را شِفا نمي‌بخشد .»

(اصول كافي : 4/434)

حضرت امام رضا (ع)  مي‌فرمايند : «كسي كه به او دردي رسيده است براي رفع آن ، هفت بار سوره‌ي حمد را قرائت كند ، اگر درد آرام نشد هفتاد بار بخواند ، آرام خواهد شد .» (اصول كافي : 4/429 و مكارم‌الاخلاق : 363)

۳- ختم سوره‌ي توحيد براي رفع سردرد(درد سر):

امام رضا (ع) درباره‌ي اين سوره مي‌فرمايند : «هركه سرش درد گرفت ، دست خود را بگشايد و سوره‌ي

 (حمد و توحيد و معوّذتين) را قرائت كند و دست خود را به صورت خود بكشد ، ناراحتي او رفع خواهد    شد.»(مكارم‌الاخلاق : 365)

 4- ختم سوره توحيد براي حفظ از آفات :

ونیزفرمود : «هركه به هنگام خواب سوره‌ي توحيد را ۱۱ مرتبه قرائت كند ، خداوند به بركت اين سوره ، خانه‌ي او و  همسايه‌هاي او را حفظ خواهد كرد.» (مكارم‌الاخلاق : 366)

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این بحث درسه فصل شفا و درمان با ذكر ؛ شفا و درمان به دعا  وختومات تقدیم می شود؛

این نکته قابل  توجه است که خواندن لفظی این دعا ها بدون اعتقاد و توجه و توکل به خدا کافی نیست و نباید انتظار داشت هر کس این دعاها و اذکار را خواند حتما نتیجه بگیرد و بیماریش شفا یابد. بلکه مصلحت خدا و حکمت های دیگر را هم باید در نظر گرفت.

فصل اول : شفا و درمان با ذكر

1)حضرت  امام صادق عليه السلام فرمود: باهفت بارگفتن ذکر« بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ » بعداز نماز مغرب و صبح ،خداوند متعال هفتاد نوع بلا را دفع مى كند كه كمترين آن ها جذام و برص (پيسى ) و ديوانگى است . ( اصول كافى ، ج 4، ص 299. )

2)« امام صادق علیه السلام فرمود :«کسی که هر روز سی مرتبه بگوید « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ‏ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ» خداوند از او نود و نه نوع از بلا را که آسان ترین آنها جذام است را دفع می کند.« دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ نَوْعاً مِنَ الْبَلَاءِ أَهْوَنُهَا الْجُذَام‏ » ( بحار الأنوار، ج‏59، ص 276.)

3)« از امام صادق(ع) روایت شده که دست خود را بر محلى كه درد در آن است بگذار و سه بار بگو:              ( اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ رَبِّي حَقّاً لَا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً اللَّهُمَّ أَنْتَ لَهَا وَ لِكُلِّ عَظِيمَةٍ فَفَرِّقْهَا عَنِّي.» پروردگار حقيقى من است كه چيزى را شريكش قرار نمى‏دهم، خدايا! براى اين كار و هر كار بزرگى، تو ملجأ و پناهى، پس آن را از من جدا نما. ( عدة الداعي و نجاح الساعي، حلی، ابن فهد ، ص 273.)

4) طبرسى در كتاب مكارم الاخلاق گويد: امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: هيچ گرفتارى نيست كه امر ناگوارى او را غمگين و يا اندوهى او را غصه دار كرده باشد، پس سرش را به سوى آسمان بلند كرده و سه مرتبه بگويد: (بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ) مگر اين كه خداوند غم و اندوه او را بر طرف كرده و غصه اش را از بين ببرد، انشاء الله . (ختوم و اذكار، ج 1، ص 84.)

5) ابن بابويه و ساير علماء رضوان اللّه عليهم به سند معتبر از حضرت امام محمّدباقر عليه السلام روايت كرده اند كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه هر كه هر روز عقب نماز صبح ده مرتبه بگويد «سُبْحانَ اللّهِ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ» حق تعالى او را عافيت دهد از كورى و ديوانگى و خوره و پريشانى و خانه بر سرش فرود آمدن يا خرافت درهنگام پيرى . حقتعالى او را از كورى و ديوانگى و جزام و فقر و زير ديوار آمدن يا خرافات درهنگام پيرى عافيت دهد. (مفاتیح الجنان)

6)كلينى به سند صحيح روايت كرده است از حضرت صادق عليه السلام كه هر كه بعد از نماز صبح صد مرتبه بگويد«ماشآءاللّهُ كانَ وَلاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ» در آن روز هيچ مكروهى نبيند و شيخ طوسى و ديگران نيز در كتب دعا ذكر كرده اند .(همان)

7)دعاى اداء قرض؛عيّاشى از عبداللّه بن سنان روايت كرده است كه به خدمت حضرت صادق عليه السلام رفتم حضرت فرمود كه مى خواهى تو را دعائى تعليم كنم كه چون بخوانى حق تعالى قرض تو را ادا كند و حال تو نيكو شود ؛ بعد از نماز صبح بگو:

«تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الْقَيُّومِ الَّذى لاْ يَمُوتُ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيرا اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْبُؤْسِ وَالْفَقْرِ وَمِنْ غَلَبَةِ الدَّيْنِ وَالسُّقْمِ وَاَسْئَلُكَ اَنْ تُعينَنى عَلى اَدآءِ حَقِّكَ اِلَيْكَ وَاِلَى النّاسِ»(همان)

8) كفعمى (ره ) روايت كرده است كه مردى به حضرت رسول صلى الله عليه و آله شكايت كرد از تنگدستى و پريشانى و بيمارى حضرت فرمود كه هر صبح و شام ده مرتبه اين دعا را بخواند او سه روز بر اين مداومت كرد حال او به صحّت و توانگرى و رفاهيّت برگشت و شيخ طوسى و ديگران در تعقيب نماز صبح ذكر كرده اند و دعا اين است :

«لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لا يَمُوتُ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيرا»(همان)

9) توصیه حاج حسنعلی نخودکی به حضرت  امام (ره) به عنوان  «بهترازهرکیمیا» :                                    

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه:« وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ

وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا »(سوره طلاق آیه 2 و 3)

         10) حضرت آیة الله بهجت (ره) وتوصیه در علاج برخی بیماری‌های روحی  بابرخی ذکر ها:

          -زیاد گفتن:«لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم» جهت علاج غرور.

          - زیاد گفتن: «لا إله إلاّ الله»، علاج وسواس و جمع شدن فکر

         -  زیاد صلوات فرستادن (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) علاج عصبانیت.

           - زیاد گفتن« لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله» جهت دوری از ریا.

         11) ذکر یونسیه

                     «لا إلهَ إلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین»(انبیاء/ 87)

                   تعدادچهارصد بار شب ها بعد از نماز عشاء تا هر وقت شب در سجده نافع است .

12)ذکر«سبحان الله»

امیرالمؤمنین علیه‌السلام: هرکس روزی سی مرتبه تسبیح بگوید، خداوند هفتاد نوع  بلا که کمترین

 آن‌ها فقر است را از وی دفع می‌نماید.( سفینة البحار،ج 3 ،ص 202)

 13)ذکر(لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ)

1)رسول الله صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : قَولُ : (لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه) فيهِ شِفاءٌ مِن تِسعَةٍ وتِسْعينَ

داءً ،أدْناها الهَمُّ »ذکر «لا حول ولا قوة الا باللّه‏» نود و نه درد را شفا مى‏دهد كه ساده‏ترين

آنها اندوه است . (قرب الإسناد : 76 / 244)

2) امام صادق علیه السّلام فرمودند: اگر غم‌ها پیوسته به تو روی آورد، پس بگو (لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ).                    

و نیز روایت شده است فرزند یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت دشمن

در آمد. وی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و از این غم شکایت نمود. رسول خدا

صلی الله علیه و آله به او امر کردند که زیاد و در همه حال ذکر (لا حول و لا قوّة الاّ بالله)

 بگوید او نیز اطاعت کرد و پس از مدّتی پسرش به همراه صدشتر در هنگامی که مشرکان

از وی غافل شده بودند، بازگشت .( سفینة البحار،ج 3 ،ص 207)

           14)ذکری برای بچه دار شدن

        مرحوم كلينى از حارث نصرى حكايت مى‏كند كه او گويد:

         «به امام صادق عليه‏السلام گفتم: خاندان من همه  منقرض شده‏اند و من هم فرزندى ندارم.

          حضرت فرمود: در سجده بگو: «رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَةً طَيِّبَةً إنَّكَ سَميعُ الدُّعاء؛ رَبِّ لا تَذَرْنى فَرْدا   

            وَانْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ».حارث گويد: من به دستور حضرت عمل كردم و در سجده‏ام  اين دو آيه را خواندم.  

            خداوند به من دو پسر به نام‏هاى على و حسين عطا كرد.»    (كافى، ج6، ص8 و نيز مجمع البيان، ج7، ص61.)

         15)ذکري جهت در امان ماندن از تصادف و خطرات جاده

        از مرحوم آيت الله بهجت پرسيدند:جهت در امان ماندن از تصادف و خطرات جاده اي چه ذکري    

          بگوييم؟فرمودند:هنگام سوار شدن يک مرتبه آيت الکرسي و ۶ مرتبه سوره مبارکه قدر را بخوانيد

         که مجرب است.انشاءالله

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |

مناظره امام جواد(ع) با یحیی ابن اکثم-رضایت خدا از ابوبکر و عمر

نقل شده است که پس از آنکه مأمون، دخترش ام الفضل را به امام جواد ـ علیه‎السّلام ـ تزویج کرد، در مجلسی که مأمون و امام ـ علیه‎السّلام ـ و یحیی بن أکثم۱ و گروه بسیاری از علماء در آن حضور داشتند.

یحیی به امام ـ علیه‎السّلام ـ رو کرد و پرسید، روایت شده است که جبرئیل به حضور پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ رسید و گفت: «یا محمّد! خداوند به شما سلام می‎رساند و می‎فرماید: «من از ابوبکر راضی هستم، از او بپرس که آیا او هم از من راضی است؟

نظر شما درباره این حدیث چیست؟

امام ـ علیه‎السّلام ـ فرمودند: من منکرفضیلت ابوبکر نیستم، ولی کسی که این خبر را نقل میکند باید خبر دیگری را نیز که پیامبر اسلام در حجَّه الوداع بیان کرد، از نظر دور ندارد. پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: «کسانی که بر من دروغ می‎بندند، بسیار شده‌اند و بعد از من بسیار خواهند بود، هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حدیثی از من برای شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنّت من عرضه کنید، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگیرید و آنجه را که مخالف کتاب خدا و سنّت من بود، رها کنید»،  این روایت (درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نیست، زیرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفریدیم و می‎دانیم در دلش چه چیز می‎گذرد و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم.

آیا خشنودی و ناخشنودی ابوبکر بر خدا پوشیده بوده است تا آن را از پیامبر بپرسد؟! آیا عقلاً این روایت قابل قبول است؟»

www.nasr19.ir

یحیی گفت: روایت شده است که: «ابوبکر و عمر در زمین، مانند جبرئیل و میکائیل در آسمان هستند».

حضرت فرمود: «درباره این حدیث نیز باید دقت شود؛ چرا که جبرئیل و میکائیل دو فرشته مقرّب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهی از آن دو سر نزده است و لحظه‎ای از دایره اطاعت خدا خارج نشده‎اند، ولی ابوبکر و عمر زمانی مشرک بوده‎اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده‎اند، اما اکثر دوران عمرشان را در شرک و بت پرستی سپری کرده‎اند، بنابراین محال است که خدا آن دو را به جبرئیل و میکائیل تشبیه کند.

یحیی گفت: «همچنین روایت شده است که: ابوبکر و عمر دو سرور پیران اهل بهشتند». درباره این حدیث چه می‎گویید؟

حضرت فرمود: «این روایت نیز محال است که درست باشد، زیرا بهشتیان همگی جوانند و پیری در میان آنان یافت نمی‎شود (تا ابوبکر و عمر سرور آنان باشند!) این روایت را بنی‌امیه، در مقابل حدیثی که از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره حسن و حسین ـ علیها‌السّلام ـ نقل شده است که «حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند» جعل کرده‎اند.

یحیی گفت: «روایت شده است که «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است».

حضرت فرمود: «این نیز محال است؛ زیرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد ـ صلی‎الله علیه و آله ـ و همه انبیا و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اینها روشن نمی‎شود ولی با نور عمر روشن می‎گردد؟!

یحیی اظهار داشت: «روایت شده است که عمر هر چه گوید، از جانب مَلَک و فرشته می‎گوید.

حضرت فرمود:… ابوبکر، با آنکه از عمر افضل است، بالای منبر می‎گفت: من شیطانی دارم که مرا منحرف می‎کند، هر گاه دیدید از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آورید.

یحیی گفت: «روایت شده است که پیامبر فرمود:‌ «اگر من به پیامبری مبعوث نمی‎شدم، حتماً عمر مبعوث می‎شد.

امام فرمود: «کتاب خدا (قرآن) از این حدیث راست‎تر است»، خدا در کتابش فرموده است:

«به خاطر بیاور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح…۵ از این آیه صریحاً بر می‎آید که خداوند از پیامبران پیمان گرفته است، در این صورت چگونه ممکن است پیمان خود را تبدیل کند؟

هیچ یک از پیامبران به قدر چشم بر هم زدن به خدا شرک نورزیده‎اند، چگونه خدا کسی را به پیامبری مبعوث می‎کند که بیشتر عمر خود را با شرک به خدا سپری کرده است؟! و نیز پیامبر فرمود: «در حالی که آدم بین روح و جسد بود (هنوز آفریده نشده بود) من پیامبر شدم.

باز یحیی گفت: روایت شده است که پیامبر فرمود: «هیچگاه وحی از من قطع نشد، مگر آنکه گمان بردم که به خاندان خطّاب (پدر عمر) نازل شده است»، یعنی نبوت از من به آنها منتقل شده است.

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا امکان ندارد که پیامبر در نبوّت خود شک کند، خداوند می‎فرماید: «خداوند از فرشتگان و همچنین از انسانها رسولانی بر می‎گزیند۶ (بنابراین با گزینش الهی، دیگر جای شکی برای پیامبر در باب پیامبری خویش وجود ندارد).

یحیی گفت: «روایت شده است که پیامبر ـ صلی‎الله علیه و آله ـ فرمود: «اگر عذاب نازل می‎شد کسی جز عمر از آن نجات نمی‎یافت».

حضرت فرمود: این نیز محال است، زیرا خداوند به پیامبر اسلام فرموده است: «و مادام که تو در میان آنان هستی، خداوند آنان را عذاب نمی‎کند و نیز مادام که استغفار می‎کنند، خدا عذابشان نمی‎کند بدین ترتیب تا زمانی که پیامبر در میان مردم است و تا زمانی که مسلمانان استغفار می‎کنند، خداوند آنان را عذاب نمی‎کند.


۱-یحیی یکی از دانشمندان نامدار زمان مأمون، خلیفه عباسی، بود که شهرت علمی او در رشته های گوناگون علوم آن زمان زبانزد خاص و عام بود. او در علم فقه تبحر فوق العاده ای داشت و با آن که مأمون خود از نظر علمی وزنه بزرگی بود، ولی چنان شیفته مقام علمی یحیی بود که اداره امور مملکت را به عهده او گذاشت و با حفظ سمت، مقام قضا را نیز به وی واگذار کرد. یحیی علاوه بر اینها دیوان محاسبات و رسیدگی به فقرا را نیز عهده دار بود. خلاصه آن که تمام کارهای کشور اسلامی پهناور آن روز زیر نظر او بود و چنان در دربار مأمون تقرب یافته بود که گویی نزدیکتر از او به مأمون کسی نبود. اما متاسفانه یحیی، با آن مقام بزرگ علمی، از شخصیت معنوی برخوردار نبود. او علم را برای رسیدن به مقام و شهرت و به منظور فخر فروشی و برتری جویی فراگرفته بود. هر دانشمندی به دیدار او می رفت، آنقدر از علوم گوناگون از وی سؤال می کرد تا طرف به عجز خود در مقابل وی اقرار کند!

+نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت توسط محمدحسین منتظری شاتوری | |